یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

پیام آور کوچک


مجید نفیسی


• به مادرت خواهی گفت
که دیروز عصر با من
به چرخ‌سواری رفته‌ای.
بعد, دوش گرفته‌ای,
الفبای فارسی خوانده‌ای, شام خورده‌ای, ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
پنج‌شنبه  ۱۱ آذر ۱٣۹۵ -  ۱ دسامبر ۲۰۱۶


 
به مادرت خواهی گفت
که دیروز عصر با من
به چرخ‌سواری رفته‌ای.
بعد, دوش گرفته‌ای,
الفبای فارسی خوانده‌ای, شام خورده‌ای,
خوب خوابیده‌ای, و صبح کوله بر دوش
از خانه‌ی من با خط یک
به مهد کودک رفته‌ای.

عصر مادرت ترا برمی‌دارد
و با ماشین به خانه‌اش می‌برد
ظرف غذایت را باز می‌کند
و از ته‌مانده‌ی ناهارت می‌فهمد
که برایت چه پخته‌ام.
تو ماشین‌بازی می‌کنی,
به مادربزرگت خرده‌فرمایش می‌دهی
و با خاله‌ات نقاشی می‌کنی.
بعد, بال می‌زنی
و به سوی من پر می‌کشی.

از من چه می‌گیری؟
به او چه می‌دهی؟
از او چه می‌گیری؟
به من چه می‌دهی؟
پیام‌آور کوچک!
نمی‌خواهم این شکاف را پر کنی.
برای دوست داشتن
به سقفی مشترک
نیاز نیست.

       سوم مه ۱۹۹۱


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست