یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون  
   

ادواردو گاله آنو
چهار جمله که باعث رشد دماغ پینوکیو می شوند


• همه ما در ویران ساختن کره زمین مقصریم. بهداشت و سلامتی دنیا انزجار آمیز است. غریو آواهای آژیر جهانی: «همه ما مسئولیم.» و تعمیم تبرئه می کند: «اگر همه ما مسئولیم، پس هیچکس به تنهایی مسئول نیست.» تکنوکرات های محیط زیست مانند خرگوش زاد و ولد می کنند. متخصصین، متخصصین را تولید می کنند، کارشناسانی که مسئول پیچیدن موضوع در کاغذ سلوفان ابهام و دو پهلویی اند ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
دوشنبه  ۱٨ بهمن ۱٣۹۵ -  ۶ فوريه ۲۰۱۷


۱ – همه ما در ویران ساختن کره زمین مقصریم. بهداشت و سلامتی دنیا انزجار آمیز است.
غریو آواهای آژیر جهانی: «همه ما مسئولیم.»
و تعمیم تبرئه می کند: «اگر همه ما مسئولیم، پس هیچکس به تنهایی مسئول نیست.»
تکنوکرات های محیط زیست مانند خرگوش زاد و ولد می کنند. بالاترین نرخ زاد و ولد در دنیاست. متخصصین، متخصصین را تولید می کنند، و باز هر بار بیشتر تولید می کنند، کارشناسانی که مسئول پیچیدن موضوع در کاغذ سلوفان ابهام و دو پهلویی اند. آنها زبان گنگ و مه آلود هشدارهایی مبنی بر قربانی شدن همه می سازند که در بیانیه های دولتها و در پیمان های جدی بین المللی بکار می رود که هیچکس مطابق آنها عمل نمی کند.
این آبشار واژه ها – سیلاب تهدید به تبدیل شدن به یک فاجعه زیست محیطی قابل مقایسه با سوراخ اوزون – رایگان رها نمی شود. زبان رسمی برای مصونیت بخشیدن به جامعه مصرفی، واقعیت را غرق می کند، برای مصونیت بخشیدن به کسانی که به نام توسعه الگوی جامعه مصرفی را تحمیل می کنند، به شرکت های بزرگی که عصاره جامعه را می گیرند.
ولی آمارها اعتراف می کنند. داده های پنهان زیر لفاظی فاش می سازند که ۲۰ درصد از انسانها مرتکب ۸۰ درصد از تجاوز به طبیعت می شوند، جنایتی که قاتلین آن را خودکشی می نامند و این تمام انسانها هستند که بخاطر تخریب پی در پی کره زمین، مسمومیت هوا، زهرآلودگی آب، جنون اقلیمی و اتلاف منابع طبیعی غیر قابل تجدید می پردازند.
خانم هارلم برونتلند ( Harlem Bruntland )، کسی که ریاست دولت نروژ را به عهده دارد، اخیراً تایید کرد که اگر هفت میلیارد نفر از جمعیت دنیا مانند کشورهای پیشرفته غربی مصرف می کردند، « ده سیاره مانند سیاره ما برای ارضاء همه نیازهایشان کم می بود.» یک آزمون غیرممکن. ولی دولتمردان کشورهای جنوب که قول ورود به دنیای اول را می دهند، پاسپورت جادوئی که همه ما را خوشبخت و ثروتمند می سازد، فقط نمی بایست فریب داده شوند. فقط ما را با وعده های توخالی به تمسخر نمی گیرند، نه :
این دولتمردان جرم دفاع و توجیه جنایت را مرتکب می شوند. زیرا این سیستم زندگی که به عنوان بهشت عرضه می شود، سیستمی پایه گذاری شده بر اساس استثمار هم نوع و نابودی طبیعت، سیستمی است که تن ما را بیمار می کند، روان مان را مسموم می سازد و ما را بدون دنیا ترک می نماید.
۲ – سبز است آنچه که در حال حاضر سبز رنگ آمیزی می شود، صنایع شیمیایی غول آسا تبلیغاتش را به رنگ سبز می کند، و بانک جهانی صورتش را با تکرار واژه محیط زیست در هر صفحه ای از گزارش هایش می شوید و وام هایش را سبزرنگ می کند. رییس بزرگترین بانک جهان توضیح می دهد :
« در شرایط وام دهی ما، معیارهای زیست محیطی شدیداً در نظر گرفته می شود. »
همه ما طرفداران محیط زیست هستیم، تا جایی که یک اقدام مشخص آزادی آلودگی را محدود می کند.
هنگامی که در اوروگوئه قانون شرمسارانه دفاع از محیط زیست تصویب شد، شرکت هایی که در هوا سم پخش می کنند و آبها را آلوده می سازند، ناگهان ماسک سبزی را که به تازگی خریده بودند، کنار زدند و چهره حقیقی شان را بطور مختصر بدین سان نشان دادند :
« مدافعین طیبعت، وکلای فقرایند که در امر توسعه اقتصادی خرابکاری می کنند و سرمایه گذاری خارجی را به وحشت می اندازند. »
در عوض، بانک جهانی مشوق اصلی ثروت، توسعه و سرمایه گذاری خارجی است. شاید بخاطر این همه تقوا و ارزش، بانک با همکاری سازمان ملل، بنیاد تازه تاسیس برای محیط زیست جهانی را اداره خواهد کرد. مالیات تحمیل شده بر وجدان ناپاک، پول کمی در اختیار خواهد داشت، صد بار کمتر از آنچه که طرفداران محیط زیست برای تامین پروژه هایی که طبیعت را ویران نمی سازند، درخواست کردند.
کوشش بی عیب و نقص، فرجام اجتناب ناپذیر : بانک جهانی اذعان می کند که اگر این پروژه ها به سرمایه ویژه ای نیاز دارند، بقیه پروژه هایش عملاً خدمت ناچیزی به محیط زیست می نمایند. بانک نامش جهانی است، مانند صندوق پول که نامش بین المللی است، ولی این دو برادر دو قلو زندگی می کنند، وصول می کنند و در واشنگتن تصمیم می گیرند. آن کس که پول می دهد، دستور می دهد، و فن سالاری پرشمار هیچگاه در بشقابی که غذا می خورد، تف نمی کند.
بوده است، همین گونه که هست، بانک جهانی، طلبکار اصلی به اصطلاح جهان سوم، بر کشورهای به اسارت گرفته شده ما که بخاطر بدهی به طلبکاران خارجی شان، هر دقیقه ۲۵۰ هزار دلار پرداخت می کنند، حکومت می کند، و به آنها سیاست اقتصادی اش را بخاطر پولی که به آنها واگذار می کند یا قولش را می دهد، تحمیل می کند. خدایی کردن بازار، که هر بار کمتر می خرد و بدتر پرداخت می کند، اجازه می دهد که شهرهای بزرگ دنیای جنوب، تخدیر شده به وسیله مذهب مصرف از زلم زیمبو انباشته شود، در حالی که مزارع فرسوده می شوند، آبهایی که آنها را تغذیه می کنند آلوده می گردند و یک پوسته خشک بیابانهایی را که قبلاً جنگل بودند، می پوشاند.
۳ – بین سرمایه و کار، محیط زیست بیطرف است. می توان گفت امری آل کاپونی، ولی او با نزاکت بود. خوبی آل کاپون که همیشه به مجالس عزای قربانیانش گل می فرستاد... شرکت های غول آسای صنایع شیمیایی، نفتی و خودروسازی بخش قابل توجهی از هزینه های اِکو ۹۲ را پرداخت کردند. یک کنفرانس بین المللی که در ریو د ژانیرو به مساٌله جان کندن کره زمین اشتغال داشت. و این کنفرانس، به اصطلاح جلسه سران زمین، شرکت های چند ملیتی را که آلودگی تولید می کنند و از آن زندگی می کنند، محکوم نساخت، و حتی یک کلمه بر علیه آزادی بی حد و حصر بازار که فروش سم را ممکن می سازد، بیان نکرد. در رقص بزرگ نقابدارهای پایان هزاره، حتی صنعت شیمیایی هم سبز می پوشد. تشویش زیست محیطی خواب بیشتر آزمایشگاه های دنیا را که در حال اختراع کشت های بیو تکنولوژیکی هستند، آشفته می سازد. ولی این اختراعات علمی، بدون کمک شیمیایی، گیاهان مقاوم تر در برابر آفات ارائه نمی دهند، بلکه در جستجوی گیاهانی هستند که مستعد مقاومت در برابر سموم گیاهی و مواد ضد آفاتی اند که همان آزمایشگاه ها تولید می کنند.
شش شرکت از ده شرکت بزرگ تولید کننده بذر در دنیا، سموم ضد آفات تولید می کنند Sandoz , Ciba – Geigy ) Dekalb , Pfiezer , Upjohn , Shell (. صنعت شیمیایی گرایشات مازوخیستی ندارد. بازسازی کره زمین یا آنچه که از آن برایمان می تواند بماند مستلزم به میان کشیدن آزادی انسانی و تقبیح پول که مصون از مجازات است، میباشد. بوم شناسی بیطرف که بیشتر به باغبانی شبیه است، شریک بی عدالتی دنیایی می شود گه در آن غذای سالم، آب تمیز، هوای خالص و سکوت حق همگانی محسوب نمی شود، بلکه امتیازاتی است برای تعداد اندکی که می توانند برای آنها بپردازند.
چیکو مندس کارگر کارخانه لاستیک سازی، در اواخر سال ۱۹۸۸ در منطقه آمازون برزیل، بخاطر عقیده داشتن به آنچه که عقیده داشت، کشته شد. چیکو عقیده داشت که مبارزه در راه محیط زیست نمی تواند از مبارزه اجتماعی تفکیک شود، که بدون اصلاحات ارضی جنگل آمازون نجات نخواهد یافت. پنج سال بعد از این جنایت، اسقف های برزیل اعلام کردند که هر سال بیش از صد کارگر کشاورزی در مبارزه بخاطر زمین کشته می شوند، و تخمین زدند که چهار میلیون دهقان بیکار از مزارع وارد شهرها می شوند. مطابق با آمار هر کشور، بیانیه اسقف ها تصویری از همه کشورهای امریکای لاتین است. شهرهای بزرگ امریکای لاتین که به علت هجوم رانده شدگان از روستا تا حد ترکیدن متورم شده اند، فاجعه ای هستند زیست محیطی، فاجعه ای که در چهارچوب محدویت های بوم شناسی، کر در برابر فریادهای اجتماعی و کور در برابر سازش های سیاسی، نه می توان آنها را فهمید و نه می توان آنها را تغییر داد.
۴ – طبیعت خارج از ما وجود دارد. خداوند در ده فرمانش فراموش کرد اسمی از طبیعت ذکر کند. در میان ده فرمانی که از کوه سینا برایمان فرستاد، پیامبر می توانست چیزی شبیه این اضافه کند :
« به طبیعت احترام گذارید زیرا بخشی از آنید. »
ولی چنین امری پیش نیامد. پنج قرن پیش هنگامی که قاره امریکا از طرف بازار اسیر گرفته شده بود، تمدن متجاوز، بوم شناسی را با بت پرستی عوضی گرفت. ارتباط و همدلی با طبیعت گناه بود. و سزاوار مجازات بود. بر اساس گاه شمار فتح قاره امریکا، سرخپوستان چادر نشین که از پوست درختان برای پوشش خود استفاده می کردند، هیچگاه پوست تنه درخت را بخاطر اینکه درخت از بین نرود، بطور کامل نمی کندند و سرخپوستان اسکان یافته با در نظر گرفتن دوره استرحت زمین به دلیل خسته نکردن آن، به کشت های متنوعی مبادرت می نمودند. تمدن که برای تحمیل کردن کشت تک محصولی صادراتی ویرانگرانه می آمد نمی توانست فرهنگ های آمیخته با طبیعت را درک کند و آنها را به عنوان حرفه شیطانی یا جهل و نادانی عوضی می گرفت. برای تمدن که غربی و مسیحی بودن را موعظه می کند، طبیعت حیوانی وحشی بود که می بایست آن را اهلی و مجازات کرد تا مانند یک ماشین کار کند، ماشینی در مقام خدمت به ما، از ازل تا ابد. طبیعت که جاودانه بود، در بردگی ما مقصر بود.
اخیراً متوجه شدیم که طبیعت به ستوه می آید، مانند ما فرزندانش، و مطلع شدیم که مانند ما، می تواند به قتل رسد. اکنون کسی از مطیع کردن طبیعت حرفی نمی زند، حالا حتی جلادانش هم می گویند که باید از آن حمایت کرد. ولی در هر دو حالت، طبیعت مطیع شده و طبیعت حمایت شده، خارج از ما وجود دارد. تمدنی که ساعت را با زمان، رشد را با توسعه و شکوه و عظمت را با کلان و غول آسا عوضی می گیرد، همینطور طبیعت را هم با منظره اشتباه می گیرد. ضمن اینکه دنیا، لابیرنت بدون مرکز، خود را وقف شکستن آسمان خویش می سازد.

نویسنده: ادواردو گاله آنو
برگردان: کبوتر سفید


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست