یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

هنگامی که زنان بر سر دستمزد مذاکره می کنند
ژاکوبین-ایلا ماهونی


پروین اشرفی


• "بررسی نشان می دهد که وقتی زنان بطور مداوم در مورد دستمزدشان مذاکره می کنند، در واقع مزدشان کاهش یافته است. درخواست پول بیشتر، همیشه هم برای زنان کار نمی کند. در واقع زنان - بیش از مردان - ممکن است یک واکنش شدید را تجربه کنند که می تواند به چشم انداز شغلی آینده آنها صدمه بزند." ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ۱۵ فروردين ۱٣۹۶ -  ۴ آوريل ۲۰۱۷



 
هنگامی که زنان در مورد دستمزد خود قاطع می شوند، با واکنش شدید روبرو می گردند – و این مشکل توسط "یک گام به پیش" – Lean In - هم حل نمی شود.

اینکه چه موقعی در وسط پروسه یک مصاحبه ی پراضطراب درست است که مسئله دستمزد را به میان بیاوریم، سئوالی است که همه ما به آن فکر کرده ایم.
پاسخ به این سئوال برای یک زن کانادایی به نام Taylor Byrnes ظاهرا "هرگز" بوده است.

Byrnes در پروسه مصاحبه گزینش استخدامی با یک کمپانی جدید کانادایی به نام SkipTheDishes بود. بعداز اولین مصاحبه، در مورد بسته دستمزد و مزایای شغل مورد نظر پرسید (دومین مصاحبه یک "امتحان منو" بود که احتمالا مجبور بود در موردش مطالعه کند). SkipTheDishes پاسخ داد که "پرسش شما روشن می کند که الویت های شما با الویت های SkipTheDishes خوانایی ندارد. ما فعلا نمیتوانیم ملاقاتمان را در این پنجشنبه برقرار کنیم." Byrnes با طرح سئوال در مورد دستمزد خود، تابوی کمپانی را نقض کرده بود، لذا برای کسب آن شغل رد صلاحیت شد.

این داستان فشار منحصر به فردی را که در دنیای کار بر زنان اعمال میشود، کاملا برجسته میسازد. همه ما میدانیم که مابین دستمزد زنان و مردان یک شکاف وجود دارد. ما بررسی های وافری هم داریم که به ما میگوید باید بخشا زنان را در این مورد سرزنش کرد – آنها خواهان دستمزد کمتر هستند، کمتر مذاکره می کنند، و کمتر مطالبه می نمایند. Byrnes احتمالا همه این ها را در ذهن داشت وقتی که تصمیم گرفت فعالانه برخورد کرده و در مورد دستمزد پرس و جو کند. شاید هم او ریسک این بی باکی اندک خود را در مقابل پیشرفت برای همه زنان در محیط کار، محاسبه کرده بود.
اما علیرغم اینکه این گونه افکار از ذهن Byrnes گذشته باشد یا نه، عدم پذیرش او توسط کمپانی SkipTheDishes، شکاف مابین لفاظی نئولیبرالی در مورد زن زرنگ دانا و توانمند – که موانع نامرئی را به همت خواست خود در هم می شکند - و واقعیت کار در سرمایه داری را نمایان می سازد.

یک دروغ محض در دل مناسبات کاری سرمایه داری وجود دارد: و آن اینکه این مناسبات، یک رابطه آزاد، داوطلبانه و بیطرفانه بین همه می باشد. این دروغ وجود دارد تا ماهیت زورگویانه اشتغال در سرمایه داری را پنهان سازد : کارگران وارد این رابطه میشوند چونکه به خوردن نیاز دارند، و بخاطر اینکه آنها بدون اشتغال جان خواهند سپرد. سرمایه داران وارد چنین اجباری نمیشوند؛ هدف اولیه آنها تولید سود می باشد.
نیازهای انسانی کارگر می تواند مانع توانایی سرمایه داران در ایجاد آن سود گردد، به همین دلیل مخفی کردن و دست کم گرفتن آن نیازها بطور سیستماتیک، آنچنان با اهمیت می شود.
هنگامی که کارگران نیازهای انسانی روزانه شان را بر زبان می آورند، به جای اینکه وانمود نمایند که حقیقتا مشتاقند خود را وقف ایجاد یک برنامه کامل توزیع مواد عذایی کنند، آنها روابط کاری سرمایه داری را به مثابه عمل اجباری، افشاء می نمایند. این امر در دستان یک گروه بهم پیوسته، مانند یک اتحادیه، می تواند قدرتمند و مختل کننده باشد. اما یک کارگر تنهایی که جرئت کند دلیل واقعی در جستجوی کار بودن خود و حفظ آن را به صدای بلند بگوید، دست به ریسک بزرگی میزند. سرشت سرمایه این است که از صداهایی که نیازهای بشری را بر علیه میل به سود قرار می دهند، کاسته و یا آنها را حذف نماید.
برای زنان بار اختفای انگیره واقعی کارکردن، بخصوص سنگین است. کارفرمایان این بدگمانی را مداوما در اذهان می پرورانند که مطالبات مرموز بیولوژی زنانه، مانع خواسته های کار مثمر خواهد شد. و آنها کاملا هم در اشتباه نیستند، به هر حال بیولوژی کمی به خواسته هایی که از زنان مطالبه می شود، ربط دارد. زایمان، پرورش کودکان، پخت و پز، مراقبت از سالمندان، تمیزکردن خانه، همه اینها زمان زیادی میبرد که به سادگی میتواند به ساعت هایی تبدیل بشود که کارفرما بعنوان "مال آنها" مورد ملاحظه قرار میدهد. اگرچه این مسئولیت های متناقض تاریخا بر دوش زنان افتاده است، اما هیچ چیز ذاتا زنانه ای در مورد آنها وجود ندارد؛ این ها نیازهای بشری هستند، برای بقا و تولید مثل بشری بنیانی می باشند. زمانی که زنان خودشان در خانه ها مخفی بودند، این نیازها آسانتر مخفی می شدند.

نسخه "یک گام به پیش" در مورد اینکه چگونه زنان می توانند در کار به موفقیت دست یابند، در واقع خواست سرمایه داری مبنی بر اینکه نیازهایمان را مخفی کنیم و آن را در زبان توانمندی ببپیچیم را می پذیرد. از زنان می خواهد که دو برابر مردان کار کنند. از آنها می خواهد "همه کار انجام بدهند"، یا حداقل به کسانی که چک ها را مینویسند با صدای بلند اصرار ورزند که آنها میتوانند همه کار بکنند.
رویکرد "یک گام به پیش" بخاطر ارائه شکلی از توانمندی زنان که فقط برای زنان ثروتمند شرکت های بزرگ قابل دسترسی می باشد، صریحا مورد نقد قرار گرفته است. بسیاری به درستی اشاره کرده اند که زنانی چون شریل سندبرگ به کمک زنان کارگر با دستمزد کمتر، مانند پرستاران بچه و آشپزها، فقط میتوانند "همه کار بکنند". بار "شیفت دوم"، میتواند مثلا از طریق مهد کودک های عمومی، اجتماعی بشود و کالایی عمومی گردد، در حالیکه در جامعه ما که مبتنی بر سود است، امری حصوصی گشته و بر دوش کارگران بخش خدمات مراقبتی با دستمزد ناچیز استوار می باشد. زنانی که از پس این کمک اضافی بر نمی آیند، و یا نمیتوانند آنرا برای خود فراهم سازند، قطعا دارای سختی بیشتری در "یک گام به پیش" و صعود از نردبان شغلی می باشند.
اما مطالعات بطور فزاینده ای نشان میدهد که "یک گام به پیش"، حتی برای زنان نسبتا ممتاز حرفه ای همچون Taylor Byrnesنیز کار نمی کند.

اخیرا در سرتیتری در مجله Fortune نوشته می شود که "زنان به همان اندازه مردان، افزایش دستمزد در خواست می نمایند – اما غالبا کمتر آنرا دریافت می کنند." این مطلب بررسی مشترک مابین سه دانشگاه را توصیف می کند و نشان می دهد هنگامی که زنان افزایش دستمزد درخواست می کنند، 25 درصد کمتر از مردان احتمال دارد که این افزایش را دریافت نمایند. بعلاوه، در مقاله ای درHarvard Business Review استدلال می شود که "زنانی که در این مورد مذاکره نمی کنند، ممکن است دلیل خوبی داشته باشند." این بررسی نشان میدهد که وقتی زنان بطور مداوم در مورد دستمزدشان مذاکره می کنند، در واقع مزدشان کاهش یافته است. "درخواست پول بیشتر، همیشه هم برای زنان کار نمیکند". مولفان مینویسند "در واقع زنان - بیش از مردان - ممکن است یک واکنش شدید را تجربه کنند که میتواند به چشم انداز شغلی آینده آنها صدمه بزند."
Taylor Byrnes حتی پول بیشتری را در خواست نمیکرد – او در واقع در مورد اطلاعات پایه ای حقوقی می پرسید. اما تجربه او، بررسی های اخیر را تأیید مینماید.
این به آن معنا نیست که گفته شود زنان باید خود را بی ارزش دانسته و در هر موقعیتی مذاکره را به تعویق بیاندازند. اما هیچ مقداری از شعار خود- توانمند سازی فردی قادر نیست بر میل سرمایه داری به مقاومت در مقابل پیشرفت اساسی به نفع کارگران، فائق آید. این یک حکم بزرگ است. در سطح جهانی، شرکت های بزرگ پول بسیار بیشتری به دست می آورند هنگامیکه دستمزد بخش هایی از نیروی کار آنها راکد نگهداشته می شود. آنها تغییر را بدون هیچ مبارزه ای نخواهند پذیرفت.
برعکس، Byrnes با به اشتراک گذاشتن تجربه خود، ممکن است نوعی از مبارزه جمعی ضروری برای مقابله با سرمایه گذاری بر روی تبعیض مبتنی برجنسیت توسط کاپیتالیسم را تسریع ببخشد. توئیت او در مورد SkipTheDishes بیش از پنج هزار بار به اشتراک گذاشته شد و واکنش های شدید ناشی از آن، کمپانی را وادار به صدور یک عذرخواهی دست و پا شکسته و پیشنهاد مصاحبه ای دیگر نمود. صداقت او بسیاری از زنان دیگر را برآن داشت تا روایات خود را از تبعیض و رخدادها بگویند، جایی که دیگر "یک گام به پیش" کفایت نمی کرد.

با در نظر گرفتن روحیه حول و حوش مارش زنان در ژانویه و آکسیون های روز جهانی زن، در کنار برآمد سازماندهی سوسیالیستی در ایالات متحده، این گفتگوها می تواند یک اقدام واقعی کارگری و در محل کار را جوانه بزند. این نوع اقدام جمعی، بهترین شانس را در واداشتن سرمایه داران به کاهش تبعیض سکسیستی دارا می باشد. اما مهم است بخاطر داشته باشیم که این مبارزه صرفا برای دستیابی به مزد برابر، یا آسانتر ساختن برای زنان که مدیر و یا مدیر اجرائی بشوند نمی باشد. این مبارزه همچنین حیاتی است برای نشان دادن اینکه چگونه سرمایه داری اولیه ترین نیازهای هر کارگر را به طور سیستماتیکی دست کم می گیرد.
اگر این را به رسمیت بشناسیم که "کار زنان" واقعا کار بشریت است، و در هر چرخشی به منظور سود قربانی میشود، میتوانیم با سرمایه داری بخاطر آنچه که در واقع هست مقابله کنیم و ساختن یک جامعه عادلانه تر را آغاز نماییم.


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست