یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون  
   

دو دسته گی مخالفان جمهوری اسلامی در برخورد با جنگ در سوریه


اصغر نصرتی


• فاجعه جنگ سوریه برای ما که مخالف رژیم ایران از یک سو و دخالت کشورهای قدرتمند در مورد دیگر کشور از دیگر سو هستیم، نوعی دو دسته گی ایجاد کرده است. گرچه هر دو دسته مخالف رژیم جمهوری اسلامی هستند، اما در ارتباط با جنگ سوریه به دو دسته تقسیم شده اند: دسته ای که سرنگونی اسد را مساوی با تسلیم و تضعیف رژیم ایران می دانند و دسته ای که پیروزی غرب در آنجا را نه تنها فاجعه دیگری می دانند، بلکه سبب ساز سرنگونی جمهوری اسلامی هم نمی دانند. ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
يکشنبه  ۲۰ فروردين ۱٣۹۶ -  ۹ آوريل ۲۰۱۷


فاجعه جنگ سوریه قبل از همه ادامه مجموعه ی تدابیر سیاسی- نظامی کشورهای قدرتمندی است که خود را در مقام تعیین کننده ی سرنوشت سیاسی دیگر کشورها می دانند. این حق پیش از آنکه از سوی مردم جهان یا ارگانهای بین المللی بدانها واگذار شده باشد، حاصل موقعیت نظامی و سیاسی آنها در جهان است. اینها نه تنها از موضع قدرت برخوردارند، بلکه از زبان قدرت (زور/قدرت نظامی) هم برای پیشبرد منطق خویش بهره می گیرند. این منطق متاسفانه شامل موافقین و مخالفین اسد می شود. در این کشمکش متاسفانه مردم کشور سوریه دخالت اندکی دارند، اما بیشترین قربانی را می دهند.
از زمان «بهار عربی» که خیلی زود به زمستان کشید، تا کنون تحولات منطقه به نفع تدابیر و تغییرات غرب و بیش از همه آمریکا پیش رفته است. اینکه غرب خود را سرمنشا دموکراسی و آزادی دانسته و شرق ( که روسیه را هم سهوا شامل می کنند!) را در کلیت آن بر تحجر و استبداد متکئ میداند، امری ست که اگر در ادعا درست هم باشد، در عمل اما نتیجه ی فاجعه باری داشته است. چرا که آمریکا از همین منظر و با علاقمندی به منافع خود، در تغییر نظام بسیاری از کشورهای منطقه برآمده و با شعا خوش دموکراسی و آزادی استبدادی ارتجاعی تر از پیش در کشورهای مورد نظر بر سر قدرت آورده است.

اما چرا ماجرای سوریه برخلاف نمونه های دیگر چون عراق و افغانستان و لیبی از گستره ی زمانی و مکانی بیشتری برخوردار گشته و کشورهای بیشتری را در آن دخیل کرده است؟ به قول معروف جنگ فرسایشی شده است؟ یا به عبارتی دیگر اصلن چرا باید اسد از دیدگاه آمریکا برود؟
متاسفانه برخلاف ادعاهای طرفین، نه بحث اسد است و نه بحث دموکراسی و آزادی برای مردم سوریه! دعوا سر انرژی (نفت، گاز، آب و ...) است. یعنی یکی از ابزارهای مهم و تعیین کننده در سیاست جهانی و برهم زننده توازن قدرت در جهان.. رفتن اسد برای غرب با مقاومت وی در مقابل پیشنهاد قرارداد آمریکا و برعکس پذیرفتن شرایط روسیه برای انتقال انرژی از طریق سوریه کلید خورده است.
همانطور که غرب به ویژه آمریکا، مدتهای مدیدی نیروهای ارتجاعی افغان را به بهانه ی اشغال آن کشور توسط شوروی ( و حتی پیش از رفتن شوروی بدانجا) بسیج، مسلح و حمایت می کرد تا راهکارهای نجیب در افغانستان را با شکست روبرو کند و موفق هم شد، در سوریه هم به همین تدابیر دست می زند و برایش چندان مهم نیست که جایگزین اسد به مراتب از همان شاخص های دموکراتیک کشورهای غرب فرسنگها فاصله داشته باشد. در این تدابیر هدف بیشتر تثبیت موقعیت و توسعه قدرت غرب است تا نهادینه کردن دموکراسی در سوریه.
در فاجعه ی جنگ سوریه همه ی نیروهای دخیل به فکر موفقیت هستند و کاری به حق و حقوق مردم خود کشور ندارند. اما واقعیت این است که اگر مردم سوریه توان،-اگر واقعن همگی بر این نظر باشند-، سرنگونی رژیم اسد را ندارند، حق غرب این نیست که توسط بمب و دخالت نظامی آن نظام را برکنار کند؟ پس اگر به چنین حقی بر آمریکا قائل باشیم، باید به او برای دخالت در ایران هم حق بدهیم. چرا که چراغی که به خانه رواست بر مسجد حرام است! و اگر این کار ناشایست و غیرضرور و معتقد به تعیین سرنوشت هر کشور توسط ملتش هستیم، تلاش آمریکا برای تغییر رژیم سوریه امری سخت تجاوزکارانه است.

فاجعه کاربرد سلاح های شیمیایی در سوریه یکبار دیگر توجه همگان را متوجه کشور و حکومت سوریه کرد. بار نخست که چنین فاجعه ای رخ داد و غرب خیلی عجولانه و موزیانه سعی در محکومیت اسد داشت، توانست با موفقیت تمام این تسلیحات را که همگی اتفاقن از آلمان خریداری شده بوند، نابود کند و اسد و روسیه هم صلاح در این دیدند که تسلیم غرب شوند تا حمله آمریکا به سوریه را عقب بیاندازند. اما اندک زمانی بعد همه بر این عقیده شدند که بکارگیری این تسلیحات اصلن از سوی اسد نبوده است، اما غرب بابت این خسارت مالی به کشور سوریه و «اشتباهات» اعترافی نکرد. این فاجعه به تازگی باز رخ داد و غرب سریعا باز هم انگشت اتهام را متوجه دولت سوریه کرد. و این بار بهانه ای شد که غرب مراکز نظامی سوریه را بمباران کند. آنهم بدون آنکه کمترین احتمال خطر برای انفجارهای خطرناک و امثالهم مورد توجه غرب باشد. اگر واقعن دولت سوریه صاحب چنین تسلیحاتی است، آنهم همانجا که مورد بمباران قرار می گیرد، با بمباران این مناطق چه فاجعه بزرگتری می توانست رخ دهد؟ اصلن غربی که به فکر کودکان سوری ست، پیش از چنین عملی به نتیجه کار می اندیشد؟
اصلن کسی از خود می پرسد چرا باید اسد در چنین شرایط موفقیت آمیزی مردم خود را بمباران شیمیایی کند؟ مگر در آنجا تظاهراتی رخ داده، مگر آنجا نیروهای مخالف متمرکز هستند؟ اسد که در حال پیشروی ست، پس چرا چنین کند؟ این واقع دردناک شبیه فاجعه سینما رکس آبادان است. که بسیاری گناه کار را به گردن رژیم شاه انداختند، اما این آخوندها بودند که برای شعله ور کردن مخالفت مردم آنجا دست به چنین جنایتی زدند. در همان روزها هم کسی از خودش نپرسید که نفع رژیم پهلوی که در فکر تثبیت موقعیت خود و آرامش کشور است، چرا باید مردم بی گناه داخل سینما را بکشد؟ این حقیقت اما زمانی روشن شد که سالها از تثبیت حکومت رژیم اسلامی می گذشت.
متاسفانه در فاجعه سوریه تنها دخالت روسیه و آمریکا نیست که حل مشکل را دشوار کرده است، دخالت ترکیه و آرزوی اسرائیل و دیگر شرکای آمریکا مانند عربستان از یک سو و قدرت نمایی ایران نیز به دشوارها افزوده است. دخالت ایران به بهانه دفاع از حرم همانقدر مسخره و نخ نماست که ادعای حمله آمریکا به عراق به بهانه دفاع از دموکراسی! ایران در این دخالت نظامی بیش از آنکه بخواهد از این نمد کلاهی برای خویش بسازد، بیشتر می خواهد در معاملات آینده با غرب، مقدار و میزان تنبیه و محدویتهای غرب نسبت به خویش را کاهش دهد. حکومت جمهوری اسلامی خوب می داند که بدون حضور روسیه در آنجا از کمترین قدرت ماندگاری نظامی برخوردار است. مضاف بر اینکه می تواند بهانه به اسرائیل و ترکیه برای قدرت نمایی علیه سوریه بدهد. اما آنچه برای حکومت ایران می ماند مسئولیت بازی با جان انسانهایی است که به بهانه دفاع از حرم به سوریه اعزام شده اند. شرمنده ی جان کسانی که با تحمیق مالی و حقوقی برخی از افغانستانی هایی که برای یک لقمه نان و یک اقامت دائم در ایران تن بدین تجارت جنگی می دهند. بی شک ننگ این کار مانند فاجعه سال ۶۷، ادامه ی جنگ با عراق بر پیشانی رژیم خواهد ماند. نتیجه ی کار هم از پیش معلوم: خوردن یک جام زهر دیگر به قیمت جان انسانهای دیگر.

فاجعه جنگ سوریه برای ما که مخالف رژیم ایران از یک سو و دخالت کشورهای قدرتمند در مورد دیگر کشور از دیگر سو هستیم، نوعی دو دسته گی ایجاد کرده است. گرچه هر دو دسته مخالف رژیم جمهوری اسلامی هستند و آرزومند خاتمه وجود آن، اما در ارتباط با جنگ سوریه به دو دسته تقسیم شده اند: دسته ای که سرنگونی اسد را مساوی با تسلیم و تضعیف رژیم ایران می دانند و در این ارتباط همه تدابیر غرب را برای سرنگونی اسد درست می دانند ( بماند که در این تعبیر خود به قربانیان جنگی توجه ای ندارند.) و دسته ای که من نیز بدانها تعلق دارم، که پیروزی غرب در آنجا را نه تنها فاجعه دیگری همچون لیبی، عراق و افغانستان می دانند، بلکه سبب ساز سرنگونی جمهوری اسلامی هم نمی دانند.
چرا که از یک سو آنچه غرب در این مدت در منطقه انجام داده یکی پس از دیگری نتایج فاجعه بار داشته به همین خاطر باور به سیمای ظاهرا صلح و دموکراسی طلب غرب را سست کرده است. دومن دخالت غرب را انسان دوستانه نمی دانم، بلکه نفع طلبانه و زورمدارانه میدانم. سومن رفتن اسد نه تنها موقعیت منطقه را از آنچه است، بیشتر به نفع اسرائیل و ترکیه ی توسعه طلب می چرخاند، بلکه نیروهای جایگزین به مراتب مرتجع تر از اسد، مانند طالبان و داعش، خواهند بود. این را غرب هم در این اواخر فهمیده، اما میخواهد این نیروها از بین نروند و همواره به عنوان لولوی سرخرمن و فرسودن نیروی اسد آنجا حضورداشته باشند. آشوب منطقه به نفع غرب و شرکایش است.
منافع ملی ما که سخت در گرو سرنگونی رژیم است، بیش از آنکه در سوریه و شکست مستقیم اسد باشد، در داخل کشور است و اگر واقعن کمی دورتر می خواهیم برویم باید به نفوذ رژیم در عراق بیندیشیم. که آمریکا عملن با توافق و همراهی رژیم ایران به عراق حمله کرد و قدرت را برخلاف ادعایش به پیروان شیعه سپرد و رژیم ایران نیز هم با توافق آمریکا هر روز بر نفوذ خود در عراق می افزاید. از سوی دیگر رژیمی که چشم دیدن کردهای کشور خود را ندارد همه کالاهای مرغوب کشور را در مناطق کردنشین عراق با قیمت حراج در اختیار مردم آنجا می گذارد تا همواره خود را مدیون رژیم ایران دانسته و از برادران هم قوم ایرانی خویش فاصله بگیرند. سنگر اصلی مبارزه در داخل کشور و در همسایگان هم مرز ایران است. از سرنگونی اسد توسط امریکا ما را در امر سرنگونی رژیم ایران ثمری نخواهد بود.


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۲)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست