یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون  
   

علی اشرف مرادی
مانیفست حماس در مورد مرزهای ۱۹۶۷ تاکتیک است یا استراتژی؟


• با توجه به جدیت ترامپ در مخالفت با سیاستهای مداخله جویانه رژیم ایران و همچنین اجماع کشورهای منطقه در برخورد با ایران، حماس را به این نتیجه رسانده است که باید از جبهه ایران، سوریه، حزب اله و حشد شعبی دوری کند، چون اینده ای خوب و روشن برای این جبهه متصور نیست ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ۱۲ ارديبهشت ۱٣۹۶ -  ۲ می ۲۰۱۷


حماس (حرکت مقاومت اسلامی) که به عنوان شاخه اخوان المسلمین فلسطین در سال ١٩٨٧ توسط شیخ احمد یاسین با رویه ای جهادی و تندرو پا به عرصه سیاست جغرافیای فلسطین گذاشت که هدفش ازادی فلسطین و بیرون راندن اسرائیلیها و برگشتن اواره های فلسطینی به سرزمین ابا و اجدادیشان بود و در این راه دست به عملیات خشونت بار زد و در سیاست ضداسراییلی، شریک استراتژیک جمهوری اسلامی بود و همواره از لحاظ سیاسی و مالی، از طریق ایران حمایت کامل میشد.
روابط بسیار نزدیک و تنگاتنگ ایران و حماس تا شروع بهار عربی و مشخص تا شروع ناارامیها در سوریه ادامه داشت و حماس به عنوان جنبشی جهادی و رژیم ایران بر پایه ایدئولوژی اسلامی، هم پیمان بودند.
با شروع درگیریهای سوریه در ٢٠١١ و دفاع تمام قد ایران از رژیم سوریه، اعلام بی طرفی حماس را بعضیها تاکتیک حماس در این برهه زمانی میدانستند.
اما با سرنگونی مبارک در مصر و امدن مرسی (اخوان) و همکاری نزدیک با ترکیه، و اعلام موضع حماس در موارد زیادی، تمایل مذهب گرایانه حماس به جبهه سنیها و دورشدن از جبهه ایران و سوریه (شیعه)، تغییر رویکرد این گروه را کم و بیش نشان میداد.
با سرنگونی مرسی و امدن فتاح سیسی، جبهه اخوانی مرسی_اردوغان از بین رفت و جبهه جدید و البته سنتی (سنی گرایی) عربستان و مصر تشکیل شد که بعد از رویکرد ویرانگرانه و مداخله جویانه ایران در امور اکثر کشورهای منطقه، مبنای سیاست استراتژی خود را در ضدیت با رژیم ایران و هم پیمانانش قرار دادندو حماس در این مقطع کم کم از ایران دور و به این جبهه نزدیک شد.
از طرف دیگر روابط ترکیه اخوانی باحماس که منشأ اخوانی دارد به خاطر جهانبینی مشترک نزدیک بوده و همواره مورد حمایت دولت و ملت ترکیه بوده است.
حال با وساطت عربستان یخ روابط مصر و ترکیه در حال اب شدن است و جبهه منطقه ای علنی تر از قبل در مقابل زیاده خواهیهای رژیم ایران ایستاده است و حماس علناً خود را در این جبهه (عربستان و مصر و ترکیه) میبیند.
با شروع درگیریها در سوریه و شرکت علنی و عینی ایران در حمایت از بشار اسد و همچنین حمایت از حوثیها باعث شد که جنگ نیابتی ایران و عربستان وارد فاز جدیدی شود و حمایت حماس از حملات عربستان به حوثی ها، نشان دهنده تغییرات راهبردی در سیاست حماس بود.
از طرف دیگر با شرایط بوجود امده، اسرائیل و کشورهای منطقه وجه اشتراک بزرگی پیدا کردند که ان هم ایران هراسی بود و بر این اساس، اسرائیل و کشورهای عرب منطقه و حتی ترکیه، دشمن شماره یک خود را رژیم حاکم بر ایران میدانند.
حماس با توجه به فشار ی که از طرف جامعه جهانی به عنوان سازمانی رادیکال و فشاری که از طرف افکار عمومی مردم فلسطین برای همگرایی بیشتر با حکومت خودگردان فلسطین بر انها وارد میشود و نیز خواست کشورهای منطقه ای و جهانی برای ، پیشبرد سیاست تشکیل دو کشور فلسطین و اسراییل وارد میشود ، حماس را وادار کرده برای اولین بار، مرزهای ١٩٦٧ (قبل از جنگ شش روزه) را به رسمیت بشناسد و حرفی از نابودی اسراییل نزند ، هر چند هنوز هم اسراییل را به رسمیت نشناخته، اما گامی بسیار بزرگ در جهت مصالحه اعراب و اسراییل است که بی شک نقش عربستان و ترکیه را نمی توان نادیده گرفت.
هر چند امکان تاکتیکی بودن این تغییر رویکرد از طرف حماس برای کم کردن فشارها را نمیتوان به کلی نادیده گرفت، اما با توجه به جدیت ترامپ در مخالفت با سیاستهای مداخله جویانه رژیم ایران و همچنین اجماع کشورهای منطقه در برخورد با ایران، حماس را به این نتیجه رسانده است که باید از جبهه ایران، سوریه، حزب اله و حشد شعبی دوری کند، چون اینده ای خوب و روشن برای این جبهه متصور نیست.


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست