یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

شورش پادشاه فوتبال سوئد
علیه نژاد پرستی خاموش و حمله تند به رسانه ها


• ایبرا، علیه نژاد پرستی خاموش و حمله تند به رسانه ها ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
چهارشنبه  ۲۰ دی ۱٣۹۶ -  ۱۰ ژانويه ۲۰۱٨



اخبار روز-کرد سنندجی: Mannen, myten, legenden, Sveriges Kunge, Zlatan مرد، اسطوره, افسانه، پادشاه سوئد، زلاتان! مردم –ایبرا- را پادشاه سوئد صدا می کنند. هنوز هم نام – ایبرا- در رسانه ها و افکار عمومی سوئد هر روز وجود دارد. ولی پادشاه واقعی سوئد ماهی و سالی چند بار بر سر زبان ها است و البته بخاطر مناسبت و ضیافت و یا این که موضوع جریمه سرعت زیاد رانندگی شاه خبر روز باشد.

پادشاه سمبل وحدت مردم سوئد است اما شاه فوتبال فراتر از مرزهای سوئد قدرت مردم این کشور را معرفی می کند. در نیوکامب, پارک دو فرانس, سن سیرو, الدترافورد, آمستردام آرنا و سایر ورزشگاه های جهان نام سوئد با زلاتان ایبراهیموویچ آمیخته شده.
وقتی دیوید لاگر کرانتز David Lagercrantz روزنامه نگار و نویسنده مطرح و صاحب نام ورزشی اما ساکت و آرام که کتاب – من زلاتان - هستم را نوشت به خوبی تشخیص داده بود که چه استقبالی از این کتاب خواهد شد. فراموش نشدنی است که در همان هفته نخست ۵۰۰ هزار نسخه از این کتاب در سوئد به فروش رفت. صبح زود و ساعت ٨ که فروشگاههای بزرگی مثل ای کا- کوپ- وی لیس-کتاب را در اولین جایگاه ورودی خود قرار داده بوده اند با چنان استقبالی روبرو شدند که بی سابقه بود. این کتاب در همان ساعات اولیه که روی پیشخوان های فروش قرار گرفت مثل شیر, کره و مربا صبحانه توسط مردم با هر ترکیب سنی خریداری شد گوئی ممکن است چند ساعت بعد قحطی شدیدی کشور را فرا می گرفت!
"این کتاب، تقدیم به خانواده و دوستانم. تقدیم به همه کسانی که در طول همه این سال ها، در کنار من بودند، چه در روز های خوب و چه در روز های بد. همچنین می خواهم به تمام بچه هایی که آن بیرون هستند، تمام بچه هایی که فکر می کنند متفاوت از بقیه اند، آن هایی که فکر می کنند «مناسب» نیستند و به دلایل اشتباه، تنها هستند این کتاب را تقدیم کنم. اینکه شبیه به دیگران نباشید، چیزی عادی ای است. مسئله ای نیست. به خودتان ایمان و باور داشته باشید...!" زلاتان ایبراهیموویچ

سوئدی های قدیمی با خواندن قسمت های از کتاب به یاد وضعیت بد زندگی خود در فاصله دو جنگ جهانی و یک دهه بعد از آن می افتند که در فقر و سختی معیشت غرق بودند. زلاتان برای تکرار آن وضعیت، اندکی از زندگی اش را توصیف می کند:
..مادرم اصلاً وقت نداشت که به ما دلداری بده، حداقل در آن روز ها وقت نداشت. اون خیلی سخت کار می کرد، تا زندگی ما رو تامین کند. مادرم واقعاً یک جنگجو، یک مبارز بود. اما بیشتر از این نمی تونست تحمل کند. مادرم به ما سخت می گرفت. در خانه ما، یک بحث و دیالوگ متمدن سوئدی نبود. اینطوری نبود که بگویند "عزیزم، میشه لطف کنی اون کره رو به من بدی؟" بیشتر شبیه این بود "اون شیر رو بده عوضی!". این درب ها بودند که با صدای دلخراش باز و بسته می شدند و به همین علت مادرم گریه می کرد. عاشق مادرم هستم. او مجبور بود که در تمام زندگی اش، سخت کار کند. چهارده ساعت در روز، مشغول نظافت بود. بعضی وقت ها عصبی می شد و با قاشق چوبی ما را می زد...
Olivier Dacourt که خود از تبار مهاجرین در فوتبال فرانسه است روز یکشنبه هفته گذشته نمکی بر زخم سوئدی هایی پاشید که هنوز با همان عقاید متمایل به برتری طلبانه با رنگ و بوی نژادپرستی زندگی می کنند. آنانی که نتوانستند با فرهنگ سوسیال دموکراسی که از دهه شصت میلادی بر سوئد حاکم شد خود را سازگار و تطبیق دهند و هنوز هم بیشمار هستند. داکورت که در مستند "Side Dark Side" در روزهای یکشنبه در کانال پولوس + فرانسه به زندگی و سرنوشت تعدادی از فوتبالیست ها می پردازد یکشنبه گذشته نارنجکی را منفجر کرد که ضامن آن در دستان زلاتان ایبراهیموویچ قرار داشت. Carl-Johan Kullving در روزنامه معتبر و متمایل به چپ DN در کنار سایر رسانه های سوئد که ترکش های این انفجار به آنان نیز اصابت کرده است سخنان تند زلاتان را در این برنامه مستند فرانسوی به تحریر کشیده و از آن به عنوان عجیب و غیرقابل باور یاد کرده است. هر چند وی چنین صحبت هایی را نیز با روحیه پادشاه فوتبال سوئد سازگار می نامد.
زلاتان گفته است: این نژادپرستی خاموش است. این قضیه وجود دارد و مطمئن هستم چون من اندرسون یا اسونسون نیستم این رفتار را دارند. یک موضوع را از گذشته برایتان تعریف کنم:
زمانی که به مالمو رفتم (مالمو سومین شهر بزرگ سوئد در جنوب این کشور و تیم فوتبال باشگاه این شهر معروف و صاحب نام است) مانند دیگران پذیرفته نشدم، چرا؟ چون من ایبراهیموویچ بودم. اندرسون یا اسونسون نبودم. همه نام‌های سوئدی اغلب اینچنین هستند. من برای آنها یک خارجی بودم. در یکی از تمرینات اتفاقی افتاد، روی من خطا کردند و من با سر به هم تیمی‌ام زدم چون خیلی عصبانی شدم. پدر او مامور پلیس بود. او نامه‌ای برای باشگاه نوشت و از آنها خواست که من را اخراج کنند. او از همه بازیکنان تیم خواسته بود که اگر موافق با اخراجم هستند، این برگه را امضا کنند.
هیچ بازیکنی نتوانسته است عملکردی مانند من داشته باشد. بیشترین توپ طلایی که یک سوئدی دریافت کرده است دو توپ طلا است اما من یازده عنوان دارم. کاری که برای فوتبال سوئد کردم هرگز در تاریخ تکرار نخواهد شد. شاید بگویند مغرور هستم اما برایم اهمیتی ندارد. من بهترین هستم.» به گذشته فکر می کنم که نژادپرستی خاموش من را آزار می داد. «وضع اقتصادی خیلی بدی داشتیم، می‌توانم یک مثال برای‌تان بزنم. قرار بود با مالمو به مسابقاتی بروم. در آن زمان پانزده سال داشتم و برای حضور در این تورنمنت باید پول پرداخت می‌کردم. باشگاه این پول را به من نداد و من نیز پولی نداشتم. پدرم اجاره خانه که برای آخر ماه کنار گذاشته بود را به من داد تا بتوانم در این رقابت‌ها حضور پیدا کنم. ماه بعدی باید دو مبلغ قابل توجهی را پرداخت می‌کردیم اما هیچ پولی نداشتیم. زمانی که در خانه مادرم غذا می‌خوردیم به ما اعتراض می‌کردند غذای زیادی می‌خوریم. به همین خاطر من صبحانه، ناهار و شام نمی‌خوردم و تنها در روز یک وعده غذا می‌خوردم اما به آنها اطمینان می‌دادم که در طول روز گرسنه نیستم.»

من یک کولی هستم!
قبل از این برنامه مستند SPORT-Expressen در باره نژادپرستی علیه کولی ها که ایبرا را مجبور به ایستادن در میدان فوتبال کرد، نوشته بود. کولی ها Zigenare به مهاجرانی گفته می شدند که از جنگ شبه جزیره بالکان خود را به اروپا و بیشتر سوئد و دانمارک رسانده بودند. به باور این روزنامه در اوایل حضور زلاتان در سوئد گروهای نژادپرست وی را یکی از این کولی ها می دانستند البته وقتی هنوز به آژاکس نرفته بود. ایبرا روز یکشنبه در همان برنامه پولوس نیز به رسانه های سوئدی به شدت حمله کرد و گفت: «رسانه‌های سوئدی چه کار می‌کنند؟ از من دفاع می‌کنند یا به من حمله می‌کنند؟ هنوز هم؟ آنها هنوز هم به من حمله می‌کنند، چون نمی‌توانند بپذیرند که من ابراهیموویچ هستم.
رسانه های سوئدی و در راس آنان پاتریک اکوال مجری و گزارشگر تلویزیونی در سوئد فضائی را به وجود آورد که زلاتان برای جام جهانی ۲۰۱٨ سوئد را همراهی کند که با مخالفت تلویحی زلاتان و هم چنین مخالفت مردم در رعایت عدالت مواجه شد.

پاتریک اکوال، بعد از گفتگوی جنجالی کانال پولوس فرانسه با زلاتان در برابر سخنان کاپیتان سابق سوئد موضع مخالف گرفت و گفت: "من فکر می کنم این یک انفجار است." برای همین است که با این سخنان – ایبرا- موافق نیستم. من فکر می کنم خیلی خطرناک است که همه رسانه ها را متهم کنیم.
ایبراهیموویچ البته به مردم فرانسه هم کنایه زده و درباره روزهای حضورش در پاری‌سن‌ژرمن گفته: «در فرانسه مشکلاتی داشتم که خیلی عجیب بود. چرا؟ به خاطر حرف‌ها و کارهایی که انجام می‌دادند. آنها من را مغرور می‌نامیدند، در حالی که فرانسوی‌ها به مردم مغرور مشهور هستند. من ‌دقیقا مانند آنها بودم. باید من را تحسین می‌کردند چون معرف خوبی از فرانسوی‌ها بودم.» 


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست