یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

سلمان نجفیان درگذشت و اینک بسیار کسان نشسته در سوگ او


• بعد از ظهر دوم فروردین ماه ۱۳۹۷، سلمان نجفیان، این مبارز نام آشنای راه آزادی و بهروزی مردم ایران درگذشت. او را بیماری جانکاهی از پای درآورد که از سالها پیش بر جانش چیره بود ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ۷ فروردين ۱٣۹۷ -  ۲۷ مارس ۲۰۱٨


بعد از ظهر دوم فروردین ماه ۱٣۹۷، سلمان نجفیان، این مبارز نام آشنای راه آزادی و بهروزی مردم ایران درگذشت. او را بیماری جانکاهی از پای درآورد که از سالها پیش بر جانش چیره بود.

سلمان که برای بسیاری از دوستان و رفقایش با نام "سامان" شناخته می شد متولد سال ۱٣۲٨ قصر شیرین بود و جزو مبارزان پایانه دهه چهل. او از شاگردان ممتاز استان کرمانشاهان به شمار می رفت، دانشجوی دانشگاه تبریز شد و شیمی خواند. وی به آن دسته از حلقات فعال در کرمانشاهان تعلق داشت که با این مشخصات تعریف می شدند: عموماً فعال در عرصه فرهنگ و ادبیات مردمی، اکثراً دارای شغل شریف آموزگاری، مخالفت جسورانه با دیکتاتوری سلطنتی از جایگاه چپ، و غالباً طرفدار جنبش فداییان خلق. جملگی این فرزندان شریف مردم، طی سال های نخستین دهه پنجاه و در وجود محافل سیاسی مختلف، توسط گزمگان ساواک به اسارت درآمدند، زیر صلابه و شکنجه رفتند و سالهایی از عمرشان را در زندان ها‌ گذراندند. سلمان نجفیان، در زمره این مبارزان و از پایداران و استواران آن زمان بود.

سلمان بعد رهایی از زندان، فعالیت سیاسی پسا انقلاب را در یکی از پرخطرترین مناطق کشور ادامه داد. در محلی که، بدل به بیدادگاه فاشیستی ترین جریانات جمهوری اسلامی شده بود. حزب الله "شیت" و مشابه‌های آن، با ربودن فعالان چپ و دمکرات در کرمانشاه و بردن آنان زیر شکنجه های زجرکش در پستوهای مخوف، یا به دست خود آنها را سر به نیست می کردند و یا تحویل نهادهای رسمی حکومت سرکوبگر می دادند تا بلافاصله اعدام شوند. سلمان در چنین شرایط حساسی، مسئولیت سیاسی در کرمانشاهان بر عهده گرفت و با ماندن در ایران تا سال ۱٣۶۶ پیگیرانه انجام وظیفه سیاسی کرد. او در آن سنگین ترین فضای امنیتی، با مایه گذاری از خود و خانواده‌، تا آخرین روزی که در ایران بود به تلاش در راه صلح، آزادی و عدالت اجتماعی ادامه داد. در پی تحمیل شدن مهاجرت اجباری بر سلمان، او فعالیت سیاسی را در برونمرز پی گرفت و تا مقطعی که بیماری چنگ در گریبانش نینداخته بود از مبارزه باز نایستاد.   

سلمان نجفیان میان آنانی که وی را از نزدیک می شناختند به متانت، فروتنی و نظم شهره بود. او حتی در برآشفته ترین لحظات زندگی سیاسی – تشکیلاتی‌ اش علیه ناروایی‌ها، بر حفظ حرمت دوستی پایبند می ماند و پا از دایره ادب بیرون نمی نهاد. "سامان" پذیرش هیچ وظیفه‌ای را پس نمی زد، اما نسبت به حس ارتکاب خطا در خود و گاه حتی در برابر انتقادهای ناوارد، بگونه عجیبی وجودش در داغی شرمی شریف گر می گرفت. نجابت او زبانزد بود.

سلمان همسری بود وفادار، پدری مهربان، دوستی متعهد و مبارزی مسئول. او را نتوان از یاد برد. وی متاسفانه از پانزده سال پیش، دیگر حیات طبیعی نداشت، از خانه خارج نمی شد و تحت مراقبت کامل مهربانترین و وفادارترین یار همه زندگیش زهره فداکار به سر می برد. علیرغم این غیبت اما، نام و خاطره‌ سلمان و "سامان" در هر جمعی که وی را می شناختند، ورد زبان ها بود. او حالا دیگر نیست، ولی دوستدارانش در وصف او این زمزمه می کنند که: "من مرگ هیچ عزیزی را باور نمی کنم" و برآنند که یاد او خواهد ماند.

ما این سوگ را به زهره گرامی، به فرزندان مشترک او و سلمان نجفیان، عزیزانمان شقایق و کاوه تسلیت می گوییم و ابراز همبستگی با هر آنی می کنیم که سلمان و "سامان" را می شناخت و او را قدر می داشت.

هفتم فروردین ماه ۱٣۹۷
آذر افروز – ناصر؛ آزاد – آینده؛ ابراهیم زاده – مهدی؛ احمد زاده – حمید؛ احمدی – فریدون؛ اخلاصی – علی؛ اسکی – کیوان؛ اعظمی – محمد؛ اقدسی – بیژن؛ اکرمی – رضا؛ امام – حسام؛ امیر نیا – علی؛ امیری – قدرت؛ امیری – کامران؛ انصاری – وهاب؛ بابا احمدی – دنا؛ باقرپور- هرمز؛ برزویی – علی؛ بلدی – یدی؛ بهبودی - امیر حسین؛ بهنام – اباذر؛ بهنام – اژدر؛ پارسا – داریوش؛ پرویز – مهدی؛ پسانیده – ناصر؛ پور تنگستانی – مریم؛ پور جانکی – حسین؛ پور قباد – ارسلان؛ پورمندی – احمد؛ پورنقوی- علی؛ تجربه کار – خسرو؛ ترابی – اسد؛ تمیمی – قادر؛ تهیدست شفیع – شمسی؛ تیهوئیان – رسول؛ جعفری – حسن؛ جمشیدی رودباری – فردوس؛ جوشنی – رضا؛ جهانزاد – بهروز؛ جیلو – اصغر؛ حسین زاده – جعفر؛ حسینی- حمید؛ حسینی – ناهید؛ حسینی نسب – رحیم؛ حمیدیان – نقی؛ خرسندی – اصغر؛ خسروی – بهروز؛ خلیق – بهروز؛ خیابان – رضا؛ دانشگری – فران؛ درویشیان – بهمن؛ دوستدار – غلام؛ دوستدار صنایع – اکبر؛ راد – فیروز؛ رحیم خانی – ناصر؛ رضایی – فرهنگ؛ رکنی – فرهمند؛ زبردستی- سلیمان؛ زبردستی – شمسی؛ زهتاب – حسن؛ زهتاب - - ملیحه؛ سپهری نژاد – رضا؛ سرکوهی – فرج؛ سطوت – مریم؛ سلطان آبادی – اصغر؛ سلطانی – سیامک؛ سلیمانی – محمد؛ سوری – اکبر؛ سیاوش پور – فرود؛ سیدی - محمود؛ فرهنگ – ملیحه؛ شغفی – سهیلا؛ شوشتری – محمود؛ شهرکی – منوچهر؛ صالحی – محبوبه؛ صمد – علی؛ طاولی – فرهنگ؛ طاهری پور – جمشید؛ عبدالرحیم پور – مجید؛ عرب زاده حجازی – حسن؛ عصاره – نادر؛ عظیمی – فرزانه؛ عماری – مناف؛ طارانی – راحله؛ علی اصغری – محمد صادق؛ فتاپور – مهدی؛ فتحی – مسعود؛ فخاری – حسن؛ فدایی – بهروز؛ فدایی – فرهاد؛ فراز – مسعود؛ فروزنده – علی؛ فرهادی – احمد؛ فرید – سیامک؛ فومنی – محسن؛ قاجار – ناهید؛ قدسی – قاسم؛ کار – صادق؛ کاسبی – مقصود؛ کاکوان – مازیار؛ کریمی- اسفندیار؛ کریمی- بهزاد؛ کریمی – رضا؛ کسرائیان – سیروس؛ کلهر – سیامک؛ کیا – شیروان؛ کیابی – جلال؛ گلشاهی- حسن؛ گلشاهی – سهیلا؛ گلشن – منوچهر؛ لرستانی – منوچهر؛ محققی – ابولفضل؛ محمدی – فرحناز؛ محمدی – یوسف؛ محمودی – ضرغام؛ مختاری – پرویز؛ مختاری – علی؛ مدثر – گلی؛ مددی – سیروس؛ مصلی نژاد – عزت؛ معمار حسینی – مهرانگیز؛ مقصودنیا – منوچهر؛ ملک – میلاد؛ مهجوریان – محمد رضا؛ ممبینی – امیر؛ میر مالک – محمود؛ میرموید – هادی؛ میر هاشمی – اشرف؛ مودتی – عنایت؛ مولودی صفا – حسین؛ موید – سیما؛ نارنجی – حجت؛ نجاتی – احمد؛ نعمت پور – فرخ؛ نگهدار – فرخ؛ نواییان - داوود؛ نویدی – پرویز؛ نیری- ایرج؛ نیکی – مرتضی؛ واحدی پور – ایرج؛ واحدی پور – پروین؛ وزیری – طهماسب؛ هاشمی – محمود؛ همتی – پروین؛ همتی – توران؛ یزدی - فریده.


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۱)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست