یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

ماه مه، اقیانوس امید
لوموند دیپلوماتیک، ترجمه ی مرمر کبیر


• آقای ماکرون وعده داده بود سالگرد ماه مه ۱۹۶۸ را برگزار کند. برگزاری چنین جشنی واقعا هم بجاست، آنهم بر علیه «کهنه جهانی» که خود او نماد آن است ! دنیای واپس گرایی که پنجاه سال بعد هنوز جوهر اصلی جنبش ماه مه ۶۸ را از یاد نبرده و در نظر دارد انتقام کامل از آن بگیرد. مبارزان مه خواستار سرنگونی سرمایه داری بودند. ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
چهارشنبه  ۱۲ ارديبهشت ۱٣۹۷ -  ۲ می ۲۰۱٨



                                     دانشجویان نیروی محرکه اصلی جنبش مه ۱۹۶۸

در زندگی یک ملت لحظاتی وجود دارد که می‌توان آنرا «آن جاودان» نامید. لحظاتی که حصار محکم کشیده شده حول قوانین مستقر اجتماعی ترک می خورد. به ناگاه عبودیت و عادت ها زیر سوال رفته، مورد انتقاد قرار میگیرد. «تک رود خانه های خاکستری شهرها، بی هیچ امید رسیدن به اقیانوس» (١) به رودخانه های دیگر می پیوندد، زلال گشته، می درخشند و به دریا می ریزد. « نه، شاید بشود ؟» به «حتما می شود !» تبدیل می گردد. اینجا و آنجا مقاومت و مبارزه سر بلند می کند و خاطرنشان می سازد که تاریخ به پایان نرسیده است، پنجاه سال پیش ـ ماه مه سال ١٩٦٨ ـ از «همگرایی مبارزات» سخن می رفت. بیاد می آوریم که اصلاحات و انقلابات برای امحا اجبار به سرسپردگی و عبودیت رخ داد.

متاسفانه تمرین های ماه مه ١٩٦٨ به اجرای نمایش نهایی نیانجامید. بزرگترین اعتصابات کارگری تاریخ بشر که در آن دوران رخ داد توسط رسانه ها به پشت صحنه رانده و تجلیات دیگر جنبش که اتفاقا بهترین جنبه های آن نیز نبود در بوق و کرنا گذاشته شد. ژاک سوژو که در ماه اکتبر سال گشته ما را ترک کرد از چهره های درخشان جنبش ماه مه ٦٨ بود که هرگز آلت دست سیستم حاکم نشد. به نظر او جنبش مه «حاصل تلاش جمعی در چارچوبی بود که از فردیت ها عبورمی کرد» (٢). او یادآور می شد که مبارزان مه خواستار سرنگونی سرمایه داری بودند. و افسوس می خورد که «این امر دیگر در دستور کار افراد زیادی نیست» . او و رفقایش مخالف «مدرنیته» ای بودند که بر محدود کردن «کار» استوار باشد و نه بر تقسیم کار و ثروت. جهانی سازی مورد قبول آنها بر «گسترش اجتناب ناپذیر همبستگی بین المللی» متکی بود و نه بر مبادله لجام گسیخته کالای جهانی. از همان ماه مه ١٩٦٨ خواست آنها مبارزه با قدرتی بود که در نظر داشت « دانشگاه را به کارخانه ای سود بخش تبدیل سازد»(٣).

یاد آوری این جنبه های اجتماعی جنبش مه ٦٨، برای زیر سوال بردن گفتمان کنونی است که تقابل اجتماعی امروز را در رویارویی بین «تجدد فرهنگی» که ریشه در مه ٦٨ دارد و امروز ماکرون ، مرکل و یا ژوستین ترودو پرچم دار آن می باشند از طرفی با دموکراسی لیبرال از نوع حاکم در مجارستان از سوی دیگر قلمداد کنند. چرا که نباید فراموش کرد که پلورالیسم و کثرت گرایی جوامع باز دنیای آزاد و اقتدارگرایی ناسیونالیست دیگر کشورها در حفظ نظام اقتصادی و استیلای سرمایه داری اتفاق نظر دارند(٤). اگر رئیس جمهور فرانسه را به مثابه نماد بین المللی مدارای دموکراتیک در مقابل «افراط» گرایی ها معرفی کنیم، با تناقض غیر قابل تو جیهی مواجه می شویم چرا که در فرانسه او به شدت با سندیکا ها مقابله می کند، حق پناهجویی را زیر سوال می برد، و انگیزه اصلی جوانان فرانسه از نظر او می بایست «میلیاردر شدن» باشد.

آقای ماکرون وعده داده بود سالگرد ماه مه ١٩٦٨ را برگزار کند. برگزاری چنین جشنی واقعا هم بجاست، آنهم بر علیه «کهنه جهانی» که خود او نماد آن است ! دنیای واپس گرایی که پنجاه سال بعد هنوز جوهر اصلی جنبش ماه مه ٦٨ را از یاد نبرده و در نظر دارد انتقام کامل از آن بگیرد.

١- René Crevel, Détours, La Nouvelle Revue française, Paris, 1924.

٢-

Jacques Sauvageot, Débats de l’ITS, Paris, mars 2018.

٣-Jean Capelle.

٤ ـ مقاله ای از پییر رمبر در شماره ژانویه لوموند دیپلماتیک Pierre Rimbert, « De Varsovie à Washington, un Mai 68 à l’envers », Le Monde diplomatique, janvier 2018.

*نویسنده Serge HALIMI دبیر هیئت تحریریه لوموند دیپلوما تیک


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست