یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

مردم نان و آزادی می خواهند؛ به مقابله جویی نظامی پایان دهید!
پیرامون «برجام» و اظهارات خصمانه ی مقامات جمهوری اسلامی و آمریکا علیه یکدیگر



اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ۲ مرداد ۱٣۹۷ -  ۲۴ ژوئيه ۲۰۱٨


* پیرامون «برجام» و اظهارات خصمانه ی مقامات جمهوری اسلامی و آمریکا علیه یکدیگر

اخبار روز - یادداشت سیاسی: «جنگ با ایران مادر همه ی جنگ هاست». این اظهارات حسن روحانی رئیس جمهور اسلامی در دیدارش با سفرا و نمایندگان جمهوری اسلامی در خارج از کشور، یادآور اظهاراتی است که صدام حسین اندکی پیش از حمله ی نظامی به این کشور بر زبان رانده بود. از جنس همان رجز خوانی ها. هر چند وقوع یک درگیری نظامی گسترده بین دو طرف در شرایط کنونی محتمل به نظر تمی رسد، اما وقتی راه مقابله جویی و تهدید متقابل بر مناسبات چیره شد، چه بسا یک حادثه ی کوچک بتواند به فاجعه ای بزرگ منجر شود.
حکومت های ایران و آمریکا، همین راه مقابله جویی و تهدید نظامی را در پیش گرفته اند. دونالد ترامپ از زمان روی کار آمدن خود سیاست امپریالیستی و تهاجمی آشکاری را برگزیده، به دنیا دستور می دهد و مایل است جهان را مطابق خواسته ها و منافع خود آرایش بدهد. ترامپ تنها با ایران درگیر نیست، اروپا، چین، روسیه، آمریکای لاتین هریک به نوعی هدف سیاست تهاجمی و آمریکا محوری او هستند، اما هیچ کشوری به اندازه ی جمهوری اسلامی چالش با سیاست های وی را به سمت درگیری نظامی و تحمیل پیامدهای انسانی و مادی آن بر مردم نمی کشاند. وضعیتی که ترامپ و مشاورانش صراحتا از آن استقبال می کنند.
در برابر سیاست آشکارا برتری جویانه و تجاوزکارانه ی ترامپ، مقاومت بزرگی در سراسر جهان شکل گرفته است و ما همواره همراه با این مقاومت و مبارزه علیه برتری طلبی، زورگویی، تهدید به جنگ و سیطره جویی خواهیم بود.
تقابل حکومت ایران با سیاست های دولت آمریکا اما مطلقا از چنین جنسی نیست، آن ها دو قدرت زورگو در سطح جهانی و منطقه ای هستند که نمی توانند یکدیگر را تحمل کنند. راهی که جمهوری اسلامی برای مقابله با تهدیدات آمریکا برگزیده است، راه تهدید متقابل و جنگ طلبی برای حفظ و گسترش قدرت نامشروع و سیاه خود در منطقه است.
از نظر ما امروز حفظ برجام نه مساله ی اصلی ایران است و نه راهگشای بحران حاکم بر کشور . میهن ما برای مقابله با تهدیدات جهانی و منطقه ای احتیاج به یک سیاست همه جانبه و گسترده ی متکی بر صلح، آزادی و عدالت اجتماعی دارد. سیاستی که به فوریت به نظامی گری برای ایجاد «عمق استراتژیک» در شرق و غرب خاورمیانه پایان دهد، دخالت در کشورهای همسایه و منطقه را کنار بگذارد، ساخت و ساز ادوارت جنگی و نمایش قدرت موشکی را پایان بدهد و امکانات کشور را در چهت رسیدگی به زندگی توده ی مردم زحمتکش و تامین نیازهای آن ها به کار بگیرد. «برجام» هر چند فضای تنفسی بین جمهوری اسلامی و دولت های شش گانه ایجاد کرد، اما به هیچ کدام از این عمده ترین نیازهای روز کشور ما پاسخ نگفت و نمی توانست بگوید. با و بدون برجام جمهوری اسلامی نتوانست و نمی تواند گرهی از انبوه مشکلات مردم ایران بگشاید.
ادامه ی سیاست سرکوب در داخل و تهاجم در خارج – در دوران برجام و دوران های پیش و پس از آن - باعث تحمیل هزینه های عظیم نظامی، امنیتی بر کشور شده است. ده ها نهاد ریز و درشتی که ساختار این حکومت را تشکیل می دهند، از جمله نهادهای وابسته به روحانیت و ارگان های انتصابی؛ بخش بزرگی از مابقی این بودجه را که از تولید موشک و بمب و تامین هزینه های نظامی پاسداران در عراق و سوریه و یمن و لبنان باقی می ماند، می بلعند و آن چه برای مردم باقی می ماند فقر و گرسنگی و گرانی روز افزون است.
حکومت به بهانه ی مبارزه با امریکا و شرایط بحرانی ناشی از خروج آن از برجام، این وضعیت، گرسنگی و گرانی و نابودی طبیعت و محیط زیست، آلودگی هوا، تشنگی بخش های بزرگی از مردم ایران را توجیه می کند.
این تصور که روحانی و دولت تدبیر و امیدش می توانند جلوی بحرانی تر شدن و جنگی تر شدن وضعیت کشور و منطقه ی ما را بگیرند، مثل بسیاری از تصورات دیگر اصلاح طلبانه پوچ در آمده است. رئیس دولت تدبیر و امید اکنون خود به یکی از سخنگویان اصلی سیاست های بحران زا و جنگ طلبانه ی حکومت تبدیل شده و مورد پشتیبانی رهبری حکومت و جناح های مختلف آن قرار گرفته است. هیچ اراده ای در حکومت – اگر هم وجود داشته باشد – قادر نیست مسیر ویرانگری را که نظام اسلامی چهل سال است در پیش گرفته، تغییر دهد و همه ی کسانی که با ادعای اصلاح و اعتدال به میدان آمده اند، در نهایت در خدمت پیش برد حکومت در همین مسیر ویرانگر قرار گرفته اند.
هر روز ادامه ی این حکومت کشور ما را در عرصه ی داخلی به سوی فقر و گرسنگی و تشنگی و خفگی و در خارج به سوی درگیری ها و تضادهای فاجعه آفرین و جنگ و فروپاشی سوق می دهد. به نظر نمی رسد حکومت اسلامی چندان شانسی برای غلیه بر این تضادها و بحران ها داشته باشد. گره اصلی سیاست در ایران در لحظه ی کنونی در این جاست که آیا مردم دست به کار می شوند و با گسترش اعتراضات و اعتصابات با نیروی خود این حکومت را کنار گذاشته و مقدمات یک حکومت دموکراتیک و عدالت خواه را فراهم می آورند و یا سرنوشت کشور در تضاد و درگیری حکومت اسلامی با دولت ترامپ و دنباله هایش رقم می خورد. 


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۲۷)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست