یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

وقتی روسیه خواب اروپا را می دید
لوموند دیپلوماتیک، ترجمه ی: بابک دهقان


• جیمز بکر وزیر امورخارجه آمریکا ۹ فوریه ۱۹۹۰ در مسکو به هنگام گفتگو با ادوارد شواردنادزه وزیر امور خارجه شوروی و آقای گورباچف وعده های فراوانی می دهد. او سه بارتکرارمی کند که « قلمروقضائی نظامی کنونی ناتوحتی اندکی به سوی شرق گسترش نخواهد یافت» ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
چهارشنبه  ۴ مهر ۱٣۹۷ -  ۲۶ سپتامبر ۲۰۱٨



 
                         «ناتو ذره ای دیگر به سوی شرق گسترش نخواهد یافت»

«آنها بارها وبارها به ما دروغ گفتند، بدون اطلاع ما تصمیم هائی گرفتند وما را درمقابل عمل انجام شده قرار دادند. گسترش ناتو به سمت شرق ونیزایجاد زیربناهای نظامی درنزدیکی مرزهای ما موید این امرهستند». رئیس جمهور ولادیمیر پوتین درسخنرانی ١٨ مارس ٢٠١۴ خویش، که ضمیمه کردن کریمه توسط فدراسیون روسیه را توجیه می کرد، کینه خود نسبت به رهبران غربی را به نمایش می گذاشت.

کمی بعد، آقای مایکل رول، رئیس بخش امنیت انرژی، درمجله ناتودر دفاعیه ای، که میخواست پوچی این «اسطوره» و«به اصطلاح قول ها» را به اثبات برساند، می نوشت : «هرگزازسوی غرب تعهدی سیاسی ویا قضائی الزام آورمبنی برپرهیز از گسترش ناتوماورای مرزهای آلمان یگانه شده وجود نداشته است»(١). اوبا تاکید بر«تعهد قضائی الزام آور» دم خروس را آشکارمی سازد. انتشاراسنادی که اخیرا غیرسری اعلام شده اند، بازسازی گفتگوهای آنزمان را ممکن ساخته ومقیاس تعهد سیاسی غربی ها درقبال آقای میخائیل گورباچف وابتکارعملش برای پایان دادن به جنگ سرد را برملا می سازد.

آقای گورباچف ازهمان سال ١٩٨۵وبه محض بقدرت رسیدنش درشوروی، کشورهای عضو پیمان ورشو را تشویق میکرد تا دست به اصلاحات زده وتهدید به زورمتوسل شدن را کنار بگذارند. اوحتی ١٣ ژوئن ١٩٨٩ با هلموت کول صدراعظم جمهوری فدرال آلمان بیانیه مشترکی امضاء میکند که درآن برحق خلق ها وکشورها برای تعیین تکلیف خویش تاکید شده است. ٩نوامبردیواربرلن فرومی ریزد. پس ازفروکش سرمستی، مسائل اقتصادی درهمه کشورهای اروپای مرکزی اولویت میابند. ساکنان جمهوری دموکراتیک آلمان به شکوفائی اقتصادی غرب چشم بسته اند وکوچ بزرگی ثبات منطقه را تهدید میکند. بحث در باره اصلاحات اقتصادی سریعا به بحث درباره اتحاد دوآلمان وعضویت یکپارچه آن درناتو بدل میشود.

فرانسوا میتران رئیس جمهورفرانسه، این تحول را، به شرطی که مرزها محترم شمرده شوند وگذار بگونه ای مردم سالارانه، صلح جویانه ودرچارچوبی اروپائی باشد ونیزآلمان با طرح اوبرای اتحاد پولی موافقت کند، می پذیرد. همه رهبران اروپائی میگویند که آنها قبل ازهرچیزدرپی کسب اعتماد آقای گورباچف هستند.

دولت آمریکا از صدراعظم آلمان، که شتابان به پیش میرود، حمایت میکند. جیمزبکر وزیرامورخارجه آمریکا ٩ فوریه ١٩٩٠ درمسکوبه هنگام گفتگو با ادوارد شواردنادزه وزیر امور خارجه شوروی وآقای گورباچف وعده های فراوانی میدهد. گورباچف معتقد است که ادغام آلمان متحد شده در ناتوتعادل نظامی وراهبردی اروپا را منقلب خواهد کرد. اوتوصیه میکند که آلمان بی طرف بماند ویا درهردوپیمان نظامی – ناتو و پیمان ورشو-، که ساختارهائی بیشترسیاسی خواهند شد تا نظامی، شرکت داشته باشد. درپاسخ، بکرمترسک یک آلمان بدون نظارت که قادربه تولید بمب اتمی خواهد بود را به حرکت در می آورد ودرعین حال تاکید میکند که گفتگوهای میان دوآلمان وچهارنیروی اشغالگر(ایالات متحده، بریتانیا، فرانسه وشوروی) بایستی تضمین کند که ناتو وجبی پیشترنخواهد رفت : اوسه بارتکرارمیکند که « قلمروقضائی نظامی کنونی ناتوحتی اندکی به سوی شرق گسترش نخواهد یافت».

وزیرامورخارجه آمریکا سئوال میکند « فرض کنیم که اتحاد دو آلمان عملی شود، شما چه چیزی را ترجیح میدهید؟ آلمانی متحد وخارج ازچارچوب ناتو، مطلقا مستقل وبدون نیروهای آمریکائی؟ یا آلمانی متحد که روابطش با ناتو را حفظ میکند اما با این تضمین که نهادهای ونیروهای ناتو به سمت شرق مرزفعلی گسترش پیدا نخواهند کرد؟» آقای گورباچف پاسخ میدهد که «رهبری ما قراراست درباره تمامی این سئوالات بحث عمیقی داشته باشد. احتیاجی به گفتن نیست که بسط جغرافیائی ناتوقابل قبول نیست». بکربا گفتن «ما با این نکته موافقیم» گفتگو را پایان میدهد.

فردای آنروز، ١٠ فوریه، نوبت هلموت کول است که برای اطمینان دادن به آقای گورباچف به مسکو سفرکند : صدراعظم آلمان غربی میگوید« ما فکرمی کنیم که دامنه دخالت ناتو نباید گسترش یابد. ما باید راه حلی منطقی پیدا کنیم. من منافع امنیتی شوروی را بخوبی درک میکنم». آقای گورباچف به او پاسخ میدهد « این مسئله ای جدی است. نباید درمورد مسائل نظامی هیچ اختلاف نظری وجود داشته باشد. آنها میگویند که ناتو بدون وجود آلمان غربی از هم فرومی پاشد. اما بدون وجود آلمان شرقی، این پایان حیات پیمان ورشو است که ترسیم میشود...»

در ماه ژوئیه ٢٠١۵، آقای پوتین در گفتگوئی با کارگردان آمریکائی اولیور استون، بهنگام یادآوری این مقطع مهم درتاریخ روابط بین المللی ابروها را درهم کشیده ومیگوید «هیچ چیز برروی کاغذ وجود نداشت. این یک خطای گورباچف بود. درسیاست همه چیز باید کتبی باشد حتی اگرچه این تضمین کتبی هم اغلب اوقات نادیده گرفته می شود. گورباچف با آنها فقط گفتگو کرده بود وگمان میکرد که قول شفاهی آنان کافیست. اما واقعیت چیزدیگریست! »(۴)

تاریخ چهارنعله به پیش میتازد. تمام حکومت های اروپای مرکزی سقوط کرده اند. تنها وثیقه های مستحکمی که شوروی درجریان مذاکرات در دست دارد توافق های ماه اوت ١٩۴۵ پتسدام وحضور ٣۵٠ هزار سربازدرخاک آلمان است. ١٨مه ١٩٩٠، آقای بکرمجددا راهی مسکو میشود تا به آقای گورباچف ثابت کند که مواضع او درنظر گرفته شده اند : « ناتودرحال تبدیل شدن به یک سازمان اساسا سیاسی است (...) ما درنشست های مختلف سعی میکنیم که CSCE [ کنفرانس برای امنیت وهمکاری دراروپا، که بعدا OSCE نامیده خواهد شد] را به نهادی دائمی، که سنگ بنای اروپای آینده خواهد بود، دگرگون کنیم.».

آقای گورباچف خود را به سادگی زده ومیگوید « شما میگوئید که ما هدف ناتو نیستیم، که ناتو تنها ساختاری برای حفظ امنیت است که بایستی خود را با واقعیات جدید تطابق دهد. دراین صورت ما پیشنهاد خواهیم کرد که به آن ملحق شویم».

میتران ٢۵ مه ١٩٩٠ درمسکو با آقای گورباچف ملاقات کرده وبه او اعلام میکند که :« من میخواهم به شما یادآوری کنم که من شخصا موافق انحلال تدریجی دسته بندی های نظامی هستم». اواضافه میکند « من همیشه گفته ام که امنیت اروپا بدون شوروی امکان پذیر نیست. نه به این دلیل که شوروی رقیبی مجهز به سلاح اتمی است بلکه بدین خاطر که شوروی شریک ماست». رئیس جمهور فرانسه همزمان به همتای آمریکائیش می نویسد که بنظر او خصومت آقای گورباچف با حضور آلمان متحد شده درناتو« ظاهر سازی وتاکتیکی» نیست وتاکید میکند که برای رهبرشوروی « امکان تحرک بیشتری باقی نمانده است».

علی رغم نابسامانی اقتصادی، آقای گورباچف قدرت خویش را تحکیم می کند. او که در ماه مارس به ریاست جمهوری شوروی انتخاب شده است، به هنگام برگذاری کنگره حزب کمونیست شوروی دراوایل ماه ژوئیه، محافظه کاران را کنارمیزند. آخرین بازی سیاسی روز ١٦ ژوئیه دردهکده ای کوهستانی درشمال قفقاز بروی صحنه آورده میشود. در ازای خروج نیروهای شوروی ازآلمان متحد شده آینده وعضو ناتو، هلموت کول دربرابرآقای گورباچف متعهد میشود که مرزهای سال ١٩۴۵(خط اودر- نایسه) را برسمیت بشناسد، هیچگونه ادعای ارضی مطرح نکند، ارتش آلمان را تقریبا به نیمه کاهش دهد، از دست یابی به سلاح های اتمی، شیمیائی وبیولوژیک انصراف ورزد و مبلغ هنگفتی بعنوان « کمک برای عزیمت» پرداخت کند.

این توافق درعهدنامه الحاق دوآلمان، که ١٢ سپتامبر١٩٩٠ درمسکو به امضاء میرسد، گنجانده میشود. اما این سند تنها مسئله گسترش ناتودرسرزمین قبلی جمهوری دموکراتیک آلمان پس ازخروج نیروهای شوروی را دربرمیگیرد : « نیروهای مسلح، سلاح های اتمی ویا سامانه های حامل جنگ افزاراتمی خارجی دراین بخش آلمان مستقرنگردیده وصف آرائی نخواهند شد»(۵). درآخرین لحظه، شوروی ها نارضایتی خویش را نشان میدهند. برای دست یابی به امضای آنها، آلمانی ها بند جدیدی می افزایند که تصریح میکند «دولت متحد شده آلمان، به تمامی سئوالات درارتباط با تعبیر واژه " صف آرائی" به گونه ای عقلانی ومسئولانه وبا درنظرگرفتن منافع امنیتی طرف مقابل پاسخ خواهد داد». هیچ سند دیگری آینده دیگرکشورهای عضو پیمان ورشو را مطرح نمی کند.

درآغازسال ١٩٩١، اولین تقاضاهای عضویت درناتوازسوی مجارستان، چکسلواکی، لهستان و رومانی فرستاده میشوند. یک هیئت متشکل از نمایندگان روسی با دبیرکل ناتو ملاقات میکند. مانفرد ورنرتاکید میکند که سیزده عضو از شانزده عضو شورای ناتو مخالف بسط آن هستند و اضافه میکند که « ما نباید اجازه دهیم که شوروی منزوی شود».

آقای آندرئی گراچف مشاور پیشین آقای گورباچف انگیزه کشورهای اروپای مرکزی، که «جدیدا ازتسلط شوروی رها شده اند» وهنوزخاطرات «دخالت های» روسیه تزاری را از یاد نبرده اند، را می فهمد. برعکس، او از«سیاست قدیمی " کمربند بهداشتی"»، که پس ازآن به گسترش ناتو به همه کشورهای عضو پیشین پیمان ورشو منجرمیشود وحتی سه جمهوری شوروی قدیم بالت ها را نیزدربر میگیرد، ابرازتاسف میکند: «موضع جنگ طلبان آمریکائی، که نشانه ای ازجهالت عمیق در باره واقعیت وعدم توانائی برای خروج ازیوغ عقیدتی جنگ سرد است، کمتر قابل قبول میباشد»(٦).

(1) Michael Rühle, « L’élargissement de l’OTAN et la Russie : mythes et réalités », Revue de l’OTAN, 2014.

(2) « NATO expansion : What Gorbachev heard »,National Security Archive, 12 décembre 2017, https://nsarchive.gwu.edu. Sauf mention contraire,toutes les citations sont issues de ces documents.

(3) Cf. Maurice Vaïsse et Christian Wenkel, LaDiplomatie française face à l’unification allemande,Tallandier, Paris, 2011.

(4) Oliver Stone, Conversations avec Poutine, AlbinMichel, Paris, 2017. Entretiens également diffusés sur France 3, du 26 au 28 juin 2017.

(5) « Traité portant règlement définitif concernant l’Allemagne », www.cvce.eu

(6) Andreï Gratchev, Un nouvel avant-guerre? Des hyperpuissances à l’hyperpoker, Alma éditeur, Paris, 2017.

نویسنده: Philippe DESCAMPS


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست