یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

آیا عربستان می تواند با بزهای بلاگردان چهره واقعی خود راپنهان کند؟
عظیم هاشمی


• یکی از مهمترین عواملی که باعث شد عربستان به قتل قاشقچی اعتراف کند، اختلافاتی است که میان دو دولت رقیب در منطقه یعنی پادشاهی سعودی و جمهوری ترکیه وجود دارد. این قتل باعث شد تا اسلامیست های حاکم بر ترکیه که داعیه رهبری جهان اسلام را دارند و بر سر موضوع سقوط دولت اخوانیها در مصر و بایکوت قطر، در جبهه مقابل سعودیها قرار داشتند، فرصت را برای نشاندن ضرب شصت به رقیب مناسب دیدند ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
شنبه  ۲٨ مهر ۱٣۹۷ -  ۲۰ اکتبر ۲۰۱٨


 
سلاخی شدن جمال خاشقچی در کنسولگری پادشاهی عربستان دراستانبول اگر چه بر کمتر کسی پوشیده مانده بود اما اعتراف آشکار دستگاه سلطنتی به کشته شدن وی درکنسولگری نشاندهنده این است که هر گونه تأخیر بیشتر دراین مورد می‌توانست بهای آن را بیش ازپیش برای رژیم سعودی سنگین تر نماید. اینکه جمال خاشقچی با سازمان امنیت -استخبارات - عربستان و حتا با سازمانهای اطلاعاتی - امنیتی جهانی مرتبط بوده است وزمانی نیز مشاور اطلاعاتی – رسانه ای فردی مانند ترکی الفیصل که خود مدتی طولانی ریاست سازمان اطلاعات وامنیت عربستان را برعهده داشته است، اینکه وی در روزنامه های معتبر مقاله می نوشته است ویا وی برادر زاده شخصی مانند عدنان خاشقچی بوده است   که در زمان خود فردی متنفذ در میان دستگاههای مختلف دولتی بود و ارتباطهای پیچیده ، عمیق وگسترده ای با دولتهای مختلف از آمریکا تا اسرائیل ورژیم ایران داشت؛ اینکه وی ارتباطهای تنگا تنگی با اردوغان و سایراسلامیست های حاکم بر ترکیه داشت و موضوعاتی از این دست اگر چه گویای قدرت نفوذ و جایگاه و مطلوبیت چنین فردی در میان جریاناتی از سرمایه داری جهانی می‌باشد اما آنچه باعث شد تا دستگاه سعودی مجبور به چنین اعترافی گردد فراتر از اینها می‌باشد. بدون توجه به پیش‌زمینه هایی خصوصا در مورد مناسبات و رقابتها ی دولتهای منطقه نمی‌توان علت واقعی چنین اعترافی را بیان نمود. می‌توان گفت یکی از مهمترین مشکلی که منجر به اعتراف چنین قتلی فجیع گردید، آن اختلافات اساسی است که میان دو دولت رقیب در منطقه یعنی پادشاهی سعودی وجمهوری ترکیه وجود دارد.این قتل باعث شد تا اسلامیست های حاکم بر ترکیه که داعیه رهبری جهان اسلام را ازآن خود می‌دانند و بر سر موضوع سقوط دولت اخوانیها در مصر و بایکوت قطر، در جبهه مقابل سعودیها قرار داشتند، فرصت را غنیمت شمارند شاید بتوانند ضرب شصتی به رقیب نشان دهند. چنین بود که دستگاههای اطلاعاتی- امنیتی ورسانه های تحت مدیریت اسلامیهای ترکیه تمام قد وارد کارزار شدند. در ابتدا آن‌ها بر چنین صحنه تاریک و هولناکی کورسویی تاباندند.اما رقیب حاضر به عقب نشینی نشد، پس علاوه بر اینکه کمی بر اطلاعات قطره چکانی خود اافزودند توانستند با آزادی کشیش آمریکایی راه بر لابی های طرفدار خود در آمریکا هموارترنمایند. در این راستا از اینکه چنین اطلاعاتی از درون چگونه بدست می آوردند هم برایشان اهمیتی نداشت. حتا آمادگی این را داشتند که اتهام نصب دستگاهای شنود در کنسولگری را بجان بخرند. چرا که بهترین فرصت بود برای غلبه بر رقیب. اینکه آیا دستگاه اطلاعاتی ترکیه -میت – که با تجارب دهها ساله همواره عملکردهای بسیار پیچیده‌ای ازخود نشان داده است از قبل برنامه ی سعودی ها را کشف کرده بودند اما سکوت اختیار نمودند موضوعی است که نمی‌توان به صحت وسقم آن پی برد اما حداقل می‌توان گفت قابل تأمل است. به هر روگذرزمان به ضرر رژیم سعودی و بنفع رقیب در حرکت بود . در همین راستا ملک سلمان و وزیر خارجه آمریکا وچهره های دیگری بیش از قبل با دولتمردان ترکیه وشخص اردوغان به رایزنی پرداختد.علاوه بر آن موضع بخشی از سناتورهای آمریکایی بر علیه سعودیها نیز به نفع ترکیه تمام شد. اکنون که فرایند این حرکت بنحومورد دلخواه ترکیه و برعلیه رقیب رقم خورده بود ترامپ با بیان اینکه «عده‌ای خود سر» دست به چنین کاری زده بودند رهنمود مشخصی برای کم کردن بار زیان این مخمصه را به سعودیها نشان داد تا آن‌ها از گوشه رینگ نجات یابند. در چنین اوضاعی سعودیها چاره‌ای جز اعتراف به اینکه خاشقچی در کنسولگری کشته شده است نداشتند.

این موضوع برای ماممکن است یاد آوراعتراف رژیم حاکم بر ایران بر سر قتلهای نویسندگان و فعالین سیاسی درزمان دولت خاتمی باشد اما نمی توان تفاوت‌ها را نادیده گرفت. تفاوت آن اعتراف با آنچه اکنون شاهد آن هستیم در این است که اعتراف رژیم نشأت گرفته از درون پر غلیان جامعه ایران در دهه ٨۰ و فشارهای مختلف درونی بر رژیم بود و موجب شد تا برای حفظ حاکمیت خود طرح بزهای بلاگردان به منصه ظهور برساند، حال آنکه بزهای بلاگردان دولت سعودی عمدتا براثرفشارهای یک رقیب منطقه ای مطرح گردیده است. اینکه آیا چنین بزهای بلاگردانی- بهر دلیلی موجب خواهد شد تا رژیم پادشاهی بتواند تاج وشنل های خود را برشاخهای اجسادشان بیاویزد ویا اینکه مردم بیشتری متوجه پتانسیل جنایتکاران کلیت حاکمان   خواهند شد ، تا ثیری مهم خواهد داشت درچگونگی فرایند مبارزاتی توده ها درمنطقه وبه طریق اولی در خود عربستان سعودی.

اشاره کردم که پایه‌های اعترافات رژیمها می‌تواند متفاوت باشد، با این وصف اما شواهد بسیاری گویای این است که به همانگونه که چهره رژیم حاکم بر ایران پس از اعتراف به بخشی از زنجیره قتلهای دهه ٨۰ بر توده های بیشتری آشکارترگردید، این اعتراف مقامات دربارسعودی نیز موجب خواهد شد تا چهره آن‌ها نزد افکار عمومی در سراسر جهان و خصوصا در خاورمیانه وجامعه عربستان آشکارتر از گذشته گردد.آشکاری این پتانسیل جنایتکارانه نزد افکارعمومی تاهمینجا هم به درجه‌ای است که متأثرازآن بسیاری از دولتمردان و صاحبان صنایع از حضوردر کنفرانس اقتصادی دربارسعودی خودداری کرده اند. بنابراین می‌توان گفت این قتل اگر چه باعث خواهد شد تا رقیب اسلامی سعودیها یعنی دولت ترکیه به امتیازاتی دست یابد اما چنین بنظر می‌رسد که مردم جهان بهتر ازگذشته به ماهیت چنین رژیمی واقف گردیده اند. وچه بسا به این واقعیت نیز پی ببرند که چنیین رژیمهایی اگر بجای ۱٨ نفر ۱٨۰ نفر هم از کار برکنارنمایند بازهم تغییری دردرونمایه آن‌ها رخ نخواهد داد.

درچنین وضعیتی که پتانسیلی این چنین جنایتکارانه از دربار سعودی آشکار شده است آیا آن نیروهایی که خود را مخالف رژیم حاکم بر ایران تلقی می‌کنند اما بانحاء مختلف جریان خویش را با این پادشاهی در ارتباط قرار داده‌اند حداقل برای حفظ خویش هم که شده است تجدید نظری در چنین مناسباتی خواهند نمود ویا اینکه بازهم مسحور دلارهای نفتی آن‌ها باقی خواهند ماند وجان خویش یاهمراهان خودرا ملعبه دست آن‌ها قرار خواهند داد ؟   


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۱)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست