یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

در برابرم هستی الان
سروده ای از ناظم حکمت


بهرام غفاری


• در برابرم هستی الان...
در آنجائی، هرچند هم به من نگاه نکنی
می بینمت تو را. ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ۲۲ آبان ۱٣۹۷ -  ۱٣ نوامبر ۲۰۱٨


 
در برابرم هستی الان...
در آنجائی، هرچند هم به من نگاه نکنی
می بینمت تو را.
آه محبوبم
ای در عشقش خودخواه و در قلبش پاک
حرفهایم را در سینه ام به خاک سپردم
دلم مزاری شد از کلمات.
آن وقت که مُکدرشدم
همان موقعی بود که خود را گم کردم
دستانم را به کجا بند می کردم، نمی دانستم
آنقدر فکرها از سرم گذشت که
هیچ کدام را نتوانستم دنبال کنم
دستانم در خلا، من در بند ماندم
دستام بسان یخ، من کجا ماندم.
یک سنفونی می نواخت در گوشم
"تمام شد دیگر همه چیز"...

به گوشه ای خزیدم
همان گوشه ی همیشگی ام
و دوباره از آنجا نگاهی دیگر،
جا مانده را
راهی نیست بجز نگاه کردن
از پشتِ سرِآنهائی که رفته اند.
بادی بودم که به کوه وسنگ می خوردم
دیگر هیچ نسیمی نیز برایم نماند
و لعنت فرستادم به راههایی که رفتی.

برایت گفته بودم، اگر بخاطر داری:
مهم آن نیست که "بزمان بسپاری"
مهم با گذرِ زمان "فراموش نکردن" است...
الان برای من، از گذرِ آن زمان
یک درد فراموش ناشدنی مانده است.

آنکه رفته است او، اگر من هستم!
بگو به من از چه کسی رفتم من؟
در تو که نبودم من هیچ،
من دوباره در خودم شدم هیچ...


شعر به ترکی آذربایجانی

قارشیمداسان ایندی
ناظم حکمت

قارشیمداسان ایندی...
منه باخماساندا اورداسان، گورورم سنی.
آه منیم عشقینده اوزونی بَیَنمیش
اورگی تمیز سئودیگیم
قلبیمه قورلادیم سوزلریمی
جسد تورباسی اولدی اورَگیم.
توتقون اولدوغوم او زمان
الیمی هارا قویاجاغامی چارشیردیغیم او زماندیر
عقلیمدن او قدر چوخ شئی گئچدی کی
تعقیب ائده بیلمه دیم.
اللریم بوشدا من داردا قالدیم
اللریم بوز کیمین من هاردا قالدیم.
بیر سنفونی واریدیر قولاغیمدا چالینان
بیتدی داها هاممیسی...

بوجاغیما چَکیلدیم، او چوخ چَکیلدیگیم بوجاغا.
گوزم نه گورَر بللی اولدی گنه
یئرده قالان، دالیسینان باخار گئدنلرین
بیرنسیم اولان یئلیم قالمادی منیم
داغلارا دَیمیشمیم هر اسدیگیمده
یولارا لعنت ائدیم هر گئتدیگینده.

دئمیشدیم سنه خاطیرلاسان:
"مهم اولان، زمانا بیراخماق دئیر،
زمانلا بیراخماماق، دیر..."
ایندی منه گئچن او زمانین
یاددان چیخمایان سانجیسی قالیر

گئتدیگیم اگر منم او، سویله من کیمدن گئتدیم؟
سنده یوخدوم کی اصلا من، من گنه مندن گئتدیم...

حاضیرلایان: بهرام غفاری


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست