یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

به‌یاد اریک اُلین رایت


• به نظر رایت، ضدیت با سرمایه‌داری در طول تاریخ به‌مدد چهار منطقِ مقاومت جان یافته است: نابود کردن سرمایه‌داری، مهارکردن سرمایه‌داری، گریز از سرمایه‌داری و زوال بخشیدن به سرمایه‌داری. این منطق‌ها اغلب همزیستی دارند و درهم آمیخته‌اند اما هریک شیوه‌ای متمایز برای واکنش به آسیب‌های سرمایه‌داری‌اند. این چهار شکلِ ضدیت با سرمایه‌داری اغلب همزمان و درهم‌تنیده‌اند اما هر یک راهی متمایز در واکنش به آسیب‌های سرمایه‌داری هستند ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
شنبه  ۶ بهمن ۱٣۹۷ -  ۲۶ ژانويه ۲۰۱۹


 
اریک اُلین رایت، جامعه‌شناس مارکسیست و رئیس پیشین انجمن جامعه‌شناسی امریکا در پی ابتلا به سرطان خون پیشرفته در تاریخ 23 ژانویه‌ی 2019 در سن 72 سالگی درگذشت.

جنبش 1968 بر شکل‌گیری اندیشه‌های رادیکال و گرایش به مارکسیسم نزد رایت، مانند بسیاری دیگر از روشنفکران هم‌عصرش، تأثیر فراوانی داشت. وی فعالیت پژوهشی خود را با مطالعه‌ی زندان‌ها در ایالات متحده آغاز کرد. از آن مقطع او آثار متعددی درباره‌ی طبقه‌ و سرمایه‌داری نوشت. مجموعه‌ی آثار رایت بسیار گسترده است. از هنگام سمینار «اتوپیا و انقلاب» در دانشگاه کالیفرنیا ـ برکلی که وی در مقام دانشجوی فارغ‌التحصیل مبتکر و مدیر آن بود تا به‌پایان‌رساندنِ کتابی که وی در واحد مراقبت‌های ویژه‌ی بیمارستانی که در آن بستری بود، یکی از پایاترین دریافت‌ها را از طبقه و سرمایه‌داری از زمان مارکس توسعه بخشید. در زبان فارسی نیز چارچوب نظری کتاب طبقه و کار در ایران نوشته‌ی فرهاد نعمانی و سهراب بهدادعمدتاً در توافق با چارچوب نظری رایت در زمینه‌ی تحلیل طبقاتی است.

اریک اُلین رایت همچون نیای فکری خود به انگیزه‌ی اخلاقی برای مبارزه علیه سرمایه‌داری و ترسیم بدیل‌ها در برابر نظام سرمایه‌داری اعتقاد داشت.

این بخش از فعالیت فکری او چند دهه بعد، در شاهکارش با عنوان تصور کردن اتوپیاهای واقعی به اوج رسید. نزد رایت «اتوپیاهای واقعی بدیل‌های [دموکراتیک و مساوات‌طلبانه‌ی] جهان واقعی‌اند که می‌توان در این جهان بنا کرد چنان که پیشاپیش تصویری از جهان ترسیم می‌کنند که جهان می‌توانست چنین باشد و به ما یاری می‌کنند تا در جهت آن‌ها حرکت کنیم.» چنین نهادهایی شامل طیفی از ویکی‌پدیا تا فدراسیون تعاونی‌های کارگری موندارگون در اسپانیا است. تز رایت به‌اختصار آن است که چپ در عین حال که سرمایه‌داری را در سپهر سیاسی مهار می‌کند، می‌تواند با این نهادها سرمایه‌داری را به‌تدریج نابود کند، نتیجه‌ی درازمدت سوسیالیسم است.

به نظر رایت، ضدیت با سرمایه‌داری در طول تاریخ به‌مدد چهار منطقِ مقاومت جان یافته است: نابود کردن سرمایه‌داری، مهارکردن سرمایه‌داری، گریز از سرمایه‌داری و زوال بخشیدن به سرمایه‌داری. این منطق‌ها اغلب همزیستی دارند و درهم آمیخته‌اند اما هریک شیوه‌ای متمایز برای واکنش به آسیب‌های سرمایه‌داری‌اند. این چهار شکلِ ضدیت با سرمایه‌داری اغلب همزمان و درهم‌تنیده‌اند اما هر یک راهی متمایز در واکنش به آسیب‌های سرمایه‌داری هستند. این چهار شکل ضدیت با سرمایه‌داری را می‌توان در امتداد دو بُعد تغییر داد.

یک بُعد درگیر هدف استراتژی‌های ضدسرمایه‌داری ـ تفوق بر ساختارهای سرمایه‌داری یا صرفاً خنثاکردن بدترین آسیب‌های سرمایه‌داری ـ است در حالی که بُعد دیگر درگیر هدف اولیه‌ی استراتژی‌هاست ـ خواه این هدف دولت یا نهادهای سطح کلان سیستم باشد، خواه فعالیت‌های اقتصادی افراد و سازمان‌ها و اجتماعات در سطح خرد.

وی همچنان که نظریه‌ی دگرگونی خود را می‌پروراند ـ در تقابل با دایلان رایلی و سایر متفکرانی که درگیر بحث با آنان بود ـ تردید داشت که بتوان به گونه‌ای سرمایه‌داری را درهم کوبید که رهایی کامل ایجاد کند. او منتقد اتحاد شوروی و دیگر دولت‌هایی بود که برآمده از انقلاب بودند. نزد رایت، دولت سوسیالیستی زمانی تحقق می‌یابد که بر قدرت اجتماعی ـ نه قدرت اقتصادی (سرمایه‌داری) یا قدرت دولتی (دولت‌گرایی) ـ چیرگی به دست آید. مثلاً یک شرکت نمی‌تواند کارخانه‌ی شیمیایی خود را در یک محله بسازد، مگر این که مردمی که آن‌جا زندگی می‌کنند رضایت داشته باشند. نیز دولت نمی‌تواند منافع رأی‌دهندگانش را تابع سیاست‌مداران سازد. به‌اصطلاح دولت‌های سوسیالیستی قرن بیستم، مانند همتایان سرمایه‌داری‌شان، هیچ‌گاه به این شکل از عدالت سیاسی دست نیافتند.

رایت همچنین اعتقاد داشت که سوسیالیسم باید دربرگیرنده‌ی عدالت اجتماعی باشد. برخلاف جامعه‌‌ی سرمایه‌داری که در آن همگان به‌ظاهر «فرصت برابر» برای شکوفایی دارند، عدالت اجتماعی مستلزم «دسترسی برابر» به منابعی است که امکان شکوفایی را برای مردم پدید می‌آورد. عدالت اجتماعی همچنین به معنای آزادی از تبعیض اجتماعی است. بچه‌ها نباید به دلیل آن که والدین‌شان پولدارترند در مدارس بهتری حضور یابند و لازم است بر نژادپرستی، سکسیسم و دیگر اشکال سرکوب غلبه یافت.

رایت باور داشت که سوسیالیسم با بازار سازگار است اما نه آن نوع بازاری که عدالت سیاسی و اجتماعی را تخریب می‌کند. بازارها برای آن که با سوسیالیسم هماهنگ باشند، باید مقیاس کوچک‌تری داشته باشند و مشارکت‌کنندگان در آن‌ها را باید محدود ساخت. به عبارت دیگر، باید کم‌تر شبیه بازارهای آزاد و بیش‌تر همچون میادین محلی فروش باشند. این اندیشه‌ها علیه رابین هانل و دیگر متفکران اتوپیایی بود و رایت را در معرض انتقاد مارکسیست‌های ارتدوکس قرار داد. وانگهی رایت هیچ‌گاه موضعی را به دلیل این که مد روز نیست کنار نگذاشت. اما فراتر از آن حاضر به تغییر عقیده بود. رایت وقتی احساس کرد که عقاید قبلی‌اش دیگر اعتباری ندارد آن‌ها را مورد بازنگری قرار داد یا کنار گذاشت.

قبل از انتشار کتاب اتوپیاهای واقعی رایت ایده‌های خود را در بیش از پنجاه سخنرانی در هجده کشور مطرح کرد. عقاید وی به بحث گذاشته شد و در فوروم‌هایی آزاد و مشورتی که پشتیبانش بودند مورد گفت‌وگو قرار گرفت. وی بعد از انتشار کتاب در مقام رئیس انجمن جامعه‌شناسی امریکا به این کار ادامه داد. تحت هدایت وی، کنفرانس بین‌المللی این انجمن صدها جامعه‌شناس را از سرتاسر جهان برمبنای کار رایت گرد آورد.

رایت همچنین مرکز ای ای هیونز A. E. Havens برای عدالت اجتماعی در مدیسون را اداره کرد که پژوهشگران و کنشگران را گردآورد تا وقف ایجاد آینده‌ای عادلانه‌تر و دموکراتیک‌تر شوند. مایک دیویس، باربارا ارنریش، نانسی فریزر، آرلی راسل هاچ‌شایلد، طارق علی، دیوید هاروی، تدا اسکاچپل، نوام چامسکی، و سازمان‌دهندگان محلی از شماری از کشورها در آن مشارکت داشتند. تحت هدایت رایت بسیاری از پروژه‌های رهایی‌بخش در مرکز هیونز به بحث گذاشته شد و در مجموعه‌ی پروژه‌ی اتوپیاهای واقعی انتشارات ورسو منتشر شد.

وی در دوران کاری مشاور صدها دانشجو بود. بسیاری از استادان برجسته در دانشگاه‌های امریکا دانشجویان دوره‌ی دکتری اُلین رایت بودند و نفوذ وی در آثار ویوِک چیبر، پیتر فریز و دیگر نویسندگانی است که نشریات پرنفوذ ژاکوبن و کاتالیست را بنا کردند. این موج جدید روشنفکران سوسیالیست آثاری خلق کردند که ویژگی گروه «مارکسیسم غیرعوامانه» است. رایت به همراه ساموئل بولز و رابرت برنر بر ضرورت نگارش روشن و بی‌تکلف تأکید کرد که برای گسترده‌ترین مخاطبان قابل درک باشد.

اریک اُلین رایت اخیراً اعلام کرده بود که پزشکانش به او گفته‌اند که تنها چند هفته بیش‌تر زنده نخواهد ماند. همان‌طور که خودش پیش‌بینی کرده بود شاهد فوریه‌ی 2019 نخواهد بود و در تاریخ 23 ژانویه با میراث نظری پرباری جهان را وداع گفت.

کتاب‌شناسی اریک اُلین رایت

Wright, Erik Olin (1973). The Politics of Punishment: A Critical Analysis of Prisons in America. New York: Harper & Row. ISBN9780060903183.
Wright, Erik Olin (1978). Class, Crisis, and the State. London: New Left Books. ISBN9780902308930.
Wright, Erik Olin (1979). Class Structure and Income Determination. New York: Academic Press. ISBN9780127649504.
Wright, Erik Olin (1997) [1985 Verso]. Classes. London & New York: Verso. ISBN9781859841792.
Wright, Erik Olin (1989). The Debate on Classes. London & New York: Verso. ISBN9780860919667.
Wright, Erik Olin (1997). Class Counts: Comparative Studies in Class Analysis. Cambridge, New York & Paris: Cambridge University Press Maison des Sciences de l’homme. ISBN9780521556460.
Wright, Erik (2010). Envisioning Real Utopias. London & New York: Verso. ISBN9781844676170.
Alternatives to Capitalism: Proposals for a Ddemocratic Eeconomy, with Robin Hahnel (2014) New Left Project[13]
Wright, Erik (2015). Understanding Class. London & New York: Verso. ISBN9781781689455.


متن بالا عمدتاً براساس دو مقاله‌ی زیر تهیه شده است:

Adam Szetela, Remembering Erik Olin Wright, January 23, 2019

Erik Olin Wright, How to Be an Anticapitalist Today

منبع: نقد اقتصاد سیاسی


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست