یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

یادداشتی کوتاه بر جدلی پرهیاهو


حمید نوذری


• نوشته ی شیدا نبوی درباره ی کتاب "راهی دیگر" برایم تکان دهنده بود. آنچه مرا تکان داد، گفته ی ایشان بود مبنی بر اینکه کتاب راهی دیگر "تخطئه ی سازمان" است! چرا؟ در کدام مطلب کتاب شاهد "تخطئه"ی سازمان چریک های فدایی خلق ایران هستیم؟ ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
دوشنبه  ۲۲ بهمن ۱٣۹۷ -  ۱۱ فوريه ۲۰۱۹




انتشار نوشته ای انتفادی درباره ی کتاب راهی دیگر، روایت هایی در بود و باش چریک های فدایی خلق ایران1، سبب برخوردهای زیادی شد که دور از انتظار نبود. اما دست کم انتظار می رفت که "منتقدین" انتقاد را با انتقام جویی و تسویه حساب یکی نگیرند و تا افترا زنی به زیر نیفتند.

پرداختن به زندگی مخفی مبارزان سیاسی تحت حکومت دیکتاتوری و کم و کیف آن، کاری ست به دلایل گوناگون، بس پیچیده و دشوار. از طرفی، اغلب نقش آفرینان اصلی این مبارزه دیگر در میان ما نیستند. از سوی دیگر، شمار اندک بازماندگان، روایت های متفاوت و گاه متضادی را از رویدادهای واحد عرضه می کنند. با توجه به شیوه ی زندگی و مبارزه در آن دوران، پنهان کاری و دسترسی هرچه محدوتر به اطلاعات که راز ماندگاری سازمان های مخفی تلقی می-شد، چنین وضعیتی چندان دور از ذهن هم نیست. از این رو، تنها ثبت روایت های گوناگون و مقابله ی آنها با هم است که به تاریخ نگاران امکان فهمیدن و نوشتن تاریخ یک دوران را می دهد و خواننده را به جای روایت های ساده انگارانه   و چه بسا "دلپذیر" کتاب های درسی دبستانی، با پیچیدگی های تاریخ آشنا می سازد. هدف ویراستاران کتاب راهی دیگر نیز جز این نبوده است.

من که در نوشتن این کتاب، دستی از دور بر آتش داشتم، شاید باید آخرین نفری می بودم که درباره ی چند و چون انتشار آن بنویسم. ولی پس از خواندن مقاله ی شیدا نبوی2، جواب های برخی از دست اندرکاران و سپس، حاشیه هایی که بر آنها نوشته شد3، خود را موظف دیدم به چند نکته اشاره کنم.

نوشته ی شیدا نبوی درباره ی این کتاب برایم تکان دهنده بود. به مسئله ی ویراستاری و اینکه چرا این مطلب آمده، آن یکی نیامده و... نمی پردازم که دیگران به آن پرداخته اند. آنچه مرا تکان داد، گفته ی ایشان بود مبنی بر اینکه کتاب راهی دیگر "تخطئه ی سازمان" است! چرا؟ در کدام مطلب کتاب شاهد "تخطئه"ی سازمان چریک های فدایی خلق ایران هستیم؟ بسیاری از نویسندگان و به ویژه یکی از ویراستاران این کتاب (ناصر مهاجر)، سال هاست در مورد مسائل سازمان چریک های فدایی خلق تحقیق می کند، می نویسد و می گوید. حاصل کار نیز جز ارج گذاشتن به آن مبارزان، اندیشه و عمل‌‌شان نبوده است؛ البته با نگاهی نقادانه که بهترین احترام و ستایش نسبت به کسانی ست که مصمم بودند نظم کهنه را درهم ریزند و طرحی نو دراندازند. خانم نبوی حتا به خود اجازه می دهد این کتاب را با آثار دستگاه های امنیتی و موسسات اطلاعاتی جمهوری اسلامی هم تراز کند! چنین مقایسه های بی معنی و بی جایی، آیا جز فراهم کردن امکان سوءاستفاده ی بدخواهان، فایده ی دیگری دارد؟ اشاره به کتاب های "مشکوکی" که اتفاقاْ یکی از ویراستاران راهی دیگر از جدی ترین منتقدان آنها بوده (کتاب حماسه ی سیاهکل)، با چه هدفی انجام می گیرد جز تخطئه ی ویراستاران این کتاب؟ خانم نبوی که ده ها نوشته ی ارزشمند و آموزنده ی این کتاب را – که بی تردید اینجا و آنجا ایرادهایی هم دارند- با سهولتی شگفت انگیز، با یک چرخش قلم، بی اعتبار می سازند، چرا خود در طول چند دهه، قلم به دست نگرفته‌اند و روایت خود را از دوران فعالیت شان در این سازمان باز نگفته اند تا راه را بر "تخطئه"های این چنینی ناهموار سازند؟

نوشته ی خانم نبوی، تفسیرها و حاشیه نویسی هایی را برانگیخته است. بدترین آنها به باور من، اتهام بی پایه ی مهدی استعدادی شاد است. مهدی گویا می خواهد خواننده را از ماجرای "پشت پرده "ی راهی دیگر آگاه سازند. اما او با چه داده ها و دانسته هایی خود را مجاز شمرده که صداقت، شرافت و وجدان علمی ویراستاران راهی دیگر را به زیر پرسش برد و انگیزه ی نوشتن آن را بهره بری از بودجه هایی قلمداد کنند که موسسات اروپایی برای جا انداختن نظرات جانبدارانه شان درباره ی سازمان های مبارز ایرانی اختصاص داده اند؟ چنین توهین و افترایی – نه تنها به ویراستاران که به نویسندگان نیز- به ناگزیر مرا به طرح این پرسش وا می دارد که چنین برخوردهای نسنجیده ای، جز رواج فرهنگ انحطاط و تباهی در مباحث نظری و سیاسی، ما را به کجا خواهد رساند؟

در آخر، مایلم درباره ی تجربه ی خودم در همکاری با کتاب راهی دیگر چند کلمه ای بنویسم. ویراستاران به من پیشنهاد نوشتن مطلبی را کردند که سرانجام نوشتم. در جریان نوشتن، از اسناد بسیاری که در اختیارم گذاشتند و از پیشنهادات سازنده شان برای بهتر شدن مطلب بهره مند شدم. در پایان هم از آنها خواستم مطلب را با نگاهی جدی و نقادانه بخوانند و ویراستاری کنند که با دقتی زیاد کردند. این تجربه برای خود من آموزنده بود و امیدوارم برای خواننده هم باشد.

بر این باورم حدود نزدیک به نیم قرن پس از پاگیری جریان فدایی می بایستی امکاناتی بوجود آید که تا حد ممکن همه بازماندگان، دست اندرکاران و فعالان این جریان، که دیگر زیاد هم نیستند، یادواره ها، ارزیا بی ها و نقدها ی خود را که برای پیشبرد چالش های مهم امروزمان در تحلیل و تعمیق مباحث مهم تاریخ ایران اجتناب ناپذیر است، ابراز کنند، تا به فرصت طلبان امکان تخطئه ی نیروهای مبارز و انقلابی ایران داده نشود.
همین و تمام.
 

حمید نوذری، برلین، فوریه 2019

---------------
1-راهی دیگر، روایتهایی در بود و باش چریکهای فدایی خلق ایران ، گردآورندگان و ویراستاران: تورج اتابکی ـ ناصر مهاجر، بهار 1396، نشر نقطه با همکاری موسسه¬ی بین المللی تاریخ اجتماعی آمستردام، هلند
2-   www.akhbar-rooz.com
3-   www.akhbar-rooz.com
4 رجوع شود به زیرنویس 3، بخش نظرها


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۱)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست