یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

اقتصاد سیاسی گردشگری ایران


فریبرز رئیس دانا


• هرگز کسی نگفته است که دولت ها و ملت ها همه ی ارزش های فرهنگی و اجتماعی را به خاطر دلار بیشتر زیر پا بگذارند و کشور های اروپایی هم هرگز چنین نمی کنند. اما سخت گیری، فشار نظارت و کن مکن حد و اندازه ای دارد که اگر از آن مرز بگذرد بر گردشگری کشور همان می رود که رفته است و خواهد رفت ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
آدينه  ۹ فروردين ۱٣۹٨ -  ۲۹ مارس ۲۰۱۹


در سال 1397 محصول ناخالص داخلی به قیمت های جاری، با توجه به لطمه ای که به اقتصاد ملی از محل تحریم و از محل نتایج سیاست های زیانبار ضد برنامه ای دولت وارد شد، به رقم تقریبی 1750 تریلیون تومان برآورد می شود. رقم می بایست خیلی بالاتر از این می بود، اگر آن لطمه ها وارد نمی آمدند. در سال 1391 مقدار این محصول برابر بود با 709 تریلیون تومان. هم چنین در سال 1397 صادرات نفت و گاز در حدود 45 میلیارد دلار و صادرات غیرنفتی در حدود 30 میلیارد دلار برآورد می شود. بهای بازار آزاد دلار از متوسط 3800 تومان در ابتدای سال 1397 به متوسط 13500 تومان در سه ماه آخر سال رسید (و بیش از آن تا 17000 تومان نیز بالا رفت.) واردات در سال 1397 به حدود 58 میلیارد دلار بالغ خواهد شد (برآوردها از من است). ارقام برای سال 1391 عبارت بودند از: 680 میلیارد دلار صادرات نفتی، 29 میلیارد دلار صادرات غیرنفتی و 66 میلیارد دلار واردات. در سال 1397 تنگناهای اقتصادی بی سابقه ای در اقتصاد ایران بروز کردند و تا پایان سال و بنا به پیش بینی در سال 1398 هنوز جان سختی می کنند.

حالا به جدول شماره 1 توجه کنید تا درآمد واقعی گردشگری را با توجه به برآورد هزینه ی سرانه هر گردشگر و شمار گردشگران به دست آورید:

جدول 1- آمار تعداد و هزینه های ورودی و خروجی گردشگران



*سرانه ها با میانگین گیری از حدود 9 اظهار نظر کارشناسی دولتی کشور به دست آمده اند.

در جدول شماره 1 مشاهده می کنیم که مسافرت ایرانیان به خارج از کشور روند صعودی داشته است و هزینه سرانه مسافرت نیز بالا رفته است. به نظر من سهم اقشار بالایی و میانی بالا در سفرها زیاد شده است. اما شمار سفرهای خارجیان نیز به ایران افزایش داشته است. در مجموع از حیث شمار گردشگران و هزینه های آنان تراز کشور همیشه منفی بوده است. تراز خروج ارز، چنان که در ستون انتهایی جدول شماره 1 می بینیم رو به فزونی گذاشته است. سیاست گردشگری نتوانسته است توزیعی عادلانه تر و سیاست های جذب گردشگر و درآمد ارزی آن را به اجرا درآورد. دلیل آن مشخص است. سفر به خارج برای ایرانیان، به خاطر محدودیت های داخلی، جذابیت بیشتری می یابد و با توجه به چگونگی توزیع درآمد این جذابیت برای اقشار بالایی بیشتر است و این نیز به خروج خالص ارز از کشور منجر می شود. در برخی از سال ها مسافران به مقصد ترکیه، دو سوم کل مسافران به خارج را تشکیل می داده اند. ترکیه امکانات فراوان دارد و هزینه سفر به آن جا برای بخش قابل توجهی از مردم قابل تحمل است.
توجه داشته باشیم که مثلا در سال 1396 از کل 9 میلیون مسافر ایرانی به خارج در حدود 4 تا 4.5 میلیون نفر آن به مقصد عراق و برای زیارت بوده است. (شمار مسافران به مقصد سوریه به دلیل جنگ به صفر رسید). اما هم چنین از 7.54 میلیون گردشگر ورودی به کشور، بیش از 40درصد آن از مبدا عراق بوده است. سفر به خارج مقدار محدود و محدود شونده تری یارانه ارزی داشته است. مسافران ورودی از مقصد عراق ، آذربایجان (20%) افغانستان (12.7 درصد)، ترکیه (10.7 درصد) و آلمان، فرانسه، هلند روی هم (1.5 درصد) نمی توانند درآمد ارزی زیادی برای کشور داشته باشند. حتی برخی از کارشناسان رقم برآوردی سرانه جدول شماره 1 را برای ورودی ها، که در سال 1397 به 3.75 برابر سال 1391 بالغ شده است، زیاده از حد می دانند.
توجه داشته باشیم که درآمد ارزی ناشی از فعالیت گردشگری حکم صادرات را دارد اما در حساب های بازرگانی خارجی منعکس نمی شود (نه در بخش کالا و نه در بخش خدمات). از طرف دیگر سفر ایرانیان به خارج از کشور و هزینه ی ارزی آنان به صورت ارز حکم واردات را دارد که این نیز در حساب بازرگانی خارجی منعکس نمی شود. (الگوی ریاضی برای بررسی آثار تجارت خارجی و ارز آوری گردشگری را می توانید در کتاب سه جلدی من به نام "بررسی های کاربردی توسعه"، نشر چشمه مطالعه کنید.)
برآوردهای سازمان گردشگری و میراث فرهنگی در حدود 4 سال بیش برآنند که کمک های مستقیم و نا مستقیم گردشگری به محصول ناخالص داخلی به ترتیب 2/2 درصد و 4.7 درصد ( جمعا 6.9 درصد) بوده است. به عبارت دیگر از 1750 تریلیون تومان محصول ناخالص داخلی در سال 1397 باید مبلغ 38.5 و 82.2 تریلیون تومان آن به ترتیب به طور مستقیم و نامستقیم از محل درآمدهای گردشگری ایجاد شده باشد. با توجه به تراز منفی که در جدول شماره 1 (به استثنا سال 1397، آن هم ناشی از سقوط اقتصاد) به نظر من نمی رسد که ارقام بالا درست باشند. واقعیت کمتر از این است (در این باره توضیح خواهم داد.)
هم چنین همین گزارش های سازمان گردشگری و میراث فرهنگی برآنند که کمک مستقیم و نامستقیم گردشگری به اشتغال کل کشور به ترتیب 1.9 درصد و 3.2 درصد است (جمعا 3.5 درصد) به عبارت دیگر از کل شاغلان 24 میلیون نفری ( آمار رسمی بانک مرکزی در بهار 1397 که به نظر من کمتر از آن و در حدود 20.33 میلیون نفر است) در حدود 460 هزار نفر به طور مستقیم و 770 هزار نفر به طور غیر مستقیم با فعالیت گردشگری ایجاد شده است. نشان می دهم که این ارقام نیز قابل قبول نیستند و زیاده برآوردی دارند.
و اما نگاهی داشته باشیم به گردشگران داخلی. شمار گردشگران داخلی از شمار کل مسافران (مگر به استثناء در ایام نوروز) و شمار کل زائران قابل تفکیک نیست یا به سختی شدنی است. به هر روی به آمار سال 1395 در جدول شماره 2 توجه کنید.

جدول 2 آمار مسافرت های داخلی کشور با وسایل نقلیه عمومی 1395 (میلیون نفر)



بنا به برخی برآوردها شمار مسافران با وسایل نقلیه ی شخصی در سال های 1391 و 1395 به ترتیب 120 و 150 میلیون نفر بوده است و به این ترتیب کل مسافران داخلی برای سال های 1391 و 1395 عبارت خواهد بود از حدود 400 و 380 میلیون نفر. این مسافران شامل مسافران رفت و برگشت اند. بنابراین شمار واقعی مسافران به ترتیب تقریبا 200 و 180 میلیون نفر در سال است. اما برآوردهایی نیز از حدود 250 میلیون نفر حکایت دارند. از این تعداد در حدود 30 میلیون نفر مسافر زیارتی داخلی به مقصد مشهد است.
شمار کل مسافران بهاری در سال 1396 معادل 48.34 میلیون نفر بود که 15.1 میلیون نفر آن برای گردش و تفریح و دیدار بوده است. شمار مسافران زیارتی نیز در این ایام 3.66 میلیون نفر بود. شاید با توجه به این رقم بتوانیم باز به رقم تقریبی 180 میلیون مسافر سالانه در کشور برسیم.
شهرهای گردشگرپذیر واقعی ایران به ترتیب اهمیت عبارتند از: مشهد، تهران، رشت، قم، ساری، بندر انزلی، شیراز، اصفهان، کرمانشاه، چالوس. در این میان مشهد و قم اهمیت زیارتی، تهران اهمیت مرکزی و جمعیتی و گردشگری، شیراز و اصفهان و کرمانشاه و چالوس اهمیت مقصدی گردشگری دارند. شهرهایی مانند رشت و ساری و البته به عنوان شهرهای اساسی میان راهی هم اهمیت دارند. شهرهای مقصد به ویژه در تعطیلات نوروز است که اهمیت می یابند. شهرهای شمالی رشت و بندر انزلی و ساری هم برای این تعطیلات نوروزی و هم برای تعطیلات تابستانی طرف توجه اند.

اما هزینه های سفر در بودجه ی خانوار حکایت از نکات زیر دارد:
* هزینه های سفر تفریحی در خانوار شهری به طور متوسط در حدود 0.41 درصد است. این رقم در سال های اخیر به سرعت کاهش یافته است. تورم و فقر خانوار موجب کاهش هزینه های سفر می شود.
* هزینه های سفر تفریحی در لایه های بالایی جامعه از 0.8 تا 1.5 درصد از هزینه خانوار را تشکیل می دهد، اما در لایه های پائینی این رقم 0.1 درصد کمتر از آن است. هرچه خانوار داراتر می شود این سهم بالاتر می رود. بالایی ها بین 57 تا 100 برابر پائینی ها خرج سفر می کنند.
* امکانات سفر برای اقشار بالایی کاملا فراهم تر از اقشار پایینی و بسیار پایینی است. اقشار پایینی تا حد خیابان خوابی در زیر چادرها را نیز برای سفر می پذیرند اما برای بالایی ها هتل های گران آماده است.
* هزینه اقامت در هتل های ایران، بر خلاف هزینه ی سفر با وسیله نقلیه ی عمومی، بسیار بالا است. بلیط هواپیما نیز گران است و گران تر هم می شود و به این ترتیب هواپیما از دسترس بخش بسیار بزرگی از کم درآمدها خارج می شود.
* اگر شمار خانوارهای کشور در سال 1395 برابر با 24.20 میلیون خانوار باشد، شمار سفر به ازای هر خانوار تقریبا معادل 7.5 سفر (رفت و برگشت) در سال است. این سفرها بیشتر شامل سفرهای شغلی است تا سفرهای تفریحی.
* از کل سفرهای کشور در حدود 34درصد به 3 استان شمالی، 10 درصد به خراسان و مابقی به ترتیب به اصفهان، آذربایجان شرقی و فارس مربوط است.
* سطح پایین درآمد، شکاف درآمدی شدید، ناداری و بیکاری باعث شده اند که شمار سفرهای تفریحی که برای سلامت تن و جان نیروی کار و اعضای خانوار به ویژه زنان و برای آموزش فرزندان بسیار حیاتی است نسبت به کشورهای اروپایی و آسیایی جنوب شرقی، ژاپن، کره، آمریکا و کانادا بسیار پایین تر باشد.
* درسال 1397 شمار مسافرت های تفریحی داخلی به دلیل وضع بد اقتصادی کاهش یافت. و چنان که دیدیم برآورد این است که شمار مسافرت ها به حدود 180 میلیون رسیده باشد. کل هزینه های واقعی خانوار (یعنی پس از کسر اثر تورم) و مقدار و سهم هزینه ی سفرهای تفریحی در 97 بنا به پیش بینی من پایین آمده است. اگر در سال 1398 سفرهای داخلی افزایش یابد (بنا به برخی پیش بینی ها) این ناشی از انتقال مسافران خارج به سفرهای داخلی است. کاش این انتقال به اجبار ناشی از وضع بد اقتصاد نبود.

و اما به موضوع های دیگری برگردیم:
محصول ناخالص داخلی از جنس ارزش افزوده و در واقع حاصل جمع ارزش افزوده ها در فعالیت های گوناگون است. درآمد گردشگری تا حد زیادی (و به جز آن بخش از نیروی کار که واقعا اضافه ارزش ایجاد می کند) درآمد است نه ارزش زایی. این درآمد حاصل جابه جایی درآمدهایی است که پیش از آن ایجاد شده اند.
می دانیم برای اینکه کل ارزش افزوده را محاسبه کنیم باید جمع هزینه های واسطه ای را از کل درآمدهای ایجاد شده کم کنیم. به این ترتیب با توجه به این که هزینه های واسطه ای این رشته در حدود 55 درصد (بنا به متوسط ارقام سال های 1391 تا 1397) است باید بپذیریم که از کل درآمد گردشگری داخلی (که ابتدا و اساسا همان جا به جایی درآمد است) چیزی بیشتر از نیمی از آن به عنوان ارزش افزوده مطرح می شود.
از طرف دیگر می دانیم که به رابطه زیر رابطه فزایندگی می گویند.(برای مطالعه مراجعه کنید به فریدون تفضلی، اقتصاد کلان، نشر نی، فصل 7)



که در آن ∆Y افزایش در درآمد و ∆Χ افزایش در صادرات یا درآمد ناگهانی خارجی است که به سیستم اقتصادی وارد می شود.   b میل نهایی به مصرف (یعنی درصدی از اضافه درآمد جامعه که مصرف می شود.) t ضریب نهایی مالیات است (درصدی از درآمد جدید جامعه که به مالیات اختصاص می یابد) و m میل نهایی به واردات است (درصدی از درآمد جامعه که صرف واردات می شود). عبارت داخل پرانتز را ضریب فزایندگی می گویند زیرا همیشه بزرگتر از 1 است مثلا اگر ∆X= 100باشد درآمد ملی بیشتر از 100 افزایش می یابد.
با نگاهی ضمنی با واقعیت در ایران بگیریم



یعنی اگر درآمد صادراتی ناشی از افزایش گردشگری خارجی ناگهان 11.3 میلیارد دلار افزایش اما معادل 9.56 میلیارد دلار به خاطر خروج گردشگر از سیستم خارج شود درآمد خالص 1.15 میلیارد دلار یا 11.5 تریلیون تومان است. با ضریب فزایندگی معادل 2.08 مقدار افزایش درآمد عبارت خواهد شد از: 24 = (2.08-11.5) تریلیون تومان فقط 1.4 درصد درآمد ملی است.
به هر حال نباید اغراق کنیم. فعالیت گردشگری خارجی البته موجب افزایش درآمد می شود و این مغتنم است. درآمدهای داخلی موجب جا به جایی درآمد می شود و این می تواند تحت شرایطی مفید باشد. برای آن که فعالیت گردشگری واقعا مفید باشد باید نکات زیر در اقتصاد مورد توجه جدی قرار گیرد:

* شمار گردشگران خارجی و هزینه متوسط آنان بالا برود و این نیاز به سرمایه گذاری دارد. آیا این سرمایه گذاری در برابر سایر نیازها الویت دارد؟
* شمار گردشگران خارجی فقط درآمد نمی آورند آنها می توانند به زیرساخت ها و محیط زیست زیان برسانند پس باید مقررات و نظارت برای کاهش این زیان ها وجود داشته باشد. گردشگری داخلی باید بتواند با گردشگران به خارج رقابت کند و از شمار آن بکاهد. این نیز به تحول اساسی و به زیرساخت ها نیاز دارد. در الویت این سیاست تردید کمتری وجود دارد زیرا اثر آن برای مردم مثبت و رفاه بخش است.
* نمی توان سیاست شکار گردشگران پولدار را به عنوان یک راهبرد انتخاب کرد. گردشگران از هر کشور و با هر درآمد و هر سلیقه باید احترام کامل و یکسان داشته باشند.
* گردشگران ایرانی به سمت خارج نباید چنان هزینه ای تحمیل کنند که از خالص درآمد گردشگری بکاهند. این نیز نیاز و الویت سرمایه گذاری ها را مطرح می کند و بررسی کارشناسی و برنامه ریزی دقیق را می طلبد. در ایران در وجود عزم انجام این کار مطمئن نیستم، چرا که هنوز حتی آمارهای روشن و صحیحی نیز در اختیار نیست.

تا آن جا که به شمار شاغلان مربوط می شود نیز برآوردهای یاد شده گزارش مزبور نمی تواند درست باشد. برای ارائه یک استدلال ساده توجه کنیم که جمع اقامتگاه های کشور در سال 1395 در حدود 3400 واحد بوده است (در سال 1392 این رقم به 5200 بوده) به هر حال اگر هر کدام به طور متوسط 20 نفر شاغل داشته باشند کل مشاغل مربوط به آن به 69000 نفر می رسد. رستوران ها و محل های پذیرایی موقتی نیز ارقام بسیار بالایی را به خود اختصاص نمی دهند. به هر حال اشتغال در این گونه فعالیت ها هم برای خدمت دهی به گردشگران داخلی و هم به گردشگران خارجی است. با توجه به حدود 200 میلیون مسافرت داخلی نمی توان گفت اشتغال در این رشته عمدتا به گردشگران خارجی تعلق دارد.
بنا به گزارش رسمی رئیس سازمان میراث فرهنگی قرار است شمار گردشگران خارجی در سال 1404 به 20 میلیون نفر برسد. این رقم به معنای افزایش 12.5 میلیون نفری در شمار گردشگران خارجی است (به عبارت دیگر افزایش متوسط سالانه 1.5 میلیون مسافر). چنین افزایش کاملا بعید به نظر می رسد. به دلیل نازل بودن سهم مسافران پردرآمد امکان افزایش جدی درآمد سرانه گردشگر وجود ندارد.
توجه داشته باشیم که از کل درآمد گردشگری تقریبا 17 درصد آن سهم حمل و نقل است که در آن نیز سهم اندکی به مسافران هوایی مربوط می شود (در حدود 17 تا 20درصد) بخش عمده ی مسافران از راه زمینی به کشور وارد می شوند. این نیز برای محدود بودن چشم انداز درآمد گردشگری یک دلیل مهم است. به این ترتیب حتی اگر افزایش درآمد سرانه را در فاصله 7 سال معادل 1.5 برابر بگیریم کل درآمد در افق 1404 باید به 45 میلیارد دلار که به نظر دشوار می رسد.

در اینجا به نکات قابل ذکر دیگری برای راهبردسازی گردشگری می رسیم:
* گردشگران به جز هزینه های مرئی موجد هزینه های نامرئی محیطی و اجتماعی نیز هستند. باید مدیریت، سازماندهی و درآمد گردشگری به گونه ای باشد که این هزینه ها را جبران کند چنان که در فرانسه و ایتالیا و اسپانیا و تا حدی ترکیه چنین می شود.
در ایران عقل سود بسیار نزدیک بین و متوهم است و خیلی ها هر درآمدی را سود جامعه به حساب می آورند و سیاست های نولیبرالی دولت نیز به این روند و فکری سوخت رسانی می کند
* اتحادیه های حمل و نقل زمینی و هوایی و دریایی، هتلداران، رستوران داران و تورگردانان باید توان و آزادی عمل برنامه ریزی، صد البته در متن راهبردهای کاملا مشخص شده از سوی مسئولان فنی و غیرسیاسی، داشته باشند. آن ها حرف هایی برای گفتن دارند که زیاد است و قابل شنیدن. نبرد نظام برنامه ریزی جامع و دموکراتیک در کنار حق تصمیم و ابتکار به کارگزاران موجب ریخت و پاش ها و عقب ماندگی ها شده است. در واقع کسانی از این بی نظمی سود، و درواقع سود پولی انحصاری، می برند.
* امنیت از اصلی ترین زیرساخت های گردشگری است. منظور من حداقلی از امنیت اعتمادبخش است. دیده ایم تقریبا بلافاصله پس از بروز ناامنی و عملیات تروریستی در محل های تجمع در شهرهای اروپا و خاورمیانه شمار گردشگران به شدت کاهش می یابد.
* کشورهای جنگ زده خاورمیانه تقریبا همه گردشگران خود را از دست داده اند. امنیت پایه ای به معنای چیزی فراتر از بزه کاری های عادی و خیابانی رایج است. هیچ کشوری مانند آلمان و سوئد و دانمارک و نروژ در فرودگاه ها و ایستگاه های راه آهن و خیابان ها امنیت را برقرار نکرده است اما در ایتالیا و فرانسه جیب بری و قاپ زنی از گردشگران زیاد است.
همه این نا امنی های خیابانی بر انتخاب و تقاضای سفر از سوی گردشگران اثر منفی می گذارند. اما به هر روی این حاصل جمع امنیت عمومی و جاذبه های گردشگری و تاسیسات و زیرساخت ها هستند که نظر نهایی گردشگران را می سازند. در ترکیه با سیاست های خودمحورانه و پرخاشگرانه ی رجب طیب اردوغان امنیت کشور به خطر افتاد. سهم گردشگران روسی در جمع گردشگران خارجی در ترکیه بالا بود. با درگیری نالازم و خودنمایانه ارتش روسیه از خروج اتباع خود به مقصد ترکیه جلوگیری کرد تا این که موضوع با معذرت خواهی اردوغان تا حدی حل شد اما نا امنی کلی در ترکیه حل نشده و لطمه زیادی به درآمد گردشگری و آثار جانبی آن زده است. کیست که نداند در ایران سطح امنیت برای گردشگران کاملا پایین است و این دیگر نیاز به بحث بیشتر ندارد. با این سطح پایین امنیت و مداخله ها و بازدارندگی های متفاوت اساسی و سلیقه ای چشم انداز روشنی برای ورود گردشگران به این کشور وجود ندارد.
آزادی عمل چیزیست که بخش عمده گردشگران خواهان آنند البته که ممکن است شمار قابل توجهی از گردشگرانی باشند که متن فرهنگ و مقررات و ضوابط را بپذیرند و به ایران بیایند اما این شامل گردشگران عراقی، آذربایجان و افغانستان می شود که به قصد زیارت سفر می کنند و با ضوابط زیارتی سازگارند اما گردشگران درآمدزا با این سطح از مداخله ها رغبتی به آمدن به کشور را ندارند. هرگز کسی نگفته است که دولت ها و ملت ها همه ی ارزش های فرهنگی و اجتماعی را به خاطر دلار بیشتر زیر پا بگذارند و کشور های اروپایی هم هرگز چنین نمی کنند. اما سخت گیری، فشار نظارت و کن مکن حد و اندازه ای دارد که اگر از آن مرز بگذرد بر گردشگری کشور همان می رود که رفته است و خواهد رفت.


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست