یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

علی میرحیدری
مسیخ؛ تشکیک یا محاکمه؟


• آنگونه که شواهد گواهی می دهد شاهین نجفی که زوایای تندی با نظام سرمایه داری دارد در مقابل جریانی گارد گرفته است که به گفته ی خودش به دنبال تقلیل مفهوم آزادی به مسائل سطحی و تسلط نظام کاپیتالیستی بر جامعه ی ایران است؛ اما نوع فعالیت های علینژاد گواه بر چیز دیگری می دهد ما هیچگاه محدود سازی فعالیت های او را به مسئله ی حجاب و حقوق زنان نمی بینیم؛ او از راس حاکمیت تا طیف های تندروی زیردست را مورد آماج حملات قرار می دهد ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
دوشنبه  ۶ خرداد ۱٣۹٨ -  ۲۷ می ۲۰۱۹


"دکارت" یکی از پایه گذاران فلسفه ی نوین و رنسانس فکری اروپا معتقد بود هر مسئله ای که در آن یقین کامل نباشد باید خطا پنداشته شود، "شک دکارتی" به سرعت به ابزاری کارآمد در جهت پرسشگری درآمد و مبدل به رهیافتی قابل اتکا در جهت نیل به ذات حقیقتی مسائل گردید، درک صحیح از این ابزار انتزاعی و به کارگیری درست آن یقینا می توانست مسیر هموارتری را در پیش پای جوامع بشری قرار دهد و به ما کمک کند تا بنیادی ترین قواعد پذیرفته شده ی جهان پیرامون مان را به چالش بکشیم قواعدی که گاه انباشتی از اشتباهات را باخود حمل می کرد اما ما به واسطه ی پذیرش آنها اجازه ی پرسشگری را از خود می گرفتیم.

این قواعد می تواند یک نظم غالب اجتماعی، چهارچوبی اعتقادی یا تصور تثبیت شده ای از ابعاد یک شخصیت شناخته شده باشد، حال وقتی برای فهم درستی از وقایع از ابزار دکارت بهره بگیریم اجازه داریم تا هرچیزی را به دایره ی تشکیکمان آوریم و به چالش بکشیم.

اواخر اردیبهشت ۱٣۹٨ "شاهین نجفی" خواننده، آهنگساز و شاعر شناخته شده ی اهل ایران قطعه ای را به نام "مسیخ" منتشر کرد و با این اثر به طور مستقیم عملکرد و جایگاه "مسیح علینژاد" را به چالش کشید.

به عقیده ی من شاهین نجفی یکی از تاثیرگذارترین هنرمندان تاریخ معاصر ایران است و در قیاس با همقطارانش جنسی بسیار متفاوت دارد. او توانسته در طی بیش از یک دهه فعالیت جدی هنری اش جایگاهی تقریبا دست نیافتنی را در موسیقی آلترناتیو از آن خود کند، هرچه زمان می گذرد و بر تجربیات او افزوده می شود ما می توانیم شاهد رویدادهایی غیرقابل پیش بینی و تحیربرانگیز در آثار او باشیم او می تواند به راحتی و با به کارگیری جدی فرم مخصوص موسیقایی؛ خود را درگیر خلق فضایی جدید گرداند و با خلق اتمسفری تازه و کشف معنایی ناشناخته مخاطبانش را میخکوب کند.

او پس از پشت سر گذاشتن مسیری پر از فراز و نشیب توانسته است جمعی از مخاطبان جدی و هوشمند را در پیرامون خود جمع کند، مخاطبانی که پرسشگری را از منش و شخصیت شاهین آموخته اند و می توانند به راحتی به هر پدیده ی تثبیت شده ی اجتماعی حمله کنند و آن را مورد واکاوی قرار دهند، مخاطبانی که اغلب مخالفان سیستم واپسگرای مسلط بر ایران امروزمان هستند و هرکدامشان می توانند تبدیل به نیروهای توانمندی در جهت سرنگونی رژیم اسلامی حاکم باشند.

برای من که هم از طرفداران پر و پا قرص شاهین هستم وهم برای مسیح علینژاد به عنوان یک همکار شجاع و موفق احترام زیادی قائلم نوشتن این یادداشت کاری بس دشوار بود اما تمام سعی من بر این است تا بی طرفی خود را در این مسئله حفظ کنم و از زاویه ی شخص سوم به ماجرا بنگرم.

حال می بینیم که امروز شاهین نجفی انگشت اتهامش را به سمت یکی از معروف ترین کنشگران مدنی حال حاضر ایران گرفته است، مسیح علی نژادی که روزنامه نگاری اصلاح طلب و خبرنگار پارلمانی ساکن ایران بود اما پس از افشای فساد مالی در مجلس شورای اسلامی تحت فشار نیروهای امنیتی قرار گرفت و در نهایت در میانه ی دهه ی هشتاد شمسی مجبور به ترک کشور و تبعید اجباری شد، مسیح را می توان به جرات یکی از موفقترین مبتکران مبارزه ی پرهیز از خشونت در تاریخ فعالیت نیروهای اپوزسیون نظام جمهوری اسلامی دانست، او با تاکید بر احقاق حقوق زنان فعالیت های خود را ادامه می دهد اما دیگر مسائل و مصائب تحمیل شده بر جامعه ی ایران نیز از نظر او پنهان نمی ماند، او سراغ ناشناخته شده ترین زندانیان عقیدتی سیاسی میرود و همچنان بر افشای موثر فساد سیستماتیک جمهوری اسلامی تاکید دارد، سه کارزار "آزادی هایی واشکی"، "چهارشنبه های سفید" و "دوربین ما اسلحه ی ماست" گواهی بر تلاش برنامه مند و موثر مسیح برای رسیدن به اجتماعی هوشمند و مطالبه گراست، همانطور که پیشتر در یادداشتی درباره ی هشت مارس اشاره کرده بودم مسئله ی پایمالی حقوق اولیه زنان به ویژه حجاب اجباری یکی از مهمترین عناصر ویترینی نظام جمهوری اسلامی به حساب می آید و به نوعی پاشنه ی آشیل تبلیغاتی این سیستم قلمداد می شود؛ در واقع تضعیف روحیه ی حق طلبی زنان ایران سیاستی حقیرانه در جهت مطیع ساختن نسل های آینده ی این سرزمین است و هنگامی که مادران یک جامعه تسلیم خواست و اراده ی غیرمعقول حاکمان شوند طبعا فرزندانی مصالحه گر و ظلم پذیر را تربیت خواهند کرد اما جامعه ای که زنان آن سردمدار مبارزه با قوای قهریه ی سیستم باشند و با صرف کمترین خشونت ممکن دست به نافرمانی مدنی بزنند؛ راهگشای بسیاری از گره های حل نشده ی اجتماعی خواهند بود؛ آنها می توانند نسلی جسورتر را تربیت کنند و مردانی با معیارهای جامعه ی مدرن را با خود همراه سازند؛ نحوه ی اجرای کارزارهای مسیح بسیار هوشمندانه طراحی شد؛ در ابتدا با کمپین "ازادی های یواشکی" زنانی که جرات اعتراض مستقیم نداشتند به نافرمانی های غیرعلنی تشویق شدند سپس این اعتراضات در چهارشنبه های سفید جلوه ای علنی تر به خود گرفت و با کارزار دوربین ما اسلحه ی ماست به سلاحی از جنس دنیای امروز مسلح شد تا بیش از پیش ابتکار خود را به رخ تاریخ مبارزات پرهیز از خشونت بکشد.

در بیان میزان موفقیت این کمپین ها نیازی به بیان اضافات نیست؛ وقتی به جلسه ی خصوصی مایک پمپئو وزیر امور خارجه ی ایالت متحده و مسیح علینژاد نگاه می کنیم متوجه می شویم او پایش را از یک خبرنگار معمولی فراتر گذاشته است و به جایگاهی در تاریخ نیروهای اپوزیسیون دست یافته که شاید آرزوی چندین هزار ایرانی باشد. اما در این میان سوالات بسیاری ذهن هر مخاطبی را درگیر خود می کند؛ ابهاماتی که شاید پیش زمینه ی شکل گیری "مسیخ" در ذهن شاهین نجفی بوده است.

مسیح علینژاد چرا و چگونه از یک فعال رسانه ای اصلاح طلب تبدیل به یک چهره ی مهم اپوزسیون شد؟

تاکید او بر احقاق حقوق زنان آیا ناشی از دغدغه ی شخصی اوست یا به دنبال کاهش سطح مطالبات عمومی و تقلیل مفهوم آزادی است؟

آیا توسط جریان های سیاسی به خصوصی از داخل ایران حمایت می شود؟

ارتباط او با مرجان آل آقا و مهدی خلجی در چه سطحی تعریف می شود؟

این ابهامات مسائل رایجی است که خواه یا ناخواه در ذهن هر مخاطبی ممکن است ایجاد شود؛ در واقع با نگاهی به واکنش های عمومی نسبت به معروف ترین کنشگران مدنی چند دهه ی اخیر در می یابیم که نسبت دادن اینگونه اتهامات به یک اکتیویست اتفاق تازه ای نیست، اما مرز باریکی بین تشکیک و صدور حکم وجود دارد.

در شرایطی که بیش از هر زمان دیگری جامعه ی مدنی ایران نیازمند حمایت مردمی است و ایجاد همگرایی بین تمامی نیروهای مخالف جمهوری اسلامی از اهمیتی انکار نشدنی برخوردار است، قطعه ی "مسیخ" بیش از پیش می تواند سبب واگرایی در میان نیروهایی گردد که دشمن مشترکی جز رژیم جمهوری اسلامی ندارند.

قطعا اینجانب وکیل مدافع مسیح علینژاد نیستم و قصد تبرئه ی او را از اتهامات وارد شده ندارم و مسئولیت این مهم را به خود او وا می گذارم اما به عنوان شخصی که از بیرون به ماجرا نگاه می کند می توانم دریابم که بسیاری از این اتهامات بر پایه ی مستندات قابل اتکایی مطرح نشده است و بیش از اینکه دست مسیح علینژاد را رو کند بیانگر تلاشی عاجزانه در جهت متوقف ساختن جریان او قلمداد می شود.

من معتقدم "مسیخ" با ترکیبی از بی انصافی و فرصت طلبی محض ساخته شد.

آنگونه که شواهد گواهی می دهد شاهین نجفی که زوایای تندی با نظام سرمایه داری دارد در مقابل جریانی گارد گرفته است که به گفته ی خودش به دنبال تقلیل مفهوم آزادی به مسائل سطحی و تسلط نظام کاپیتالیستی بر جامعه ی ایران است؛ اما نوع فعالیت های علینژاد گواه بر چیز دیگری می دهد ما هیچگاه محدود سازی فعالیت های او را به مسئله ی حجاب و حقوق زنان نمی بینیم؛ او از راس حاکمیت تا طیف های تندروی زیردست را مورد آماج حملات قرار می دهد و با بهره گیری از ابزارهای دست جمعی در دل جامعه روحیه ی مقاومتی را افزایش می دهد.

در موقعیت حساس کنونی تاریخ ایران؛ آن شرایطی برای ما ایده آل است که امثال این دو نفر بتوانند در کنار هم برای یک هدف مشترک کار کنند؛ قرار گرفتن طیف های فکری مختلف در کنار یکدیگر با در نظر گرفتن یک هدف مشترک یعنی سرنگونی رژیم آپارتاید جمهوری اسلامی می تواند یکی از پایه های اساسی حرکت به سوی تمدنی مبتنی بر گفتگو باشد.


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۶)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست