یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

وضعیت رو به وخامت اقتصادی و وظایف فعالین کارگری و اجتماعی

نظرات دیگران
اگر یکی از مطالبی که در این صفحه درج شده به نظر شما نوعی سوءاستفاده (تبلیغاتی یا هر نوع دیگر) از سیستم نظردهی سایت می‌باشد یا آن را توهینی آشکار به یک فرد، گروه، سازمان یا ... می‌دانید لطفا این مسئله را از طریق ایمیل abuse@akhbar-rooz.com و با ذکر شماره‌ای که در زیر مطلب (قبل از تاریخ انتشار) درج شده به ما اطلاع دهید. از همکاری شما متشکریم.
  
    از : لیثی حبیبی - م. تلنگر

عنوان : و این هم یک گواه تلخ از زبان یک مسئول حکومتی
«... پیش بینی می‌شد انقلاب اقتصادی بعد از خصوصی سازی اتفاق بیفتد که ما شاهد نتیجه معکوس بودیم. سراج تاکید کرد: در خصوص شرکت هپکو باید بگویم فردی که این شرکت به او واگذار می‌شود، وام‌های کلان برای تجهیز کارخانه و افزایش کارگران می‌گیرد تا در نهایت صادرات داشته باشد، اما این وجوه در جاهای دیگر به مصرف می‌رسد و به جایی می‌رسد که این کارخانه زیان ده می‌شود. زیان و بدهی این کارخانه هزار میلیارد تومان است؛ و هزار و دویست کارگر متخصص دارد که چندین ماه است حقوق دریافت نکرده‌اند. در حال حاضر سود هر سهام این کارخانه در بورس منهای ۵۰۱ ریال است.
وی در پاسخ به این که چه تعداد کارخانه مشابه هپکو وجود دارد؟ گفت: این کارخانه‌ها هم شناسایی شدند که متاسفانه تعداد آنها زیاد است.»
٨۱۵۷۹ - تاریخ انتشار : ۲۱ مهر ۱٣۹۶       

    از : لیثی حبیبی - م. تلنگر

عنوان : چرا کارگران گاه چندین ماه و حتی تا ۱۱ ماه و بیش، حقوق نمی گیرند؟ آیا بخاطر مشکلات اقتصادی کشور است؟
در مواردی می تواند براستی بخاطر مشکلات موجود باشد؛ ولی عمومن اینطور نیست. پس چرا حقوق کارگر پرداخت نمی شود؟
سه دلیل اصلی دارد: ۱ - با حقوق کارگران کار می کنند، یعنی یا آن پول های میلیاردی را بکار می اندازند و یا در بانک ها نگه می دارند و سود آن را می برند. و آخر سر هم اگر مجبور شدند و یا لازم دانستند پرداخت شود، سودی را که از آنِ کارگران است را به جیب می زنند و فقط حقوق خالص که باید مثلن ۱۱ ماه پیش پرداخت می شد را می پردازند. و اغلب همه ی حقوق عقب افتاده پرداخت نمی شود، زیرا می ترسند سوال پیش آید که: «اگر پول موجود بود چرا نمی پرداختید!؟» پس تکه تکه پرداخت می کنند. از سوی دیگر پول باقی مانده در بانک و یا بکار انداخته شده همچنان سود می دهد. در واقع بعد از ماه ها حقوق کارگر را از سود پول خود او می پردازند. یعنی در واقع کارگر بخشی از هر ماه را مفت کار کرده. و به همین علت ها است که از ایجاد تشکل های کارگری جلو گیری می شود؛ زیرا در صورت داشتن تشکل مستقل کارگری، کارگران با نیروی خیلی بیشتری می توانند قانون شکن را افشا و رسوا سازند.
پس در نتیجه کارفرما از کارگر به شدت قانونگرا لولو خورخوره می ساخته و با زرنگ بازی خاصی نیروهای امنیتی و دولتی را با کارگران روبرو می سازد، که گویا تشکیلات شان خطرناک خواهد بود برای مملکت؛ در حالی که او به فکر قانون شکنی خود است و بس و باقی داستان ایجاد گمراهی است و بیش نیست. تشکل کارگری باعث امنیت محیط کار می باشد. یعنی اگر معدن «یورت» تشکل کارگری داشت، به احتمال بسیار قوی آن فاجعه ی بزرگ پیش نمی آمد. من پیشتر در این باب در بگاهِ خود مفصل نوشته ام که تکرار نمی کنم.

۲ - صاحب کار از پیش می داند یعنی تصمیم گرفته خود را بطور مصنوعی ورشکسته اعلام نماید؛ و یا اینکه براستی در شرایط ورشکستگی هست، ولی این را به کارگر اعلام نمی کند؛ در نتیجه تا جایی که ممکن است از آن ها کار می کشد و بعد در یک یک روز غم انگیز تیره ی تاریخ زندگی شان اعلام می نماید که ما خودمان نداریم بخوریم، از کجا بیاوریم و به شما ها حقوق بدهیم؟ و برای بستن دهان کارگران مدارک ورشکستگی واقعی و یا مصنوعی(به کمک دوستان ورشکسته شده) را به صورت کارگر می کوبد و تمام.

۳ - خصوصی سازی غارتگرانه دارد در ایران بیداد می کند؛ ولی متأسفانه عده ای بی آنکه بدانند چه جنایاتی بدان وسیله صورت می گیرد، توتی وار شعار خصوصی سازی می دهند. آیا آن ها خصوصی سازی را راه نجات اقتصاد ایران به حساب می آورند؟ خیر، شعاری مُد شده را از روی سادگی و کم دانی تکرار می کنند. ولی دسته ی دیگری هستند که می دانند دارند چکار می کنند. پس در هر فرصتی آن شعار ایران بر باد ده را هم خود تکرار می کنند و هم بر سر زبان های افراد شریفی که در جریان نقشه های پلید و غارتگرانه شان نیستند می اندازند! و متأسفانه بسیارانی به آسانی در این دام ضد میهنی افتاده اند چنان، که فکر می کنند با اجرای آن طرح در همه ی گوشه و کنار کشور، اقتصاد میهن نجات می یابد.
گذر زمان در این سال ها نشان داده که نتیجه آن نبوده که در هیاهوهای مردم فریبانه پیوسته یعنی ناگسسته دارد تکرار می شود. اگر هم بعضی اقتصاد دانان محترم معتقدند که باید خصوصی سازی شود برای ره یابی، آن خصوصی سازی هرچه هست، این نیست که در میهن غارت شده ی ما در باند بازی ها رواجی دلخراش و نامیمون یافته.

یک نمونه از هزاران: در غارت جنگل های شمال میهن، سال های سال، غارتگران و تراشندگان جنگل ها به دروغ می گفتند، هیچی مگویید بگذارید ما اشتغال زایی کنیم. بعد ها برای همه معلوم گشت که آن ها غارتگرانی بسیار بسیار بیرحم و ضد میهنی بودند که به کمک دوستان خود(سهم بگیران) در ارگان های دولتی و امنیتی موفق به مردم فریبی طولانی مدت شدند. این ها گذشته از خریدن بعضی افراد خاص، اغلب نماینده ی مجلس از منطقه را نیز با فریب دادن و یا سهم پردازی(بستگی به نماینده دارد) با خود همراه می سازند؛ چنانکه در دوبار پلو دهی برای چند سد نفر، و "شب شعر"(ننگین ترین شب شعر جهان) در کارخانه ی «چوکا»، نماینده ی شهرستان های تالش نیز شرکت فعال داشت؛ و این در صورتی است که من دلیلی بر فاسد بودن او ندارم.
٨۱۵۷٨ - تاریخ انتشار : ۲۰ مهر ۱٣۹۶       

  

 
چاپ کن

نظرات (۲)

نظر شما

اصل مطلب

   
بازگشت به صفحه نخست