یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

آقای دکتر سمیعی چه کسی را فریب میدهید؟

نظرات دیگران
اگر یکی از مطالبی که در این صفحه درج شده به نظر شما نوعی سوءاستفاده (تبلیغاتی یا هر نوع دیگر) از سیستم نظردهی سایت می‌باشد یا آن را توهینی آشکار به یک فرد، گروه، سازمان یا ... می‌دانید لطفا این مسئله را از طریق ایمیل abuse@akhbar-rooz.com و با ذکر شماره‌ای که در زیر مطلب (قبل از تاریخ انتشار) درج شده به ما اطلاع دهید. از همکاری شما متشکریم.
  
    از : masoud memar

عنوان : دکتر سمیعی به این پیشنهاد « بگو طبابت ما عین سیاست ماست » نه گفت.
ماهیت این اعتراض بشکلهای گوناگون خود را نشان داده است. تا دو دهه قبل ایرانیانی که به داخل سفر میکردند لقبهائی نصیبشان میشد از جاسوس تا خائن. تیم فوتبال هم بی نصیب نبود . شرکت در انتخابات که حتی مدال همدستی با جنایات رژیم را نیز کسب کرده است. پیشنهاد میکنم همین دروغ واضح دکتر سمیعی که من شاهرودی را نمیشناسم را مبنای تئوری قرار دهید تا لقب شارلاتان را برای دکتر سمیعی در آلمان ترویج کنید. گاهی اوقات فقط و فقط دروغ تنها طریق راستگوئی است. مقام علمی و بین المللی دکتر سمیعی ناگزیر ایجاب میکند که هر شخصیتی عکس گرفتن با او را مایه افتخار خود بداند بخصوص دولتمردان ٫ همینطور هر مریضی از تخصص او بهره مند شود بخصوص ثروتمندان. دکتر سمیعی با قبول شاهرودی بعنوان بیمار نشان داد که نباید حوزه پزشکی را وارد سیاست کرد . اگر میگفت شاهرودی را میشناسم یعنی قدم در حوزه سیاست گذاشته بود . اصولأ نباید در کار طبابت کسی را بشناسد و شناختش را اگر میخواهد در حوزه سیاسی دنبال کند نه در اتاق عمل. بدرستی گفت کسانی که معترض هستند بهتر است طرز تفکرشان را عوض کنند.
٨۲۹۵۶ - تاریخ انتشار : ۲۲ دی ۱٣۹۶       

    از : سیامک رهگذر

عنوان : قرض از مزاحمت دوباره؟
بعد از ارسال دو نظر زیر به گزارش جالبی در سایت پیک ایران برخوردم که نظر خود این آخوند را در مورد امثال خودش افشا میکند و گفتم حیف است که از آن باخبر نشوید.
" فتوا درباره "درمان بیمار ظالم" در سایت محمود هاشمی شاهرودی

سایت محمود هاشمی شاهرودی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران، مطلبی را درباره "درمان بیماری انسان ظالم"در صفحه اول استفتائات قرار داده است. در این استفتا از آقای هاشمی شاهرودی که مرجع شیعه است، پرسیده شده که اگر انسانی که به ناحق به مردم ظلم کرده و در کشتار مردم دست داشته، در خطر مرگ باشد، پزشک چه وظیفه‌ای در قبال او دارد؟
به گزارش بی بی سی، این استفتا در شبکه‌های اجتماعی به این دلیل مورد توجه قرار گرفته که هم‌زمان بحث‌های مختلفی درباره ادامه درمان آقای شاهرودی در آلمان مطرح شده است.

در این فتوا گفته شده اگر پزشک بداند که شخص ظالم به ظلم ادامه می‌دهد وظیفه‌ای برای مداوای او ندارد، اما اگر پزشک نداند، باید بیمار را مداوا کند.
آدرس لینک با صفحه از سایت خود این آخوند:
- https://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=۱۴۵۸۸۹
٨۲۹٣۹ - تاریخ انتشار : ۲۲ دی ۱٣۹۶       

    از : peerooz

عنوان : سوگند نامه پزشکی
جناب محمود زهرایی به عنوان یک فرد و حتی با نام یک پزشک حق دارد و میتواند عقیده خود را اظهار کرده و حتی در تظاهرات بر ضد شاهرودی شرکت کند؛ اما حق ندارند که این اقدام را متکی به سوگند نامه پزشکی بنمایند. همانطور که گفتم تنها جمله مربوط به رابطه
درمانی پزشک و بیمار آنهم در ترجمه یونانی به انگلیسی - نه به فارسی - بسیار کوتاه و مشخص میباشد و ایشان این شبهه را در اذهان ایجاد مینمایند که مثلا بقراط اجازه داده و شاید هم توصیه کرده است که امثال شاهرودی را باید از شهر بدر کرد. نه, چنین نیست.
٨۲۹٣٨ - تاریخ انتشار : ۲۲ دی ۱٣۹۶       

    از : همنشین بهار

عنوان : حقوق انسان بر عمل او مُقَدّم است
حقوق انسان بر عمل او مُقَدّم است. در مورد دکتر سمیعی

• گرچه ایران «خاک پاک ایزدی، در حصار ظلمت اهریمن است»، و «استبداد زیر پرده دین»، گرد محنت و یأس بر آن می‌پاشد.
• گرچه عمله ستم بیداد می‌کنند و امثال محمود هاشمی شاهرودی هم به ریش و گیسوی مردم ستمدیده می‌خندند.
• گرچه وی و جریان ارتجاعی هم ریش‌اش، هیچ نسبتی با فرهنگ و آرزوهای ما ندارند، اما...
اما های و هوی علیه قاضی مرگ در ایران و بیمار لوکس در آلمان، همچنین علیه پزشک معالجش، جای تأمل و مکث دارد.
این اعتراض از یک زاویه زیبا و حق است و از زاویه‌ای دیگر قابل دفاع نیست!
ـــــــــــــــــــــــــــــ
اگر حقوق انسان بر عمل او مقدم است (که هست)، نمی‌توانیم از آنچه در آلمان، مقابل بیمارستان (محل بستری شدن آن شیخ تبه کار) گذشت، خوشحال باشیم.
...
باید کسانی را که عالماً عامداً جانب ستمگران را می‌گیرند زیر سوال ببریم و از این جهت، اعتراض به امثال دکتر مجید سمیعی نیز، مفهوم است. مفهوم است اما روا نیست!
بخصوص که در «جبر جّو»، همیشه بد، بدتر دیده می‌شود. «جبر جّو» به انصاف و واقع بینی تی‌پا می‌زند و با خودش گرد و غبار می‌آورد.
عکس‌های دکتر سمیعی (خوش و بش وی با قاتلین زندانیان سیاسی) به اندازه کافی گویاست. ازاین گذشته، گفته می‌شود بعد از جریان میکونوس و قطع رابطه کشورهای اروپایی با رژیم، ایشان واسطه و کارچاق‌کن برخی معاملات بوده، و رابط حکومت با سوسیال دمکرات‌های اروپایی و امثال گرهارد شرودر...
ـــــــــــــــــــــــــــــ
در جنایات محمود هاشمی شاهرودی هم، تردیدی نیست. با سکوت و رضای او و دیگر شیخکان، پاک‌ترین فرزندان ایران زمین با آن حکم مهیب در سال ۶۷، حلق‌آویز شدند... اما...
اما، حقوق فرد بر عمل‌اش مقدم است حتی اگر آن فرد، اسدالله لاجوردی، پرویز ثابنی یا هاشمی شاهرودی باشد.
٨۲۹٣۶ - تاریخ انتشار : ۲۲ دی ۱٣۹۶       

    از : سیامک رهگذر

عنوان : عملکرد دکتر سمیعی در چه راستائی است؟
اگرچه به سوگند پزشکی (Der Eid des Hippokrates (oder Hippokratischer Eid) ) آشنا هستم که یک پزشک بایستی بدون در نظر گرفتن نژاد یا رنگ و پوست و مقام و پیشینه و سوابق گذشته یا حال یک مریض او را در وهله اول درمان کند ولی مواردی پیش میاید که تصمیم نهائی باز نزد یک پزشک است و کسی او را نمیتواند مجبور بکند که مثلا یک جنایتکار را هم درمان بکند و همیشه راه هائی است برای از زیر بار مسئولیت شانه خالی کردن. پزشک میگوید من که نمیتوانم در مقام یک قاضی باشم و برای جنایات یک فرد قوه قضائیه هر کشوری مسئولیت دارد. وظیفه من پزشک کمک به درمان هر مریضی است که به کمک من نیاز دارد. این یک اصل پزشکی است و سرش نمیشود دعوا کرد! ولی نقشی را که جناب سمیعی بازی میکند جای سوال دارد که میتواند بگوید از دست او برای درمان یک آخوندی که میگویند هزاران حکم قتل صادر کرده ( حتی برای دختر بچه ها که قبلا به آنها تجاوز بشود تا از باکره گی در بیایند وگرنه سر از بهشت در میآورند! ) تا برای ثابت نشدن بیگناهی اش بگوید که از دستش کمکی و کاری به بهانه ای برنمیاید. ولی با توجه به زد و بندهای پشت پرده و آشکار دکتر سمیعی با رژیم ضد مردمی و ضد ایرانی ملایان خودش را نه تنها پاک خراب کرده طوریکه سابقه تخصصی او هم زیر سوال میرود. او گویا پروژه ای را برای ساختن مرکز درمانی مغز و اعصاب در ایران بدنبال دارد از طرفی مجبور است با سران رژیم نشست و برخاست کند و خلاصه از او انتظار میرود که کمکش را در چنین مواقعی دریغ نکند. جالب اینجاست که در خود ایران برخی رسانه ها از دکتر سمیعی بعنوان کلاهبردار یاد میکنند! بفرض هم که دادستانی آلمان این آخوند هاشمی را دستگیر یا محاکمه هم میکرد چه چیزی عوض میشد جز دردسر و دعوای دیپلماتیک فراوان برای آلمان و صدمه خوردن به منافع اقتصادی اش در ایران.
این آخوند را شما به چه جرمی میخواهید محاکمه اش بکنید؟ او هم مثل همکارش وزیر دادگستری کابینه روحانی آخوند پور محمدی نه تنها به حکم قتلهای صادره خودش طبق مبانی شریف اسلام و قرآن عمل کرده بلکه بدانها افتخار هم میکند یا خواهد کرد و حاضر است جانش را هم با افتخار بدهد. پس شما بایستی قبل از او دینش را که از او یک هیولای وحشی انسان کُش ساخته به محاکمه بکشید چونکه خود این آخوند هم قربانی نادانی برگفته از اسلامش است و دستورنامه قرآنش که میگوید مخالف خود را بکشید! شما قبل از محاکمه و متهم کردن این آخوند بایستی رسولش را به محاکمه بکشید. ولی رسول یا پیغمبرش میگوید که خدایش به او فرمان داده که بکشید و در راه خدا قتل کنید طبق ده ها سوره و آیه در قرآن! پس بایستی الله اینها را ابتدا به محاکمه بکشانید وگرنه همه اینها فرمانبر دستورات دینی خود هستند و آدمهای بدبختی که حتی لحظه ای در زندگی خود آزاد اندیشی و خوشبختی را تجربه نکردند و با دین ورزی خود آدمکشی را مشروعیت میبخشند!
طبق خبر دفتر این آخوند تصدیق نشد که او در دوران اقامتش در آلمان درمان شده و به احتمال زیاد بدون درمان شدن مجبور شد به ایران برگردد چونکه خطر دستگیر شدن خود را میداد. نمیدانم اینها که میلیونها دلار خرج امام زاده های خودشان میکنند چرا نمیتوانند یک مرکز درمانی برای مغز و اعصاب در خود ایران درست کنند؟ مگر قبول ندارند یا نمیگویند که امام رضا معجزه و درمان میکند، برود آنجا دخیل شود!
خلاصه اینجانب شخصا از همشهری خودم جناب سمیعی بسیار دلگیر هستم که خودش را واقعا به سطح یک دلال پزشکی پائین آورده و آبروی هزاران پزشک ایرانی مقیم آلمان را هم با بازی سیاست کثیف با رژیم ارتجاعی ملایان برده یا میبرد. آیا ایشان که سالهای سال مقیم آلمان است و تحصیلکرده در دانشگاه های پزشکی آلمان بوده مثل خودم بهتر نمیداند تا اگر پزشکی تمایل به درمان مریضی نداشته باشد همیشه راه حلی است؟ بقول نویسنده این مقاله سمیعی به بهانه سوگندنامه پزشکی چه کسی را میخواهد فریب بدهد که بگوید دستش بسته است؟... خودتی!
٨۲۹٣۴ - تاریخ انتشار : ۲۲ دی ۱٣۹۶       

    از : سیامک رهگذر- از المان

عنوان : ترجمه تیتر مقاله ای در اشپیگل آنلاین امروز: پزشکی و اتیک " همه آنها مریض هستند".
در طی گذر روزانه من به اشپیگل آنلاین آلمان همین امروز به نوشته ای کوتاه برخوردم که ترجمه آنرا برای سایت اخبار روز ارسال میکنم ( همه امتیازش برای این سایت محفوظ است ) تا با دیدگاه یک جراح سرشناس آلمانی با موضوع درمان جنایتکاران آری یا نه آشنا شویم شاید که کمکی به بحث ما کرد؟( ترجمه متنی که آدرس لینکش را در انتها آوردم بری مراجعه و مطالعه بزبان آلمانی) :
- معاینه و درمان وزیر سابق دادگستری ایران در هانوفر آلمان باعث خشم و عصبانیت شد. پزشکان چطور با چنین موضوعی برخورد میکنند را یک جراح سرشناس هایدلبرگی که حسنی مبارک را عمل جراحی کرد تعریف میکند. مصاحبه:
اشپیگل آنلاین، سوال: یک بیمارستان در هانوفر آیت الله محمود شاهرودی را برای معالجه پذیرفت. به او سرزنش میشود که چندین هزار نفر را با حکم خودش به قتل رسانده. پزشکان با چنین مواردی چطور عمل میکنند جناب بوشلر؟
بوشلر:من در سال ۲۰۱۲ پرزیدنت سابق مصر حسنی مبارک را عمل جراحی کردم. مبارک قبلا تصمیم گرفت که توسط متخصصین آلمانی معالجه بشود و من بعد از اینکه او را در مصر معاینه کردم در کلینیک هایدلبرگ عمل جراحی کردم. پرزیدنت با عنوان یک دیدار رسمی نزد صدر اعظم آنگلا مرکل به آلمان سفر کرد.
( در مورد جراح: مارکوس بوشلر (Markus Büchler ) ۶۲ ساله، بعنوان رئیس بخش پزشکی کلینک دانشگاه هایدلبرگ کار میکند. این جراح در سطح بین المللی برای عملهای جراحی کیسه صفرا شهرت جهانی دارد.)
اشپیگل آنلاین: آیا سیاست کشور برای چنین مریضهای سرشناس همیشه میانجیگری و واسطه میشود؟
بوشلر: نه. من سیاستمداران خارجی را معالجه کردم که یکهو جلوی درب بیمارستان بودند. برخی دیگر از آنها توسط دولت آلمان تا بیمارستان اسکورت و محافظت شدند. من با واسطه دولت آلمان یک فرد چینی را که برنده جایزه صلح نوبل است در چین معاینه کردم. چندین راه برای اینکار وجود دارد.
اشپیگل آنلاین: شما بعنوان یک دکتر هیچ روی موضوعی فکر نمیکنید که چه کسی را روی میز عمل جراحی مقابل خود دارید؟
بوشلر: من بعنوان یک فرد خصوصی رویش فکر میکنم اما بعنوان یک دکتر وظفیه دارم هر مریضی را صرفنظر از ملیتش، رنگ پوست و نژادش بهترین درمان را در اختیارش بگذارم. من فرض را بر این میگذارم کسیکه نیاز به درمان دارد اجازه دارد در آلمان بسر ببرد.
آشپیگل آنلاین: آیا پیش داستان ( سوابق کاری گذشته ) مریض برایتان مهم نیست؟
بوشلر: من قبلا در یک بخش جراحی کلینک دانشگاه برن سویس کار کردم. این بخش ما همچنین مسئول درمان مریضهائی بود که از زندان آنجا میامدند که در بینشان قاتل و جنایتکاران بزرگی هم بودند. آنها هم مثل آدمهای معمولی دیگر درمان شدند. مریض همشان هستند.
اشپیگل آنلاین: آیا شده شما درمان مریضهائی را هم رد بکنید؟
بوشلر: من وقتیکه کمکی از دستم برنیاد یا از نظر لجستیکی غیر منطقی باشد درمان یک مریض را رد میکنم. من در خارج از آلمان جراحی نمیکنم فقط در اینجا با تیم خودم. وقتیکه حسنی مبارک را جراحی کردم بعد از برگشت او به مصر انقلاب سرگرفت. وکیل پرزیدنت از من خواهش کرد تا دوباره به قاهره سفر کنم. من میبایستی از نظر پزشکی تایید کنم که مبارک هنوز مریض است تا او از زندان آزاد شود. اینرا من رد کردم. من یک پزشکم نه سیاستمدار.
اشپیگل آنلاین: آیا فقط توریستهای مریض ثروتمند میتوانند از پس هزینه های درمانی و جراحی برآیند؟
بوشلر: کسی که با اقدام شخصی خودش به آلمان میاید بایستی توان مالی درمانش را داشته باشد. اما ما مجروحان جنگی که توانائی مالی ندارند را هم درمان میکنیم. برای آنها هم این اصول درمانی ( بدون پیشینه شخص را در نظر گفتن، اضافه مترجم ) اعتبار دارند همینطور برای پرزیدنت یا آیت الله.
http://www.spiegel.de/gesundheit/diagnose/ayatollah-mahmud-schahrudi-wie-gehen-aerzte-mit-solchen-faellen-um-a-۱۱۸۷۳۵۰.html
٨۲۹٣۱ - تاریخ انتشار : ۲۲ دی ۱٣۹۶       

    از : م ـ پزشک

عنوان : کسانیکه بی قانونی را ترویج مینمایند ناگزیرآ در خدمت دیکتاتورها قرار دارند.
در دوران رژیم وابسته پهلوی بعد از کودتای ننگین استعمار ـ ارتجاع ۱۳۳۲، صدها (بعضی روایات هزاران) نفر زن و مرد از آزادیخواهان در زیر شنکنجه و بدون دارا بودن امکان استفاده از دادگاه رسیدگی بجرایم و و بدون داشتن حق دفاع از خود اعدام شدند ( نمایش دادگاه گلسرخی و رفقایش از نوادر دوران بود). در آن زمان وحشت و ترور بدرستی اپوزیسیون ملی و مستقل ایران همواره خواستار آزادی زندانیان سیاسی ولا اقل ایجاد دادگاههای صالحه با حضور نمایندگان سازمانهای حقوق بشری برای این «محکومین» در بند بود و فعالیتهای درخشانی هم نمود. امروز هم که زندانهای رژیم پهلوی گسترش پیدا کرده و مملو از آزادیخواهان وطندوست گشته، خواستهای آزادی زندانیان سیاسی در صدر هر جریان مبارزاتی قرار دارد. بعد از انقلاب ۵۷ در همان روزهای اول دسته دسته از همکاران رژیم پهلوی در دادگاههای دو دقیقه ائی و یا حتی بدون دادگاه توسط عمله و اکرمه و دستیاران رژیم جدید و حامیان چپ و راست عقب مانده ترین قشر اجتماعی یعنی روحانیت مبارز بعنوان مجرم و جنایتکار اعدام شدند (در یکی ازشهرها مردم به یک خانه ساواکی ها ریختند و هشت نفر را اعدام «انقلابی» کردند مثل اعدامها در ترکمن و کردستان و سایر نقاط ایران ) در این اعدامهای جنایتکارانه که بدون حکم دادگاه مثل دوران پهلوی صورت گرفت مورد تائید همه انقلابی نماهای دوران و همه عوامل ذینفع از انقلاب بعنوان عملی ضروری و «انقلابی» قرار گرفت و حتی تقاضای شدت کشتار و اعدامهای انقلابی از جانب آنهائیکه روزی هم همدست صدام حسین برای حمله بایران بودند، گردید. آنانیکه خواهان برقراری دادگاه برای رسیدگی به «جرم» آزادیخواهان و مبارزان در زندانهای رژیم پهلوی بودند، هرگز نمیتوانند خواستار ایجاد دادگاه برای دشمنان مردم و همه آنهائیکه در جنایات قتل و فساد دستگاه حاکمه دست داشته بودند نباشند. رعایت قانون بایستی در مورد همه یکسان رعایت شود. یا ما طالب حکومت قانون در جامعه هستیم و یا اینکه طرفدار قانون جنگل. برای بعضیها عنوان مجرم کافیست که فرد بسزای اعمالش برسد. آنهائیکه از تشکیل دادگاه برای مخالفین مردم بیم دارند بیشک دارای آمادگی فکری برای برقراری دیکتاتوری و ادامه جنایات (شکنجه و اعدام) تحت قانون جنگل هستند. آنکسی که بیشرمانه مینویسد « اگر حتی شکایت از سمیعی به جائی نرسد» این بدان معنی است که دکتر سمیعی برای وی مجرم است برای اینکه شاهرودی مجرم و عامل رژیم ضد ایرانی آخوندها در ایران را در بیمارستان تحت ریاستش در آلمان تقبل نموده است و بنابراین همدست در جنایات یکی از عوامل حکومت ننگین اسلامی مثل شاهرودی میباشد. طرز تفکر اینقبیل آدمها حکایت آنرا دارد که «گنه کرد در بلـــــــــخ آهنگری ، به شوشتر زدند گردن مسگری». حال دست کسی بجنایتکاران حقیقی و بیشمار رژیمهای شه ـ شیخ در درون و برون نمیرسد، «مسگر» را بهانه قرار داده است و بعنوان «دادخواهی» تنفر کورشان خودشان را از دکتر سمیعی بعنوان پزشک چنین بیان میکنید. این بیانات کسی است که جرم ؟ دکتر سمیعی برایش محرز گشته است «.بهر حال آن مادری که به دستور شاهرودی دخترش را بعد از تجاوز اعدام کرده اند، نظرش در مورد سمیعی با نظر شخصی که چنین‌ مصیبتی را تجربه نکرده نمی تواند، یکی باشد».
باور داشته باشیم که هیچ جنایاتی در هیچ دوره ای توسط هر کس و هر گروهی حتی عوامل ستون پنجم دشمن در ایران صورت گرفته باشد شامل مرور زمان نمیشود و باید مورد بازخواست دریک دادگاه صالحه مردمی قرار گردد. اتهام زدن بسیار راحت است ولی بدون اثبات قانونی بهمان مسیری خواهد رفت که در اوایل انقلاب گروههای مختلف اجتماعی بااتهام زدن «مجرم» بسیاری را بدون دادگاه اعدامهای «انقلابی» نمودند. آنهائیکه بی قانونی را مروج هستند، تائید ضمنی به ترورهای ناجوانمردانه و بدون اثبات گشته جرم افراد در خارج از کشور توسط رژیمهای ترور و وحشت شه و شیخ هم مینمایند. بنظر میرسد امروزه پاره ائ از «روشنفران» ایرانی در محیط آزاد و فضای دموکراسی قادر نیستند و یا فهم آنرا ندارند که بیابند تاکید بر رعایت قانون لازمه بری بودن از هرج و مرج است و نه طرفداری این فرد و یا آنفرد در جایگاه متفاوت اجتماعی. مبارزی چون خانم ستوده حقوقدان، وکیل دادگستری بخاطر دفاع از رعایت قانون است که مورد آزار و اذیت و حبس قرار گرفته است. جانبداری از بهره برداری و اجرای قانون برای همه بمعنی طرفداری از عوامل جنایات دوران رژیم پهلوی و یا حامیان این رژیم اسلامی وحشت نیست. در جهان بسیاری از جنایتکاران مثل بوش (پدر و پسر) روسای جمهوری امریکا مورد مداوا و خدمات پزشکی پزشکان و حتی ایرانی قرار میگیرند و این بدان معنی نیست که این پزشکان همدست جنایتکاران هستند چون آنها را معالجه مینمایند و یا وکلای که در دادگاه های بین المللی دفاع از متهمین بجرمهای جنایات ضد انسانی را بعهده میگیرند،همدست و هم پیمان اینقبیل جنایتکاران دانست. با این هوطن توافق دارم که مینویسد « ما ایرانی ها سیاست را به گند کشیدیم و بعد همه چیز را سیاسی کرده ایم حتی ورزش و خدمات پزشکی را».
٨۲۹۲٨ - تاریخ انتشار : ۲۲ دی ۱٣۹۶       

    از : شکرالله ج

عنوان : درود بر شما اقای زهرائی
اقای دکتر زهرائی درود بر شما .
منتسکیو اخلاق را بر تر از قانون میشمارد.اخلاق و وجدان و تبعیت از این دو را ٬بر قانون دست نویس ..انسان..برتر میداند. امروز ایرانیان با کردار و گفتار خود جای خود را در صف های موجود اجتماعی/سیاسی تعین میکنند.دلال کاسب کاری که حرفه مقدس پزشکی را به لجن میکشد مانند همین سمیعی (از قوم موسی) و راست در چشم مردم دروغ میگوید..دروغ. همه ما میدانیم که دروغ گوئی و فریب از مشخصات بارز و مهم و سرنوشت ساز بوده است برای ملا و جماعت اخوند با عمامه و بی عمامه.ریاء و دروغ گوئی در هیچ طایفه ئی چنین مرسوم و جا افتاده نیست..جا افتاده بمعنای این است که این زشت ترین خصلت بمثابه جزء و یکی از ارکان اخلاق و خصیصه های انسانی ..در پدیده و موجودیت اخوند..طبیعی و خدادادی شده است.این وقایع همگی در تاریخ با شرح حال و نام و مشخصات در تاریخ ما ثبت میشود وشده است تا به امروز.من و شما نمیتوانیم کنار یک قاتل٬انهم چنین جانی تبهکاری که دستش به خود فرزندان این سرزمین ٬اغشته است بنشینیم و همصحبتش باشیم.هرگز ..اما میبینید که این مردک حقیر /سمیعی/ با افتخار هم چنین میکند!
این موجود خدمات بسیاری به سران نظام جانی و تبهکار حاکم بر مردم ایران داده است.بسیار بیش از اینها .همه این خدمات در دست است.با ذکر تمام جزئیات و تاریخ و شرح اینها.
اقای زهرائی درود بر شما انسان شریف.
٨۲۹۲۰ - تاریخ انتشار : ۲۲ دی ۱٣۹۶       

    از : علی آبادی

عنوان : اول سیاست
ما ایرانی ها اول سیاست را به گند کشیدیم و بعد همه چیز را سیاسی کرده ایم. ورزش، هنر، دین، علم، سوگند پزشکی....
بیله دیگ، بیله چغندر! این رژیم، این اپوزیسیون!
٨۲۹۱۹ - تاریخ انتشار : ۲۲ دی ۱٣۹۶       

    از : س. آذر

عنوان : پروفسور-دکتر-دلال سمیعی
اگر حتی شکایت از سمیعی به جائی نرسد، مخالفان رژیم اسلامیتا همینجا این موفقیت ها را داشته اند:
- عوامل رژیم دیگر نمی توانتد به راحتی در خارج از کشور تردد بکنند.
- از این به بعد پادو های رژیم از هر نوعش (حال چه سمیعی باشد، چه مهاجرانی) در خدمتگذاری به رژیم باید دست به عصا باشند.
- دولت آلمان دیگر نمی تواند برای این جانیان علنا فرش قرمز پهن کند.

در رابطه با خود سمیعی و رابطه اش با رژیم، به نظر من اینگونه بحث ها به جائی نمی رسد. عده ای اعمال او را همانند یک پزشک و عده ای به دلیل احداث یک بیمارستان در ایران توجیه می کنند.
مسئله در درجه ی اول بحث پرنسیب هاست.
آیا هر کسی که در خدمت یک رژیم ترور و وحشت است، با درست کردن یک بیمارستان گناهانش پاک و اعمالش توجیه می شود؟....
درست مثل آن نزولخواری که دهها انسان را به خاک سیاه می نشاند، بعد سهم امام را داده و به مکه می رود. آیا این‌ حاجی بعد از حج آدم دیگری می شود؟

اینکه نود درصد مردم‌ ایران در این بیمارستان نمی توانند معالجه بشوند، امر دیگری است.
در این بیمارستانی که احداث خواهد شد، باز هم امثال شاهرودی و آقازاده ها معالجه خواهند شد.

البته این باز هم به معنای مخالفت با احداث یک بیمارستان‌نیست.

بهر حال آن مادری که به دستور شاهرودی دخترش را بعد از تجاوز اعدام کرده اند، نظرش در مورد سمیعی با نظر شخصی که چنین‌ مصیبتی را تجربه نکرده نمی تواند، یکی باشد.

بهر حال هیچ سیستم جنایتکارانه ای، فقط توسط یک‌ نفر اداره نمی شود.
در چنین سیستمی اگر یک ‌نفر رهبر و ولی فقیه است، هزاران نفر دیگر چرخ و دنده های این سیستم را تشکیل می دهند. چرخ بزرگ اگر آقای خاتمی اصلاح طلب و علم الهدی و لاریجانیها هستند، چرخهای کوچک از امثال پروفسور- دکتر- دلال سمیعی تشکیل می شوند.
٨۲۹۱۰ - تاریخ انتشار : ۲۱ دی ۱٣۹۶       

نظرات قدیمی تر

 
چاپ کن

نظرات (۱۴)

نظر شما

اصل مطلب

   
بازگشت به صفحه نخست