یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

امپریالیسم و آینده‌ی ما

نظرات دیگران
اگر یکی از مطالبی که در این صفحه درج شده به نظر شما نوعی سوءاستفاده (تبلیغاتی یا هر نوع دیگر) از سیستم نظردهی سایت می‌باشد یا آن را توهینی آشکار به یک فرد، گروه، سازمان یا ... می‌دانید لطفا این مسئله را از طریق ایمیل abuse@akhbar-rooz.com و با ذکر شماره‌ای که در زیر مطلب (قبل از تاریخ انتشار) درج شده به ما اطلاع دهید. از همکاری شما متشکریم.
  
    از : الف رستمی

عنوان : بسیار متین و آموزنده
نوشته ی آقای پرویز صداقت مانند نوشته های این روزهای احزاب و سازمان ها و تحلیلگران چپ مسئول نشان از واقعبینی، ارتقاء دیدگاه ها، درک شرایط مشخص و یک همگرایی امیدبخشی دارد.
آنچه می تواند و باید فضای گل آلود میهن و منطقه را تغییر دهد، یک خیزش اجتماعی سیاسی تازه است. سئوال اینجاست که آیا با توجه به آنچه در الجزایر، و سودان می گذرد می توان چشم انتظار یک بهار ایرانی عربی دیگر در منطقه بود؟
امید که این بهار بردمد.
٨۹۴۰۷ - تاریخ انتشار : ۲۵ فروردين ۱٣۹٨       

    از : امیر ایرانی

عنوان : آینده با حدس گمان
آقای پرویز صداقت در نوشتارش نکاتی را برمی شمرد که در انتها، هوشمندانه متذکر می شود:«... اما عوامل سوبژکتیو است که سمت تحولات آتی را رقم خواهد زد. این جاست که مردم می توانند تاریخ خود را بسازند.»
باید گفت ذهنیت تحولخواهی افراد منجر به یک ذهنیت تحولخواهی فراگیر اجتماعی می شود که این ذهنیت اجتماعی، رهیافت هایی را ارائه خواهد داد و یا رهیافت را با خود همراه خواهد داشت. بگذریم.
اگرچه می توان در هرجامعه، مصداقی را برای هر تئوری یافت و یا مصداقی را آفرید اما در تحولات اجتماعی اگر شرایط مکانی و زمانی و پتانسیل های موجود در جامعه لحاظ نشود آنگاه هر نظر و هر ایده ای فقط یک باد هوا ست و...
اگر از پرداختن به شرایط دو قطبی جامعه ایران از گذشته تاکنون - که یک طرف آن، قطب آزادی خواهی بود و طرف دیگر آن قطب دیکتاتور خواهی بود( البته دیکتاتور خواهی شکل های مختلف داردمثلاً: سلطنت خواهی، پرولتر خواهی خاص و..)- بگذریم، می توان گفت
وقتی حرکات تحولخواهانه، ضد دیکتاتور خواهی باشد و حذف دیکتاتور تحقق یابد و آزادی خواهی چیره و تثبیت شود آنگاه استقلال نیز تحقق می یابد که با یافتن استقلال، بیگانه تحت هرنامی(امپریالیست ها) دیگر توان تحمیل سیاست های مخربش را به راحتی نخواهد داشت و...
البته این را باید گفت یک دیکتاتور هم می تواند استقلال را نیز بیآفریند اما استقلال دیکتاتور شکننده است و حتی محو شوند وباعث سیطره بیگانه نیز خواهد شد.
وقتی صحبت از استقلال می شود منظور استقلال سیاسی و استقلال در تصمیم گیری بر اساس منافع ملی است و گرنه در سایر موارد حرف از استقلال زدن بی معنی است چون جهان در مسائل مختلف بگونه ای خاص به هم مرتبط است و در هم تنیده است
٨۹٣۵۷ - تاریخ انتشار : ۲٣ فروردين ۱٣۹٨       

    از : علی رها

عنوان : صلح، جنگ و اتقلاب
با سلام
البته نمی توان جدال لنین و ترتسکی در زمان جنگ را به شرایط کنونی تحمیل کرد. اما در آن مشاجره بر سر شعارِ ترتسکی («مبارزه برای صلح») و نظر لنین در مورد «شکست کشور خودی» مفاهیمی هست که جای تامل بسیار دارد.
اجازه می خواهم قسمت کوتاهی از پلمیک لنین را در اینجا بازگو کنم:

یک طبقه‍ی انقلابی در جریان یک جنگ ارتجاعی نمی‌تواند خواستار چیزی جز شکست دولتش باشد.
تروتسکی می‌نویسد خواستار شکست روسیه بودن «امتیاز دادن ناخواسته و ناموجه به اسلوب سیاسی سوسیال-میهن‌پرستی است که مبارزه‍ی انقلابی علیه جنگ و شرایط پدیدآورنده‍ی آن را با گرایشی – که در اوضاع فعلی خودسرانه است – به سوی شر کوچک‌تر جایگزین می‌کند.»

یک «مبارزه‍ی انقلابی علیه جنگ» فقط فریادی پوچ و بی‌معنی است…مگر اینکه به معنی اقدام انقلابی علیه دولت خودی حتی در زمان جنگ باشد…اقدام انقلابی زمان جنگ علیه دولت خودی مسلماً نه تنها به معنی خواستار شکستش بودن بلکه کمک کردن حقیقی به چنین شکستی است.

نمونه‍ی کمون پاریس را در نظر بگیرید. فرانسه از آلمان شکست خورد ولی کارگران از بیسمارک و تییر شکست خوردند!
یک انقلاب در زمان جنگ به معنی جنگ داخلی است؛ تبدیل کردن جنگ بین دولتها به یک جنگ داخلی، از یک طرف با عقب‌نشینی‌های نظامی («شکستها») دولتها تسهیل می‌شود؛ از طرف دیگر شخص نمی‌تواند واقعاً برای چنین تبدیل کردنی بدون تسهیل کردن شکست تلاش کند.
٨۹٣۴٨ - تاریخ انتشار : ۲۲ فروردين ۱٣۹٨       

    از : فرهاد عاصمی

عنوان : کلید پیروزی نبرد ضد استعماری- ضد امپریالیستی- ضد دیکتاتوری است
مقاله به درستی رابطه ی ارتجاع جهانی- امپریالیستی را با ارتجاع داخلی، یعنی حاکمیت سرمایه داری وابسته به اقتصاد جهانی در سطور زیر نشان می دهد، بدون آن که از آن به نتیجه گیری برای سیاست مستقل طبقاتی چپ بپردازد: «امپریالیسم یک رابطه‌ی اجتماعی جهانی مبتنی بر سلطه و انتقال ارزش اقتصادی از کشور تحت سلطه است. سیاست‌های اقتصادی چهار دهه‌ی گذشته در ایران نیز کماکان مبتنی بر استمرار وضعیت پیرامونی / تحت سلطه‌ی آن در نظام اقتصاد جهانی بوده است و نشانی از یک سیاست اقتصادی ضدامپریالیستی نمی‌بینیم.»

مقاله با وسواس کامل به توصیف سویه های بسیاری از شرایط داخلی و خارجی مستولی بر ایران می پردازد و از آن به نتیجه‌گیری غیرمستدلِ «نومید کننده ای» می‌رسد و می نویسد: «شرایط نومیدکننده‌ای وجود دارد. مجموع تحولات چهار دهه‌ی گذشته عناصر پیوندبخش اجتماعی را بسیار کم‌رمق ساخته است. آرایش و مواضع نیروهای سیاسی نیز نومیدی نسبت به چشم‌اندازهای موجود را تشدید می‌کند.»
جستجو نکردن راه حل مستقل طبقاتی برای چپ ایران در این واقعیت تجلی می‌یابد که ناامیدی نسبت به لایه‌های حاکم، به نتیجه‌گیری برای لزوم برپا خاستن چپ نمی انجامد. ناامیدی به اطلاح طلبان حکومتی به طرح انجام وظیفه ی مستقل چپ فرانمی روید: «به‌طور کلی همه‌ی جناح‌های رسمی موجود در نظام سیاسی مستقر و از جمله جریان موسوم به ٬٬اصلاح‌طلب٬٬، هیچ یک برنامه‌ای عملی برای برون‌رفت از بحران‌های موجود ندارند.»

چنین ارزیابی ای نیز می توان در کتابی که دیروز توانستم به مرور آن بپردازم، مشاهده کرد. در ٬٬تنها راه بقا، رد تئوری بقا٬٬، همین روحیه سر‌خوردگی و نومیدی از این رو برقرار است، زیرا پاسخ به پرسش وظیفه ی در برابر چپ ایران، پاسخ به چگونگی حل تضاد اصلی دوران کنونی برای ایران نیست. حل تضاد خلق با استعمار- نو استعمار و متحدان داخلی آن!

ایران در مرحله ملی- دمکراتیک انقلاب خود قرار دارد. این تعریف حزب توده ایران از مرحله ی کنونی فرازمندی اجتماعی میهن ما به معنای قرار داشتن حل مساله ی دمکراسی و استقلال ایران در پیش روی چپ و دیگر لایه‌های میهن دوست است. این دو مساله، مضمون نبرد رهایی بخش مردم میهن ما را تشکیل می‌دهد. مضمونی که می‌تواند تنها با پایان بخشیدن به سلطه ی استعماری- نواستعماری امپریالیسم و متحدان داخلی آن به ثمر و سرانجام برسد.
وحدت منافع ارتجاع جهانی و داخلی را مقاله به درستی برجسته می کند. وحدت منافع نظام سرمایه داری وابسته به اقتصاد امپریالیستی و شکل داعش گونه ی دیکتاتوری آن را مقاله با دقت برجسته می سازد. از این ارزیابی، تنها یک وظیفه ی انقلابی نتیجه می شود. وظیفه ی حل همزمان دو مساله ملی و دمکراتیک!

ناامیدی مستدل نیست. مبارزات کارگری که ادامه دارد، رشد خواست های صنفی- دمکراتیک به سیاسی برای پایان دادن به «خصوصی سازی زندگی اجتماعی» که از درون مبارزات اعتصابی- اعتراضی نزد زحمتکشان یدی و فکری فراروید، پیش شرط های تجهیز و سازماندهی توده های میلیونی مردم میهن ما است. ایجاد شدن گروه‌های امدادِ شورایی برای کمک به سیل زدگان می‌تواند در سازماندهی مقاومت و نبرد توده های مردم نقش چشم گیری ایفا سازد. آیا چپ در این شوراها فعال است؟

چپ می‌تواند با تکیه به این روند عینی مبارزاتی در جامعه و با ارایه راهکار جایگزین برای اقتصاد امپریالیستی- اسلامی، به نقش تاریخی خود عمل کند. با چنین وظایف سنگینی، جایی برای نومیدی وجود ندارد.
٨۹٣۴۱ - تاریخ انتشار : ۲۲ فروردين ۱٣۹٨       

    از : کیا

عنوان : مقاله ای با تامل!
در انتظار نوشتار های بیشتری ، که به نزدیکی و سازمان دهی و روشنگری منتهی شود.
٨۹٣۴۰ - تاریخ انتشار : ۲۲ فروردين ۱٣۹٨       

  

 
چاپ کن

نظرات (۵)

نظر شما

اصل مطلب

   
بازگشت به صفحه نخست