یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

آغاز آموزش "به زبان مادری" و یا فقط حق "آموزش زبان مادری"؟ - بهزاد کریمی

نظرات دیگران
اگر یکی از مطالبی که در این صفحه درج شده به نظر شما نوعی سوءاستفاده (تبلیغاتی یا هر نوع دیگر) از سیستم نظردهی سایت می‌باشد یا آن را توهینی آشکار به یک فرد، گروه، سازمان یا ... می‌دانید لطفا این مسئله را از طریق ایمیل abuse@akhbar-rooz.com و با ذکر شماره‌ای که در زیر مطلب (قبل از تاریخ انتشار) درج شده به ما اطلاع دهید. از همکاری شما متشکریم.
  
    از : peerooz

عنوان : ادامه و پوزش,
شیشه کبود بد بینی - عدم اتحاد - پیش چشم من, مانع دیدن واقعه سوم شد که آن دفاع در برابر حمله عراق بود, که نشان میدهد "تا ریشه در آب ست امید ثمری هست". انشالله.
۹۰۱۱۱ - تاریخ انتشار : ۲٣ خرداد ۱٣۹٨       

    از : peerooz

عنوان : نکته اصلی,
منظور از "وراجی" های من و ذکر شواهد تاریخی این بود که بگویم سعی ما باید در این باشد که به قول اینها "دیو پهلوی را به شیشه برگردانیم" که مسئله زبان هم یکی از این مسائل است. به دورانی بر گردیم که ما همه "یک مردم" بودیم و با همه اختلافات زبانی که داشتیم و داریم, این اختلافات را حس نمیکردیم, به قول مولانا به دوران - ای بسا هندو و ترک هم زبان - یعنی به دوران مشروطه و ملی کردن نفت. و اگر به اتفاق نتوانیم, شاید "رهرو جهانسوزی" بتواند.
۹۰۱۱۰ - تاریخ انتشار : ۲٣ خرداد ۱٣۹٨       

    از : خلیل زنگانی

عنوان : تفاوت دو موضوع در این بحث
به نظر می رسد بعضی از دوستان نظردهنده توجهی به حرف «به» در عبارت «آموزش به زبان مادری» (= تحصیل و تدریس در سطوح مختلف به زبان مادری) ندارند و مکرر به «آموزشِ زبان مادری» (= فقط یادگیری زبان مادری) اشاره دارند. بسیاری از فعالان و صاحب‌نظران بی‌غرض مخالفتی با دومی ندارند. موضوع مهم اولی است و به نظر بنده هم حق هر قومی است که در این باره تصمیم بگیرد.
۹۰۱۰٣ - تاریخ انتشار : ۲۲ خرداد ۱٣۹٨       

    از : س. آذر

عنوان : انشالله گربه است!
با تشکر از دوستم بهزاد برای طرح این موضوع مهم، طرح اخیر وزارت آموزش و پرورش به نام " بسندگی زبان فارسی" نشان می دهد که نه حاکمیت و نه بخش مهمی از اپوزیسیون دنبال راه حلی برای آموزش به زبان مادری نیستتد. اینها تصور می کنند که زمان به نفع آنهاست و با گذشت چند دهه ی دیگر این مشکل خود بخود حل شده و اثری از زبانهای غیر فارسی در ایران باقی نمی ماند.
در حالیکه هر کسی که کمی فهم و شعور داشته باشد و فقط الفبای سیاست را بداند، درک خواهد کرد که یکی از علل اصلی جنگ داخلی در کشورهای عراق، سوریه و افغانستان و ترکیه " مسئله ملی" و وجود اتنیک های مختلف و نابرابری ما بین ملل و اقوام ساکن آن کشور ها می باشد.
انشالله گربه است.
۹۰۱۰۰ - تاریخ انتشار : ۲۲ خرداد ۱٣۹٨       

    از : اسد صادق

عنوان : خیلی هم مهم و لذت بخش است
در آذربایجان در حال حاضر ما یک نیرو و پتانسیل بزرگی داریم بنام حرکت ملی آذربایجان که بدنه اش به لحاظ کمیت از جوانان تحصیل کرده تشکیل شده و حدود ۳۰ سال است که رو به رشد است یعنی اکثر فارغ تحصیل های آذربایجان در سالهای اخیر به مسئله ملی و ستم شونیزیم بی اعتنا نبودند .حالا آقای امیر ایرانی مسئله تحصیل بزبان مادری و احقاق حقوق برابر شاید بنظر شما تکراری و خسته کننده باشد ولی برای ما ملل غیر فارس و تحت ستم شونیزیم نه تنها خسته کننده و تکراری نیست بلکه خیلی هم مهم و لذت بخش است یعنی آنکه دارای شکم پر است از حال گرسنه خبری ندارد و شرایط کنونی برای شونیزیم فارس قابل قبول ولی برای ما ملل غیر فارس و تحت ستم غیر قابل تحمل است و بنظر من بزرگترین علت بی اعتنائی ملل غیر فارس به مسائل و رویدادهای جامعه فارس زبان همین انکار کردن حقوق ملل غیر فارس از جمله تحصیل بزبان مادری است و رژیم توسط نفوذی های خود به این تضاد دامن میزند و کلی انرژی از مخالفین اش مییرد و رژیم برای بقای خود از این مساله استفاده میکند
۹۰۰۹۴ - تاریخ انتشار : ۲۱ خرداد ۱٣۹٨       

    از : peerooz

عنوان : "هر چه هست از قامت ناساز بی اندام ماست".
بیش از پنج قرن پیش, شاه اسماعیل صفوی ترک, با زور شمشیر, ایران سنی را شیعه نمود و همگی قامت های ناساز, زمین اطاعت بوسیده و حتی از ترک ها, شیعه تر شدند و در قم - نه در اردبیل و یا تبریز - حوزه علمی! تشیع ایجاد نمودند.

سالها بعد رضا خان "میرپنج" با تغییر نام به رضا شاه "پهلوی", با زور چکمه, "علما"ی! شیعه را به حوزه ها راند و , قامت های ناساز, بدون اعتراضی چشم گیر با روپوشی نازک از "تجدد", از نظر کلاه و کفش و لباس و زبان و رسوم عادات و همگی " متحدالشکل" و عدلیه و مالیه و نظمیه و بلدیه نیز متجدد گردیدند. در این باره رندی این رباعی را سرود که "کلاه پهلوی جای عمامه, بنه بر سر, و گرنه می نهندت. لباس پهلوی کوت است و شلوار. بکن بر تن و گرنه میکنندت". اینهم جریان "کلاه پهلوی و تغییر اجباری لباس" از زبان یک آلمانی http://shahrefarang.com/pahlavi-hat-dress-code/

این بود تا اینکه با ظهور! خمینی امام سیزدهم, بیش از دومیلیون قامت ناساز, امام! را از فرودگاه تا بهشت! زهرا استقبال نموده تا به زور نعلین اکثر اقدامات مفید پهلوی را خنثی و بقیه را به نفع اسلام مصادره نماید و رسیدیم "تا به دین غایت که بینی".

در این پنج قرن, جز جنبش های مشروطه و ملی کردن نفت, قامت های ناساز, کار چشمگیری نکردند و با این وحدت و اتحادی که می بینیم - "طبق معمول سنواتی" - "رهروی باید جهان سوزی نه خامی بی غمی " تا مرحمت فرموده ما را "مس" کند. امید که دیر نشده باشد.
۹۰۰۹۰ - تاریخ انتشار : ۲۱ خرداد ۱٣۹٨       

    از : اصغر الهیاری

عنوان : سنگ بزرگ علامت نزدنست
آری پیروز گرامی ، در حکومت گذشته واقعا به غیر فارس زبانان بینهایت ظلم شد که اصلا قابل فهم نیست جز زور گوئی و فرصت سوزی مثل بقیه ی ندانم کاری هایشان. ولی بخشی از بچه های ارمنی ، آسوری ، یهودی که به مدارس مخصوص خودشان میرفتند این شانس را داشتند که علاوه بر دروس سراسری آموزش و پرورش کشور ، زبان مادری خود و شاید انجیل و تورات را نیز یاد بگیرند. در تهران چندین مدرسه معروف برای اقلیت های مذهبی وجود داشت. ببین در مورد فرزندان دیگر ادیان و مذاهب هم تبعیض وجود داشت که ثابت می کند حاکمان خیلی پرت بودند زیرا ؛
آنهائیکه به مدارس عمومی میرفتند از آموزش زبان مادری و کتاب دینی اشان خبری نبود و از درس قران و شرعیات هم معاف بودند. بلبشو یعنی همین ...
حالا در پاسخ این سئوال که چرا آن حکومت با «نوابغ» فکری اش یه حال بچه های غیر فارس زبان و غیر شیعه فکر نمی کرد فهمیدنش زیاد سخت نیست . زنده یاد صمد بهرنگی هم این موضوع را مطرح کرد. آموزش زبان مادری ...... حالا ۵۰ سال گذشته با این سوابق و بدبختی های بعداز انقلاب که این حکومت رکورد تبعیضات سلف خود را شکست.... میلیونها نفر کشور را اجبارا ترک کردند که شامل مسیحی و یهودی نیز می شود.
صحبت از «اموزش به زبان مادری» اقای بهزاد کریمی بدون مشخص کردنن دائره و سطح آن از آن سنگ های بزرگ است که هرگز پرتاب نخواهد شد. بهتر نیست که در آغاز ، آموزش زبان مادری را در دبستان پیشنهاد ، اجرا و نهادینه کرد که دانش آموزان غیر فارس زبان ، زبان مادری و زبان سراسری را همزمان بیاموزند که بسیار برای آموزش سایر دروس دبستان که مطابق برنامه ی سراسری کشور تنظیم میشود مفید خواهد بود ، مثل دانش آموزان ارامنه و یهودی که به مدارس خودشان میرفتند خواندن و نوشتن دو زبان رسمی و مادری را یاد می گرفتند از وضع امروز آن مدارس خبری ندارم.
نتیجه: بعداز اجزای آموزش زبان مادری در دبستان که کار ساده ای نیست و بعداز بررسی و نتیجه گیری چند ساله و دستاورد های آن ؛ برای قدم بعدی می توان تصمیم گیری کرد. ولی چنین پروژه ی بزرگی در کشور ۸۰ میلیونی نیاز به برنامه ریزی و تربیت معلم زبان مادری و....... دارد . صحبت از «آموزش بزنان مادری» فعلا نا ممکن ست.
۹۰۰٨۴ - تاریخ انتشار : ۲۰ خرداد ۱٣۹٨       

    از : امیر ایرانی

عنوان : زبان مادری و
وقتی بحث زبان مادری در آموزش پیش می آید یک پرسش اساسی مطرح می شود:
آیا زبان مادری باید در خدمت یادگیری فرد باشد و یا اینکه فرد باید در خدمت زبان مادری باشد؟
یافتن پاسخ از جنبه ای بسیار سهل و آسان است؛
بایک نگرش انسانمدارانه پاسخ را می توان چنین دید:
زبان مادری باید در خدمت یادگیری فرد باشد؛ براساس این منطق اگر قرار است که فرد یادگیرنده در یک اجتماع وسیعتری از محل بومی زیست خود نیز فعال شود و حضور یابد
باید زبان هایی که عامل تعاملش و ارتباطش با دیگران است مبنای یادگیری های بعدیش قرار گیرد.
دراین منطق، دعوا بر سر اینکه زبان مادری یک هویت قومی است و فرد محکوم به یادگیری تمام یادگیری های بعدیش با زبان مادریش است یک روش نا معقولی است.
پرداختن به مسائل تکراری ، خسته کننده است و...
۹۰۰٨۲ - تاریخ انتشار : ۲۰ خرداد ۱٣۹٨       

    از : peerooz

عنوان : "قامت ناساز بی اندام"
جناب کریمی,
حل این مشکل, "سهل و ممتنع" و کار همه کس نبوده و مستلزم اینست که صد و خرده ای سال به عقب برگردیم و بشویم آنچه بودیم. قبل از حکومت پهلوی, اجباری در آموختن زبان نبود و قرن ها- حتی حدود هزار سال حکومت ترک ها در ایران - زبان فارسی وسیله ارتباط مردم این سرزمین بود و آنرا داوطلبانه می آموختند. رضا شاه, تحت تاثیر جو زمان و شاید تا حدودی با توجه به پیشرفت های ترکیه و شخصیت آتاتورک - ابلهانه - پیشرفت را در "آریا پرستی" دید و اذهان را چنان مسموم نمود که این مسمومیت تا امروز هم ادامه داشته و معجزی میخواهد که این "قامت ناساز بی اندام" ما را به حالت اول برگرداند و تا کنون هیچ یک از حاکمان دو رژیم اخیر, مایل و قادر به انجام چنین کاری نبوده اند.
۹۰۰۷٣ - تاریخ انتشار : ۱۹ خرداد ۱٣۹٨       

    از : باران اذرمینا

عنوان : ضرورت سیاست زدایی از مسئله زبان
اقای کریمی متاسفانه از دهه۱۳۲۰ و بویژه در دوره فرقه دمکرات ادربایجان مسئله زبان های غیر فارسی ترکی اذری ، کردی ، بلوچی ،عربی ، تاتی و......تبدیل به مسئله سیاسی شد رژیم شاه و ناسیونالیستهای تند روکه دیده بودند فرقه مسئله زبان را وسیله ای برای جدایی اذربایجان از ایران قرار داده است به واکنش بی جا افتاده و زبانهای غیر فارسی را با محدودیت هایبسیاری روبرو ساختند
اکنون نیز برای حل درست و معقول مسئله این زبان ها ( هم چون دیگر مسائل گشور )
به بجث و گفتگوهای علمی و کارشناسانه نیاز است تا در ایران اینده هم میهنان عیر فارس زبان ما نیز بتوانند در کنار زبان سراسری فارسی زبان های خودرا نیز بیاموزند. اما مشکل این جاست که تجزیه طلبان و هوداران استقلال اقوام به جای این که خواست خود را ( مانند استقلال طلبان کاتالان در اسپانیا یا کرس در فرانسه یا اسکاتلند) رک وراست اعلام دارند هدف خود را زیر درخواست هایی مانند حق اموزش از ابتدایی تا دانشگاه به زبان مادری ،فدرالیسم خواهی و غیره می پوشانند. از سوی دیگر ناسیونالیستهای تند رو نیز در واکنش، می خواهند تفاوتهاو گوناگونی فرهنگی را از ترس تجزیه کشور نادیده بگیرند.در ایران دمکراتیک باید کنفرانس های ملی مرکب از نمایندگان واقعی مردم تشکیل شود و با رایزنی با کار شناسان هر مسئله (از جمله زبان) و با توجه به تجربه کشورهای دیگر ( ودر این مورد کشورهای چند زبانه) راه حل های ساده و پذیرفتنی و علمی و عملی پیش گذارند . باید از مسئله زبان سیاست زدایی کرد.
۹۰۰۶٣ - تاریخ انتشار : ۱۹ خرداد ۱٣۹٨       

  

 
چاپ کن

نظرات (۱۰)

نظر شما

اصل مطلب

   
بازگشت به صفحه نخست