یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون  
   

جواب چپی که اگر به چپی قبول کنند به فواد تابان ! - ابوالفضل محققی


اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
دوشنبه  ۲۵ ارديبهشت ۱٣۹۶ -  ۱۵ می ۲۰۱۷


از آن جائی که مورد خطاب فواد عزیز دوستان اکثریتی است که خواهان مشارکت در انتخابات وسیاست کردن هستند وتاکید بر این که چرا نباید دراین میدان فعال بود!به عنوان کسی که تاکید بر مشارکت دارم ! حداقل برای روش شدن خود سوال می کنم آیا شما به عنوان یک فرد سیاسی نه کسی که (سیاست میکند )فرقی بین روحانی وتیم او با رئیسی وتیم او نمی بینید ؟بعنی عملکرد دولت خاتمی با عمل کرد دولت احمدی نژاد برای شما یکسان وهر دو را بیک اندازه بها می دهید ؟درکی که من از چپ دارم این است که واقع بین است ومسلما فرق بین دولت خاتمی ودولت احمدی نژادی را به خوبی می داند و قانون مداری خاتمی را بر پلشتی وبی قانونی احمدی نژاد ترجیح می دهد !این چپ در راستای منافع اقتصادی توده های مردم به پایمال شدن ٨۰۰ میلیارد سرمایه ملی حساس است واز صندوق ذخیره ارزی خاتمی با وجود مخالف بودن حمایت می کند .چپی که من می فهمم از افشای قتل های زنجیره ای و دارودسته سعید امامی بیشتر از هر نیروئی سود می برد واستقبال می کند !چرا که می داند در این قتل ها او بیشتر از هر کسی وجریانی لطمه دیده است .مسلما سئوال خواهید کرد چرا به جای پرداختن به صحنه مبارزه انتخاباتی امروز به دولت خاتمی و احمدی نژاد برمی گردم ؟بر می گردم چون عینیت وقابلیت مقایسه بهتر دارد وبه حقیقت مطلق تاریخ پیوسته واز طرفی از نظر فواد واین دید هیچ فرقی بین هیچکدام از این ها نیست ! در هر حالت هر دو باید افشا شوند . این امر تازه ای نیست ونگاه این دوستان این است . اما من پشت هر کدام از این دولت ها حضور وقدرت بخش هائی از مردم وکشاکش اقشار وگروه های اجتماعی را می بینم و این کلمه ترسناک (که بر که )بعضی مواقع کلمات وحتی انسان ها با وجود درستی ذکر کردنشان از کفر ابلیس بد تر می گردد و متاسفانه این که بر که هم از زمره آن کلمات است .من برعکس فوادافشاگری های این دوره از انتخابات را تنها از زوایه دزدی فسادوجنایت نمی بینم ! من از خود می پرسم هیچ جدالی نیست که پشت آن سود یا زیان یک فرد یا گروه نخوابیده باشد و تنها به اعتبار این گروه ها و پشت گرمی آن هاست که این جدال آغاز می شود .آنوقت به صف آرائی به افراد صف کشیده پشت سر آن ها دقت می کنم وشعار های آنان وجایگاه اجتماعی ,فرهنگی ,اقتصادی,وخواسته های آن ها   . چرا که پشت هر شعار تبلیغی باز اندکی از واقعیت وتمنای گروه خوابیده است .بعد می پرسم توان واقعی و مستقل خودم در این کارزار چیست؟ در پاسخ واقعی به این سوال است که (سیاست )می کنم.از نظرمن این افشاگری ها به قدرت واعتیار آن نیروی پرشور پرتوان وجوانی صورت می گیرد که آمال و آرزوهای خود را در حمایت از کاندیدی مانند روحانی می بیند .رئیسی به اعتبار دستگاه های نظامی رهبر و عقبه خود که مجموعه ای از تهیدستان شهری حاشیه نشین ,روستائیان , صدقه بگیران , دسته های عظیم مداحان لات های کف خیابانی همان ها که با شقاوت جنبش سبز را سرکوب می کردند . دست به افشاگری می زند قرار بر این نبود اما نیروی ترسناک جوان وسبز صف آرائی کرده پشت روحانی آنها را مجبور به افشاگری می کند .روحانی نیز متقابلا با تکیه بر همین نیرو که حکومت هنوز ترس آن جنبش عظیم را فراموش نکرده . از این روست که من اصلا در این مرحله وارد این افشگری ها نمی شوم برای من پیروزی آن نیروی جوان تحصیل کرده این لایه های وسیع متوسط شهری, هنرمندان, دانشمندان ,استادان , زنان خواهان برابری ,هزاران دانشجوی پر شور یاد آور جوانی خودمان وده ها تشکل روشنفکری , اهل سنت . خوشبختانه بخش آگاه کارگری که از روحانی حمایت کرده اند مهم است واحترام می گذارم و آن را در راستای منافع طولانی مدت جنبش ارزیابی می کنم و این کار خود را نیز <همدست شدن احتمالی کسانی از ما که به خواهند با هواداران جریان اعتدال بر فسادوجنایت یک دسته از حکومتیان سرپوش بگذارند> توجیه نمی کنم !چنین انتسابی از یک چپ مثل تورا شایسته نمی دانم و مرا یاد یک فرهنگ بد نوشتاری می اندازد !! آن ها که درون آن کشور و مسائل روزانه هستند نطرشان را واقع بینانه تر می دانم .(متاسفانه همیشه در کشور های عقب مانده این چنین است که زحمتکشان ومحرومانی که تو دوستشان داری وخودرا نماینده آن ها می دانی پشت سر کسانی مانند رئیسی جمع می شوند ودر بسیج در سپاه و ارگان های سرکوب سازمان می یابند. )برای من مهم است که دراین کشاکش جنا یت کاری مانند رئیسی از دور خارج شود! شاخ رهبری وسپاه تا ان جا که ممکن است بشکند واین یک پیروزی برای مردم است حتی برای همان کسانی هم که ندانسته پشت رئیسی جمع شده اند .من به عمل کرد روحانی نمی پردازم و تنها ذکر یک نکته .فوادگرامی اگر در ترکیه بودی در آن رای گیری اوردغانی شرکت می کردی یا نه ؟میدانی آن جا صحبت از فرد بد وبد تر نیست صحبت از فرد جنایتکار دزد وفاسدی است به نام اردوغان .اما صحبت از دو وضعیت است که در راس هر دو یک فاسد است .او می خواهد امرقدرت یک نهاد را به نفع یک نهاد دیگر تغیر دهد . با فرمول تو ما نباید در چنین رفراندمی که هر دو طرفش یک دارودسته جانی است شرکت کنیم باید اورا افشا کنیم کاری که متاسفانه بخش ویسعی از روشنفکران و جریان های ترکیه کردند و نتیجه پیروزی وقدر قدرتی اردوعان .حال آن که حتی اگر یک سوم افراد شرکت نکرده مشارکت می کردند اردوغان پیروز نبود .این یکی از اساسی ترین ویژگی انتخا بات است واز همین روست که آنرا انتخابات می گویند .اگر انتخابات سال ٨٨ نبود جنبش سبزی هم نبود .جنبش سبزی که بخش زیادی از شرکت کنندگان آن همان کسانی بودند که تحریم کرده ورای نداده بودند و زمانی که آن موج خروشان را دیدند دنبال رای نداده بودند .سرانجام دررابطه با اکثریت گرفتار شده در چنبره خود که فکر می کند با وحدت خویش چپ بزرگ را مجددا احیا خواهد کرد !چپ بزرگی که نیامده کشاکش را با خود آورده است طوری که شهامت یک موضع گیری را ندارد ! با چاپ نقطه نظر اعضای سابق ویا فعلی خود در ارگان رسمی گاه به میخ می زند وگاه به نعل .برای یک سازمان سیاسی سکوت در چنین زمانی ....


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (٣)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست