یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

"خودکشی" جوانان معترض در زندان یا سازماندهی قتل اگاهانه حکومتی؟! - حسن رحمان پناه


اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
چهارشنبه  ۲۰ دی ۱٣۹۶ -  ۱۰ ژانويه ۲۰۱٨


خبر مرگ "سینا قنبری" از بازداشت شدگان اعتراضات تودهای چند روز اخیر ایران در زندان "اوین" در روز یکشنبه و سپس خبر مرگ وحید حیدری    در روز سهشنبه در رسانه ها و افکار عمومی در داخل و خارج کشور انعکاس وسیعی یافته است. مقامات جمهوری اسلامی که دست بالایی در دروغگویی و وارونهنگری حقایق و افکارسازی مطابق برنامه و پروژههای از پیش ساخته و پرداخته وزارت اطلاعات و نیروهای مافیایی سرکوب در ایران دارند، مرگ این دو جوان را "خودکشی" اعلام نمودند.
سینا جوان ٢٢ ساله ، دیپلم بیکار بود که در مبارزات حق طلبانه مردم ایران در تهران همراه با صدها معترض دیگر دستگیر و در بند قرنطینه زندان اوین زندانی گردید که روز یکشنبه جانباختن ایشان خبرساز شد . اندوه خبر مرگ تاسف بار سینا ، از جانباختگان راه رهایی تودههای به پا خواسته علیه استبداد مذهبی حاکم بر ایران پایان نیافته بود که خبر قتل "وحید حیدری" توسط عباس قاسمی، دادستان عمومی و انقلاب مرکز استان مرکزی روز سه‌شنبه ۱۹ دیماه پخش گردید . این مقام قضایی و دروغگو در جمهوری اسلامی، مرگ وحید حیدری را "خودکشی" اعلام نمود . نامبرده ازاین هم فراتر رفت و مقتول را "قاچاقچی مواد مخدر" معرفی کرد . اما "کمپین حقوق بشر ایران" به نقل از خانواده وحید حیدری "ادعای اعتیاد یا فروش مواد مخدر" را رد کرده و گفته شکافی ده سانتی روی سر او بوده که "ادعای خودکشی را بی‌اعتبار می‌کند". در خبری دیگر آمده است، "نسرین ستوده" وکیل دعاوی و فعال حقوق بشر در ایران، گفته است که یک زندانی دیگر به نام "محسن عادلی" در زندان جان خود را از دست داده است. کمپین حقوق بشر در ایران در این خصوص گفت مقامات رژیم علت مرگ این جوان را هم خودکشی اعلام کرده اند. بنابراین عامل مرگ هر سه جوان به گفته مقامات جمهوری اسلامی "خودکشی" بوده است. کلمه خودکشی "اسم رمز" کشتن و قتل عمد و اگاهانه ناراضیان مخالف رژیم و دستگیرشدگان رویدادهای اخیر به سیاق سال ٨٨ است.
اعتراضات تودهای اخیر که روز پنج شنبه ٧ دیماه ١٣٩٦ از مشهد دومین شهر بزرگ ایران جرقهاش زده شد ، به دلیل پیش زمینههای اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی ، بسیار سریع گسترش یافت و در عرض یک هفته بیش از ١١٠ شهر از ٢١ استان ایران را فراگرفت. این اعتراضات با سرکوب خشن و بیرحم نیروهای سرکوبگر ، بویژه سپاه پاسداران ، گارد ویژه ، نیروهای اطلاعات و لباس شخصی ها به شدت مورد هجوم و تعرض قرا گرفت . روز سه شنبه ١٩ دیماه در تازهترین اظهارنظر "محمود صادقی" ، نماینده مجلس رژیم اعلام نمود که " بیش از ۳۷۰۰ نفر در جریان اعتراض‌های اخیر در شهرهای مختلف بازداشت شده‌اند".
آمار تلفات خیابانی اعتراضات اخیر تا کنون ٢١ کشته ، ٣٧٠٠ بازداشتی و مرگ ٣ نفر در بازداشتگاه و زیر شکنجه اعلام شده که مقامات رژیم بی شرمانه هر ٣ مورد را خودکشی اعلام نمودهاند . همچنین صدها تن دیگر در لیست سیاه بازداشتی های اطلاعات و سپاه پاسداران قرار دارند که مقامات رژیم به منظور مرعوب کردن جامعه، اسامی مختلف را در شهرهای که نارضایتی در آنان صورت گرفته در دنیای مجازی منتشر کردهاند. از بازداشتی ها، بیش از صد تن دانشجو و از دانشگاههای تهران هستند. آمارهای حکومتی همیشه با آمارهای واقعی فاصله زیادی داشته و میزان کشته و دستگیریها به مراتب بالاتر از آمارهای پخش شده است. بازداشت معترضین و انتقال آنان به بازداشتگاه "اوین" موجی از نگرانی در میان خانواده دستگیرشدهگان را به درست به همراه داشته و چند روز است در جلو این قتلگاه خانوادههای زیادی به منظور اطلاع از سرنوشت عزیزانشان اقدام به تجمع و تحصن کردهاند. وحشت خانوادهها و تمام کسانی که دل در گروه پیروزی مبارزات برحق دور اخیر دارند در نگرانی از سرنوشت دستگیرشدگان اخیر و تکرار سناریوی شکنجه و کشتن زندانیان معترض به نتایج انتخابات سال ۸۸ در بازداشتگاه "کهریزک" در جنوب تهران است . در آن اعتراضات نیز چند زندانی به نام‌های "محسن روح‌الامینی، امیر جوادی‌فر، محمد کامرانی و رامین آقازاده قهرمانی" در جریان بازداشت و در زیر شکنجه وحشیانه جانباختند. با مرگ "سینا قمبری، وحید حیدری و محسن عادلی " تکرار فاجعه مرگ پنهان زندانیان در اوین و دیگر قتلگاههای رژیم اسلامی مجددآ کلید خورد.
این اعتراضات، برخاسته از تحمیل فقر و فلاکت ، سیاه روزی و گرسنگی ، بیکاری میلیونی ، تعطیل روزانه مراکز کار و تولید، فساد گسترده مالی و رانت خواری ، دزدیهای نجومی و چپاول دسترنج اکثریت محرومان جامعه بدون کمترین شرم و مخفی نگه داشتن و کشاندن جامعه ایران به ورته بحران لاینحل اقتصادی و ورشکستگی روزانه توسط اقلیتی جنایتکار و سود جو است. وضعیت اقتصادی تحمیلی بر گرده اکثریت مردم ایران، نتیجه تعرض افسارگسیخته سرمایهداری و دولت حامی آن به سفره بی رونق کارگران ، گسترش بیکاری است که در برخی استانها درصد بیکاران به ٦٠ درصد نیز می رسد . بیکاری گسترده در غیاب بیمه بیکاری، حاصلش خطر بیکار شدن روزانه کارگران شاغل در مراکز تولید، تغییر قراردادهای دائم کارگران به قرارداد موقت و سفید امضا، کاهش قدرت خرید مردم و بی رونق شدن بیشتر سفره کارگران و حذف اقلام اصلی خوراک از غذای روزانه آنان، گسترش بیشتر کار زنان با دستمزد بسیار پایین تر از دستمزد مردان و تشدید رقابت بین کارگران زن و مرد ، افزایش روزانه کودکان کار و خیابان علارغم میل والدین آنان و افتادن به دام گروههای تبهکارو باندهای مافیایی سود پرست، گسترش پدیده خانمان برانداز اعتیاد به مواد مخدر که هزاران خانواده را از هم پاشیده و صدها هزار جوان را به کام مرگ و نابودی کشانده است ، گسترش پدیده تن فروشی در میان زنان که سن مبتلایان به این معضل بزرگ به ١٣سال کاهش یافته و علارغم میل قربانیان آن، و دیگر معضلات عدیده اجتماعی است.
استبداد سیاسی حاکم بر ایران، اگر چه دیر پا و تاریخی است ، اما در دوران حکومت اسلامی برگرفته از نظریه به شدت سرکوبگرانه و استبدادی "ولایت مطلقه فقیه" است که در طول ٤٠ سال اخیر چیزی جز زندان ، شکنجه ، دیکتاتوری، استبداد مذهبی اقلیتی سود پرست بر اکثریت جامعه ، ایجاد جهنمی به وسعت ایران برای بیش از ٩٠درصد از ساکنین آن به همراه نداشته است. استبداد مذهبی، ستون اصلی خیمه آن به نیروی به شدت سرکوبگر و بی رحم سپاه پاسداران و گارد ویژه مخصوص جنایات و وزارت اطلاعات بنا شده است. این نیرو چه با دخالت و کنترل شاهرگهای اقتصادی کشور و سودهای نجومی که به جیب می زند و چه با شرکت فعال در سرکوب خونین مخالفین در داخل و در گوشه و کنار کشور از روزهای اول به قدرت رسیدن جمهوری اسلامی و با فرمان مۆسس آن شخص خمینی ، در سرکوب کارگران و زنان ، مردم ترکمن صحرا ، انزلی ، فرمان جهاد علیه مردم کردستان، و بویژه در ٣٠ خرداد ٦٠ و شهریور و مهر ماه ٦٧ با قتل عام و نسل کشی زندانیان سیاسی در زندانها ، با حضور در جنگ رودررو در کردستان و جنایات فجیع در این منطقه ، با شرکت فعال در دوران جنگ ٨ساله ایران و عراق ، با حضور در سرکوب اعتراضات سال ٨٨ به "رای من کو" ، با شرکت گسترده در جنگ های نیابتی و منطقهای رژیم اسلامی ، بویژه در عراق و سوریه و چه اکنون با سرکوب وحشیانه اعتراضات حق طلبانه مردم به پا خاسته ، به نیروی حرفهای ، بی رحم ، مزدور و سرکوبگر تبدیل شده است که تنها ریختن خون مخالفین نظام و بالا کشیدن پول های بادآورده آن را ارضاء می کند. این نیرو تنها با توفان بنیان برافکن قیام تودههای مردم که طی ١٠ روز اخیر جرقه آن زده شد ، از صحنه سیاسی و اقتصادی ایران و منطقه پاک خواهد شد.
مبارزات حق طلبانه چند روز اخیر ، از سوی نظام مذهبی و فاشیستی اسلامی با هزینهای از جمله جانباختن بیش از ٢٢ نفر ، بیش از ٣٧٠٠ بازداشتی و فضای نظامی و سرکوب حاکم بر شهرها همراه بوده است . هر قطره خون یک انسان که در پای نهال آزادی ریخته شود با هیچ چیز قابل سنجش و جبران نیست . اما خیزش تودهای اخیر شرایط سیاسی و مبارزاتی در جبهه انقلاب و ضدانقلاب را آنچنان متحول کرد که بعد از قیام سال ٥٧ و سرنگونی رژیم سلطنتی با هیچ دورهای دیگر از ٤٠سال گذشته قابل قیاس نیست. مبارزات اخیر، توازن قوا بین حکومت و تودههای به پاخاسته را متحول کرد.اعتراضات مردمی کلیت نظام را نشانه گرفت. از جناح اصلاح طلب حکومتی عبور نمود. مذهب را بعنوان نماد حکومت مداری هدف قرار داد و به نمادهای آن یورش برد. ابعاد سراسری و فرا شهری و فرا استانی آن وحشت سران رژیم را به دنبال داشت . در دیوار آهنین استبداد مذهبی آنچنان شکاف عظیمی ایجاد کرد که نه تنها قابل ترمیم نیست، بلکه فروریزی آن شتاب قطعی خواهد یافت. خیزش تودهای اخیر با طرح شعارها و مطالبات انقلابی و رادیکال داخلی و منطقهای، دهها سال حرکت مبارزاتی مردم ایران را به جلو سوق داد . اگر هم سرکوب یا ناچار به عقب نشینی گردد ، شکی نیست که موقت و زودگذر خواهد بود . زیرا رژیم توان و ظرفیت جواب دادن به خواست و مطالبات ناراضیان که نماینده اکثریت قاطع جامعه امروز ایران هستند را ندارد. قیام مردم ایران علیه استبداد سلطنتی در پاییز ٥٦ شروع شد ، اما در ٢٢ بهمن ٥٧ و بعد از ١٤ ماه بساط رژیم سلطنتی را به گورستان تاریخ سپرد. تودههای که علیه فقر اقتصادی ، معضلات عدیده اجتماعی و استبداد مذهبی شوریدهاند، نسل بعد از قیام ٥٧ هستند ، نسل گرسنگان و پابرهنهگان که جمهوری اسلامی آنان را به خاک سیاه نشانده است. این نسل چیزی ، جز فقر و سرکوب و زندان در رزم برای پیروزی از دست نخواهد داد.
ضمنآ اعتراضات دور اخیر ، پوچ بودن و سترون بودن "انقلابات مخملی ، سبز ، نارنجی " و اصلاح نظامهای استبدادی و سرمایه محور از درون و همچنین اتکا به قدرتهای امپریالیستی جهت تغییر را برای هزارمین بار اثبات نمود. وانگهی نشان داد که انقلاب کارگری ، انقلاب تهیدستان و محرومان ، با اتکا به اگاهی ، سازمانیابی و رهبری کمونیستی، متکی به تشکل های تودهای کارگران و تهیدستان و حمایت انترناسیونالیستی میتواند به پیروزی و نتیجه مطلوب برسد. اکنون و در توضیح فوران و آرامش خیزش کمتر از ٢ هفته اخیر ایران ، از هر زمان دیگری بیشتر باید این اندرز "کارل مارکس" رهبر بزرگ و انقلابی پرولتاریایی جهانی را تکرار نمود که نوشت " انقلاب های پرولتاریایی مانند انقلاب های قرن نوزدهم همواره در حال انتقاد کردن از خویش اند، لحظه به لحظه از حرکت باز می ایستند تا به چیزی که به نظر می رسد انجام یافته است دوباره بپردازند و تلاش را از سر گیرند. به نخستین دودلی ها و ناتوانی ها و ناکامی ها در نخستین کوشش های خویش بیرحمانه می خندند، رقیب را به زمین نمی زنند مگر برای فرصت دادن به وی تا نیرویی تازه از خاک برگیرد و به صورتی دهشتناک تر از پیش رویاروی شان قد علم کند، در برابر عظمت و بی کرانی نامتعین هدفهای خویش بارها و بارها عقب می نشینند تا آن لحظه ای که کار به جایی برسد که دیگر هرگونه عقب نشینی را ناممکن سازد"
(مارکس هجدهم برومر) .
اگر امروز عقب نشینی موقت بر حرکت و جنبش ما تحمیل شود، باید آنرا با گرامی داشت یاد جانباختگان روزهای اخیر، با بازیابی کمبودها و ارتقاء آن به امکانات و فرصت ها، تبدیل نمود و برای "به زمین کوبیدن دشمن که هر گونه عقب نشینی از آن را ناممکن سازد" خیز برداشت و تبدیل نمود.


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست