یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

ضرورت تشکیل «جبهه ی نجات ملی» از طریق تشکیل سیستم «پیشاآلترنانیو»-امیر حسین آمویی


اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ۴ تير ۱٣۹٨ -  ۲۵ ژوئن ۲۰۱۹


1- انقلاب ایران و حوادث چهل سال گذشته به روشنی نشان داده است که:

الف) انقلاب 22 بهمن توسط جمعی روحانی قدرت طلب - که نه به مردم ایران وفا‌دار بوده‌اند و نه به خواست تاریخی آنان و نه به ایران- انقلاب را مصادره به مطلوب کرده و ازمسیر طبیعی و تاریخی خویش منحرف ساخته‌اند.

ب) این روحانیت قدرت خواه، برخلاف وعده‌های پوچ رهبری انقلاب - که گفته بود در ایران اقدام به تشکیل یک جمهوری دموکراتیک شبیه به جمهوری فرانسه خواهد کرد و روحانیون در سیاست دخالت نخواهند داشت- تمام مقام‌های سیاسی و قضایی را به انحصار مدیریت روحانیون اصول گرای افراطی در آورده، و حتی در برابر انتخاب نمایندگان واقعی مردم سد و فیلترهای امنیتی گذاشته، و در جایی که مردمان ایران حتی به رهبرانی از صافی گذشته رأی داده‌اند، به نمایندگان مردم بهایی نداده و نمی‌دهد: یا آنان را عملا ناکار می‌کند و یا در حصر غیرقانونی محبوس می‌‌دارد.

ج) این روحانیت نشان داده که حتی به روحانیان سالم و مردمی روی خوش نشان نمی‌دهد و آنان را یا به حبس و یا به تبعید می‌فرستد و یا خلع لباس می‌کند!

د) این روحانیت نشان داده که فقط در راه کسب سیادت و قدرت برای کاست روحانیون اصول گرا و اجرای بی کم و کاست اندیشه ی عقب مانده ی «حکومت ولایت فقاهتی» است و در این راه از دست زدن به هیچ عمل نامردمی و خطا فروگذار نمی‌کند.

ه) روحانیت حکومتی نشان داده است که لیاقت و علم و تجربه ی اداره ی کشور و حل مسائل مبرم اجتماعی و اقتصادی را ندارد.

و) روحانیت حکومتی نشان داده که جنگ عراق و ایران را بی جهت به مدت چهار سال و بی هوده کش داده و سر انجام با خفت و خواری جام زهر سرکشیده است!

ز) این روحانیت نشان داده که منابع مالی و انرژی و حیاتی مردم ایران را صرف سرمایه گذاری در خارج برای گسترش اسلام شیعی می‌کند و هیچ توجهی به نیازهای مردم در داخل کشور ندارد.

ح) این روحانیت نشان داده است که بدترین دشمن اقتصاد ایران، طبیعت ایران و شکل زندگی سالم انسانی و طبیعی در ایران است.

ط) این روحانیت نشان داده که مطلقا به حقوق زنان و کودکان و جوانان تجاوز و آنان را سر کوب می‌کند و به فساد می‌کشاند.

ی) روحانیت حکومتی نشان داده که در تخریب و سرکوب محافل علمی و دانشگاه‌ها از اصحاب تاریک اندیش قرون وسطای اروپا بسیار جدی تر است و هیچ بهایی به رشد علوم انسانی، هنر، موسیقی، و گردش صحیح اطلاعات و اخبار سیاسی و علمی و هنری نمی‌دهد.

ک) این روحانیت نشان داده که در سرکوب جنبش‌های کارگری و روستایی و زحمتکشان و بازاریان و طبقات مختلف شهرنشین هیچ چیز جلو دارش نیست و برای حفظ قدرت خویش تا مرز تخریب کامل کشور و قتل و جنایت علیه مردم ایران پیش می‌رود.

ل) روحانیت حکومتی نشان داده که نه تنها بر نیروهای اپوزیسیون (مخالفان) داخل و خارج، بل که بر جناح اصلاح طلب و متعادل تر خویش رحم نمی‌کند و دست و صدای هر نیروی منتقد و خواستار تغییر مثبت و مخالف انحصار قدرت را قطع و خفه می‌کند.

م) روحانیت در قدرت نشان داده که تنها از طریق رانتخواری و غارت ایران، از راه سرکوب و زندان کردن آحاد ایرانیان، از طریق سرکوب زنان و آزادی‌های مدنی به حیات ننگین خود ادامه می‌دهد.

ق) این روحانیت اکنون کشور را در سراشیب جنگ دیگری انداخته و مشغول تخریب و غارت ته مانده ی کشور است. این روحانیت دشمن درونی و بیگانه با مردم ایران و حیات آنان، دشمن منافع ملی و تاریخی ایرانیان، و بنا به کلیه ی دلایل گفته شده، بیگانه‌ای است که در بالاترین مقام حکومتی لانه کرده است!

2-    اپوزیسیون ایران چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب، نشان داده است که نتوانسته به وظایف تاریخی خویش به درستی عمل کند و اکنون پراکنده و در آستانه ی نابودی یا انفعال است:

الف) این اپوزیسیون، چه قبل و چه بعد از انقلاب، هم از سرکوب شدید لطمه‌ها خورده، هم از پذیرش و گاه تقلید ایدئولوژی‌های بیگانه زیان‌ها دیده، هم خطاهای استراتژیک و تاکتیکی فاحش کرده و هم گاه در دام خطاپنداری ، سازش و کوربینی افتاده است.

ب) بخشی از اپوزیسیون ایران در اثر فشارهای فاشیستی رژیم، یا قتل عام شده، یا در زندانهای رژیم ناگزیر از سکوت و انزوا گشته، یا منفعل شده و یا بخشی از آن ناگزیر از مهاجرت و تبعید شده است.

ج) اپوزیسیون ایران، در داخل در زیر فشارهای سنگین نتوانسته به حیات طبیعی خود شکل بخشد، و علاوه بر رنج سکوت اجباری، در آنجا که دارای شجاعت در مبارزه ی علنی بوده و هست یا به اندازه ی کافی جدی گرفته نشده و یا، در تحت تأثیر لجن پراکنی‌ها و شایعات رژیم‌ساخته، مورد انتقاد و بی‌اعتمادی قرار گرفته است.

د) اپوزیسیون خارج از کشور نیز دستخوش پراکندگی، انشعابات مخرب، و تضارب خردکننده ی اندیشه و عقیده، و تشتت و دشمنی در اتحاد عمل بوده، تا جایی که فضای باز تبلیغ و حرکت در خارج از کشور نتوانسته محرک و مشوق اتحاد عمل آنان باشد.

ه) اپوزیسیون داخل و خارج کشور، در هردو سو، نه توانسته است به روشنی به حقیقت اوضاع و احوال و مرحله ی حقیقی تحول تاریخی ایران، بر اساس واقعیات ملموس و عینیت خواست‌های تاریخی ایران، پی ببرد و نه توانسته به حداقل تعامل در تبادل آراء سازنده تحقق بخشد.

و) این اپوزیسیون، در جناح چپ خویش، در عین حال که دچار تفرقه ی شدید و در نتیجه غیبت در صحنه ی کنش فعالانه بوده – امری که به نوبه ی خود باعث شده بخشی از نیروها به جناح راست پادشاهی خواهی و یا سلطنت طلبی روی آورند، گاه در دام بلندپروازی‌های ناممکن افتاده و به اتحاد درونی خویش برای پیش برد یک برنامه ی مترقی سوسیال دموکراتیک لطمات جبران ناپذیر زده است. در جناح میانه ی دموکراتیک، گاه دچار انحراف عقیدتی است و گاه متمایل به نیروهای واپسگر و گاه دستخوش اختلافت و دشمنی‌های درونی. و در جناح راست یا تن به سازشکاری داده و یا دچار پراکندگی و حتی یأس گشته است.

3- نیروهای جهانخوار سنتی نیز- که اکنون اسرائیل و عربستان و نوکرصفتان منطقه را در کنار خویش می‌بینند - پس از در هم ریختن برنامه‌های رژیم – که دست یابی به سلاح اتمی، ایجاد نیروهای شیعی در خارج از مرزهای ایران و تلف کردن سرمایه‌های ایران برای این اهداف است و بوده – حالا به جسارت خویش افزوده و برای به زانو در آوردن مطلق رژیم یا حمله ی نظامی به ایران بسیج شده اند.

در چنین شرایطی که:

الف) رژیم ضد ملی توان پیشبرد سیاست‌های داخلی و خارجی خردمندانه را ندارد، رژیمی که فاقد پایگاه ملی است، و در واقع مرتکب دیوانگی‌های شگفت آور می‌گردد،

ب) در شرایطی که آمریکا به رهبری ترامپ اختیار عمل آگاهانه و متعارف خود را از دست داده و امپریالیسم غربی برای تخریب و مصادره ی نو امپریالیستی ایران عزم جزم کرده

ج) و در چنین شرایطی که اپوزیسیون ایران توان تشکیل آلترناتیو برای گذار از مرحله ی کنونی ندارد؛

تنها یک راه برای حفظ کشور و جلوگیری از سیاست‌های مخرب دشمن داخلی و خارجی مانده است و ان عبارت است از:

تشکیلِ نظام یا شورای پیشاآلترناتیو

برای تشکیل جبهه ی ملی دموکراتیک علیه دشمن مرتجع داخلی و دشمنان جهانخوار خارجی!

و مبرم ترین وظایف این جبهه عبارت اند از:

1- اجتناب از پراکندگی و تحمیل عقاید به یکدیگر،

2- الف) اعلام هشدار به جهان خواران علیه حمله نظامی به ایران و

ب) غیرقابل قبول بودن عقد هرگونه قرارداد با حکومت غاصب فعلی ایران،

3- تلاش برای ایجاد آلترناتیو از طریق مذاکره و دوستی برای ایجاد جمهوری دموکراتیک سکولار.   


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۲)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست