بر علیه اشغال و باندهای تروریستی - ۲
ساختارهای جنبش آزادی بخش عراق
مقاومت غیرنظامی و مقاومت مسلحانه


Joachim Guilliard - مترجم: ناهید جعفرپور


• حزب کمونیست عراق بر خلاف دیگر گروه های مارکسیستی خارج از "محدوده سبز" قرار دارد و نقشی عملی دیگر ندارد و بعد از اینکه رهبریت حزب به شورای دولتی که از سوی پاول برمر آمریکائی به طرفداری از اشغالگران به وجود آمد وارد شدند اکثریت اعضا و هواداران حزب را از دست دادند ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
پنج‌شنبه  ۱۲ مهر ۱٣٨۶ -  ۴ اکتبر ۲۰۰۷


در باره نویسنده: یواخیم گویلیارد نویسنده تعداد بسیاری از مقالات کارشناسی در باره عراق است و در نوشتن و نشر بسیاری از کتوب در این مورد سهیم می باشد. اخیرا مجموعه اثری در باره تم عراق بنام " خاور نزدیک و میانه" که نشر آن را نیکلایوس برایونز دیمتری سالوس بعهده دارد از وی علنی گشته است. " جنگ ـ اشغال ـ مقاومت " کتاب دیگری است که انتشارات پاول روگن اشتاین از وی به چاپ رسانده است.


اتحادیه ها بر علیه اشغال

زمانی که از مقاومت صحبت می شود این مسئله اغلب به مبارزه مسلحانه خلاصه می شود. اما با وجود تحت تعقیب بودن های شدید و فشار فراوان، با وجود دستگیری ده ها هزار نفر ازمخالفین اشغال، شکنجه و کشتارها و.. اپوزیسیونی غیر نظامی فعال بر علیه اشغال وجود دارد. اتحادیه ها ، احزاب سیاسی ، زنان ، دانشجویان سازمانهای بیکاران و بسیاری دیگر به این اپوزیسیون غیر نظامی تعلق دارند.
از زمره سازمانهای بزرگ عراق " اتحاد علمای اسلامی عراق" است. پلاتفرم سیاسی آنها بیشتر ناسیونالیستی است تا مذهبی. تمرکز منطق این سازمان بر " المقاومه شریفه" قرار دارد که منطق ناسیونالیستی عربی برای کلمه مقاومت است.
از دیگر سازمانهای بزرگ" فدراسیون اتحادیه های نفت" است که به هیچ حزبی وابسته نیست وبه نیروئی قوی بر علیه سیاست آمریکا در عراق تبدیل شده است. برای مثال اوائل ماه یونی بر علیه قانون جدید نفت اعلام اعتصاب نمود و تولید نفت در جنوب را فلج ساخت که در نتیجه دولت دستور دستگیری ۱۰ نفر از رهبران اتحادیه را صادر نمود و تهدید کرد که با مشت آهنین بر علیه خرابکاران مقابله خواهد نمود..
سازمان مادری که بخش مهمی از این نیروها را زیر پوشش خود دارد "کنگره موئسس ملی عراق " است. که در ماه مه ۲۰۰۴ طبق الگوی کنگره ملی آفریقا تاسیس گشت و بیش از صد سازمان و بسیاری از چهره های مشهور عراق را با هم متحد نموده است. از جمله نیروهای زیر پوشش کنگره موئسس   
نیروهای مذهبی تمام مذاهب و گروه های چپ، سکولار، ملی ، اتحادیه ها، فعالین حقوق بشری، پروفسورهای دانشگاه ، رهبران قبایل ووووو می باشند. همچنین کسانی هم چون آیت الله سیستانی و یا مقتدا الصدر و یا کسانی که رابطه با مبارزه مسلحانه دارند در این کنگره عضو می باشند.
مرز میان مقاومت مسلحانه و مقاومت غیر نظامی در بسیاری از مناطق عراق اصلا روشن نیست. بعد از حمله آمریکا به عراق بسیاری از شهر ها و روستا ها ساختار های محلی را شکل دادند که تلاش داشتند مناطق خود را تا آنجا که امکان دارد زیر کنترل خود داشته باشند و از آنجا که نیروی پلیس و ارتش و امنیت و نظم بعد از انحلال از هم پاشیده شده بود نیروهای دفاعی شهروندان برای امنیت در مقابل تبهکاران و نیروهای متخاصم به وجود آمد. این نیروهای دفاعی شهروندان زمانی که برای مثال خانه گردی ها شروع شد در مقابل ارتش اشغالگر مقابله نمودند واز این مقابله قرار گرفتن ها همواره مبارزات شدیدی شکل گرفت که برخا نیروهای چریکی هم در آن دخالت نمودند. ( مراجعه شود به مقاله روزنامه یونگه ولت به تاریخ ۷.۴.۲۰۰۷ صحفه ٣). هدف ارتش آمریکا در بغداد از تابستان سال گذشته همواره این بوده است که یک چنین مکان سرکشی را تحت کنترل درآورد.
یک چنین ساختارهای محلی ای بستر بسیار خوبی برای پیدایش گروه های متعد چریکی که هسته مبارزه مسلحانه را تشکیل می دهند می باشد. از همان ابتدای اشغال صدها از این گروه های مسلح به وجود امد که دراین جنبش مقاومت از سوی برخی ازسازمان های بزرگ که با هم در رابطه ای منظم و خوب قرار دارند رهبری می شدند.
سازمان بین المللی " کریسیس گروپ" در تحقیقی بنام " جنبش مقاومت عراق" می نویسد:" این گروه های مسلح به لحاظ نظامی بسیار خوب سازماندهی شده اند و ازقدرت تهاجمی و دفاعی خوبی برخوردارند و همواره اخبار حرکت هایشان در میان افکار عمومی عربی علنی می شود. آنها نسبت به پیشرفت های سیاسی سریعا عکس العمل نشان می دهند و بسیار متمرکز و غافلگیرانه در صحنه مبارزه ظاهرمی شوند".
اینکه این مقاومت ملی قادر به اجرای قرار های سیاسی تعیین شده است را می توان بطور مثال در رعایت آتش بس چند روزه توسط این جنبش در زمان انتخابات دسامبر سال ۲۰۰۵ دید.
طبیعتا نمی توان هنوز از یک مقاومت متحدانه در عراق نام برد و تا بحال هیچکسی هم چنین ادعائی ننموده است. البته برخی از شخصیت های بالای رژیم ساقط شده عراق بنحوی در تامین مالی این جنبش نقش دارند که البته هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد که آنها نفوذ مستقیم بر رهبریت این جنبش داشته باشند. به طور قاعده گروه های مقاومت از سوی افسران سطوح متوسط رهبری اسبق رهبری می شوند. اکثر این افسران اعضای حزب بعث بودند و از آنجا که عضویت آنها در حزب پیش درآمد رسیدن به درجه بالا در ارتش بود لذا این مسئله نمی تواند جهت گیری سیاسی این افسران را معنی دهد. در واقع منطق ارتش سابق عراق جهت گیری ناسیونالیستی داشت و نه جهت گیری به صدام حسین.
اکثر افسران و سربازان بعد از سقوط رژیم گذشته عراق به شبکه های محلی بر بستر ساختارهای قوی و سنتی قبیله ای و خانوادگی مراجعت نمودند. این شبکه ها به لحاظ لوژیستیک از سوی مساجد پشتیبانی شده و چیزی نگذشت که این شبکه ها در سطوح منطقه ای هم گسترش یافتند و در نتیجه از همین جا اولین گروه های بزرگ چریکی شکل گرفتند.
حتی اگر که اکثر این افسران اسبق خود سکولار می باشند اما گروه هائی که آنها را رهبری می کنند از یک اسلام عامیانه پیروی می نمایند. آنها به خود نام اسلامی و هم چنین نام انتخابی با رنگ و بوی مذهبی تند و تیزمی دهند تا بدینوسیله با این نام ها مردم را جلب کنند. اما به لحاظ سیاسی نزد بسیاری از این گروه ها اسلام نقش ثانوی بازی می کند. بسیاری از چریک ها هم به همین نحو تحت تاثیر اسلام می باشند دقیقا به همین شکل سربازان ارتش آمریکا به مذهب نگاه می کنند و به هنگام جنگ بیشتر دعا می کنند.
کارشناس نظامی آمریکائی آنتونی گوردسمن در این باره می گوید:" هیج گروه مهم جنبش مقاومت عراق برای یک دولت اسلامی مبارزه نمی کند. حتی جنبش خانواده شیعه و همچنین فرد ضد اشغالی چون مقتدا الصدر هم چنین چیزی نمی خواهد".
اکثر گروه های چریکی در حال حاضر جهت گیری ناسیونالیستی دارند. با تمامی تنوع در این جنبش اما همه در یک هدف متحدند اینکه ذخایر این کشور را مجددا زیر کنترل ملی درآورند و برای منافع کلیه مردم عراق بکار برند. بندرت کسی از جنبش مقاومت خواهان برگشت مناسبات گذشته عراق است اما با این وجود همه خواهان کنار گذاشتن قوانین جدید و برگشت به مدد های اجتماعی گذشته می باشند.
در باره قدرت گروه های چریکی تخمینات متفاوت وجود دارد. اکثرا تخمین ٣۰۰۰۰ تا ۵۰۰۰۰ جنگجوی سازمانیافته و دو تا سه برابر این تعداد کسانی که همکاری و یا پشتیبانی می کنند را می زنند.

بیرون کردن سربازان بریتانیائی

حمله به لشکر اشغالگر در جنوب عراق از تابستان سال گذشته بشدت رشد نموده است و بطور قاعده این حملات از سوی گروه های محلی صورت می پذیرد. رهبریت ارتش آمریکا و بریتانیا در ابتدا برای این حملات تروریست ها و ارتش مهدی مقتدا صدر را مسئول می دانستند اما بعدا شبه نظامیان ایران هم به آنها اضافه شدند. آخرین گزارش کاملا تبلیغات بر علیه ایران است زیرا که شبه نظامیانی که طرفدار ایران هستند به احزابی وابسته اند که متحد آمریکا می باشند.
اینکه وابستگان ارتش مهدی در این ماجرا سهیمند احتمالش وجود دارد: اکثر جنگجویان ارتش مهدی از رده اقوام قدرت مند برمی خیزند. این جنگجویان هم بطور سنتی بشدت ناسیونالیستی و همچنین مخالفین سرسخت احزاب شیعه طرفدار ایران می باشند.
جاسم ال اسدی مدیر مدرسه شهر کوت که در شرق عراق قرار گرفته به گزارشگر اینتر پرس سرویس می گوید:"در سال های ۲۰ نام جنگجویانی وجود دارد که بریتانیائی ها را از عراق بیرون کردند و نامشان هنوز زنده است: مردم عراق همیشه از اشغال گران بریتانیائی/آمریکائی نفرت داشتند و پدر بزرگ های خود را بخاطر می آورند که با تسلیحات ساده بر علیه آنها می جنگیدند".
در ابتدا اکثر وابستگان به قبایل از افراد بالای خانواده شیعه اطراف ال سیستانی به صبر و تحمل خوانده می شدند اما بعدا صبر و تحمل آنها تمام شد و رهبران قبایل زیر فشار مردان جوان خود قرار گرفتند که باید بلاخره به جنبش مقاومت بپیوندند و در نهایت هم این چنین شد و در اوت سال گذشته در اثر حملات شدید آنان ۱۲۰۰ سرباز بریتانیائی پایگاه های نظامی خود را در اماره جنوب بغداد از دست داده و محل را ترک نمودند و تجهیزاتی در حدود نیم میلیون دلار به جای گذاشتند. ایستگاه تلویزیونی حزب الله لبنان ماه هاست که مرتبا گزارش های تصویری در باره حملات به لشکر های آمریکائی/بریتانیائی از سوی گروه های چریکی شیعه را نشان می دهد.

نیروهای چپ

حزب کمونیست عراق " ای کا پ" با وجود اینکه رسما ضد اشغال است اما بی حد و مرز پشت روند سیاسی کنونی قرار گرفته و می خواهد زمانی ارتش بیگانه را از کشور بیرون کند که خود از دولت جدید و ارتشش پشتیبانی کند. این حزب در ائتلاف غیرنظامی مقاومت نماینده ای ندارد بجای آن در ائتلاف با حزب لیبرال راست ایاد علوی مردی که مدت های مدید است که با سازمان سیا همکاری می کند قرار گرفته و از این طریق وزیری هم در رژیم جدید داخل نموده اند.
البته این به آن معنی نیست که هیچ نیروی چپی در مقاومت شرکت ندارد بطور مثال کسی که همان ابتدای اشغال از این حزب روی گرداند عضو قدیمی دفتر سیاسی حزب باقر ابراهیم ال موسوی است. وی به همراه احمد کریم که وی هم سال های بسیار عضو حزب بود در نامه ای سرگشاده نوشتند که:" رهبریت حزب زمانی که ادعا می کند که ضد جنگ در عراق بوده است و یا ادعا می کند برای پایان این اشغال حرکت می نماید دروغ می گوید. این رهبریت درست به مانند یک سری از جنبش های سیاسی دیگر با اشغالگران متحد شده و از این رو بیفایده است که تلاش کنیم آنها را برای خط دیگری قانع نمائیم".
هر دو این افراد از آن زمان در جنبش مقاومت فعال می باشند. باقر ابراهیم عضو هیئت دبیران کنگره موئسس ملی عراق است و احمد کریم یکی از رهبران جریان سیاسی میهن پرستان دمکرات کمونیست و عضو اتحاد سیاسی رهبریت مقاومت عراق است که ائتلافی سیاسی در کنار کنگره موئسس ملی عراق می باشد. همچنین سه سازمان چریکی بزرگ به این ائتلاف وابسته اند. در کنار جریان سیاسی کریم همچنین حزب اتحادیه کمونیستی خلق که سازمان خواهر حزب کمونیست اسپانیا است قرار دارد. اتحاد رهبریت توسط دبیرش یوسف حمدان عمر نمایندگی می شود و چون ابراهیم و کریم رهبری محبوب در میان چپ های عراق است.
قادر می گوید:" بخش مهم حزب کمونیست عراق مدتها قبل از جنگ انشعاب کردند و آنهم نه فقط تنها به خاطر اعمال گذشته رهبریت حزب با مخالفین عراق. این افراد هم در اتحاد رهبریت مقاومت عراق نمایندگی می شوند.
قدرت عددی این گروه های مارکسیستی ضد امپریالیستی میهن پرست بسیار بزرگ نیست اما آنها به نحوی تاثیر سیاسی بر جنبش مقاومت عراق دارند. حزب کمونیست عراق بر خلاف آنها خارج از "محدوده سبز" قرار دارد و نقشی عملی دیگر ندارد و بعد از اینکه رهبریت حزب به شورای دولتی که از سوی پاول برمر آمریکائی به طرفداری از اشغالگران به وجود آمد وارد شدند اکثریت اعضا و هواداران حزب را از دست دادند.

ادامه دارد