رقص واره های آب


شهلا بهاردوست


• این ترانه های تشنه روی ِ لبها
رام نمی شوند، خوش می آیند، می دَوند
در مکثی میان ِ ماهیها لم می دهند. ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
يکشنبه  ۲۱ بهمن ۱٣٨۶ -  ۱۰ فوريه ۲۰۰٨


با نامت آغاز، کشیده خط
شکاف روی ِ آبها
کمر چرخانده، گود
حلقه ای تنگ، تکّه ای بر آب.
با خزه، با صدف، عریان
پیچ، پیچ در چرخ
گردابها می رقصند با صدای ِ ساز.
نوشیده تمام روز زیرِ آفتاب
ما را مدام از گلوی می تا سینه ی لا.
روی ِ رقص واره های آب به گاه
آبی های نگاهت غلت  
روی دهانم یکهو،   واژه پَر پَر
آگاهند موجها!
این ترانه های تشنه روی ِ لبها
رام نمی شوند، خوش می آیند، می دَوند
در مکثی میان ِ ماهیها لم می دهند.
حالا آنجا، مرا تماشا تا ماه می کنی
دور می زنی، سَر می کشی
حالا اینجا، این همه ستاره در آب
در تلاطمِ نفسهای من تا ما
تا دوباره رقص واره های آب با نُت های ِ می تا لا
پا روی ِ صخره ها
چنگ روی ِ ماسه ها
زیرِ آبی ها خیس ِ خیس با آفتاب
با نامت آغاز، کشیده خط
شکاف روی ِ آبها.
 
هامبورگ، ۴ فوریه ۲۰۰٨
از مجموعه ی رقص واره های آب