از : لیبرال که خار چشم دیکتاتورهاست
عنوان : چه کسی بیسواد و احساساتی و پیر است ؟
پرده اول نمایش در مورد لیبرال
مامور اطلاعات است ۰ می خواهد رژیم ملاها را نجات دهد۰ لمپن است ۰ مصدق اللهی است ۰ ۰۰۰
پرده دوم نمایش در مورد لیبرال
اطلاعات تاریخیش کم است ۰ احساساتی است ۰ مشکل دارد۰ ضدروشنفکراست ۰ فقط کتاب خواجه تاجدار را خوانده ۰ از نسل قدیم است ۰
اقایان که صبح تا شب از استدلال و روشنفکری و مدرک صحبت می کنند ممکن است پاسخ سوالهای زیر را که درزمان معاصر اتفاق افتاده و اسناد ان در تمام ارشیوهای روزنامه های منتشرشده در دوره انقلاب موجود است را بدهند تا معلوم شود بیسواد احساساتی که فقط از تاریخ و کتاب و روشنفکر انتشارات روسی و تحلیل های طبری را خوانده است کیست ؟
۱
) حزب توده به چه دلیل حمایت بی چون وچرا از خط خمینی و حزب جمهوری اسلامی در مقابل خط لیبرالها (بنی صدر و بازرگان) کرد۰چرا انها را ضد امپریالیست می نامید و از اشغال مشکوک سفارت امریکا که یکی از نقاط انحراف انقلاب ۵۷ است با ان شدت حمایت کرد؟
۲) چرا هرکس که مارکسیست نیست و یا نظر خوشی نسبت به سیاست های روسیه در قبال ایران ندارد و یا طرفدار دموکراسی و لیبرالیسم است از طرف جوخه های ژورنالیستی این حزب به بیسوادی و بی مایگی و فسیل بودن و خرفت بودن و ۰۰ ۰ متهم می شود ولی هر لمپنی که ۴ تا فحش به شخصیت هایی مثل بازرگان و سحابی و بهنود و بنی صدر و حاج سیدجوادی و نبوی ویزدی و ۰۰۰ بدهد به راحتی تحمل می شود و تحسین هم می شود۰
این در حالی است که سایت پیک نت تفسیرهای غرا در مورد افرادی چون لاریجانی و تاج زاده و نبوی و حتی پورمحمدی و رفسنجانی و حتی غیرمستقیم ناطق نوری می نویسد؟ ایا این ها همه اتفاقی است ؟
ایا این حزب از دادگاههای خلخالی دفاع نکرد ( در مقابل حرکتهای بازرگان)
ایا از نامزدی جلال الدین فارسی و بعد از روشن شدن افغانی بودن او از حبیبی کاندید سه ملا در مقابل بنی صدر حمایت نکرد؟
ایا از تشکیل مجلس خبرگان در مقابل موسسان مورد نظر بازرگان حمایت نکرد؟
ایاطبری عالما و عامدا سعی در کمرنگ کردن مرزهای ماتریالیسم با مذهب ننمود؟
ایا طبری در تلویزیون ج ا در مناظره نگفت ماتریالیسم یعنی مونیستی واحد یگانه توحیدی ؟
ایا حزب توده با این در هم ریختن مرزها نبود که افکار پوسیده مارکسیستی روسی اش را به مغز اسلام فقاهتی خمینی تزریق و از ان یک رژیم استالینیستی مردمفریب ساخت ؟
ایا به جز در سایه مبارزات دروعین ضد امپریالیستی و سرشاخ شدن با امریکا این ملاها می توانستند مخالفینشان را اینگونه قلع و قمع کنند۰
مخالف خود را احساساتی و بیسواد خواندن ویا به اینجا و انجا متصل کردن از شیوه های مرسوم حزب توده است که از پدرخوانده اش استالین یاد گرفته ۰ اگر کسانی از این شیوه استفاده می کنند که توده ای نیستند باید بدانند که این اخلاق متاسفانه در بخشی از جامعه روشنفکری ایران به صورت بیماری مزمن درامده و گوینده بدون اینکه خود متوجه باشد به همان سیاست ها برای بیرون کردن رقیب توسل می جوید۰
این البته مشکل شما را حل نخواهد کرد چون موضوع بحث ما تاریخ معاصر است و بسیاری از ایرانیان شاهد و ناظر خیانت های این حزب و مجاهدین بوده اند۰
حالا اگر بعضی از هواداران این دوحزب فکر می کنند چون سی سال گذشته لابد مردم فراموش کرده اند و حالا وقتش است که با پررویی تحریف تاریخ کنند و اگر کسی جلوی انها ایستاد اورا با همان روشهای قدیمی با برچسب زنی از صحنه بیرون کنند فقط خودشان را مضحکه می کنند ۷۰ سال دیکتاتوری پرولتاریا در روسیه نشان داد که این شیوه ها ماندگار نیستند حتی اگر به اندازه شوروی قدرتمند باشید و انحصار خبر رسانی و اطلاعات را هم داشته باشید۰
گناه بنده چیست که شما با اهنگ حزب توده می رقصید و اشعار اورا می خوانید۰
۲۲۷۵ - تاریخ انتشار : ۱٣ مرداد ۱٣٨۷
|
از : arvan kiani
عنوان : صدای امریکا نمیتواند بی طرف باشد چرا که میلیونها دلار برای ان از طرف دولت امریکا هزینه میشود
صدای امریکا در حقیقت صدای دولت امریکاست وبی طرفی معنی ندارد وانهائی که در ان مشغول کارند و پول میگیرند که دروغ تحویل مردم دهند نیز به هیچوجه در جبهه دموکراسی خواهان نیستند بلکه تبلیغ عملیات جنایتکارانه حاکمان کاخ سفید را به زبان فارسی به عهده دارند.ازادیخواهان نباید نان خور نیروهای بیگانه باشند و الت دستشان قرار گیرند(منظورکار کردن در کشورهای غربی نیست) تا به میل انها بر علیه مردم ایران جنایت را توجیه کنند.در نتیجه ازادیخواهان باید در دوجبهه علیه جنایتکاران مبارزه کنند. از طرفیبا رژیم اسلامی که طی سی سال گذشته بسیاری از جوانان ایرانی را به جوخه اعدام سپرد ویا محکوم به زندان و تبعید کرد وازطرفی با نیروهای بیگانه مانند امریکا و متحدانش که از نفرت مردم نسبت به حاکمان اسلامی مطلع هستند ومیخوهند از اب گل الود ماهی بگیرند ومهره های خودرا بر روی کار بیاورند.خوشبختانه سایت اخبار روز این امکان را فراهم کرد که همه بتوانند نظرشان را بنویسند ولی در این میان مزدوران رژیم اسلامی وامریکا وغرب نیز با سواستفاده به تبلیغ جهل وجنگ میپردازند
۲۲٣۵ - تاریخ انتشار : ۱۰ مرداد ۱٣٨۷
|
از : الیاس رضوی
عنوان : به آقای رمضانی
جناب حسین رمضانی، شما پاسخ خود را خطاب به رضوانی نوشته بودید ولی فکر کنم منظورتان من بودم. در هر صورت ممنون از مطالبتان. نکته های جالب و قابل تحلیلی را مطرح کردید.
۲۰۹۰ - تاریخ انتشار : ٣ مرداد ۱٣٨۷
|
از : حسین رمضانی
عنوان : مشکل نسل ها!
دوست گرامی آقای رضوانی دلیل بی اطلاعی لیبرال و سایر مشکلات وی نمی تواند تعلق وی به نسل پیش از انقلاب باشد. هر چند که ممکن است حق با شما باشد که وی از آن نسل است. اما شخصیت های بر جسته، صبور و خلاقی از آن نسل را شاهد بوده ویا هستیم که بسیار صاحب منطق و متانت بوده و یا می باشند.
از نظر من مشکل نسل ها نیستند، مشکل عدم آگاهی کافی از تاریخ کشور است. وقتی که هر ایرانی در سال بیست دقیقه کتاب بخواند آنهم کتابهایی چون خواجه تاجدار که از سوی بسیاری بدیده کتابی تاریخی نگریسته می شود و یا امثال آن، انتظار دیگری نمی توان داشت. من معتقدم ما باید مردم مان و خودمان را بسیار بی رحمانه تر به نقد بکشیم. جامعه ما تحت سلطه لمپنیسم است و گناه آن تنها به گردن حکومت نیست. لمپنیسم راحت ترین شیوه زندگی در ایران امروز است. به حکومت فحش می دهد، اما از روشنفکر و مبارزه برای حقوق اجتماعی بی زار است. باید پیش از هر چیز به فکر بالا بردن رشد آگاهی جامعه بود.
۲۰٨٨ - تاریخ انتشار : ٣ مرداد ۱٣٨۷
|
از : الیاس رضوی
عنوان : لیبرال متعلق به نسل گذشته است.
با سلام خدمت همه دوستان، باید بگویم که نظر کاربران گرامی بسیار جالبتر از مقالهء آقای حیدری است، هر چند که بعضی از کاربران از سطح دانش و یا حتی ادب و تربیت کافی برخوردار نیستند.
در مورد این شخصی که به عنوان لیبرال در این بحث شرکت کرده باید یک نکته را توجه داشت. همهء کاربران گرامی به او تاختند و او را بی ادب و ابله نامیدند.
به نظر من این آقای لیبرال از نسل گذشته است. این طرز فکر فعالین قبل از انقلاب است. آنها اساسن احساساتی و غیر منطقی هستند و هر کسی که عقیده ای خلاف عقیدهء آنها داشته باشد خائن است. به عبارت دیگر "غیر خودی ها" بهیچ عنوان نمیتوانند خدمت گذار باشند. این آقا هم همهء مخالفان عقیدتی خود را بدون ارائه هیچ دلیلی توده ای میپندارد. البته در مورد بی اطلاع بودن ایشان با دیگر دوستان موافقم. نحوهء نوشتن او براحتی این مطلب را نشان میدهد.
۲۰٨۶ - تاریخ انتشار : ۲ مرداد ۱٣٨۷
|
از : ایرانی
عنوان : ایرانی که مجنون لیبرال نما و عامل رژیم آخوندی را میشناسد
من واقعن متاسفم که لمپن های بی سرو پایی چون این "لیبرال" مجال پیدا میکنند تا با مزخرفاتشون مسیر درست مباحث را منحرف کنند. اولن این مردک خودش "میگوید" و خودش میخندد. بعد از نوشته هاش میگوید "آخ جون چی شد". بعد هم به جای دلیل آوردن و بحث درست کردن، حرفهایی چون "فلانی تخم کرده" مینویسد که فقط شعور و تربیت خانوادیگیش را نشان میدهد. یک مشت حرف کلیشه ای هم داره که واقعن حال همه را به هم زده. مثلن حسینی مطابی بسیار را مطرح کرد. نحوهء نوشتن و تحلیل کردن او بسیار مستدل است. از آن طرف آقایی بنام "یک دوست" بسیار آرام و متین به اظهارات حسینی پاسخ داد. به این میگویند یک بحث درست. در این میان این دیوانهء لیبرال نمای مصدق اللهی وسط گود میپرد و میخواهد در مقابل افراد باسواد عرض اندام کند. او نه سواد دارد و نه بلد است حلاجی نماید. یک مشت حرف بیربط در مورد کانادا و انگلیس میزند و همه را به مجاهدین و حکاکا و توده ای ها ربط میدهد.
آقای هزار اسمی! تو نه سواد داری و نه شعور و تربیت! بعد از آنکه دومی را پیدا کردی برو سراغ اولی که این مکان جای بحث است و نه عقده گشایی.
من بر این باور هستم که این فرد از عمال آخوندهاست و کارش بی ارزش کردن و به انحراف کشیدن بحث است.
۲۰۶۷ - تاریخ انتشار : ۱ مرداد ۱٣٨۷
|
از : شا هین
عنوان : سمپاتی اخبار روز به لیبرال
مثل اینکه اخبار روز هم به این لیبرال سمپاتی داره. تا کی ما باید پرت و پلاهای ای مردک را تحمل کنیم؟
۲۰۶۱ - تاریخ انتشار : ۱ مرداد ۱٣٨۷
|
از : ملی گرا که مشدی ها ی توده ای نظرش راتابت کردند
عنوان : افتاب امد دلیل افتاب
خوب مش قاسم این که عصبانی شدن نداشت منظور من همین بود که توده ایها مثل تو حرف دلشان را رک و راست بزنند۰ ان حسینی بعد از صدتا اسمون و ریسمون که بهم بافت و چهره عوض کرد اخرش دوتا تخم طلا گذاشت۰ یک) بازرگان از خدایگان شاهنشاه اریامهر بدتر بود۰ دو) سحابی مبارز و زندانی دورژیم شاه و ملاها فرومایه است ولی بوش و بهرامیان و رفسنجانی و بهشتی نیستند۰ توهم بعداز هزار سرگیجه دادن مردم و خودت و ابراز اینکه نمی فهمی من چه می گویم و منظورم چیست و توده ای کیه بالاخره زدی وسط خال ۰ دستت درد نکنه ۰ گفتی توده ایها از ملی ها با شرف ترند۰ و همان ادعای حسینی راتکرار که جبهه ملی با شاه رابطه مخفی داشته اگر ۷سال را هم ذکر می کردی معلوم می شد که تو احتمالا خود حسینی و حسینی احتمالا نفوذی توده ایهاست۰ عزت عالی زیاد زحمت ما کم کردی۰ ان مش کاظم و دموکرات و ۰۰ غیره هم اگر بگویند ملی ها از ملاها بی شرفترند همه گفته های این حقیر اثبات و از حضور سروران خائن حزب توده مرخص می شوم ۰
۲۰۵۲ - تاریخ انتشار : ۱ مرداد ۱٣٨۷
|
از : مش قاسم
عنوان : آقا جان بفرمائید و بروید و کله تان را که بوی قرمه سبزی می دهد را بدهید معاینه کنند
جناب "ملی گرا ضد تروای توده ای" شما احیتاج فوری به مداوا دارید. والا دوروغ چرا توده ای ها از شما بیشتر شرف دارند! مرد حسابی این رژیم هزاران جوان ایرانی را اعدام کرده و شما هیچ وقت بر مزار آنها در جاهای مانند خاوران نرفتید و خودتان را به ندانستن می زننید و حالا اشگ تمساح برای مصدق و فاطمی می ریزید. همین اعضا جبهه ملی بودند که یک پایشان در دربار بود و یک پایشان در خراب شده خمینی و همه جور همکاری با هر دو رژیم نکبتبار شاه و شیخ کردند. از ملی و ملی مذهبی ها بی آبروتر خودشان هستند.
۲۰۴٨ - تاریخ انتشار : ٣۱ تير ۱٣٨۷
|
از : ملی گرا ضد تروای توده ای
عنوان : عباس امیرانتظام در این مراسم انتظار صدای امریکا و توده ایها و شاهپرستان را برای پاشیدن جبهه ملی توی فریزر می گذارد
اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۸۷ - ۲۱ ژوئیه ۲۰۰۸
دیروز یکشنبه سی تیر ۱۳۸۷ برابر بود با پنجاه و ششمین سالروز شهادت مردانی که مصدق بزرگ تداوم استقلال میهن را ناشی از رشادت و جانفشانی آنان می دانست.
اعضاءجبهه ملی ایران دیروز بدین مناسبت بر اساس سنت همه ساله با حضور بر مزار این فرزندان راستین میهن ،با نثار شاخه های گل بر مزار آنان سپاس خود را نسبت به این جانباخته گان اعلام داشتند.
این حضور که با شرکت رهبران و جوانان عضو این سازمان بود، حسین شاه حسینی از اعضاء شورای مرکزی جبهه ملی ایران و یکی از بازماندگان رخداد سی تیر ۱۳۳۱ با گرامی داشت یاد این عزیزان سخنانی را پیرامون چرایی و چگونگی پیش آمدن واقعه ۳۰ تیر بیان داشت و عنوان نمود که برای اولین بار در تاریخ معاصر ایران ،ملت توانست با همراهی و همدلی با رهبران سیاسی خود در مقابل استبداد داخلی و خارجی ایستادگی نموده و نقشه شوم آنان را مبنی بر نا کام گذاشتن اهداف نهضت مقاومت ملی ایران را،به شکست بکشانند که این پیروزی ضد استعماری آنچنان بزرگ بود که مبدل به الگو برای دیگر کشورهای تحت ستم منطقه نیز شد.......
بعد از سخنان "حسین شاه حسینی" مهندس حمید رضا خادم "عضو سازمان دانش آموختگان و سازمان مهندسان جبهه ملی ایران مقاله ای را تحت عنوان "خیزش ملی سی ام تیر و پیروزی ملت در برابر استبداد و استعمار" ارائه نمودند که با تشویق حاضران مورد استقبال قرار گرفت.
حاضران سپس با حضور بر مزار شهید دکتر فاطمی و خواهر فداکار ایشان ،یاد آنان را نیز گرامی داشته و با خواندن سرود ای ایران پایان مراسم را علام نمودند.
از چهره های شاخص که در این این مراسم حضور داشتند می توان " مهندس عباس امیر انتظام،مهندس کورش زعیم،مهندس مجیدضیایی،مهندس مرتضی بدیعی،مهندس محمد اویسی، دکتر حسین موسویان ،دکتر مهدی موئید زاده مهندس حسین عزت زاده،مهندس اشکان رضوی،دکتر مه لقا اردلان ،پریچهر مبشری،دکتر فاطمه رحمانی،(از سازمان زنان جبهه ملی ایران) نام برد.
حضور نیروهای امنیتی با لباس شخصی در کنار ماموران نیروی انتظامی بیش از سال پیش در این مراسم محسوس بوده و در طی مراسم نیزکاملا تمام افراد را زیر نظر داشته و اقدام به فیلم برداری و عکسبرداری از حاضران می نمودند.
۲۰۴۶ - تاریخ انتشار : ٣۱ تير ۱٣٨۷
|
از : مش قاسم
عنوان : دزدی در روز روشن!
ای بابا این یارو از اسم انتخابی من هم نگذشت و فوری یک قسمت آن را صاصب شد!
بعد هم رفت بالا منبر و شروع به روضه خوانی کرد! این ملی مذهبی مفلوک نوشته که:
"مش قاسم بیا داخل بعد این حرفها را بزن."
؟؟؟؟؟!!! انگاری اینا خیلی در داخل شجاعت به خرج داده اند!
"در فرنگ خیلی حرفهای گنده تر از دهان می شود زد."
بله حاج آقا! در داخل هم می شود اندر زیر عبای "رهبر فقید انقلاب" و بقیه آخوندها گدائی و التماس کرد که آقایان ملی مذهبی سالها است مشغول به آن هستند.
"بعدش هم این توضیحات نوشته نشده بود که فقط توصیف "رهبر فقید انقلاب" را بکار ببرند، نه بابا جون مردم در ایران اینقدر بیکار نیستند. انشا نویسی پر از فحش های دل خنک کن کار شما خارج نشین هاست."
حاج آقا تشریف بیاورید پائین یک چای میل کنید و هروقت در مجمع تشخیص مصلحت مردم کاسه لیسانی مانند شما را راه دادند بعد این رهنمودهای دلسوزانه را ابراز فرمائید!
۲۰۴۵ - تاریخ انتشار : ٣۱ تير ۱٣٨۷
|
از : یک دوست
عنوان : ملی گرا همان لیبرال است
این آقا همان لیبرال است. و مشکل عجببی با توده ای ها و کلا چپ ها دارد. از لین روی که قافیه برایش تنگ شده در حال هزیان گوی است. آرزوی شفا!
۲۰٣۶ - تاریخ انتشار : ٣۱ تير ۱٣٨۷
|
از : پرده دار
عنوان : کسی واقعن حرفهای این آقای پرده در آر را میفهمد
خدا به این به اصطلاح ملی گرای بینوا کمک کنه. واقعن حرفاش بی معنیه. این خودش با اسمای مختلف تو بحثا شرکت میکنه و بعد این اتهام رو به دیگران میزنه. یک نگاه به حرفای بی ربطش بکنید تا بفهمید با چه کسی طرفید.
۲۰٣۵ - تاریخ انتشار : ٣۱ تير ۱٣٨۷
|
از : ملیگرا توضیح می دهد تا توده ایها شیرفهم شوند
عنوان : توضیح واضحات برای انها که خود را به کوچه علی چپ می زنند
منظور این اقای حسینی است که برای ملیون و نهضت ازادی و امیر احمدی پاورقی می نویسد و هر بار گوشه ای از مواضع خائنانه حزب توده را (که اینک در لباس ملی نما و طرفدار بختیار ظاهرمی شود تا با متهم کردن انها از شدت جرائم خود در تشکیل و تثبیت جمهوری ولایت فقیه پس از خرداد ۶۰ بکاهد) لابلای نقطه نظراتش لو می دهد۰
شما اگر می خواهید کمک کنید به حسینی کمک کنید چون طبق نظر او چون در زمان شاه کردها کمتر کشته شده اند پس بازرگان از شاه بدتراست ۰ اگر به همین سبک قضاوت کنیم نتایج زیر به دست می اید۰
درزمان احمدی نژاد قطعا کردهای کمتری نسبت به دولت بازرگان و شاه کشته شده اند پس احمدی نژاد از بازرگان و شاه بهتر است ۰(البته طبق استدلالات حسینی کارشناس اعظم تاریخ و حقوق بشر)۰ اگر به رژیم های دیگر هم نگاه کنیم این نتایج به دست می اید ۰ در زمان صدام گفته می شود که حدود یکصدهزار نفر کشته شدند ولی با اشغال امریکا حدود یک میلیون نفر پس صدام از امریکا دموکرات تر است۰ در شوروی کمونیستی ۲۲ میلیون نفر کشته شدند در حالیکه در هیچ رژیمی در هیچ کجای جهان تحت هیچ شرایطی این تعداد کشته نشدند ۰ پس رژیم کمونیستی شوروی کثیف ترین و جنایت کارترین رریم تاریخ بشر است۰ اخ جون چی شد۰ یعنی ما باید مجسمه طلایی سفارش بدهیم از چنگیز گرفته تا همه خونخواران تاریخ ۰ چرا هروقت دست توده ایهای مبدل رو می شود یکی دونفر می پرند وسط و نظر دهنده ملی گرا را متهم به تکرار کلیشه ای مطالب می کنند یا خود را به کوچه علی چپ می زنند که ما نمی فهمیم منظورش چیست ۰ درحالیکه با خواندن نظر حسینی و نظر ملی گرا هرکس که فارسی می داند می فهمد که حسینی در مقایسه بازرگان و شاه گاف توده ای بزرگی داده ۰ مثل گافش در مورد مسخره کردن وطنپرستی ملیها در مقاله دیگر و۰۰۰
همینطور ان دوست عزیزی که از توده ایها جلوزده و کودتای علیه مصدق را کار داخلی (حزب انگلیسی زحمت کشان بقایی) معرفی می کند ۰ لابد کاشانی و حزب توده و سیای امریکا و شاهپرستان طرفدار مصدق بودند و علیه کودتا جانفشانی کردند۰ انوقت اگربگویند شماها خزعبلات حزب توده را منتشر می کنید می گویند چرا به ما تهمت توده ای می زنید۰
ازکجا معلوم که شماها همه یک نفرنیستید ویا به حزب توده وابسته نیستیدید که با اسامی مختلف خط تبرئه و پاک سازی خیانت های اورا به همراه متهم کردن لیبرالها و ملیون دنبال می کنید۰ به جای مسخره کردن جواب مستدل بدهید۰
۲۰٣۴ - تاریخ انتشار : ٣۱ تير ۱٣٨۷
|
از : پرده دار
عنوان : در مورد این آقایی که میخواد پرده رو کنار بزنه
اردوان جان مثل اینکه شما تازه واردی. این آقا که هر بار با اسمهای مختلف در بحثها شرکت میکنه کاری جز تکرار یک سری حرف کلیشه ای نداره. اون تمام سعیش به انحراف کشیدن بحثاست وهمه رو هم به توده ای و حکاکا و روسی بودن محکوم میکنه. این حرفاشم بازی جدیدش هست. خلاصه زیاد جدیش نگیر چون هیچکس دیگه هم او رو جدی نمیگره.
۲۰٣٣ - تاریخ انتشار : ٣۱ تير ۱٣٨۷
|
از : اردوان ملایری
عنوان : چرا پرت و پلا صحبت میکنید
این آقای پرده انداز کیست و این حرفهای بی سر وته او به چه معنی است. کسی در اینجا صحبت از کانادا و انگلیس و بختیار نکرده که او دارد در مورد آنها صحبت میکند. او انگار دارد حسابهای شخصی خودش را با دیگران رفع و رجوع میکند و یا آنکه براستی نیازمند کمک است. من نمیدانم تکلیف نقابهای افتاده مورد نظر ایشان چه میشود ولی تا اینجا که قیافه ایشان خیلی خنده ار است.
۲۰٣۱ - تاریخ انتشار : ٣۱ تير ۱٣٨۷
|
از : ملی گرا که پرده ها را می اندازد
عنوان : انها که برای کوچکترین حرفی سند می خواهند کیلویی رژیم جنایت کار برامده از دو کودتای انگلیسی و امریکایی را از ازادترین دولت ایران بهتر می دانند
انهایی که در بحث مربوط به جبهه ملی و بهرامیان وطن پرستی افراد جبهه ملی را مسخره و تلویحا دروغ گویی مفتضح بهرامیان را در مورد ارتباط ۷ ساله پنهانی جبهه ملی با خدایگان اریامهر و مخالفت انگلیس با نخست وزیری بختیار را تایید کردند و از امکان بهم ریختن جبهه ملی سرور و شادمانی می کردند۰
انهایی که لابلای بیانات هیجان انگیزشان گفتند که با نماینده لیبرال کانادا که مخالف بوش بود جر و بحث شان شده !
انهایی که می گویند دولت شاه از دولت بازرگان بهتر بوده و کمتر کشتار کرده درحالیکه برای کوچک ترین حرف لیبرالها و ملی گرایان مدرک معتبر می خواهند انوقت خودشان کیلویی رای می دهند که دولت بازرگان که در زمان او چپ های ایران و بقیه احزاب بیشترین ازادی را در طول حیاتشان داشته و علیرغم انتشار بیش از ۵۰ روزنامه که اکثرا مربوط به مخالفین بازرگان بوداز رژیم دیکتاتوری شاه (که همه می داند که ساواک او چه جنایت هایی را به امر شخص اول مملکت انجام می داد و کردستان و اذربایجان و بقیه نقاط ایران چه برخوردهایی را از شاه و ارتش و ساواک بیاد دارند دانشگاهها و دانشجویان چطور توسط پلیس وحشی او سرکوب می شدند )بدتربود!!!
انها که سحابی مبارز را که با ولایت فقیه در مجلس خبرگان مخالفت کرد و توسط همین رژیم و هم رژیم شاه به زندان رفت را فرومایه می خوانند ولی به هنگام یاد کردن از رفسنجانی و شاهنشاه وبهشتی و بهرامیان با تایید وسکوت و یا احترام صحبت می کنند۰
انهاکه خود را استاد تحلیل تاریخ و حقوق بشر و روابط دیپلماتیک بین الملل و از بچگی در محافل سیاسی حاضر وناظر می دانند چطور از وجود پیش نویس قانون اساسی که توسط حسن حبیبی با الهام از قانون اساسی فرانسه نوشته شده بود و به امضای خمینی هم رسیده و قرار بود دولت موقت ان پیش نویس را برای بررسی به مجلس موسسان بدهد تا بعد از تصویب به رفراندوم گذاشته شود بی خبرند! چگونه است که اینهایی که دائما مدرک مستدل می خواهند به گزارش اولین جلسات خبرگان مراجعه نمی کنند که چگونه عواملی چون ایت و دکتر شیبانی مسئله ولایت فقیه را پیش کشیدند و ان پیش نویس را کنار گذاشتند و قانونی مطابق میل بهشتی نوشتند۰ تازه ان نسخه هم ولایت فقیه مطلق نداشت بعدا در متمم تغییرات دادند۰
پس امیرانتظام که از مخالفین سرسخت ولایت فقیه بود چه پیش نویسی را می خواست به مجلس موسسان بدهد۰
چطورحزب توده در سایت پیک نت مدعی شد که رفسنجانی و خمینی موافق به رفراندوم گذاشتن پیش نویس بودند (و مخالف ولایت فقیه!) ولی بنی صدر و بازرگان با اصرار زیاد روی لزوم تشکیل مجلس موسسان این شانس را از بین بردند۰ و خبرگان نیز راه حل بینابینی بود که طالقانی پیش نهاد کرد۰
چطور یک ادمی که اطلاعاتش اینقدر از حوادث سی سال اخیر کم و پرتناقض است و در بحث های سیاسی کوچکترین اشتباهی را از مخالفینش به مثابه ارتداد تلقی و خواهان برگزاری دادگاه می شود وقتی به شاه می رسد و رژیم خودکامه پهلوی برامده از دو کودتای انگلیسی و امریکایی یکباره دچار نسبی گری در حد نسیان می شود و عفو عمومی به کسانی می دهد که اگر ذره ای مدارا و رعایت حقوق بشر داشتند ملت به ستوه امده ایران به دنبال یک مشت ملا انقلاب نمی کردند۰
دشمنی بی حد وحصر این فرد با میناچی که از مغضوبین حزب توده در زمان اشغال سفارت بود نیز جالب توجه است۰
خوبی این اظهار نظرها این است که حالا نقاب اهسته اهسته از چهره این افراد می افتد۰
شما که از رژیم جنایت کار پهلوی حمایت می کنید هم در ان جنایات به اندازه ای که لیبرالها از رژیم ملاها در اوایل انقلاب کردند شریکید۰
۲۰٣۰ - تاریخ انتشار : ٣۱ تير ۱٣٨۷
|
از : هنگامه
عنوان : وحشت نهضت آزادی از مبادله افکار
با درود به آقای حسینی و با تشکر از تحلیل بسیار منطقی تان باید از این آقایان دوستدار ولایت فقیه نهضت آزادی سوال کرد که چگونه آدمهای شجاعی چون آقایان شعله سعدی؛ اعلمی؛ شیرزاد؛ پیرموذن و یا خانم حقیقت جو (افراد نامبرده از اعضای مجلس اسلامی بودند) ویا مبارز بزرگ آقای امیرانتظام و یا مبارز راه صلح خانم عبادی (با وجودیکه از مخالفین سیاست آمریکاست) با صدای آمریکا بارها و بارها مصاحبه میکنند و در این میان فقط این وازده های نهضت آزادی هستند که تافته جدا بافته تشریف دارند و بجای پاسخگویی به ایرادات وارده به بد و بیراه گفتن پشت سر مخالفانشان و صدای آمریکا میپردازند. واقعیت آن است که صدای آمریکا پربیننده ترین تلویزیون فارسی زبان است و حضور نهضت آزادی در آن ماهیت واقعی این جماعت را افشا میکند.
۲۰۲٨ - تاریخ انتشار : ٣۱ تير ۱٣٨۷
|
از : یک دوست
عنوان : کمی حوصله آقای حسینی!
آقای حسینی شما کمی پر شتاب حرکت می کنید. به کجا چنین شتابان؟
اولا این مطلب نهضت آزادی یقینا توسط کاربری بر روی این فوروم کپی شده، چرا که اصل مطلب از هفته پیش بر روی سایت میزان قابل دریافت می باشد.
دوم اینکه اشاره این بیانیه به پیش نویس قانون اساسی صحیح می باشد، چرا که اصل ولایت فقیه به پیشنهاد دکتر آیت از نزدیکان مظفر بقایی به قانون اساسی افزوده شد. مراجعه کنید به خاطرات آیه الله منتظری!
البته من منکر کاستی های دوران دولت موقت نیستم. بویژه خصلت چپ ستیزی آن. اما هم ما و هم ایشان از اشتاباهات آموخته ایم و امیدوارم این درس در آینده به نفع مردم میهن مان تمام شود.
مقایسه حکومت کودتایی محمد رضا با دولت شادروان بازرگان را به وجدان شما واگذار می کنم.
۲۰۲۷ - تاریخ انتشار : ٣۱ تير ۱٣٨۷
|
از : جواد حسینی
عنوان : پاسخی به ادعاهای نادرست روابط عمومی نهضت آزادی
پاسخ روابط عمومی نهضت آزادی در این ستون بسیار جالب توجه است. قبل از هر چیز مایلم بدانم نهضت آزادی چرا این مکان را برای پاسخگویی انتخاب نموده؟ نهضت آزادی، همچون هر سازمان سیاسی، میبایست دیدگاه های خود را بطور رسمی و به عنوان یک مقاله/اعلامیه مستقل در رسانه های گروهی منتشر مینمود و نه در ستون واکنشها به مقالهء یک نویسندهء گمنام، که بنابر اعتراف اکثریت قاطع نظر دهندگان بسیار بی محتوا و احساساتی است.
ولی خب به هر حال صلاح "مملکت" خویش "خسروان" دانند.....
در واکنش روابط عمومی نهضت آزادی جمله ای بود که توجه مرا به خود جلب کرد و آن این جمله است:
"بنا بر یک اصل حقوقی معتبر در سراسر جهان، اثبات ادعا بر عهدهی مدعی است".
پیش از آنکه بخواهم به موارد نقض این نظریهء بسیار درست از سوی همین دوستان روابط عمومی نهضت آزادی اشاره کنم، باید این نکته را یادآور شوم که بنابر اعتقاد نهضت آزادی موضوعی بنام "اصل حقوقی معتبر" وجود دارد و معیارهای سنجش میباید بر اساس باور به "اصول حقوقی معتبر" انجام گیرد! اصل معتبر حقوقی چیست؟ قطعاً برای پاسخگویی فنی به این سوال به یک متخصص امور حقوقی نیازمند هستیم، ولی تا آنجاییکه معلومات من اجازه میدهد، سنجش بر اساس اصول حقوقی به قضاوتهایی اتلاق میشود که در آنها عملکرد افراد، گروه ها و یا تشکیلاتها بر اساس اصول حقوقی ثبت شده در معیار های جهانی و بر اساس ارائهء مدارک و شواهد قوی و قابل تحلیل استوار است. طبیعی است که در چنین معیاری افکار و عواطف و یا حتی نیت شخصی فرد اگر کاملاً بی اهمیت نباشد لااقل از حداقل توجه برخوردار است و توجه اصلی چنین سنجشی بر تحلیل عملی و نتیجهء عملکرد فرد و یا گروه مورد بازخواست استوار است.
این نظریه که "حضور ابراهیم یزدی در یک برنامهء تلویزیونی، که در آن سران ارتش رژیم سابق شرکت داشتند، دلیل شرکت او در بازجویی و یا احیاناً محاکمهء آنها نیست" نظریه ای است کاملاً درست و منطقی. صرف نظر از آنکه ما چقدر از یزدی خوشمان و یا بدمان میآید نمیتوانیم صرف حضور او را در این برنامه دلیل شرکت مستقیم او در دادگاه های انقلاب بدانیم.
ولی این ادعای عجیب و غریب مسئولین نهضت آزادی که آقای دکتر یزدی( و یا هر یک از مسئولین دیگر نهضت آزادی) در آن برهه، در بدنهی اجرایی حاکمیت (دولت یا قوه مجریه) حضور داشتهاند، حال آن که احکام اعدام به وسیله مقامات قضایی وقت صادر شده است، پس بنابر این مسئولین نهضت آزادی از اتهام شرکت در اعدامهای بی رحمانه و وحشیانهء ماه های اول انقلاب (که شامل بسیاری از شهروندان عادی در اقصی نقاط کشور شد) مبری هستند، ادعایی است دروغ و خنده آور!
همانطور که دوستان روابط عمومی نهضت آزادی میدانند، بخش قابل توجهی از عملکرد سیستم قضایی هر کشوری متوجه وزارت دادگستری است که مسئولیت مستقیم آن با دولت است. در آن روزهایی که دیوانگانی چون خلخالی دسته دسته مردم این مرز بوم را، بدون داشتن هیچ مدرک معتبر و بدون امکان دسترسی به وکلای مدافع، به جوخه های اعدام میسپرد، بطور تکنیکی و یا به قول خودتان بنابر اصول معتبر حقوقی وزارت دادگستری کشور، که مسئولیت مستقیم آن با دولت آقای بازرگان و فردی از جبههء ملی عهده دار وزارت آن بود، شریک مستقیم تمام این جنایات هستند. آقایان روابط عمومی نهضت آزادی، مصاحبه و اظهار نظر مطبوعاتی بر علیه دادگاههای انقلاب و یا اشاره به کتاب خاطرات آن مردک دیوانه، از لحاظ حقوقی، توجیه کنندهء عملکرد شما در مورد دادگاههای انقلاب نیست (حرف بنده را هم اگر قبول ندارید از هر متخصص حقوقی معتبر این سوال را بنمایید). شما نمیتوانید عضو یک باند گانگستری باشید، در تمام جنایات آن شرکت داشته باشید، به عنوان عضوی از تیم جنایتکاران تمام کوشش خود را برای پیشبرد اعلام جنایتکارانه بکار برید، و بعد توقع داشته باشید که اظهار نظرهای پراکندهء شما بجای عملکردتان مبنای قضاوت در مورد شما باشد. همانگونه که خدمتتان عرض کردم، از لحاظ حقوقی نتیجهء عملکرد افراد است که مورد قضاوت قرار میگیرد و نه نیت آنان. رانندهء مستی که به خاطر مستی فردی را با اتومبیل خود کشته رهسپار زندان میشود هر چند که مطمئناً نیت او کشتن مقتول نبوده.
آقایان روابط عمومی نهضت آزادی، شکی نیست که حکومت محمد رضا شاه حکومتی فردی واقتدارگرا بود که آزادیهای اشاره شده در اعلامیهء حقوق بشر را در مورد شهروندان کشور محترم نشمرد. ولی اگر بخواهیم بین بد و بدتر مقایسه ای داشته باشیم، حکومت شاه بد و دولت موقت شما بدتر بود (در مورد مقایسهء کل دو رژیم چیزی نمیگویم که اظهر من الشمس است). بنابر آمار موجود (که کلیهء قضاوت های مبتنی بر اصول معتبر حقوقی بر آن استوار است)، دست دولت موقت بازرگان به مراتب بیشتر از رژیم محمد رضا شاه به خون مردم بیگناه آغشته است. وزارت کشور دولت موقت، که آقایان سحابیان و صدر حاج سید جوادی (دو تن از اعضای نهضت آزادی) در راس آن بودند و آقای هاشمی بهرمانی (رفسنجانی) قائم مقام آن بود، مسئولین مستقیم کشتارهای نیروهای ژاندامری کل کشور در کردستان و ترکمن صحرا هستند. این کشتارها توسط سازمانهای معتبر حقوق بشر همچون Human Rights Watch و Amnesty International محکوم شده و مسئولین آن از جمله وزرای نهضت آزادی باید تحت تعقیب قرار گرفته و محاکمه شوند. در ضمن فراموش نکنید که بنابر اصول پذیرفته شدهء حقوقی وزرای یک کابینه دارای مسئولیت مشترک هستند و باید پاسخگوی اعمال و سیاست های کل دولت باشند. باید این نکته را هم توجه داشت که مسئولین نهضت آزادی از جمله بازرگان و یزدی جزء شورای انقلاب بودند و همهء ما میدانیم که شورای انقلاب کلیهء سیاستهای جاری کشور را نظارت و رهبری میکرد.
خنده دار ترین بخش اعلامیهء مسئولین نهضت آزادی به اظهارات یزدی در مورد به اجرا گذاشتن قانون اساسی اول جمهوری اسلامی بر میگردد. این آقایان در کمال مرد رندی مخاطبین خود را ابله فرض میکنند و میگویند:
"منظور از قانون اساسی اول، آن پیشنویس قانون اساسی است که زیر نظر دولت موقت شادروان مهندس بازرگان تدوین شده و به امضای رهبر فقید انقلاب نیز رسیده بود، نه قانون اساسی مصوب مجلس خبرگان قانون اساسی."
نهضت آزادی هم به همان دردی مبتلاست که پسرعمویش جبهه ملی به آن دچار است! آنها برای پنهان کردن دروغگویی هایشان، به جای ارائهء مدارک و شواهد قاطع، به کسانی رجوع میکنند که سالهاست مرده اند و عملاً نمیتوانند صحت و سقم اظهارات اینان را تایید کنند. دوستان این پیشنویس کجا در آن زمان مطرح شد؟ کجا خمینی و بهشتی و بازرگان در آن زمان اظهار نظری دربارهء پیشنویس قانون اساسی کردند که در آن اشاره ای به ولایت فقیه نشده بود و به امضای "رهبر فقیدتان" هم رسیده بود؟ آیا واقعاً مردم را اینقدر ابله فرض کرده اید؟ در ثانی شما که به دیگران توصیه میکنید که در چارچوب اصول حقوقی معتبر صحبت کنند، چگونه میخواهید پیشنویسی را که نه کسی دیده و نه در مجلس منتخب به تصویب رسیده و نه از همه پرسی مردم گذشته، به عنوان قانون اساسی کشور به مورد اجرا گذارید؟ اصول حقوقی پشت این ادعا در کجاست؟ در ضمن این ادعا که نهضت آزادی به ولایت فقیه اعتقاد ندارد یک دروغ دیگر از جانب شماست! همین آقای یزدی، به همراه بازرگان و معین فر، از نمایندگان مجلس اوٌل بودند و همانطور که میدانید التزام به قانون اساسی منطبق بر اصل ولایت فقیه شرط نخست صلاحیت در مجلس اسلامی است! حال در مورد حمایت علنی نهضت آزادی از قانون اساسی و شرکت فرومایگانی چون عزت الله سحابی در "مجلس" خبرگان آخوندی برای تصویب این قانون چیزی نمیگویم.
میخواستم در مورد سرکوب دانشگاهیان و همچنین بزرگترین سرکوب مطبوعات تا آن زمان توسط وزارت ارشاد دولت موقت و تحت رهبری آقای ناصر میناچی وزیر ارشاد آقای بازرگان صحبت کنم که دیدم بی فایده است. از کسانی که در کمال وقاحت و دریدگی از موجود کثیفی چون روح الله خمینی به عنوان رهبر فقید یاد میکنند دیگر چه انتظاری میتوان داشت؟
آقایان نهضت "آزادی" آزردگی شما از صدای آمریکا به آن دلیل است که شما از تبادل آزاد خبر و نظر، که نهایتاً باعث رسوایی عناصری چون شماها میشود، وحشت دارید. والا مسئولین صدای آمریکا بارها و بارها شما را به پاسخگویی دعوت کردند و شما از ترس جانشین رهبر فقیدتان حتی جرات یک مصاحبهء تلفنی را نیر ندارید. امیدوارم هر چه زودتر رژیم حاکم سقوط کند و شما را نیز در کنار آخوندها پای میز محاکمه ببینیم!
۲۰۲۴ - تاریخ انتشار : ٣۰ تير ۱٣٨۷
|
از : مش کاظم
عنوان : البته لیبرال نماینده نیرو های ملی نیست!
کیانی عزیز خوشحال از اینکه تحلیلی درست را با آرامش ارئه داده ای.
تا آنجا که به نیروهای ملی مربوط می شود (صرف نظر از اینکه طیف های گوناگونی را مشمول می شوند)، من در خارج از ایران جیزی بنام "نیروی" ملی نمی شناسم. هستند افرادی که تمایلات ملی دارند و در تحلیل شرایط کشور از نیروهای داخل بهره می جویند و نیز هستند دسته دیگری که هنوز در سالهای پر ابهام پس از کودتا سر می برند و به روی خود نمی آورند که اسناد کودتا منتشر شده اند و بسیاری از افراد درون جبهه ملی از همکاران کودتا بودند مثل مظفر بقایی.
اما جای خوشحالیست که در داخل نیروهای ملی با دسته دوم خارج نشین فاصله بسیاری دارند و بارها از زبان رهبرانی چون مهندس سحابی خوانده یا شنیده ایم که برای ایجاد تحولات دمکراتیک همکاری نیروهای دمکرات ملی و نیروهای چپ اجتناب ناپذیر است.
از این رو نباید برای افسانه های عجیب و غریب امثال "لیبرال" بهایی قائل شد.
۲۰۲۲ - تاریخ انتشار : ٣۰ تير ۱٣٨۷
|
از : arvan kiani
عنوان : برای نیروهای ازادیخواه و صلحدوست
البته زیر نقابیها زیادند اما دونوع زیر نقابیها بسیار مایلند که بحث از هدف اصلی خارج شود. یکی مزدوران جنگ طلبان بیگانه که با تمام شکستی که اربابشان جورج بوش در سیاستهای جنگ وجنایتش داشت همچنان سعی در توجیه جنگ و کشتار در عراق و افغانستان دارند البته بقول دوست عزیز کاوه حیدری پول میگیرند که دروغ تحویل مردم بدهند از مزدبگیران صدای امریکا گرفته تا کسانی که هرروز با یک نامی در این صفحات پیام جنگ طلبانه میگذارند. دیگری هم مزدوران جمهوری اسلامی هستند که تلاش میکنند زیر نقاب ضد امریکائی منافع جنایتکارانه شانرا پی بگیرند. نه مزدبگیران امریکا و سیا میتوانند جنایات امریکائی ها و بر طبل جنگ کوبیدن بوش و مقامات اسراییل را توجیه کنند و نه طرفداران حکومت اسلامی میتونند کشتارو شکنجه ازادیخواهان را.پس نیروهای مدافع صلح و ازادی باید در دو جبهه در مقابل مزدوران بجنگند. مزدوران امریکائی و اسرائیلی با مزدوران حکومت اسلامی در یک چیز باهم شریکند و انهم در کینه ونفرت با چپها. به نظر من نیروهای ملی و میهندوست باید در انتقاد ومخالفتشان با چپها مرزبندی روشنی با مزدوران جنگ طلبان امریکائی و جنایتکاران اسلامی داشته باشند.از خصوصیات این مزدبگیران این است که تا حرفی از صلح و مخالف امریکا بزنی فورا شما را چپ استالینیست و یا توده ایو یا طرفدار حکومت اسلامی مینامند ودر این صفحه هم بکرات با نامهای حسین و یحی اول سعی کردند به من بگویند چپی دوران جنگ سرد و بعد هم فاکت از صدای امریکا را که براحتی میتوان در وب سایت ان خواند از جمله مصاحبه با رایس را سرهمبندی شده خوانده و سعی کرد که مرا به نام مشکوک به حکومت اسلامی بچسباندو پرروئی و دم تکاندادن برای ارباب بوش را به حد اعلا رساند وطرفدارن مرتجعین حاکم هم با کوچکترین انتقاد به شکنجه وکشتار در ایران شما را کمونیست و یا امریکائی مینامند.ازادیخواهان و صلحدوستان باید با قاطعیت با مزدبگیران هردو دسته برخورد کنند.
۲۰۲۰ - تاریخ انتشار : ٣۰ تير ۱٣٨۷
|
از : دمو کرات
عنوان : اگر ادعاهای لیبرال را بپذیریم!
اگر ادعاهای لیبرال را بپذیریم، خوب بسیاری واقعیات غیر منتظره از پس پرده بیرون می ریزند. مثلا اگر وقتی بپذیریم که توده ای ها از جلال الدین فارسی حمایت می کردند، آنوقت پذیرش این "واقعیت" که یزدی، رفسنجانی، خوئینی ها، شریعتی و موسی خیابانی و ... تو ده ای بوده اند بسیار سهل تر خواهد بود. اصلا این که چیزی نیست، شما هیچ می دانستید آیت الله خمینی به کمینترن پیام همبستگی فرستاده بود و هیچ می دانید چه کسی آورنده پیام بوده؟ همین توده ای خائن محمد خاتمی. حالا اگر برایتان بنویسم که چه کسی رابط خاتمی با تشکیلات خارج توده ای ها بوده حتما شاخ در می آورید: بنی صدر. بله او هم تود های بوده ولد چموش.
آقای لیبرال! حیف این مخزن اسرار نیست که شما می خواهید با خود (نا اعوذ بالله) به گور ببرید. اینها را به چاپ برسانید. آیندگان حتما از این کارتان "خوشنود" خواهند شد.
۲۰۱۹ - تاریخ انتشار : ٣۰ تير ۱٣٨۷
|
از : مش کاظم
عنوان : نقاب ملی بر صورت کیست؟
لیبرال منظورش کیست؟ یعنی او می خواهد بگوید یزدی توده ای است یا چه؟ من متوجه نشدم چه کسی بالاخره نقاب زده؟
۲۰۱٨ - تاریخ انتشار : ٣۰ تير ۱٣٨۷
|
از : آزادی خواه
عنوان : این لیبرال بسیار مشکوک و تلاشش ایجاد تفرقه است، هشیار باشید!
مسائل بی پایه و مدرکی و بی ربطی که این لیبرال سر هم کرده نشان از بی مایه گی وی و یا نیت او برای ایجاد بدبینی و تفرقه دارد. ایشان در بحث های دیگر نیز بهمین شکل ارزان مزا حم بحث هی سایرین شده و می شود.
۲۰۱۷ - تاریخ انتشار : ٣۰ تير ۱٣٨۷
|
از : لیبرال
عنوان : وسوسه های توده ای زیر نقاب ملی
انکه همواره حامی و پشتیبان رژیم ولایت فقیه بوده است حزب خائن توده است ۰ بدیهی است که حالا عواملش در لباس مبدل همه جا حاضر شوند و برای رد گم کردن ادرس کسانی را بدهند که از روز اول در مسیری غیر از مسیر ملاتاریا رفتند برای همین مغضوب واقع شدند وگرنه الان باید در دولت بودند۰ دادگاههای خلخالی را حزب توده تایید می کرد۰ حزب توده از جلالالدین فارسی قاتل حمایت کرد۰ حزب توده از انحلال ارتش و مسلح شدن سپاه به سلاح سنگین حمایت می کرد۰ حزب توده طراح حمله به سفارت امریکا بود و به همراه بقیه چپ ها و مجاهدین انرا به بلوغ ضد امپریالیستی رسیدن انقلاب می دانست ۰ حزب توده از تشکیل مجلس خبرگان در مقابل موسسان حمایت می کرد۰ حزب توده بازرگان را لیبرال سازشکار می دانست و با رفسنجانی و بهشتی و بهزاد نبوی و خوئینی ها در مراوده بود۰ هنوز هم به همان راه میرود بی کم و کاست ۰ حزب توده و سایرچپ ها امیرانتظام را جاسوس می دانستند۰ بنی صدر را پینوشه ولابد رفسنجانی بهشتی خامنه ای سالوادور النده بودند۰ حسینیان می گوید نهضت ازادی و لیبرالها از روز اول با این انقلاب و رهبرش مخالف بودند ۰ فقط ساده لوحان سیاسی و توده ایهای مغرضند که تفاوت های ماهوی بازرگان و لیبرالها را نمی بینند مثل اینکه بگوییم سوسیال دموکراتها همان مارکسیست های روسی هستند۰ یا حککا همان حزب توده است ۰ این خلط اشکار مرزهای بین گروهها صرفا با هدف خیانت به جنبش ازادیخواهی و دموکراسی خواهی مردم ایران صورت می گیرد۰ در این خیانت متاسفانه مجاهدین خلق و بخشی از شاهپرستان حزب خائن توده را اگاهانه همراهی می کنند۰ خارج نشینان پرگو و پر مدعا به تنگناهای مبارزین داخل هیچ توجهی ندارند ۰ چرا اشرف درویشیان و رئیس دانا و زرافشان و بقیه چپ ها به خمینی و خامنه ای فحش نمی دهند ایا انها هم مزدوران ملاها هستند؟ از همه مهمتر مرام نهضت ازادی و هیچ جنبش لیبرال و دموکراتی اجازه فحاشی به انها را نمی دهد۰ ایا کشتگر و فرخ نگهدار فحاشی می کنند با اینکه در خارجند؟
۲۰۱۶ - تاریخ انتشار : ٣۰ تير ۱٣٨۷
|
از : مش کاظم
عنوان : این توضیحات نهضت آزادی تاییدی بر همکاری نزدیک تلویزیون صدای آمریکا با وابستگان رژیم ساقط پهلوی و ساواکی های فراری است.
مش قاسم بیا داخل بعد این حرفها را بزن. در فرنگ خیلی حرفهای گنده تر از دهان می شود زد.
بعدش هم این توضیحات نوشته نشده بود که فقط توصیف "رهبر فقید انقلاب" را بکار ببرند، نه بابا جون مردم در ایران اینقدر بیکار نیستند. انشا نویسی پر از فحش های دل خنک کن کار شما خارج نشین هاست.
۲۰۱٣ - تاریخ انتشار : ٣۰ تير ۱٣٨۷
|
از : مش قاسم
عنوان : نهضت آزادی همواره حامی رژیم فاشیتی خمینی بوده است
این کاسه لیسان رژیم جهنمی خمینی از ابتدا حامی این رژیم ضد انسانی بوده اند و گول نام فریبنده آنها را نباید خورد. اینها هنوز خمینی آدمکش را "رهبر فقید انقلاب" می نامنند. اینها جزئی جدایی ناپذیر از رژیم جنایتکار اسلامی هستند و همواره آماده خدمت به رژیم جنایتکار اسلامی می باشند.
۲۰۰۹ - تاریخ انتشار : ۲۹ تير ۱٣٨۷
|
از : به نیابت از روابط عمومی نهضت آزادی ایران
عنوان : توضیحاتی درباره نقش تلویزیون صدای آمریکا در تحریف تاریخ انقلاب اسلامی ایران با همکاری چهرههای سرشناس سلطنتطلب
تلویزیون صدای آمریکا ((VOA، در برنامهی جمعه شب به وقت ایران مورخ ۱۴/۴/۱۳۸۷، با حضور دو چهرهی سرشناس سلطنتطلب، حملات و شبهاتی را در دو محور، یکی پیرامون اظهارات اخیر دبیرکل نهضت آزادی ایران مبنی بر بازگشت به اصول قانون اساسی اول و دیگری نقش ایشان در محاکمات امیران نظامی و سران رژیم پهلوی، مانند آقایان تیمسار رحیمی فرماندار نظامی تهران در دوران انقلاب و ژ نرال نصیری، از عوامل کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و رییس ساواک، مطرح کرد که عموما نادرست بودند. به منظور روشن شدن افکار عمومی، اظهارات یاد شده به شرح زیر مورد نقد قرار میگیرند:
۱. آقای دکتر ابراهیم یزدی در مصاحبه مورخ ۲۳/۳/۸۷ با خبرنگار نشریهی اینترنتی " روز " گفته بودند که برای خروج از بنبست کنونی راهی وجود ندارد، جز بازگشت به قانون اساسی اول که در آن، نهاد رهبری و جایگاه ولایت فقیه پیشبینی نشده بود و رهبر فقید انقلاب نیز آن را امضا کرده بودند. به رغم اظهارات میهمانان برنامهی تلویزیونی یاد شده، این پیشنهاد راهکاری در چارچوب ساختار نظام جمهوری اسلامی ایران بوده، منطبق با شیوههای اصلاحطلبی و نه براندازی قابل توجیه است. یافتن هرگونه راه حل نهایی و موثر برای عبور از بحرانهای سیاسی ایران هنگامی میسر است که برای همهی قشرها و گروهها قابل قبول باشد و به موجب آن، حقوق، حضور و انتظارات هیچ گروه و قشری حذف و نادیده گرفته نشده باشد. در این پاگرد تاریخی، یکبار برای همیشه باید به حذف قهرآمیز و خشونتبار ادواری گروههای سیاسی و اجتماعی دگراندیش و خارج از حیطهی حاکمیت پایان داده شود و این امر تنها در صورتی امکانپذیر است که میثاق یا قرارداد ملی - قانون اساسی – آنچنان تنظیم شده باشد که حداقل حقوق و انتظارات قابل قبول برای تمام گروهها، نیروها و اندیشهها را در بر گیرد. به نظر میرسد که قانون اساسی اول جمهوری اسلامی ایران از این ویژگی برخوردار بوده است.
میهمانان برنامهی صدای آمریکا به این نکته توجه نداشتهاند که منظور از قانون اساسی اول، آن پیشنویس قانون اساسی است که زیر نظر دولت موقت شادروان مهندس بازرگان تدوین شده و به امضای رهبر فقید انقلاب نیز رسیده بود، نه قانون اساسی مصوب مجلس خبرگان قانون اساسی. در اصل یکم پیشنویس یاد شده نوشته شده بود که نوع حکومت ایران جمهوری اسلامی است و اصل دوم آن، تعریفی جامع و مانع از نظام جمهوری اسلامی ایران ارایه میکرد. در آن پیشنویس، اثری از ولایت فقیه و نهاد رهبری در کنار سایر نهادهای قانونی نظام جمهوری اسلامی ایران به چشم نمیخورد. اما به موجب اصل ۶۶ و فصل دهم آن، نهاد شورای نگهبان، البته با سازوکاری دمکراتیک و با انتخاب نمایندگان مجلس شورای اسلامی، پیشبینی شده بود. از سوی دیگر، پیشنویس مذکور به تصویب شورای انقلاب رسیده و رهبر فقید انقلاب نیز آن را امضا کرده بودند. افزون بر آن، نهتنها ایشان بلکه روحانیان برجسته حزب جمهوری اسلامی ( آقایان بهشتی، هاشمی و خامنهای) اصرار داشتند که همان متن، بدون ارجاع به مجلس موسسان به همهپرسی ( رفراندوم ) گذاشته شود. به بیان دیگر، بنا بر نظر رهبر فقید انقلاب، جمهوری اسلامی بدون ولایت فقیه نیز امکانپذیر تلقی میشده است. از این رو، بازگشت به آن متن پیشنهادی، که مورد تایید رهبری وقت بوده است، در چارچوب ساختار نظام جمهوری اسلامی ایران قابل بررسی است و ضمن آن که یک راهکار عملی به نظر میرسد که میتواند در حل مشکلات کنونی موثر باشد، در چارچوب موازین اصلاحی قابل طرح است.
۲. محور دیگر اظهارات میهمانان برنامهی یاد شده، به متهم ساختن آقای دکتر یزدی به داشتن نقش در محاکمات و اعدامهای سران نظام سیاسی پیشین باز میگشت. در این باره، نکاتی چند قابل توجه است: نخست آن که باعث شگفتی است که کسانی که خود را کارشناس حقوق بین الملل میدانند ولی اتهامات سنگینی مانند قتل یا صدور حکم اعدام به دیگران، ازجمله آقای دکتر یزدی، وارد میسازند، یکبار نیاندیشیدهاند که بنا بر یک اصل حقوقی معتبر در سراسر جهان، اثبات ادعا بر عهدهی مدعی است. اگر آنان ادعای دخالت دکتر یزدی را در محاکمه یا اعدام سران رژیم گذشته دارند، آیا احساس وظیفه نمیکنند که بر اساس موازین حقوقی و مبانی عقلی، اثبات این ادعا و ارایهی اسناد محکمه پسند به عهدهی ایشان است؟ نقل قول از یک روزنامهنگار بیاطلاع که در موارد متعدد دچار خطا شده است، چه ارزش حقوقی میتواند داشته باشد؟ روزنامهنگار مورد اشاره، حتی نمیداند که آقای دکتر یزدی در کدام دانشگاه در آمریکا کار میکرده است.
به راستی، آیا این وظیفهی آقای دکتر یزدی است که بیگناهیاش را اثبات کند، آیا صرف حضور آقای دکتر یزدی در یک جلسه مطبوعاتی، گواه تصمیمگیری یا صدور حکم از سوی ایشان است؟ در آن جلسه، نزدیک به ۳۰ نفر دیگر نیز حضور داشتهاند. پس چرا این اتهام هرگز به هیچ فرد دیگری نسبت داده نشده است؟ در حالی که آقای دکتر سید احمد صدر حاج سید جوادی کتبا اعلام کردهاند که مسوولیت بازجویی از تیمسار رحیمی به عهدهی ایشان بوده است و از سوی دیگر، برخی افراد دیگر که در آن جلسه حضور داشتهاند و امروز با صدای آمریکا همکاری دارند، نیز به دفعات مکرر خلاف این ادعا را گواهی کردهاند، طرح مجدد و اصرار بر این ادعا و افترای واهی، بیانگر کدام عزم میتواند باشد؟ نکتهی دیگر آن که آیا میهمانان برنامهی مورد بحث و دیگر متهمکنندگان، به این موضوع نمیاندیشند که آقای دکتر یزدی در آن برهه، در بدنهی اجرایی حاکمیت ( دولت یا قوه مجریه ) حضور داشتهاند، حال آن که احکام اعدام به وسیله مقامات قضایی وقت صادر شده است ؟ متاسفانه، تلویزیون صدای آمریکا نیز، به دور از شأن و رسالت رسانهای، در ایجاد و تشدید فضای توهین و افترا نقش فعال بازی میکند. درست است که هر کس آزاد است که نظرش را در تلویزیون بیان کند و مدیریت تلویزیون، مسوول گفتار دیگران نیست. اما آیا بنا بر قواعد دمکراسی مورد نظر صدای آمریکا،
افراد مجازند که انواع افتراها و اتهامات را نیز به دیگران وارد سازند؟ آیا مرزهای دمکراسی و آزادی در همهی نظامهای سیاسی دمکراتیک جهان به پایبندی به حریم قانون و رعایت اصل عدم ضرررسانی به حقوق مادی و معنوی آحاد جامعه محدود نمیشود؟ و آیا کشوری هست که در مقررات جزایی آن، افترا و دروغ پردازی جرم نباشد؟
۳. این بسیار دور از جوانمردی و موازین اخلاق سیاسی است که فردی در سی سال پیش به خاطر مخالفت با اعدامهای یاد شده مورد اعتراض گروههای انقلابی آن زمان قرار گیرد و اینک به دست داشتن در آن اعدامها متهم شود. در این زمینه، توجه به اسناد زیر خالی از لطف و فایده نیست:
در صفحهی اول شمارهی مورخ ۲۳ بهمن ۱۳۵۷ روزنامهی کیهان، عکسی از آقایان دکتر یزدی، تیمسار رحیمی و تیمسار نصیری مربوط به آن جلسهی معروف چاپ و در کنار آن نوشته شده است: « تیمسار رحیمی در کنفرانس مطبوعاتی ». همچنین، در صفحهی ۸ همان روزنامه به تاریخ ۲۴ بهمن ۱۳۵۷ گزارش آن کنفرانس مطبوعاتی آمده است و در زیر عنوان " دادگاه اسلامی " چنین دیده میشود: « دکتر ابراهیم یزدی در پایان مصاحبه گفت: انقلاب ما انقلاب اسلامی است. ما، صرف نظر از رفتار دشمنانمان، هرچه بوده و باشد با احترام با آنها رفتار خواهیم کرد تا به دادگاه تحویل داده شوند و عادلانه محاکمه شوند. انقلاب اسلامی و رفتار ما بر اساس جهانبینی اسلامی است. »
در صفحهی ۷ کیهان مورخ ۷ اسفند ۱۳۵۷، در ستونی زیر عنوان " محاکمات انقلابی متوقف شد "، به نقل از رهبر وقت انقلاب نوشته شده است: « نظر به این که تسریع در محاکمات و اجرای احکام دربارهی جنایتکاران فیالجمله منتفی شده است، لازم است از این پس محاکمات زیر نظر شورای انقلاب اسلامی و دولت اسلامی صورت گیرد و به همین منظور دستور داده شده است که شورای انقلاب، آییننامهی جدیدی تنظیم و تصویب نماید و لازم است که تا زمان تنظیم این آییننامه و ایجاد دادگاه مرکزی، محاکمات متوقف شوند ». آیا درج این خبر، گواه مخالفت آقای دکتر یزدی و همکارانش در دولت موقت و شخص مهندس بازرگان نسبت به سازوکار دادگاههای انقلابی محسوب نمیشود؟
باز هم در صفحهی ۲ کیهان مورخ ۲۸ اسفند ۱۳۵۷ به نقل از آقای دکتر یزدی چنین درج شده است:
« ما معتقدیم همانگونه که در دورانهای گذشته این افکار عمومی و این سازمانهای بینالمللی به عنوان یک بخش از کل مبارزات ملت ما فعالیتهایی در خارج از کشور انجام میدادند و همین سازمانها موثر بودند، حالا هم آنها میتوانند در جهت خلاف ما موثر باشند. اما حرف این سازمانها این نیست که چرا مثلا شما نصیری را کشتید. میگویند که چرا شما دارید این قدر مفت و بیجهت این افراد را محاکمه میکنید. مسالهی دادگاههای ما یکی از مسایلی است که تمام دنیا دارد به آن توجه میکند. ببینید که این موازین شرعی که ما میخواهیم به آنها ارایه دهیم چیست. بنابراین این دادگاهها فقط محاکمهی جنایتکاران نیست، بلکه ارایهی معیارهای خودمان به جهانیان است. کافی نیست که ما به مردم بگوییم که هویدا و دیگران جرم و جنایت کردند بلکه باید این اسناد و مدارک را هم ارایه دهیم و در معرض افکار عمومی جهان قرار دهیم و اگر این کار را نکنیم کشورهای دنیای اسلام به ما میگویند که پس اینها که میگفتید چه شد؟.»
در ستون " یک هفته در ایران "، در شماره ۹۹۸ مجلهی امید ایران، در گزارشی به قلم آقای دکتر نوریزاده از وضعیت روز چنین دیده میشود: « دکتر یزدی نیز، هنگام مراجعت از جنوب کشور گفت: محاکمهی هویدا طولانی خواهد بود. » و در فرازی دیگر، در صفحهی ۸ شمارهی ۹۹۷ همان مجله، در ستون " ایران در هفتهای که گذشت"، به نقل از دکتر یدالله سحابی معاون نخست وزیر، خطاب به خبرنگار هفتهنامهی نیوزویک نوشته شده است: « البته این افراد در زمرهی بدترین جنایتکاران کشور بودهاند و اعدام آنها مجازاتی عادلانه بود ولی بازرگان و من هیچ یک چگونگی و جریان کار را تایید نمیکنیم. در حال حاضر، منطق انقلاب مسلط است و همهی کارها آنطور که ما میخواهیم پیش نمیرود ». در همان شماره، به نقل از مهندس بازرگان گفته شده است که « ایشان موضوع اعدامها را از رادیو شنیدهاند. »
اسناد اشاره شده آشکارا ، نشان از عدم دخالت و ناخشنودی مسوولان دولت موقت، ازجمله آقای دکتر یزدی از محاکمات به اصطلاح انقلابی سران رژیم گذشته دارد. افزون بر این مطالب، موارد بسیاری را در روزنامههای منتقد دولت، در این باره در آن دوران میتوان یافت و عجیب نیست که از جملهی اتهامات ناروا به دولت موقت و آقای دکتر یزدی در آن روزگار، مماشات با سران نظام گذشته و مخالفت با احکام و روند دادرسی دادگاههای تحت ریاست آقای صادق خلخالی بوده است. آقای خلخالی، در خاطراتش بارها از مخالفت آقایان مهندس بازرگان و دکتر یزدی با اعدامهای بیرویه یاد کرده است.
اگر رهبر فقید انقلاب به توصیهی آقای دکتر یزدی توجه کرده و افرادی مانند فرماندار نظامی و صادرکنندهی دستور تیراندازی به سوی مردم یا رییس ساواک در یک دادگاه علنی محاکمه شده بودند، امروز کسی نمیتوانست به تطهیر نظام پهلوی و دفاع از کارگزاران فاسد آن، برخیزد و دلسوزان واقعی انقلاب و ایران را ناجوانمردانه به دست داشتن در اعدام آنان متهم کند و به خاطر حضور و نقشآفرینی در انقلابی مردمی که مهمترین خواستهاش، استقلال کشور و آزادی ملت ایران بود، مورد سرزنش قرار دهد.
۴. لایحهی قانونی تشکیل دادگاه فوقالعادهی رسیدگی به جرایم ضد انقلاب در ۵/۴/ ۱۳۵۸ تصویب شد و در شماره ۱۰۰۱۸ مورخ ۲۵ ۴/۱۳۵۷ روزنامهی رسمی برای اجرا ابلاغ شد، حال آن که جلسهای که آقایان رحیمی، نصیری و دکتر یزدی و افراد بسیار دیگری، از جمله آقای دکتر نوریزاده، در آن حضور داشتند، مربوط به روزهای ۲۳ و ۲۴ بهمن ۱۳۵۷ یعنی تنها دو یا سه روز پس از پیروزی انقلاب است. به بیان دیگر، شش ماه پس از آن تاریخ، دادگاههای انقلاب به پیشنهاد دولت موقت تاسیس شد. جلسه مورد بحث نیز، به تصریح روزنامهی کیهان، کنفرانس مطبوعاتی بوده است، نه جلسهی دادگاه. حکم اعدام سران رژیم پیشین در روزهای نخست پس از پیروزی انقلاب اسلامی به وسیله " دادگاههای انقلابی "، نه " دادگاه انقلاب "، به ریاست آقای صادق خلخالی "و بنابر اظهار ایشان، با اطلاع یا به دستور مستقیم رهبر فقید انقلاب" صادر شده بود.
در صفحهی اول روزنامهی کیهان، به تاریخ ۱۴ فروردین ۱۳۵۸، به نقل از رهبر انقلاب آمده است:
« دژخیمان رژیم پهلوی همان روز اول باید کشته میشدند. مجرم محاکمه ندارد و باید کشته شود.» آقای خلخالی در مصاحبهای که در صفحهی ۶ روزنامهی کیهان، به تاریخ ۲۹ فروردین ۱۳۵۸، چاپ شد، ضمن انتقاد از دولت موقت که قاطعیت انقلابی ندارد، میگوید: « دادگاههای انقلاب اسلامی با یک حرکت انقلابی همهی نقشههای شیطانی آمریکا و اسراییل را نقش بر آب کرد و با اعدام مزدوران و سرسپردگان خودفروختهی درجه یک رژیم جنایت پیشهی محمد رضا پهلوی خط ارتباط آمریکا و اسراییل را به هم ریخت و به نابودی کشید. اعدام هویدا یک عمل انقلابی بود. به نظر من اعدام اینها احتیاجی به دادگاه و تشریفات نداشت. اینها میخواستند مسالهی هویدا یکی دو سال طول بکشد و در گلوی ما گیر کند ومسالهی بوتو تکرار شود. »
هر فرد منصف آگاه از تاریخ معاصر ایران گواهی میدهد که تیمسار رحیمی، آخرین فرماندار نظامی تهران در رژیم گذشته، وفق موازین معتبر حقوق داخلی و بینالمللی به خاطر کشتار متعدد مردم در دوران تصدیاش، دارای مسوولیت کیفری بوده است و یا آقای نعمت الله نصیری که در کودتای مرداد ۱۳۳۲ علیه دولت مردمی زندهیاد دکتر محمد مصدق نقش موثر و عاملیت داشت و آخرین سمت امنیتی وی، ریاست سازمان مخوف ساواک بود، مسوولیت حبس، شکنجه و اعدام بسیاری از مبارزان دوران پهلوی را بر عهده داشته است.
نهضت آزادی ایران، با عنایت به مستندات بالا، بسیار متاسف است که اثرپذیری برخی از مسوولان دادگاههای انقلابی از جریانات و فضای روزهای نخست پیروزی انقلاب اسلامی و مردمی ۱۳۵۷ و عدم توجه به نصایح و نظرات زندهیاد مهندس بازرگان و یاران ایشان در دولت موقت و اعدام و کیفر سریع و بیفایدهی افرادی مانند تیمساران یاد شده، بدون توجه به پیامدهای آن، ضمن آن که باعث پنهانسازی ابعاد گستردهی فساد و بیعدالتی در آن نظام شده است، کار را به جایی رسانده است که امروزه افرادی مانند آقای منوچهر گنجی ـ که عضو کابینهی همایونی و در نتیجه دارای مسوولیت مشترک در همه تصمیمگیریهای دوران حضورش در حاکمیت مستبد پهلوی و شریک در جنایات آن بوده است ـ با دستیازی به شیوههای فرافکنانه و تطهیر عملکرد نظام سیاسی سابق، در واقع امکان پاک جلوه دادن خود و گریز از مسوولیت و مجازات عادلانه را یافته است و از رهگذار بیدرایتی برخی از مسوولان نظام جمهوری اسلامی، امکان یافته است که بر مشکلات عمیق ساختاری نظام پیشین، که اسباب قیام مردمی ۱۳۵۷ را پدید آورد، سرپوش گذارد.
محمد رضا پهلوی، در ۱۵ آبان ۱۳۵۷، پس از مشاهدهی سیل انبوه شرکتکنندگان در تظاهرات علیه نظام استبداد مطلقهی سلطنتی، در پیامی به ملت ایران گفت: « مردم! پیام انقلاب شما را شنیدم، شما ملت ایران علیه نظام و فساد به پا خاستید. انقلاب ملت ایران نمیتواند مورد تایید من، به عنوان پادشاه ایران و به عنوای یک فرد ایرانی، نباشد. بار دیگر در برابر ملت ایران سوگند خود را تکرار میکنم و متعهد میشوم که خطاهای گذشته و بیقانونی و ظلم و فساد دیگر تکرار نشود، بلکه خطاها از هر جهت جبران نیز گردد. »، اما گویی، آنانی که وزیر شاه و مسوول و شریک آن ستمها و فسادها بودند و با اوج گیری انقلاب مردم، فرار را بر قرار ترجیح دادند، امروز خود را پهلویطلب معرفی کرده، منکر اصالت انقلاب ۵۷ شده و بیهوده در پی برگرداندن عقربههای زمان به عقب هستند.
نهضت آزادی ایران، با تکیه بر این تجربهی تاریخی، تأکید میکند که تنها راه برون رفت از وضعیت کنونی، بازگشت به آرمانهای اصیل انقلاب اسلامی مانند استقلال، آزادی، عدالت و توسعه پایدار است. رعایت حداقلهای اشاره شده در اعلامیهی جهانی حقوق بشر و توجه به حق حاکمیت ملت، مندرج در فصل سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، تصحیح و اصلاح ساختارهای حقوقی و حقیقی قدرت سیاسی یگانه راهی است که میتواند موجب حفظ و ثبات نظامی شود که به بهای خون شهیدان بسیار شکل گرفته است.
در پایان، نهضت آزادی ایران یادآور میشود که واژگونی و تحریف واقعیتهای تاریخی انقلاب ۱۳۵۷ در راستای منافع ملی ایران قرار ندارد و تلویزیون صدای آمریکا را بار دیگر به رعایت اصول اخلاق حرفهای و شأن و معیارهای رسانهای فرا میخواند.
روابط عمومی
نهضت آزادی ایران
۲۰۰۴ - تاریخ انتشار : ۲۹ تير ۱٣٨۷
|
از : سحر یونسی
عنوان : مخالفین رژیم جمهوری اسلامی برای مشروعیت باید روی پای خود بایستند و به هیچکس وابسته نباشند تا مردم انها را قبول کنند
دوستان ظاهرا امریکا و ایران دارند باهم گفتگو میکنند. از طرفی امیر احمدی در تهران با مسئولان رژیم گفتگو میکند و از طرفی نماینده ایالات متحده امریکا در مذاکرات هسته ای حضور دارد.وقتی امریکا با ایران سازش کند دیگر دیکتاتور بودن رژیم برایشان مهم نیست پس نیروهای مخالف رژیم باید فکر دیگری بکنند وروی پای خود بیستند ومتکی به امریکا نباشند تا بتوانند با حکومت خونخوار ایران مبارزه کنند. انهائی که به امریکا و یا دیگر حکومتها وابسته باشند نمیتوانند بین ایرانیان محبوبیتی کسب کنند.
۱۹٨۷ - تاریخ انتشار : ۲٨ تير ۱٣٨۷
|
از : جهانگیر
عنوان : کشتار، دروغپردازی، تهمت زدنی بدون مدرک محکوم است
شکی نیست که حمله نظامی به شهروندان ایرانی از جانب هر دولتی و یا گروهی که انجام گیرد محکوم است همانطور که دروغگویی و اتهام زنی بدون مدرک محکوم است. من به عنوان یک شهروند ایرانی که خواستار داشتن نزدیکترین رابطهء محترمانه با جوامع غربی به ویژه آمریکا است، حمله و کشتار شهروندانم را شدیدا
محکوم میکنم.
۱۹٨۶ - تاریخ انتشار : ۲٨ تير ۱٣٨۷
|
از : سپیده شکیب
عنوان : چرا مدافع کارهای زشت امریکا باشیم
چرا بعضی افراد اینقدر برای امریکا سینه چاک میکنن وزمین و زمان را بهم میبافن که بگن واقعا امریکا میخواد برا مردم دنیا ازادی بیاره,چرا ما نباید درس بگیریم که رابطه سیاسی واقتصادی وفرهنگی داشتن با امریکا لازمه ولی دفاع از ادمکشی شون نباید بکنیم.
۱۹٨۴ - تاریخ انتشار : ۲٨ تير ۱٣٨۷
|
از : arvan kiani
عنوان : قابل توجه مدافعین و مبلغین جنگ وجنایت هم از سوی جنایتکاران کاخ سفید و هم از سوی حکومت اسلامی
چه طرفداران و مزدوران رژیم ولایت فقیه و چه طرفداران و مزدوران جنگ طلبان امریکائی از هردسته وگروهی از چپ گرفته تا راست خائن به مردم ایران هستند.فرقی نمیکند که مزدوران رژیم اسلامی جوانان ایرانی را شکنجه کنند ویا بکشند ویا از طریق بمبهای امریکائی کشته شوند.
۱۹٨٣ - تاریخ انتشار : ۲٨ تير ۱٣٨۷
|
از : سارا تهرانی
عنوان : نویسنده ای کم مایه
من جدا از همه دوستان معذرت میخواهم و اصلا قصد وارد شدن به جنگ و جدلتان را ندارم. ولی باید بگویم که آقای کاوه حیدری چه از لحاظ سواد و چه از لحاظ قدرت تحلیل بسیار بی مایه و سطحی تشریف دارند. نوشته ایشان اصلا معنی و مفهوم درستی ندارد و فقط نشان از عصبانیت و احساساتی بودن ایشان است. من مطمئنم که همین مطالب را یک نویسنده کارآمد میتوانست به نحو بهتری عرضه کند.
۱۹٨۲ - تاریخ انتشار : ۲٨ تير ۱٣٨۷
|
از : یحیی کیان نژاد
عنوان : با نگاهی سطحی میتوان به بی اساس بودن مطالب مطرح شده پی برد.
بدون شک ارائه یک گزارش بدون مرجع بر میزان شک و تردیدهای موجود دربارهء ماهیت واقعی فرد مطرح کننده می افزاید. امروز شاهد هستیم که لابیستهای ولایت فقیه همچون امیر احمدی به تلاش افتاده اند تا رژیم منزوی را از این حالت برزخی در آورند. در این حال افراد مجهول الهویه ای که اکثرا نقاب چپ بر چهره دارند سعی در کمک کردن به لابیستهای آخوندی دارند.
ارائهء گزارش از خبرنگار اخراجی CBS که بعد از سالها کار به خاطر دروغگویی از آن شبکه اخراج شد ویا رجوع کردن به مطالب عناصر معلوم الحالی چون هرش که به گفتهء رسانه های گروهی غرب جز دروغگویی و مزخرف بافی حرفی ندارند و یا ارائهء یک مصاحبه و سپس تیتر بندی بی اساس که هیچ ربطی به محتوای مصاحبه ندارد، از شگردهایی است که دستگاه امنیتی ولایت فقیه در آن استاد است. خوشبختانه این مزدوران در عین عصبی بودن بسیار کودن تر از آن هستند که بتوانند ماهیت حرفهای خود را پنهان دارند.
۱۹٨۱ - تاریخ انتشار : ۲٨ تير ۱٣٨۷
|
از : arvan kiani
عنوان : رایس در مقابل سوال خبرنگار رادیو فردا در رابطه با بودجه ۴۰۰ میلیون دلاری برای جیرهخواران جنگ طلبان امریکائی سکوت کرد
قابل توجه جیره خواران جنگ طلبان کاخ سفید که فکر میکنند مردم از مزدبگیری شان اطلاع ندارند
رادیو فردا: مطبوعات آمریکا گزارش داده بودند که آمریکا می خواهد ۴۰۰ ملیون دلار برای عملیات زیر زمینی در ایران کند و رسانه های ایرانی هم این گزارش ها را منتشر کردند. همین گزارش ها مدعی شده بودند که ماموران سی ای ای یا سازمان جاسوسی آمریکا در حال حاضر در ایران و یا کشورهای همسایه آن فعالیت می کنند و هدف این فعالیت ها تحریک ناآرامی های قومی است. واکنش شما به این گزارش ها چیست؟
رایس: ایالات متحده آمریکا به صراحت اعلام کرده است اگر تهران آماده تغییر سیاست های خود باشد ما آماده ایم با رژیم ایران تعامل کنیم. من بارها گفته ام که مایل هستم در هر زمان و مکانی با همتای ایرانی خود دیدار کنم و در مورد هر مساله ای بحث کنم . اما ایران فقط باید برنامه غنی ساری اورانیوم خودرا متوقف کند.
می دانم که هر از چند گاهی مقامات ایرانی می گویند ایالات متحده آمریکا تغییر رژیم ایران را بررسی می کند.
ما گفته ایم که می خواهیم رفتار این رژیم را تغییر دهیم. مساله اصلی این است. ایران می داند که فرصت های زیادی برای بهبود روابط با ایالات متحده آمریکا پیش رو دارد.
دولت آمریکا نمایندگی ملت بزرگی را بر عهده دارد و آمریکایی ها دشمن ابدی ندارند. ما به داشتن دشمن ابدی و دائمی اعتقاد نداریم. ما به یافتن راه هایی برای همکاری معتقدیم. با لیبی این را انجام داده ایم، کشوری که زمانی با آن روابط بسیار بدی داشتیم. در حال حاضر با لیبی روابط روبه بهبود داریم. در نتیجه هدف سیاست های آمریکا این است
۱۹۷٨ - تاریخ انتشار : ۲٨ تير ۱٣٨۷
|
از : arvan kiani
عنوان : استفاده دولت بوش ازگروه های تروریستی و صرف هزینه ۴۰۰ میلیونی برای اهداف جنگ طلبانه
حکم سری بوش دامنه جنگ با ایران را گسترش میدهد
اندروکابرن
۲ مه ۲۰۰۸
دموکرات ها بودجه عملیات محرمانه را تایید کرده اند
شش هفته پیش پرزیدنت بوش حکم اجرای عملیات محرمانه ای علیه رژیم ایران را تصویب کرد که به عقیده افراد آشنا با حکم، ,ابعاد آن بی سابقه ,است.
دستور محرمانه بوش شامل عملیاتی است که در منطقه جغرافیایی بسیاروسیعی از لبنان گرفته تا افغانستان را در بر میگیرد، ولی مهم تر از وسعت حوزه عمل، نوع عملیاتی که اجازه آن داده شده و حتی ترور مقامات رسمی را در بر میگیرد. این ابعاد گسترده راه را برای حمایت کامل از، بطور مثال، شاخه نظامی مجاهدین خلق، یک گروه فرقه ای اپوزیسیون باز میکند، این در حالی است که گروه مزبور هنوز در لیست گروه های تروریست وزارت خارجه قرار دارد. به همین ترتیب این حکم اجازه میدهد بودجه محرمانه در اختیار جندالله قرار داده شود. این یک گروه سنی میلیتانت در بلوچستان ایران،در مرز افغانستان، است که در گزارش دان رتر Dan Rather گفته شده همین چندی پیش گلوی داماد خود را برید.عناصر دیگری که از کمک ها و امکانات وسیع آمریکا برخوردار خواهند شد ناسیونالیست های کرد ایران و نیز عرب های اهوازی در جنوب غربی ایران هستند. علاوه بر این عملیات علیه حزب الله لبنان که متحد ایران است و نیز اقدامات برای بی ثبات کردن سوریه تشدید خواهد شد. همه اینها به پول نیاز دارد که به نوبه خود بایدمورد تایید کنگره، یا لااقل تعدادی از اعضای مطلع کمیته اطلاعاتی آن قرار گیرد. از قرار معلوم این مشکلی ایجاد نکرده است. علیرغم بیزاری مردم از جنگ جاری و شرایط مخاطره انگیز اقتصادی آمریکا، در یک اقدام فراحزبی به سرعت اختصاص مبلغ ۳۰۰ میلیون دلاربرای تامین مالی اجرای این حکم مجوز گرفت. تا همین اواخر دولت بوش با یک مانع جدی برای انجام عملیات علیه ایران روبرو بود: فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی، ژنرال فالون که علنا نشان میداد از قصد مقامات دولت مبنی بر اینکه مارا به جنگی دیگر بکشانند بیزار است.
در ماه ژانویه امسال خبر نزدیک شدن قایق های گشتی ایران به کشتی آمریکا بطور وسیع منتشر شد. بنا بر توصیف پنتاگون [اقدام قایق ها]به شیوه ای , تحریک آمیز, صورت گرفته بود. بنا بر گزارش افسران ستاد فرماندهی مرکزی، فرمانده آمریکایی در محل حادثه قصد داشت داشت آتش بگشایدو در آن لحظه آمریکا در آستانه جنگ قرار گرفته بود. او فقط وقتی از این کار منصرف شد که فالون شخصا و مشخصا به او دستور داد از شلیک خودداری کند. بنا بر گزارش ای افسران مزبور، کاخ سفید از دست فالون ,فوق العاده خشمگین, بود که حادثه را خنثی کرد.حالا فالون کنار رفته است. به دنبال استعفای ناگهانی او در اوایل مارس، نظرات او در مورد سیاست مقابله ما با ایران بی پرده انتشار یافت. چیزی که در مورد ژنرال مورد علاقه جرج بوش، دیوید پتریئوس، اتفاق نخواهد افتاد.
۱۹۷۶ - تاریخ انتشار : ۲٨ تير ۱٣٨۷
|
از : arvan kiani
عنوان : کاوه عزیز بازهم بنویس
نوشته ات خواب جنگ طلبان را بهم زده است. بویژه که در ایران اخیرا شورای صلح تشکیل شده است وانهم با شرکت بانوی صلح ایران خانم شیرین عبادی وبسیاری از افراد خوشنام دیگر.هروقت در این صفحه صدای صلح خواهی و مخالفت باجنگ بلند میشود عوامل جنایتکاران جنگ طلب سعی در انحراف بحث دارند.انها با نامهای مختلف به مخالفین جنگ و جنایت حمله میکنند ولی ما میدانیم پیروزی از ان صلح طلبان میهنمان وننگ ونکبت نصیب جنگ طلبان و عوامل جیره خوارشان خواهد بود. همصدا با شما میگوییم.
صدای امریکا آن چهره های ادکل و کروات زده ای نیست که تصویرش هر شب میهمان سفره های شام خانواده های ایرانی است. صدای واقعی امریکا، صدای انفجار بمب و خمپاره بر سر زن و کودک عراقی است... صدای واقعی امریکا، صدای پوتین سربازانی است که بر نعش بشریت در عراق و افغانستان می کوبند. و مفسران "بی طرف" و "بی منظور" صدای امریکا شغلشان این است که مزد بگیرند تا دروغ خالص تحویل مردم بدهند ...
۱۹۷۵ - تاریخ انتشار : ۲٨ تير ۱٣٨۷
|
از : اخبار روز
عنوان : درخواست از خوانندگان
شرکت کنندگان در بحث پیرامون این مقاله، متاسفانه بار دیگر اصول اولیه یک بحث سالم را به شدت زیر پا گذاشته اند و به همین دلیل اخبار روز مجبور به حذف پاره ای از نظرات شده است. درخواست ما از کاربران گرامی این است که گفتگوهای خود را در فضایی بدور از عصبیت و تهمت زدن دنبال کنند و اجازه بدهند بخش نظرخواهی اخبار روز همچنان آزاد و بدون حذف و جرح و تعدیل باقی بماند.
با تشکر
اخبار روز
۱۹۷۴ - تاریخ انتشار : ۲٨ تير ۱٣٨۷
|
از : مانی فرزانه
عنوان : راهیان پیشرفت ایران
برای راهیان پیشرفت ایران می نویسم : ما در جوامع آزاد زندگی می کنیم و می بینیم که علاقمندان حرفه ای سیاست که در احزاب مختلف فعالیت میکنند در باره ی مسائل جهانی و کشور خود چگونه با رقبای سیاسی خود مبارزه می کنند در این جا می بینیم چپ و راست ومیانه و حتی نژاد پرست مناظره می کنند - طرفدار جنگ و مخالف جنگ بحث و گفتگو می کنند.
برای جنگ عراق و افعانستان این جوامع آزاد اسلحه میفروشند و هزاران شرکت پشت جبهه کاریابی و پولسازی می کند خب معلوم ست مبارزه جنگ و صلح جدی ست !!!!!!حتی در این جوامع بچه ها از کودکی میاموزند که چگونه در خانه ومدرسه و محیط کار عقاید خود را بیان کنند
ساختار جوامع آزاد همین ست که هست و هرچه "من "جارجی بیشتر ریشه دار تر شوم و زبان کشور میزبان را واقعا درک کنم بیشتر به مایه آن پی خواهم برد بچه گانه ست که ناشناخته
پرت و پلا گفته و همه را به یک چوب زد.
اما ما از سرزمینی آمده ایم امکان حرف زدن نداشته ایم در عوض دائما سرکوب بیداد کرده و می کند
مشروطه ستیزان سابق "مشروطه خواه" شده و و مشروعه سازان رانده شده هم "مشروطه خواه " شدند اصلا مجال نمی دهند تا ببینی چه بر ما رفته - اصلا معلوم نیست این همه بلا را چه کسانی بر سر مردم نازل کرده. همه طلبکارند. اصلا گویا مردم "مقصرند "که علیه جلادان و وطن فروشان اعتراض کردند.
برخورد ما به یکدیگر نشان میدهد که دو رژیم غیر مسئول و مرتجع تا کجا جامعه را تهی کردند که سالها طول خواهد کشید تا به شرائط به سطح قبل از ۱۳۳۲ برسیم که سیستم چند حزبی در حال تکوین دموکراسی در ایران بود.
تکلیف فالانژها ی دو رژیم معلوم ست وّ جز قدرت به هیچ چیز دیگر نمی اندیشند و به قول شاملو تیپائی که مردم به ما تحت شاه اللهی زدند بد جوری آنها را سوزاند که دردش حالا حلا رفع نمی شود . حزب اللهی هم بعداز قدرت گرفتن شیعیان در َعراق بی حیا تر شدند. ( قابل توجه تائید کنندگان اشغال عراق) ولی جنابات دو رژیم ایران فضیلتی برای نیروهای مخالف و درهم شکسته و لت و پار شده نمی باشد که هر چه دلشان خواست بگویند. متاسفانه برخی به عنوان نیروهای مخالف رژیم مطلقه شاهنشاهی و ولایت فقیه با شیوه های نا اصولی در این بحث ها نشان میدهند که از جوامع میزبان چیزی نیاموخته اند. هنوز با همان دید های سنتی
به یکدیگر تنه میزنند.
دوستان ملی به اشتباهات و افراط و تفریط های "چپ" طعنه میزنند تو گوئی که ما در آستانه ی سرنگونی رژیم شاهنشاهی ندیدیم که آنها- نیروهای ملی - بین دربار و نوشافل چه کردند و بقیه اشتباهات
امروز کسانی که به وقایع و پروسه ی شوم اشغال خاورمیانه انتقاد دارند و از گسترش فاناتیسم مذهبی و غیر مذهبی در ایران متاثرند و میخواهند که کشورشان فدای سو استفاده ی اسلحه فروشان و نفتخواران و بنگاههای مالی جهانی نشود وظیفه ی بزرگی بر دوش دارند که در این ما جراها صف ها را تشخیص داده و در این دنیای "مجازی" از این انرژی سوریها فاصله گرفته و با تشکیل سمینارهای مختصر و مفید محلی با کمک جوانان ایرانی و خارجی مطابق نرم های معمول در کشورهای میزبان به روشنگری پرداخت. در این سمینارها ساواکی ها و حزب اللهی سربازان "غرب" و "شرق" نمی توانند چوب لای چرخ بگذارند .
بیائید نطفه های گفتمان درست را بنا کنیم مگر ما نمی توانیم بنیاد های احزاب مدرن چپ میانه و راست باشیم ایران به عقب تر باز نخواهد گشت.
مانی فرزانه
۱۹۶۹ - تاریخ انتشار : ۲٨ تير ۱٣٨۷
|
از : امیر مهبان
عنوان : نوری زاده
من مقاله آقای حیدری را خواندم و به دنبال آن مطالب نوشته شده توسط دوستان را. باید عرض کنم هم نوشتهء آقای حیدری، و به غیر از چند مورد، نوشتهء هموطنان عزیز از هر دو طرف بسیار سبک، بی محتوا، و بچگانه است.
فقط این مورد را خدمت آن هموطن عزیز عرض کنم که علیرضا نوری زاده در زمان شاه در سن بیست و چند سالگی سردبیر سیاسی اطلاعات بزرگترین روزنامه کشور بود. او همچنین به خاطر ترجمه شعر شعرای فلسطینی به زندان افتاد. مرحوم فروهر بسیار به او احترام میگذاشت. در ضمن او یکی از مهمترین مفسرین سیاسی در رسانه های عربی و یکی از مهمترین نویسندگان الشرق الوسط، که باید آن را از معتبرترین نشریات عرب زبان خواند، میباشد. حال دوستان عزیز ما از روی حسادت و یا کینه توزی او را پادو خطاب میکنند امریست خصوصی و صد البته خنده دار.
میبخشید که مزاحمتان شدم. خوش باشید.
۱۹۶۴ - تاریخ انتشار : ۲٨ تير ۱٣٨۷
|
از : امین
عنوان : باز هم از شیرینکاریهای آقای مهندس ضد امپریالیست
راستی آقای مهندس باسواد مقیم اتریش، نام آن خانم افشین جم است نه افشار جم. نکند شما دچار مشکل گیرایی هستید و منظور صدای آمریکا را درست درک نمیکنید؟ شما نه سواد نوشتن دارید و نه اسم آدمها را درست متوجه میشوید و تخیلات و اوهامات شخصیتان مدرک و دلیل محکم بر علیه مخالفانتان است. واقعاٌ آنچه "خوبان" همه دارند تو تنها داری!
۱۹۶٣ - تاریخ انتشار : ۲٨ تير ۱٣٨۷
|
از : امین
عنوان : نکته ای دربارهء بی سوادی کامران ب
راستی یادم رفت آقای کامران ب باید خدمت شما عرض کنم که نبض را با "ض" مینویسند نه با "ز". من به این دوستان ضد امپریالیست توصیه میکنم سواد خواندن و نوشتن خود را تقویت کنید. اظهار "فضل" کردن در مورد سیاست پیشکشتان!
۱۹۶۲ - تاریخ انتشار : ۲٨ تير ۱٣٨۷
|
از : امین
عنوان : پاسخگو هستم
آقای ناصری اولا چماق را با "ق" مینویسند نه با "غ". ثانیا، شما به تیتر مطلب بنده توجه ننمودید. منظور من این بود که اگر قرار باشد هر کسی را متهم به چیزی کرد و سپس اعلام نمود که این طرف مقابل است که باید بیگناهی خود را ثابت کند، خب بنده هم میتوانم شما را به جاسوسی برای آخوندها متهم کنم و در مقابل از شما بخواهم که دلیلی بر بیگناهی خود بیاورید. آیا این مسخره نیست. در ضمن منظور بنده از استالینیست آن آقای کاسه داغتر از آش بود که از اظهاراتش معلوم بود از ورشکستگان مارکسیست لنینیست است. نمیدانم چرا به شما بر خورد؟ خواهش میکنم بعد از تمرین املای فارسی کمی بیشتر به مسائل دقت کنید تا ببینید مخاطب نویسنده کیست.
آقای حسین عزیز شما نمیخواهد نگران بنده باشید. من خود پاسخگوی مطالب خودم هستم و نیازی به کسی ندارم.
۱۹۶۱ - تاریخ انتشار : ۲٨ تير ۱٣٨۷
|
از : حسین
عنوان : مردک قوی
آفای ناصری گرامی، من در مورد مطالب منتشر شده از سوی آقا و یا خانم امین چیزی نمیگویم چه او خود باید پاسخگوی مسائلش باشد. عرض بنده خدمت شما آن است که جنابعالی هیچ مدرکی برای اثبات حرفهایتان ارائه نمیدهید و وقتی از شما تقاضای ارائهء مدرک میشود در کمال مضحکی اعلام میدارید که آنهایی که از صدای آمریکا دفاع میکنند باید مدرکی دال بر عدم وابستگی کارکنان صدای آمریکا ارائه دهند. تصدیق بفرمایید که چنین ادعایی براستی مسخره است (در این مورد آقایی بنام جهانگیر از شما سوال کرد) . در ضمن دوست عزیز خانم افشین جم از خویشاوندان کدامین عامل رژیم گذشته بود که شما حضور او را در صدای آمریکا دلیل ساواکی بودن و یا سیا بودن کارکنان این تشکیلات میدانید. هموطن گرامی، این عقیدهء شما که مخالف صدای آمریکا هستید کاملا محترم است و این حق شماست که در رابطه با دیدگاه های خود در این زمینه اظهار نظر کنید. عرض بنده این است که شما نمیتوانید دیگران را صرفا به خاطر داشتن عقیده ای مخالف و بدون داشتن دلایل مبرهن و محکم و محکمه پسند متهم به وابستگی به سرویس های اطلاعاتی بکنید. آقای ناصری، آیا میخواهید سطح خود را به اندازهء آین مردک مالیخولیایی، که من را پالیزدار مینامد و معتقد است ۴۰۰ میلیون دلار از آمریکا پول گرفته ام، تنزل دهید؟
به عنوان مثال بنده، درست و یا غلط، از مخالفین این آقای مسعود بهنود (که دست بر قضا از مهمانان هر از چندگاه صدای آمریکاست) هستم. دروغگویی ها و تناقض بافی های بهنود مورد تایید همه از جمله همکار سابقش فرج سرکوهی است. مسعود بهنود با وجود فرار به انگلستان و گرفتن پناهندگی در آنجا از ارادتمندان نظام جمهوری اسلامی است و همواره سنگ این رژیم را چه در مقاله هایش و چه در مصاحبه هایش به سینه میزند. حال از شما سوال میکنم آیا شایسته است که بنده بدون داشتن هیچ مدرک درست و منطقی بهنود را متهم به داشتن روابط پنهانی با سرویس های اطلاعاتی آخوندی بکنم؟ قطعا چنین نیست. من میتوانم در مخالفت با اظهارات او مطلب بنویسم ولی نمیتوانم بدون داشتن مدرک به او اتهامی را وارد سازم (با وجودیکه بسیار از او بدم میاید). این نکته حرف من است. شما میتوانید از هر کسی که مایل هستید متنفر باشید ولی نمیتوانید به او اتهامی را وارد کنید که مدرکی برای آن ندارید.
مش قاسم عزیز، تا قبر آآآآ! من اولین بار است که چنین مطلبی را در مورد والسا میشنوم و قطعن تلاش خواهم کرد که این کتاب را پیدا کنم. باز البته نباید از نظر دور داشت که قضاوت نهایی در مورد این شخص با ملت لهستان است و نه من و شما. چنانچه شواهد نشان میدهند (و ما خود در این ستون شاهدی از نامزد خانم حمیرا داشتیم) مردم لهستان براستی به این مرد احترام میگذارند. در هر صورت ممنون از برخورد منطقی و به دور از احساس شما (در ضمن مش قاسم عزیز، ببین میتوانی به آن آقایی که به بیماری "دایی جانی" مبتلاست کمکی کنی؟:))))) .
۱۹۶۰ - تاریخ انتشار : ۲٨ تير ۱٣٨۷
|
از : سعید ناصری
عنوان : آب در لانه جنگ طلبان!
امین که هنوز مشخص نکرده حقوق بگیر کجاست که چنین سنگ ساواکی های شاغل در صدای آمریکا را به سینه می زند به من تهمت زده که عامل رژیم ولایت فقیه هستم!
عامل کسیست که از جایی حقوق و مزایایی دریافت کند. من کارگر یک شرکت ساختمانی در گراتس اتریش هستم و با زحمت خرجم را در میاورم و در نهایت عامل چند مهندس راه و ساختمان هستم. ولی مطمئن باش اگر به نظام کنونی ایران صادقانه باور داشتم هیچ ابایی از امثال افراد مجهول الهویه ای چون شما که از یک رسانه جنگ طلب حقوق بگیرند وژست سوسیال دمکرات بگیرند نمی داشتم و بدان اذعان می داشتم.
اما جالب اینکه این جماعت جنگ طلب چگونه به حیله تکفیر متوسل می شوند و صدای هر صلح طلبی را با چماغ استالینیست، حزب الهی و غیره می خواهند در گلو خفه کنند. اینها اینچنین دمکراسی را می خواهند برای مردم ما به ارمغان بیاورند! و انتقاد از رسانه جنگ (صدای امریکا) همانا ریختن آب در لانه مورچگان است. بیرون می ریزند و مدرک اثبات بی سوادی چالنگی و یا وازدگی سازگارا را مطالبه می کنند!
آقایایان وخانمان پهلوی طلب انقلاب سال ۵۷ از افتخارات سرزمین ماست. اینکه این انقلاب از مسیر اصلی خود منحرف شد به عوامل بسیاری بر می گردد که از حوصله این بحث خارج است، اماتنها برای نمونه عنوان کردن تحریکات فرشتگان امریکایی شما و همکاری مشتی مرتجع (بعضا حقوق بگیران روحانی سابق ساواک) در داخل ایران خالی از لطف نیست.
حال این نکته (محق بودن انقلاب ضد دیکتاتوری ایران ) برای فردی مثل سازگارا که از بنیانگذاران سپاه بوده و در این انقلاب نیز در حد خود سهمی داشته نمی تواند پنهان مانده باشد. اما ایشان فرمایشات نفی کننده انقلاب را از زبان شارلاتانی چون نوری زاده که در میان ژورنالیست های پیش از انقلاب بعنوان پادوی خبری دربار شناخته می شد نه تنها بی اما و اگر می پذیرد بلکه به آنها چاشنی هم می دهد. ایشان تا همین چهار سال پیش برای رهایی از زندان سوابق انقلابی و سپاهی خویش را وجه المصالحه آزادی خویش قرار میداد و امروز از یادآوری این نکات دل آزرده می شود.
آقا یا خانم امین مدرک خواسته که دال بر ساواکی بودن کارکنان صدای آمریکا باشد. شما به برنامه میز گرد دیشب این رسانه مراجعه کنید و ببینید دختر یکی از کارگزاران سابق رژیم پهلوی (خانم افشار جم که بعنوان مدل امرار معاش میکند) که در سن یکسالگی از ایران خارج شده چه متنی را در موزیک خود ارائه می دهد. انقلاب در متن دختری که ایران و انقلاب را از زبان پدر و مادرش شناخته، فاجعه خوانده می شود ومردم انقلابی بعنوان مردمی وحشی! این نسل اگر بر فرض محال از صدقه سر ارباب خود به قدرت برسد، ابتدا انتقام امتیازات از دست داده پدران نظامی و یا ساواکی خود را از مردم خواهند گرفت.
حال شما اسم این را هر چه بگذارید از دید من این نیروی هدایت کننده رسانه صدای امریکا عینا خود ارتجاع است.
۱۹۵٨ - تاریخ انتشار : ۲٨ تير ۱٣٨۷
|
از : مش قاسم
عنوان : لخ والسا
یک کتاب جدید در لهستان اخیرا چاپ شده است که خیلی هم پرفروش بوده و در آن مدارکی دال بر همکاری و جاسوسی والسا برای سرویس امنیتی دولت سابق بوده است. والسا نیز خود اعتراف کرده است که سابقا او کاملا تمیز نبوده است. بسیاری از لهستانی ها او را یک متقلب می دانند و بسیاری نیز با تمام این شواهد هنوز از او طرفداری می کنند. اما واقعیت این است که او برای سرویس امنیتی در سالهای دهه ۷۰ میلادی اطلاعات می داد. جاسوسی برای سیا شاید اغراق باشد و شاید حقیقت اما کسی مدرکی برای آن نداده است اما مسلما او به نفع منافع غرب مفید بود و کمک به فروپاشی رژیم پوشالی به اصطلاح سوسیالیستی لهستان کرد. لخ والسا کارگر بود اما مطمنا به منافع سرمایه داران خدمات شایانی کرد و در تضاد کامل با منافع دراز مدت کارگران لهستانی می باشد.
۱۹۵۶ - تاریخ انتشار : ۲٨ تير ۱٣٨۷
|
از : امین
عنوان : هذیان گوییهای استالینیستی
آقای کیانی، مارکسیستها و استالینیستها چطور با آنها باید چه کرد؟ در ضمن پاسخ این خانم چه شد؟
۱۹۵۲ - تاریخ انتشار : ۲٨ تير ۱٣٨۷
|
از : arvan kiani
عنوان : منطق امریکائی طرفداری از جنگ وجنایت را نمی شود با این حرفها پنهان کرد
منطق امریکائی طرفداری از جنگ وجنایت را نمی شود با این حرفها پنهان کرد. شما که میخواهید با بمبهای امریکائی برای مردم ایران دمکراسی بیاورید بروید به روانکاو مراجعه کنید. ما هم منطقمان مخالفت با جنگ است و شما خوشتان نمیاد چون امریکا ۴۰۰ میلیون دلار برای این نوع تبلیغاتش برایتان خرج کرده حالا دست را پیش میگیرین که پس نیافتین اقای حسین و یا پالیزی و یا هر اسم دیگری که در اینده برای خودتا ن میگذارین-بروید بساطتان را جای دیگری پهن کنید تا شاید منطق طرفداری از جنایت امریکائی ها انجا خریدار داشته باشد مثل شاه الهی ها و ساواکی ها
۱۹۵۱ - تاریخ انتشار : ۲٨ تير ۱٣٨۷
|
از : حمیرا
عنوان : لهستانیها والسا را دوست دارند.
با سلام خدمت دوستان عزیز باید بگویم که من با اظهارات آقایان حسین و جهانگیر موافقم. آنها برای اثبات حرفهایشان دلیل و مدرک می آورند ولی آنهای دیگر فقط احساساتی شده و بد وبیراه میگویند. در ضمن دوست دارم این نکته را بگویم که لهستانیها فوق العاده لخ والسا را دوست دارند. من نامزدم لهستانی است و باید بگویم که او و خانواده و دوستانش به همراه دیگر خانواده های لهستانی که من میشناسم بسیار برای والسا احترام قاعلند. آنها میگویند که در لهستان اکثر مردم به او به عنوان یک قهرمان نگاه میکنند. این حرف آقای کیانی که در لهستان همه از والسا بدشان می آید و یا او را جاسوس آمریکا میدانند اصلن درست نیست.
۱۹۵۰ - تاریخ انتشار : ۲۷ تير ۱٣٨۷
|
از : امین
عنوان : یکبار بخوان
آقای کیانی، محض رضای خدا یکبار نوشته هایت را پیش از فرستادن بخوان. صرف نظر از آنکه چه فکر میکنی، این چه طرز اظهار نظر کردن است؟
۱۹۴۷ - تاریخ انتشار : ۲۷ تير ۱٣٨۷
|
از : حسین
عنوان : موفق باشی
arvan گرامی، آخرین نوشته ات را دیدم. نه قربان بنده پالیزی نیستم. شما پدر جان به یک روانکاو رجوع کن. نه تنها از لحاظ دانش و معلومات بی سوادی و نه تنها بسیار غیر منطقی و احساساتی هستی، بلکه به نظر میآید در دنیای مالیخولیای "دایی جان" زندگی میکنی. اینقدر احساساتی و غیر منطقی نباش! موفق باشی!
۱۹۴۵ - تاریخ انتشار : ۲۷ تير ۱٣٨۷
|
از : حسین
عنوان : چرا اینقدر عصبی؟
اقای kiani کمی آب خنک بخور باباجان، چرا عصبانی میشوی؟ من نمیدانم یا نگارش بنده ایراد دارد یا آنکه شما خیلی سطح بالا هستید و بی توجه به این بندگان عامی!
آقا جان، برای آخرین بار خدمتتان عرض میکنم. شما میتوانید هر چه که دوست دارید فکر کنید و مخلص هر کسی که دوست دارید باشید. ولی این حق را ندارید که تخیلات و افکار خودتان را واقعیت جا بزنید. شما میفرمایید در لهستان "همه" میدانند که والسا جاسوس سیا است. این "همه" که هستند؟ اگر "همه" مردم در لهستان از مخالفین این جاسوس سر سپرده هستند، پس چرا به او رای دادند و او را به عنوان رییس جمهور منتخب خود برگزیدند؟ من میدانم "دوستان" چپ چرا اینقدر از والسا متنفرند. او به عنوان یک کارگر زحمتکش سمبل مخالفت توده های مردم و کارگران بر علیه نظام ضد مردمی کمونیسم (مارکسییسم لنینیسم، سوسیالیزم و یا هر چه که اسمش را بگذارید) است و نهضت تحت رهبری او توانست به بهترین شکل ممکنه آن حکومت ضد بشری را سرنگون کند. حال اگر جاسوس سیا خواندن او دل شما را خنک میکند، خب بفرمایید! ما که بخیل نیستیم!
در مورد عراق و آفریقای جنوبی نیز صحبت هایم را کردم و دلیلی برای تکرار آنها نمیبینم. باز تکرار میکنم تمام واقعیات موجود خلاف فرمایشات شما را ثابت میکند.
من نمیدانم اظهار نظر کردن ها چرا باید با اوقات تلخی و فحش دادن همراه باشد. در همین ستون شخصی بنام سیامند اذعان داشت که این آقای حیدری بی ربط و احساسانی نوشته و حرفش پایه و اساس ندارد. استنباط من از فرمایشات آقای سیامند آن است که ایشان خود چپی هستند (که طبیعتا از لحاظ تئوریک با بنده اختلاف نظر و با نویسندهء مقاله اتفاق نظر دارند) ولی آنقدر واقع بین هستند تا تفاوت بین یک بحث مستدل و منطقی را با یک بحث عصبی و احساسی تشخیص دهند. چرا همهء ما از این روش پسندیده پیروی نکنیم؟
۱۹۴۴ - تاریخ انتشار : ۲۷ تير ۱٣٨۷
|
از : arvan kiani
عنوان : ۴۰۰ میلیون دلار برای مبلغین جنگ و جنایت
البته یادم رفته که بگویم که این حسین همان پالیزی است که هرروز با یک نامی مدافغ جنگ وجنایات امریکائیها میشود. مثل اینکه به ایشان از ان ۴۰۰ میلیون دلاری که امریکائیها برای انقلاب مخملی در ایران بودجه گذاشتند چیزی میرسد که تا صحبت مخالفت با جنایات امریکا میسود سرو کله شان پیدا میشود
.
۱۹۴٣ - تاریخ انتشار : ۲۷ تير ۱٣٨۷
|
از : arvan kiani
عنوان : با هیچ ترفندی نمیتوانیدجنایات امریکائیها و نوکرانش را توجیه کنید حتی با فحش به لنین و استالین ....وغیره
من نمیدانم منظورتان از همفکران چیست.اگر انهائی که جنایات امریکائیها را برملا میکنند وکشتار مردم عراق وافغانستان را برملا میکنند و مخالف حمله نظامی به کسورمان هستند و دمکراسی را از طریق بمبهای اربابان امریکائی تان نمیخواهند که البته یکی اش همین کاوه حیدری نویسنده همین مقاله است که خواب نوکران بیگانه را براشفته کرده است و من مخلص ایشان هم هستم. لخ والسا از سیا پول گرفت و این را در لهستان همه میدانند و ربطی به استالینیستها وترتسکیستها و کمونیستها هم ندارد. اسم نلسون ماندلا هم بخاطر مبارزه بر علیه رژیم نژادپرست در لیست تروریست های امریکائیها قرار گرفت و حالا شما ها میخواهین قورباغه رنگ کرده را بجای بلبل بفروشین. خواستن دموکراسی به معنی در خدمت بیگانگان در امدن و تبلیغ جنگ طلبانی مثل بوش نیست. این اختلاف ما با شماست اقای فاضل و دانشمند که همه را به کیش خویش میپنداری
۱۹۴۰ - تاریخ انتشار : ۲۷ تير ۱٣٨۷
|
از : برای آقای kiani
عنوان : والسا خائن است یا رهروان لنین و استالین؟
آقای کیانی، شما چه جزی بر علیه والسا میزنید. در عمل او محبوب لهستانیها و سربلند در افکار عمومی دنیاست و دوستان همفکر شما در فاضلاب تاریخ ( اگر حرف مرا باور ندارید نیم نگاهی به دیوار فروریختهء برلین بنمایید).
۱۹٣۹ - تاریخ انتشار : ۲۷ تير ۱٣٨۷
|
از : حسین
عنوان : وکیل الرعایای جامعه جهانی
آقا/خانم arvan kiani یا هر آنچه که نامتان است. محترمانه به شما توصیه میکنم از بکار بردن الفاظ توهین آمیز خودداری کنید. بنده "اربابی" ندارم. من هم مثل شما شهروند این کشور هستم و این حق را دارم که دیدگاه های خود را از یک رسانهء گروهی ابراز دارم. لطفا اگر ظرفیت برخورد دیدگاه های متفاوت را ندارید در این مباحث شرکت ننمایید.
در مورد نلسون مندلا، به شما توصیه میکنم که قدری مطالعه کنید. واقعیت آن است که علی رغم سیاست های گذشتهء آمریکا، جنبش اجتماعی آفریقای جنوبی با حمایت افکار عمومی در آمریکا توانست حمایت دولت آمریکا را بسوی خود جلب کند. نلسون مندلا، در جلسات کنگره و سنای آمریکا به کرات از داشتن روابط دوستانه با ایالات متحدهء آمریکا صحبت به میان آورد و خواستار کمکهای آنان به کشورش شد. او حتی دارای روابط بسیار صمیمانه با Drederik Willem de Klerk رییس جمهور سابق آفریقای جنوبی است (de Klerk به مدت دو سال معاون مندلا بود). حال بنده و جنابعالی که در مورد آفریقای جنوبی نه سَرِ پیاز هستیم و نه تَهِ آن، بیاییم کاسهء داغتر از آش شویم و درحالیکه آفریقای جنوبی و مندلا با دید دوستی به دشمنان سابقشان مینگرد، ما همچنان بر طبل مسائل گذشته بکوبیم. آیا این همان کاری نیست که رژیم آخوندی در مورد فلسطین انجام میدهد؟
من اصولا یک چیزی را نمیدانم: چه کسی ما ایرانیان را وکیل مدافع جامعهء جهانی کرده که مسائل و مشکلات دیگر ملل را خیلی بهتر از خود آنها میدانیم؟
من باز تکرار میکنم، به غیر از یعثی ها و القاعده کدام نیروی سیاسی را در عراق میشناسید که با حضور نیروهای نظامی در عراق مخالف باشد؟ این یک واقعیت است که در ابتدای ورود نیروهای خارجی به عراق، به غیر از اعراب سنی که فقط ۱۵ جمعیت کشور را تشکیل میدهند، باقی مردم از این حمله استقبال کردند. اعراب سنی نیز تغییر روش دادند و در انتخابات مجلس ملی حضوری گسترده داشتند که این حضور به راه یافتن جبهه وفاق عراق به مجلس منتهی شد. آقا/خانم kiani، آیا بر این واقعیت واقفید که مجید حمید موسی دبیرکل حزب کمونیست عراق به عنوان نمایندهء مجلس جزء فراکسیون ایاد علاوی نخستین نخست وزیر عراق بعد از سقوط صدام است؟ شما "رفیق" گرامی که از حرارتتان بر علیه آزاده ای چون لخ والسا (که بی نهایت مورد احترام مردم کشورش است و همچون مندلا از طرف ملتش به عنوان رییس جمهور برگزیده شد) معلوم است از هواداران کدام طرز فکر هستید سوال میکنم که چگونه است که همفکرانتان در حزب کمونیست عراق از سیاستهای آمریکا در این کشور حمایت کرده و میکنند؟ آیا دوستان چپ ما مصلحت ملت عراق را بهتر از هم کیشان عراقی خود میدانند؟ من در مورد چلپی و پلپی و غیره چیزی نمیگویم ولی در مورد آقایان نوری زاده، سازگارا، افشاری، باطبی و غیره اعلام میکنم: شما میتوانید مخالف و یا موافق فرمایشات و دیدگاه های این بزرگواران باشید ولی چنانچه دلایل و مدارک محکم و مستدل بر علیه این افراد ندارید نمیتوانید حرفی در مورد مزدور بودن آنها بر زبان آورید.
۱۹٣٨ - تاریخ انتشار : ۲۷ تير ۱٣٨۷
|
از : arvan kiani
عنوان : قابل توجه انهائی که فکر میکنند در اینده زندگی میکنند
نام نلسون ماندلا تا هفته گذشته در لیست تروریستهای امریکا قرار داشت.تمام دوران ۲۷ ساله که نلسون ماندلا در زندان بود رژیم اپارتاید افیقای جنوبی مورد حمایت غرب و امریکا قرار داشت . انها حتی تحریم سازمان ملل را هم شکستند وبه نژادپرستان کمک کردند. در حال حاضر هم در عراق شرکتهای خصوصی که در خدمت ارتش امریکا قرار دارند وبه همراه ارتش امریکا دست به کشتار مردم میزنند از مزدوران سابق رژیم نژادپرست افریقای جنوبی هستند که در شکنجه واعتراف گیری در انجا تجربه کسب کردند و در عراق دارند از ان تجربه استفاده میکنند.نلسون ماندلا زمانی که از زندان بیرون امد همه میدانستند که رژیم نژادپرست افریقای جنوبی رفتنی است و گنگره ملی افریقای جنوبی بر این کشور حکومت خواهد کرد و کاندیدایش نیز ماندلا بود و از موضع قدرت حتی با نژادپرستان هم گفتگو کرد ولی در خدمت در امدگان ایرانی صدای امریکا از چه موضع جز مزدبگیری در خدمت بیگانگان درامده اند.حالا مشکل را فقط در حد ایدئولژی چپ و اردوگاه سابق سوسیالیستی و طرفداری از دمکراسی دانستن درست نیست.ما با دمکراسی مخالف نیستیم. بسیاری مرمان کشورهای غربی نیز مخالف جنگ وجنایتی که امریکائیها در عراق و افغانستان به ان دست زدند هستند و از نوری زاده و افشاری و سازگارا وچلنگی وپلنگی صدائی در نمیاید.شما هم میتوانید به اصطلاح خودتان در اینده زندگی کنید همان اینده ای که برای عراق و افغانستان از طرف اربابانتان رقم خورده ولی برای ایران چنین اینده ای را دیدن جز خیانت و نوکری چیزی نیست. در ضمن لخ والسای شما هم مبلغ ۱۰۰۰۰۰۰ میلیون دلار از سازمان سیا پول گرفته بود وهمچین قهرمان ازادی بودنش هم فقط بدرد نوکران و مزدوران امریکا میخورد.
۱۹٣۵ - تاریخ انتشار : ۲۷ تير ۱٣٨۷
|
از : به امین
عنوان : به امین
من هم اگر خودم یا همسرم کارمند رادیو فردا بود اینجور هیجان زده سنگ امریکا را به سینه میزدم
۱۹٣٣ - تاریخ انتشار : ۲۷ تير ۱٣٨۷
|
از : حسین
عنوان : زندگی در گذشته
خانمها و آقایان احساساتی، کمی بر اعصاب خود مسلط باشید. براستی که روش بحث کردنهای شما خجالت آور و مضحک است. هر کس عقیده ای خلاف شما داشته باشد، عامل سرسپردهء غرب و حقوق بگیر دستگاههای اطلاعاتی این و آن است. جالب است اینقدر که شما مخالفان غرب سنگ جنگ را به سینه میزنید، کَس دیگری اینکار را نمیکند. مسئلهء گزینهء نظامی سیاستی است که تمام کشورهای دنیا آن را به عنوان گزینهء آخر برروی میز دارند و تمامی آنها اولویت را بر تلاشهای دیپلماتیک قرار داده اند. حال اینکه چون شما "رفقا" به خاطر تعصبات ایدئولوژیک خود هنوز در گذشته زندگی میکنید و مبارزه با "امپریالیزم" برایتان اولویت اول است دلیل نمیشود که دیگر هموطنان نیز مثل شما کورکورانه دنبال روی اهداف ایدئولوژیک ورشکسته شما باشند.
شما اگر براستی مخالف جنگ هستید، چرا از ادامهء غنی سازی اورانیوم توسط رژیم آخوندی انتقاد نمیکنید؟ چرا منکر این واقعیت میشوید که ادامهء غنی سازی توجیه کنندهء حملهء احتمالی به ایران خواهد بود. هیچ ایرانی طرفدار حمله نظامی به کشورش نیست، ولی باید توجه داشت که تنها و تنها راه جلوگیری از حملهء نظامی همانا توقف غنی سازی است.
آقایان و خانمها، همانطور که روش دوستان چپ است، شما خود را نمایندهء افکار عمومی کشور معرفی میکنید و از قول آنها نظر میدهید. طرفداری از دموکراسی غربی دلیل بر جنگ طلب بودن نیست. چون آقایان سازگارا، افشاری، باطبی، نوری زاده، و دیگران از لحاظ اصولی با لیبرالیزم غربی سر سازش دارند دلیل بر آن نیست که از حملهء احتمالی به کشور جانبداری میکنند. شما فقط یک مورد نشان دهید که این بزرگواران از این مسئله حمایت کرده باشند. در غیر این صورت دیدگاههای فردی خودتان را برای خودتان نگاه دارید، چرا که به قول نظر دهندهء گرامی جهانگیر بی ارزش است. اگر شرگت در محافل دولتی آمریکا دلیل بر سرسپردگی است پس نلسون مندلا و لخ والسا، که قهرمانان آزادی در کشورهایشان هستند، باید به عنوان سرسپردگان آمریکا تلقی شوند چرا که با نیت جلب هواداری آمریکا در محافل رسمی آمریکایی شرکت کرده و با آنان به گفتگو پرداخته اند. دوستان عقاید مضحک چپ روهای طرفدار اردوگاه سوسیالیزم دیرزمانیست که نابود شده. من به عنوان یک شهروند ایرانی با صدای بلند اعلام میکنم که با حفظ استقلال نظری و عملی، منافع بلند مدت ملت ایران در همیاری و همکاری سیاسی، اقتصادی، و از آن مهمتر فرهنگی با دنیای غرب است.
۱۹٣۲ - تاریخ انتشار : ۲۷ تير ۱٣٨۷
|
از : سینا کریمی
عنوان : در تقبیح لیبرالیسم ایرانی
در حالیکه در بیشتر کشورهای غربی، مردم علیرغم اینکه کمتر تحت تاثیر عواقب جنگ و بدبختی ناشی از تلاش امپریالیسم برای به چنگ آوردن هژمونی سیاسی و منافع اقتصادی هستند، اما با این حال به دلیل میراث پر ارزش خود هر ماه در شهر های گوناگون اروپا در مخالفت با جنگ هزاران نفر به خیابانها می ریزند و علیه آن اقدام میکنند و شعار می دهند،
اما جالب است که در ایران جایی که هر روز احتمال خونریزی و ازبین رفتن تمام زیر بناهای اقتصادی و مادی کشور وجود دارد، هنوز کسانی پیدا می شوند که در هیبت عقب مانده ترین انسانها هنوز طرفداری لیبرالیسم و دموکراسی آمریکایی و مدیای مربوط به آن رامی کنند.
با با جان حتی تو غرب هم صحبت بر سر این مسئله در محافل علمی وسیاسی بصورت آشکار تقبیح می شود و کسی به راحتی نمی تونه چنین مزخرفاتی رو به زبان بیاره. حداقل در دانشگاهها.
شاید برای اینکه اینجا ایرانه و جای همه چی عوض شده.
۱۹۲۶ - تاریخ انتشار : ۲۷ تير ۱٣٨۷
|
از : arvan kiani
عنوان : طرفداری از بیگانگان و تبلیغ جنگ و جنایات به هیچ وجه به معنی دوستی بین ملتها نیست و همچنین مخالفت با جنگ طلبان کاخ سفید نیز به معنی امریا ستیزی نیست
کاوه عزیز سلام
بسیار جالب بود, جنایات حکومت اسلامی نمیتواند دلیلی برای همکاری با جنگ طلبان باشد. مدافع منافع بیگانگان هرگز نمیتواند منبع خدمتی برای کشور خود باشد.
در اخبار و گزارشاتی که مطبوعات و رادیو و تلویزیون اروپائیها و امریکائیها در رابطه با بقیه جهان از جمله خاورمیانه پخش میکنند از هواداران سیاستهای غرب حمایت به عمل میاورند و با لقب پرو وست به انها ابراز رضایت میکنند. مثلا حکومتهای پاکستان و مصر و اردن وعربستان و دولت سینیوره در لبنان و دولت گرجستان پرو وست هستند. خوب خاک بر سر انهائی که بجای طرفاری از منافع ملی کشورشان از منافع بیگانگان دفاع میکنند تا لقب پرو وست از انها دریافت کنند.دم تکان دادنهای نوری زاده و سازگارا و دیبا و چلنگی و پلنگی برای مقامات امریکائی و تبلیغ غیر مستقیم و مستقیم سیاستهای جنگ طلبان کاخ سفید باعث شده که افتخار پرو وست را کسب کنند.صدای امریکا مدافع منافع امریکاست و مجری سیاستهای کاخ سفید خوب افرادی هم طرفدار منافع امریکا هستند و برای ان تبلیغ میکنند ومزد میگیرند تا ایجایش شاید ایرادی نداشته باشد ولی ایراد انجاست که اینها بجای پرو وست بودن خودشان را میهن دوست هم مینامند. نوکری برای بیگانگان در تاریخ ایران همیشه وجود داشته است. در دوران حمله اعراب و مغول نیز کسانی به پیشوازشان رفتند و در دوره قاجار هم عده ای از نمایندگان و وزرا و شاهزادگان انگلیسی یا روسی بوده اند.دکتر مصدق هم در خاطراتش نوشته است کسانی که با رای جبهه ملی وارد مجلس شده اند خودشان را به انگلیسی ها فروخته اند.افرادی مثل سازگارا وافشاری و دیگران که مبلغ برای سیاستهای کاخ سفید شده اند حقوق میگیرند تا ان حرفها را بزنند.ولی طرفداران جنگ و جنایت بر علیه مردم ایران شاید برای امرار معاش پیروز باشند ولی در هدف محکوم به شکست هستند.
۱۹۲۲ - تاریخ انتشار : ۲۷ تير ۱٣٨۷
|
از : سینا کریمی
عنوان : مصروعین دموکراسی آمریکایی در ایران
وامق جان، احمد باطبی کیلو چنده، اگر نمی دانید بدانید که همین چند روز قبل ایشان برای تشکر و اظهار ارادت به اداره شورای امنیت دولت آمریکا رفته، می دانید آنجا کجاست،C.I.A .
همینطور بدانید که حداقل در ایران و در فضای دانشگاهی جایی برای حضور فکری یا فیزیکی اینطور افراد وجو ندارد. منظورم اینکه اصلا کسی این افراد رو نمی شناسه . متاسفانه این شما هستین که اینطور شخصیت ها رو جدی گرفتین.
این موضوع ربطی به باطبی یا کسان دیگری که بوسیله دستگاه فیل هوا کنی آمریکایی باد می شن، نداره. واضح که دموکراسی و آزادی رو نمی شه تو سینی همراه مخلفاتش گذاشت و بعد آمریکایی بیارنش و بعد بخورد مردم بدن. اونها زیر لوای دفاع از حقوق بشر که تو voa بزرگ نمایی می شه دنبال منابع انسانی و طبیعی این مملکت هستن. دموکراسی آمریکایی با این همه آب و تاب یک لیبرالیسم وحشی که تفکر سیاسی نظام سرمایه داری جهانی رو تشکیل داده .
۱۹۲۱ - تاریخ انتشار : ۲۷ تير ۱٣٨۷
|
از : وامق
عنوان : تفاوت اپوزیسیون وطن پرست با وطنفروش
احمد باطبی در اینجا می گوید با حمله نظامی مخالف است۰ اگر امریکا حمله کند او ممکن است برگردد و با ارتش امریکا بجنگد۰ شما هواداران اسوده نشین و خوش نشین اروپا و امریکا باید خجالت بکشید چون به اندازه یک درصد انچه بر اورفته است شما نکشیده اید۰
http://www.nytimes. com/۲۰۰۸/ ۰۷/۱۳/world/ middleeast/ ۱۳dissident. html?_r=۱&hp&oref=slogin
۱۹۱۹ - تاریخ انتشار : ۲۷ تير ۱٣٨۷
|
از : بینا
عنوان : انچه انها در نظر دارند و انچه شما ساده لوحان بر سران می جنگید
حمله به ایران این شکلی خواهد بود ببینید۰
http://www.brasschecktv.com/page/۳۶۵.html
۱۹۱۷ - تاریخ انتشار : ۲۷ تير ۱٣٨۷
|
از : امین
عنوان : تحلیل به سبک آقای ناصری
آقای سعید ناصری، من میگویم شما از عوامل رژیم ولایت فقیه هستید وبه همین دلیل از این انقلاب حمایت میکنید. حال شما مدرک ارائه دهید که از عوامل این رژیم نیستید!!
۱۹۱٣ - تاریخ انتشار : ۲۷ تير ۱٣٨۷
|
از : جهانگیر
عنوان : احساس شخصی ویا دلیل فانع کننده
آقای سعید ناصری عزیز،
براستی که نوبرش را آورده اید! "دوست گرامی" رسم است آن کسی که اتهام وارد میکند مدرک میآورد و نه آنکه مورد اتهام واقع شده. خدا را صد هزار بار سپاس که شما قاضی و یا عضو ژوری دادگاه نیستید والا همهء متهمان بلااستثنا محکومند، چراکه آنها موظفند دلیل بیگناهی خود را ثابت کنند و دادگاه موظف نیست مدرکی دال بر گناهکاری آنان عرضه دارد.
من برنامهء امروز را دیدم و همچنان به جناب سازگارا احترام میگذارم. بنده از ایشان "وازدگی" ندیدم و بسیار خوشحالم که این هوادار سابق انقلاب اسلامی خود به این نتیجه رسیده که ثمرهء این انقلاب چیزی جز بدبختی برای ملت نبوده.
باز عرض میکنم، شما به عنوان یک انسان آزادید با چیزی مخالف و یا موافق باشید. منتها برای اثبات حرف خود و عرضهء آن برای دیگران باید دلایل قانع کننده بیاورید وگرنه حرفتان بی ارزش است.
۱۹۱۲ - تاریخ انتشار : ۲۷ تير ۱٣٨۷
|
از : سعید ناصری
عنوان : در ایرانی بودن فرستنده درود باید شک کرد!
کسی که به "رسانه جنگ" علیه کشورش درود بفرستد، برای من اصلا قابل اعتنا نیست.
از بنده مدرک اثبات ساواکی بودن دست اندر کاران صدای آمریکا را خواسته اند و گویا کثر سن گویندگان این رسانه دلیل بر عدم وابسته بودن آنان به این سازمان مخوف می دانند. من از این دوستان می خواهم دلیل و مدرک عدم وابستگی ایشان یا وابستگانشان به ساواک وسیا ارائه کنند! آنچه از خط مشی این جماعت بر می آید چیزی جز وابستگی به ارباب آمریکایی و دمیدن بر شیپور جنگ ویرانگر نیست.
در مورد سازگارا توصیه می کنم برنامه همین امشب ایشان را نگاه کنید که چگونه چون بره ای بی گناه در برابر نوری زاده لنگ می اندازد. کسی که از بنیانگذاران سپاه بوده و در بتن انقلاب قرار داشته، آن انقلاب علیه حکومت دیکتاتوری بر خاسته از کودتای آمریکایی انگلیسی ۲۸ مرداد را نفی کند حداقل برای من انسان قابل اعتماد و صادقی نیست.
۱۹۱۱ - تاریخ انتشار : ۲۷ تير ۱٣٨۷
|
از : امین
عنوان : ارائه نظر بجای کُشتی گرفتن.
اقای سعید ناصری چه با حرارت از مخالفت با صدای آمریکا و آقای سازگارا صحبت میکنند. آقای سازگارا همیشه در برنامه دیدگاههای خود را بسیار مستدل و قانع کننده بیان میکند و بهیچ عنوان به قول آقای ناصری "وا" نمیدهد.
من نمیدانم، شاید آقای ناصری دوست داشت تا سازگارا و نوریزاده به هم بدوبیراه بگویند تا ایشان و امثال ایشان قانع شوند که شرکت کنندگان "وا داده" نیستند.
۱۹۰۷ - تاریخ انتشار : ۲۷ تير ۱٣٨۷
|
از : جهانگیر
عنوان : درود یک ایرانی بر صدای آمریکا
براستی جای تاسف است که دوستان مخالف صدای آمریکا، همچون نویسندهء این مقاله، بجای ارائهء یک دلیل محکم و قابل دفاع در رد برنامه های صدای آمریکا همچنان غیر منطقی و احساساتی با مسائل برخورد میکنند.
من نمیدانم کدامیک از دست اندرکاران صدای آمریکا ساواکی هستند. گمان کنم با توجه به انحلال ساواک در سی سال قبل، بسیاری از گویندگان و دست اندرکاران صدای آمریکا از دوران کودکی و نوجوانی و یا حتی قنداقی با ساواک همکاری میکردند. در هر صورت سوال من این است که کدامین دست اندرکار صدای آمریکا (با ذکر نام) ساواکی بوده وشما چه دلایل و مدارکی برای اثبات نظر خود دارید؟
نظیر همین سوال را در مورد "سلطنت طلب" بودن صدای آمریکا دارم. قطعی است که بعضی از هواداران بازگشت نظام پادشاهی به عنوان صاحب نظر در برنامه های صدای آمریکا شرکت میکنند (مثل آقای خوانساری و یا اقای محمدی). ولی چرا از شرکت کنندگان دیگر همچون فعالین حقوق بشر (خانم الاهه هیکس، خانم رویا طلوعی، خانم لادن برومند) چهره های شناخته شدهء جنبش جمهوری خواهی (همچون حسن شریعتمداری، جمشید اسدی، مهرداد مشایخی، امیرحسین گنج بخش) فعالین جنبش دانشجویی در ایران (علی افشاری و به تازگی احمد باطبی) و ده ها شرکت کنندهء دیگر که هیچ ارتباطی با جنبش هواداران پادشاهی ندارند یاد نکنیم. من به عنوان یک جمهوریهواه هیچ مشکلی ندارم که شاهد حضور یک ایرانی هوادار نظام پادشاهی در یک رسانهء گروهی باشم. آنها هم برای اظهار نظر همانقدر حق دارند که هواداران دیگر گروه ها حق دارند.
واقعا برای آن هموطنی که چشم براه BBC است متاسفم. من نمیدانم که کیفیت برنامه های BBC تا چه حد خواهد بود ولی هرگز به عنوان یک ایرانی حاضر نیستم از رسانه ای حمایت کنم که سخنگوی روح الله خمینی پیش از رسیدن به قدرت بود ویا رسانه ای که بنابر اعتراف Kim Roosvelt کُُد اجرای کودتا را در سال ۳۲ به کودتاچیان عرضه داشت(به کتاب Roosvelt: counter coup رجوع کنید) . BBC همواره سخنگوی بدبختی و استعمار ملت ما بوده.
دوستان عزیز، اینکه شما از صدای آمریکا خوشتان میآید و یا بدتان میآید ربطی به من ندارد. چیزی که مهم است این است که وقتی به فردی و یا موسسه ای اتهام وارد میکنید باید برای اثبات حرف خود دلیل و مدرک قاطع رو کنید. من شاهد بوده ام که در بسیاری از برنامه ها شرکت کنندگان دارای دیدگاههای خصمانه بر علیه آمریکا و یا حتی صدای آمریکا بوده اند و مسئولین، ضمن پاسخگویی به آنها، هرگز تلاشی برای
بستن دهان آنها نکرد. براستی از مسئولین صدای آمریکا برای برنامه های متنوع آنها تشکر میکنم و اعلام میدارم که استقبال بی نظیر مردم از صدای آمریکا دلیل درست بودن کار آنهاست.
۱۹۰۶ - تاریخ انتشار : ۲۷ تير ۱٣٨۷
|
از : خبری شاید مثبت
عنوان : تلویزیون بی بی سی بزودی شروع بکار می کند
با شروع بکار تلویزیون بی بی سی شاید از یکه تازی های این جمعیت سلطنت طلب کاسته شود.
۱۹۰۵ - تاریخ انتشار : ۲۶ تير ۱٣٨۷
|
از : سعید ناصری
عنوان : دلیل مخالفت با صدای آمریکا
من از مخالفان سر سخت تلویزیون صدای آمریکا هستم. از این بگذریم که انسان های مثبتی نیز از صافی گزینش این تلویزیون عبور کرده اند (مثل خانم درخشش و ...) اما در مجموع این تلویزیون در دست ساواکی ها و ماموران ایرانی تبار سیا می باشد. شما "صاحب نظران" این تلویزیون را مشاهده کنید که جگونه با وجد از توان نظامی آمریکا سخن می رانند و آنطور از نابودی قدرت ایران در عرض چند ساعت سخن می رانند که انگار سخن پیرامون قشون مغول است و نه هم میهنان شان که از سر وظیفه باید با هر تهدید خارجی مقابله کنند. (منظور آقای بهمن دیبا است).
مجریان بی سواد و بی مزه ای مثل چالنگی حتی ای میل های گزین شده توسط تحریریه صدای آمریکا را سانسور میکند.
جو سازی های پهلوی طلبان دست اندر کار صدای آمریکا آنقدر موثر واقع شده که متاسفانه امثال سازگارا و افشاری نیز تسلیم سیاست های حاکم بر این رسانه شده اند و گاها آنقدر در برابر امثال نوری زاده و چالنگی وا میدهند که برای بیننده مشخص نیست که آیا واقعا دو فرد مستقل در برنامه شرکت دارند یا یکی (سازگارا) فقط آنجاست که در تایید حرف های نوری زاده اشاراتی بزند!
بهر حال برای من فرقی بین تلویزیون صدای آمریکا با تلویزیون ایران نیست. هر یک بلند گوی بخش ناچیزی از جامعه ایرانند که وجه مشترکشان سانسور، انحصار طلبی جعل تاریخ و جنگ طلبی است.
۱۹۰۴ - تاریخ انتشار : ۲۶ تير ۱٣٨۷
|
از : ضد جنگ
عنوان : مخافین جنگ محکوم به سکوت؟!
دوستان جنگ طلب و راحت طلب (از این لحاظ راحت طلب که خودشان نه حال و نه توان ایجاد تغییر در ایران را دارند و دست به دامن جنگ طلبان بین الملل شده اند) با زدن برچسب هایی چون طرفداری از حکام ایران می خواهند صلح دوستی را برابر با دفاع از رژیم بنامند و بدین شکل صدای هر مخالف جنگی را در گلو خفه کنند.
این جمعیت آنقدر بی جنبه اند که در حالی که جنگ طلبان در هر سو از تریبون هایی چون صدای آمریکا و صدا و سیما برخوردارند، حتی مقاله ای مخالف جنگ را در یک سایت اینتر نتی که مخاطبان محدودی دارد نیز بر نمی تابند!
این مسئله نشان از فردای سیاه ایران بعد از جنگ دارد، حتی اگر فرض کنیم نقشه های شوم جنگ طلبان خارجی طبق مرادشان پیش بروند.
۱۹۰٣ - تاریخ انتشار : ۲۶ تير ۱٣٨۷
|
از : امین
عنوان : مطالب جالب
به غیر از انشا نویسی بی سرو ته آقای"لیبرال" که هیچ ربطی به موضوع مطرح شده ندارد، باقی دوستان مطالب جالبی را از هر دو طرف ابراز داشتند.
۱۹۰۰ - تاریخ انتشار : ۲۶ تير ۱٣٨۷
|
از : این هم یک نظر
عنوان : اینهم یک نظر
چه جالب آمریکا بمب های خودش را بر سر بشریت در عراق و افغانستان می ریزدو
آیا این مطلب را احمدی نژاد و خامنه ای نوشته اند؟؟
بابا مگه تو ندیدی که این از قبر دراومدهای طالبان چه بلایی سر زنان افغانی در آوردن که حالا برای تو بشریت شده اند
نمی گم نباید در محاکمات حقوق آنها نادیده گرفته شود بلکه مبخوام بگم چه هدیه ای بهتر از آمریکا برای ما ایرانیان و مردم منطقه که لاشه طالبان را بیرون انداخت.
باور کن با این سیاست های آخوندی در ایران اگه آمریکا به ایران هم حمله کنه خیلی از مردم قربون صدقه اش میرن گیرم که غرور ما ایرانیان جریحه دار میشه ولی مگه با داشتن خامنه ای و احمدی نژاد غروری واسه ما مونده؟ یک بار مرگ و یک بار شیون.
۱٨٨٨ - تاریخ انتشار : ۲۶ تير ۱٣٨۷
|
از : سیامند
عنوان : گفتا ز که نالیم که از ماست که بر ماست
متاسفانه تا زمانی که جایگاه نمایندگان فکری چپ، توسط خانم بلخاری و آقای حیدری مصادره شده باشد، نمی توان به دوستانی که به درستی به این مطلب سراسر شعارگونه و بی هیچ پایه و اساسی خرده می گیرند، خرده ای گرفت.
علی شریعتی زمانی گفته بود، برای نابود کردن تفکری از آن بد دفاع کن، و تا زمانی که مدافعین اندیشه ی چپ، از نوع آقای حیدری و خانم بلخاری باشند، دوستان لیبرال نگران نباشید، هدف در دسترس است !
فاجعه است که امروزه بخش بزرگی از این نوع چپ هویت خود را نه در مبانی فلسفی و تئوریک، بلکه در ضدیت و دشمنی با امریکا جستجو می کند و به همین دلیل هم در مقابل احمدی نژاد و شعارهای ضد امریکایی جمهوری اسلامی و جریانات فاشیستی و راست افراطی اروپایی، خلع سلاح می شود.
این دوستان محترم که ادعای چپ دارند، بهتر است تنها نگاهی به برنامه ی سیاسی جبهه ی ملی فرانسه و احزاب نئو نازی آلمان و اتریش بیندازند و وجوه تشابه خود را با آنها به مقایسه بگذارند. مطمئنا خودشان تعجب خواهند کرد. این احزاب نیز همچون این دسته از «رفقا» هیچ پایه و نظرگاه فلسفی و تئوریکی ندارند، اما بسیار جالب است که همه علیه هژمونی سرمایه ی بین المللی و امریکا قصد مبارزه دارند.
به احتمال قریب به یقین عرض می کنم که این دوستان به جز نشریات خودشان، چیزی از این مجموعه را مطالعه نکرده اند، اما در پاسخ احتمالا خواهند فرمود که احزاب راست افراطی از این شعارها قصد فریب توده ها را دارند. اما میزان و معیار آنها برای اینکه اثبات بفرمایند که آقای لوپن قصد فریب زحمتکشان را دارد، اما به عنوان مثال آقای کیانوری چنین قصدی نداشته است، چیست ؟
۱٨٨۲ - تاریخ انتشار : ۲۶ تير ۱٣٨۷
|
از : جهانگیر م
عنوان : لغات؟
با عرض معذرت، من هرچه در Dictionary نگاه کردم نتوانستم این دو لغت را پیدا کنم: maind و candition. ممکن است از مینا خانم بلخاری سوال کنم این دو لغت در چه زبانی وجود دارند و به چه معنی هستند؟
۱٨٨۱ - تاریخ انتشار : ۲۶ تير ۱٣٨۷
|
از : محمد توانا
عنوان : تا کی شعار؟
خانم بلخاری گرامی، به نظر می آید شما این مکان را با شب شعر، برای ابراز احساسات، اشتباه گرفته اید. سوال این است چرا حتی یک دموکراسی را در دنیا نمیتوان یافت که دارای روابط غیردوستانه با آمریکا باشد. شما دوست گرامی هم عین آقای نویسنده (حیدری) فقط درباره صدای آمریکا شعار میدهید. صدای آمریکا چکار میبایست بکند؟ آیا باید حرفهای بی اساس مارکس و لنین و استالین را تبلیغ کند تا به شما ثابت شود که آزادیخواه است؟ تا کی باید شعار داد و در گذشته زندگی کرد؟
۱٨۷۹ - تاریخ انتشار : ۲۶ تير ۱٣٨۷
|
از : مینا بلخاری
عنوان : maind candition توسط امپریالیسم فرهنگی
واضح است که امروزه امپریالیسم تنها با موشک و بمب افکن هایb۵۲ قصد گسترش حوزه مصرف و به دست گیری هژمونی در جهان را ندارد. امپریالیسم در عصر مدیا که در خدمت سرمایه داری جهانی در آمده به راحتی با افکار عمومی بازی می کند و در جهت به دست گیری آن و استفاده اش در جهت منافع سرمایه مالی قدم بر می دارد. روشن است که رادیو تلوزیون صدای آمریکا تنها با دروغ پردازی می تواند تمام سیاست های ضد انسانی خود در جهت بازتولید سرمایه توجیه کند.
اگر شما منتقدین، امپریالیسم رو نمی شناسین و یا منافعتون اجازه فکر کردن راجع به این مسئله رو نمی ده اما مردمی که با پوست و گوشت و استخون بدبختی ناشی از جنگ و خون ریزی و استثمار انسان از انسان را درک می کنند، تمام طول چندین سال گذشته تو صف جبهه دیگه ای در مقابل امپریالیسم فرهنگی که یکی از نمایندگان اون صدای دولتی آمریکا ایستادن.
۱٨۷٨ - تاریخ انتشار : ۲۶ تير ۱٣٨۷
|
از : جهانگیر اصلانی
عنوان : ضدیت کور با آمریکا
من هم با حسین موافقم. سایت اخبار روز تبدیل شده به بلندگوی افراد و جریاناتی که بطور احساساتی و بدون منطق با آمریکا ضدیت دارند.
۱٨۷۲ - تاریخ انتشار : ۲۵ تير ۱٣٨۷
|
از : لیبرال
عنوان : وقتی دو جناح چپ دچار هذیان گویی می شوند
چه شیرتوشیری شد؟ نویسنده مقاله که به درستی نقش و نقشه های امریکا و طرفداران جنگ ازادیبخش اورا (البته خیلی احساسی و به قصد بدنام کردن رقبای دارو دسته کمونیستی افراطی خودش )بیان می کند یادش می رود که هم اکنون بسیاری از لیبرالها و ملیون ( مثل دکتر یزدی و سحابی و ۰۰۰ )با جنگ امریکا و سلطه ان بر منطقه مخالفت می کنند۰ همینطورفراموش می کند اندسته از کمونیست هایی را که سرودست می شکنند برای حمله امریکا و تئوریزه می کنند این حمله را بر اساس اصول سحرامیز مارکسیسم دیالکتیک ( من این دیالکتیکش را خیلی دوست دارم مثل اصل برائت ولایت فقیه است که با ان می شود جنگها و کشتارهای ایدئولوژیک راه انداخت و همه چیز را توجیه کرد)۰ پس اولا لیبرالها به طور عام با این حمله موافق نیستند۰ ثانیا برخی کمونیست ها با این حمله موافقند۰ نظردهنده (حسین که به درستی از احساسی بودن نویسنده مارکسیست انتقاد و به او یاداوری می کند که برخی لیبرالها مثل یزدی و سحابی با این جنگ و با صدای امریکا مخالفند و بالعکس در عراق کردها و شیعه وسنی و حتی حزب کمونیست ان خواهان حمله و حضور امریکا در عراق بوده و هستند خود به ناگاه دچار هیجانات پس مانده از رسوبات فکری مارکسیسم دیالکتیک می شود و دوتا برچسب ناب محمدی کمونیستی نصیب این دونفر می کند تا توپ در زمین چپ بماند چه چپ امریکایی طرفدار حمله و چه چپ مارکسیستی روسی ضد حمله۰ یزدی و سحابی را فسیل می خواند چون برچسب لیبرال سازشکار دیگر کار نمی کند۰ نتیجه اخلاقی اینکه چپ که هنوز از کمای فروپاشی شوروی رهایی کامل نیافته دچار بحرانهای شدید روحی است ۰ دسته های سرگردان ان همه جا هستند. برخی درراست ترین و کثیف ترین طیف علم حمله امپریالیستی را به دوش می کشند .برخی در رویای چپ استالینیستی روسی هنوز منتظر بازگشت کمونیسم پدرخوانده به قدرتند و به دولت نوسرمایه دار روسی خدمت می کنند۰ برخی بین این دو با تمایلات متضاد در رفت وامدند۰ چپ دموکرات و چپ سوسیال دموکرات و ۰۰۰ از این دسته اند ۰ و هستند معدودی انسان وارسته و رهایی یافته از اسارت ایدئولوژیک مثل ناصر کاخساز و ۰۰۰ که البته صدایشان که برخواسته از اندیشه و خرد است در میان این غوغاسالاران فرقه گرا( که کرنای کمونیسم خواهیشان گوش همه را کرکرده) گم می شود۰ نتیجه دوم اینکه چپ ماهیتا انحصارطلب است و این ریشه در مارکسیسم دیالکتیک دارد۰ انها حکومت را فقط برای دیکتاتوری پرولتاریا (بخوانید دیکتاتوری کمونیست ها) می خواهند و هر حرکت و هر فکر دیگری را منکوب و نابود می کنند۰ وگرنه در جامعه فئودالی روسی دنبال انقلاب کارگری نمی رفتند۰ از ان بدتر در جامعه طالبانی افغانستان حکومت دیکتاتوری پرولتاریا چه می کرد؟ انگلیس و فرانسه والمان که این مراحل را پشت سر گذاشته بودند مناسب تر نبودند؟ شباهت غریب این طرز تفکر به ولایت فقیه بود که طبری کیانوری را متوهم کرد که ماتریالیسم یعنی مونیستی واحد یگانه توحیدی ۰ بعد انها با تمام قوا این اندیشه ارتجاعی را که حتی درمیان بسیاری از ایت الله ها و مراجع خریدار نداشت رنگ و لعاب ضدامپریالیستی زدند و به خورد جوانان به هیجان امده ایران در اوایل انقلاب دادند۰ در همان زمان توپخانه کثیف مافیائیشان مثل امروز علیه لیبرالها و ملیون که همواره با احساسگرایی و خصومت گرایی و تنش زایی در سیاست مخالف بوده (و امروز ثابت شده است که دشمنی بی دلیل انروزها با امریکا مثل دوستی بی جهت امروز با کسانی که قصد کشتار مردم ایران را دارندهردو ناصواب است) اتش می کرد و اتهامات لیبرال سازشکار و فسیل و پیرخرفت ایران و ابوالحسن پینوشه و غیره حکایت از خیانت های جبران ناپذیر این گروه انحصارطلب وابسته دارد۰
۱٨۶۹ - تاریخ انتشار : ۲۵ تير ۱٣٨۷
|
از : حسین م
عنوان : رسانه ای مفید
آقای کاوه حیدری، همانگونه که رسم تمامی دوستان چپگرا هست، تمام کوشش خود را برای ارائه یک بحث احساسی و به دور از منطق بکار میگیرند. متاسفانه دوستانی که هنوز در فضای جنگ سرد زندگی میکنند، همچنان کینه توزی و ضدیت با آمریکا را در سر لوحهء اظهار نظرهای خود قرار میدهند. همهء ما در مورد مسئلهء حملهء آمریکا به عراق اظهار نظر میکنیم، ولی این واقعیت که خود مردم عراق کم و بیش خواستار حضور نیروهای آمریکایی در عراق هستند را فراموش میکنیم. این یک واقعیت غیر قابل انکار است که بجز بعثی ها و طرفداران القاعده، کلیهء نیروهای سیاسی عراق از حزب کمونیست گرفته تا مجلس اعلا و از کُرد و شیعه گرفته تا عرب سنی خواستار حضور آمریکا در این کشور هستند.
در مورد صدای آمریکا، آقای کاوه حیدری همانگونه که رسم نیروهای چپ است، در همه جا حضور دارند و از تمام "توطئه ها" باخبرند! واقعیت آن است که صدای آمریکا مهمترین رسانهء گروهی نه تنها برای رساندن صدای مردم ایران به دنیای آزاد شده، بلکه مردم داخل کشور را نیز در جریان تحولات دنیای آزاد میگذارد. به همین دلیل است که صدای آمریکا بیشترین طرفدار و بیننده و شنونده را در داخل کشور دارد. البته نباید فراموش کرد که فسیلهایی چون یزدی و سحابی که خود در روی کارآوردن رژیم اخوندی سهمی بزرگ داشتند از مخالفین صدای آمریکا هستند.
۱٨۶٨ - تاریخ انتشار : ۲۵ تير ۱٣٨۷
|