فشردن گلوی مردم سالاری


بامداد زندی


• ادای مردم سالاری را در می آورند تا دچار انزوای بین المللی نشوند. برای همین است که صورت تحریف شده ای از ساز و کارهای استاندارد مردم سالاری را به اجرا در می آورند تا وانمود کنندکه در کشورشان مشارکت مردمی وجود دارد ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
يکشنبه  ۷ تير ۱٣٨٣ -  ۲۷ ژوئن ۲۰۰۴


واتسلاو هاول (نيويورك تايمز،۲۴ ژوئن ۲۰۰۴) برگردان: بامداد زندی

جمهوری چك ماه پيش به اتحاديه ی اروپا پيوست. به لطف "انقلاب مخملي" ۱۵ سال پيش، هم اكنون كشور ما از همان آزادی ها و پايه های  مردم سالاری برخوردار شده است كه ارج گذاشتن به آن ها شالوده ی  جامعه ی اروپا است. گذار به مردم سالاری در اروپای مركزی و شرقی دست آورد جنبشی گسترده ترعليه خودكامگی است و بدون پشتوانه ی افكار عمومی معطوف به مردم سالاری درجهان هرگز راه به جايی نمی برد.
درست پنج سال پس از دگرگونی های كه اروپای نو را پديد آورد مردم سالاری در آفريقای جنوبی گام بلند ديگری به پيش برداشت. به رهبری نلسون ماندلا و اف. دبليو كلرك بود كه حكومتی نژادپرست از پای درآمد. دو ماه پيش جهانيان دهمين سالگرد مردم سالاری در آفريقای جنوبی را جشن گرفتند و مردم سالاری آفريقای جنوبی همانند مردم سالاری چك و اسلواكي، برای ساير كشورهای آفريقا از نهايت اهميت برخوردار است. آرمان آزادی بايد برای پيكارگران حقوق بشر در زيمبابوه نيز همچنان الهام بخش و انگيزه ساز باشد.
هنوز هم از ياد نبرده ام كه زندگی در كشوری تك حزبی و تحت سيطره ی دفتر سياسی حزب چه مزه ای دارد، كشوری كه در آن حقوق اساسی بشر و آزادی های مدنی را زير پا می گذارند، گفتمان عمومی در چنبره ی ايدئولوژی است و اندك شماری نورچشمی همه كاره اند .همه چيز، حتی زندگی خصوصی شهروندان تحت سلطه ی دولت است. مخالفان را سركوب می كنند و به زندان می افكنند. از آزادی بيان خبری نيست يا بسيار اندك است.
دريغا كه آن ناگواری ها تنها در ياد ها زنده نيست و واقعيتی روزمره در بخش های گوناگون جهان است.
سردمداران زيمبابوه به خوبی می دانند كه اگر ملاحظاتی خاص را رعايت كنند جامعه ی جهانی با آن ها كار ندارد. برای همين است كه ادای مردم سالاری را در می آورند تا دچار انزوای بين المللی نشوند. برای همين است كه صورت تحريف شده ای از ساز و كارهای استاندارد مردم سالاری را به اجرا در می آورند تا وانمود كنند كه در كشورشان مشاركت مردمی وجود دارد. در عين حال ابزارهايی قانونی نيز بر تن ندادن به حقوق بشر ابداع كرده اند. نهاد های مردم سالاری را تا آن جا كه از دست شان برمی آيد مهار می كنند و اگر نشد دور می زنند.
بر پايه ی گزارش  امسال "گروه بحران های بين المللي" كه گروهی غيرانتفاعی و بين المللی برای مبارزه با خشونت است بسيار از نمايندگان مخالف مجلس زيمبابوه هدف ترور، شكنجه و حمله قرار گرفته اند و به زندان افتاده اند. در انتخابات مجلس نيز رييس جمهور رابرت موگابه ۲۰ درصد نمايندگان را خودش انتخاب كرد كه بدون دخالت مردم وارد مجلس شدند. انتخابات همواره همراه  با خشونت و ارعاب سازمان يافته برگزارمی شود. خبری از قوه ی قضاييه ی مستقل نيست كه يكی ازستون های مردم سالاری است و طرف داران موگابه تمامی كرسی های قضاوت را اشغال كرده اند.
طبق قانونی كه پيش از انتخابات رياست جمهوری سال ۲۰۰۲ به تصويب رسيد روزنامه نگاران بايد اطلاعات مفصلی درباره ی سوابق خود ارائه دهند تا مجوز خبرنگاری دريافت كنند. بر اساس همين قانون كه "قانون دسترسی به اطلاعات و حفاظت از امور خصوصي" نام دارد تنها روزنامه ی مستقل كشور را بستند و مردم را به "اتهام روزنامه نگاري" دستگير می كنند. اكنون رسانه های مكتوب و راديو و تلويزيون كمابيش در انحصار كامل دولت است و روزنامه نگاران خارجی حق فعاليت ندارند.
قانون ديگری هم برای محدودسازی آزادی اجتماعات وضع كرده اند كه" قانون نظم و امنيت عمومي" نام دارد و دولت زيمبابوه در عمل از آن برای سركوب هرگونه اعتراض و جلوگيری از هرگونه فعاليت عمومی گروه های مخالف استفاده كرده است. بر اساس همين قانون بودكه زنانی را به خاطر گل هديه دادن در روز والنتاين دستگير كردند.
نام اين قوانين كه ياد آور نام گذاری های اورول است هم ناخوشايند است هم با مسما. حكومت های خودكامه در جزييات و ريزه كاری ه ابا هم تفاوت دارند(برای مثال از لحاظ ماهيت كجروی های شان، ميزان سركوبگری و ميزان بی رحمی و خشونت ورزي) اما ماهيت يك سانی دارند.
من هم مثل اسقف دزموند توتو از ديدن افول كشوری مانند زيمبابوه كه روزگاری مترقی و مردم سالاربود و اكنون ميليون ها نفر از مردم آن نيازمند كمك های غذايی بين المللی اند شگفت زده و ناراحت هستم. به قول آقای توتو اكنون زيمبابوه سايه ای از گذشته ی خود است. اميدوارم روزی از اين سايه وار بودن رها شود و به جمع كشورهای مردم سالار بازگردد.
 
پی نوشت: واتسلاو هاول ازسال ۱۹۸۹ تا سال ۲۰۰۳ رييس جمهور چكسلواكی و جمهوری چك بعدی بود.