نامهای کهن دو نیمه جنوبی تاجیکستان


جواد مفرد


• در منابع کهن چینی و اسلامی برای نواحی جنوب غربی تاجیکستان نام ختلان(یعنی منطقه فرمانروایی خود مختار و مستقل) و برای نواحی جنوب شرقی آن نام شغنان(به ظاهر شا غنان=زاغه نیان یعنی دارندگان مساکن زیرزمینی یا دارندگان منزلگاههای زیر زمینی شبگاهی= به چینی شه نی یا شه کی نی) آورده اند. ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
آدينه  ۱ شهريور ۱٣٨۷ -  ۲۲ اوت ۲۰۰٨


در منابع   کهن چینی و اسلامی برای نواحی جنوب غربی تاجیکستان نام ختلان (یعنی منطقه فرمانروایی خود مختار و مستقل) و برای نواحی جنوب شرقی آن نام شغنان (به ظاهر شا غنان=زاغه نیان یعنی دارندگان مساکن زیرزمینی یا دارندگان منزلگاههای زیر زمینی شبگاهی= به چینی شه نی یا شه کی نی ) آورده اند. ولی محققین جغرافیای تاریحی در این باب متوجه معانی لفظی ساده این دو نام نشده اند و برای آنها معنی لفظی خاصی نیاورده اند. برای معانی لفظی که نگارنده برای این اسامی تعیین نموده است، یک اسطورهً شغنانی محلی معروف گواه صادقی است و آن مطلبی است از مقاله ولایت شغنان در وبلاگ جیحون بدین قرار (ذیلاً خود این مقاله به عینه نقل خواهد): شخصی اساطیری به نام شیخ خاموش (ساکت و آرام و آسوده) به شغنان (که نامش نزد محققین غالباً به خطا با نام سکا لفظاً یعنی توتم بزکوهی مشتبه شده است) رفت و مردم را به دین اسلام دعوت نمود و در آنجا وفات کرد. شاهان متأخر شغنان خود را از نوادگان شاه خاموش دانسته اند. پیداست که نام این نیای اساطیری شغنانیها از معنی و مفهوم خود دو نام گوناگون آنجا یعنی شغنان (در اصل از ریشهً شگه نی = زاغه نی یعنی دارای زیستگاهان زیرزمینی، سرزمین غارنشینان) و همچنین ختلان (منطقه خود مختار) بر گرفته شده است. در تأیید این معنی لفظی شغنان (شاغدره/ شاخدرهً حالیه) خبر تاریخ نامهً چینی تانگ شو را در دست داریم که در باب این ولایت می گوید:"در سرمای آنجا (یعنی کشور شه کی نی، که سوز سرمایش مردم را ناچار به استفاده از گرمای طبیعی داخل غارهای مصنوعی و طبیعی می نموده است) هیچگونه غله به بار نمی آید. بومیان آن نا اهلان اند و معمولاً به کاروانهای کالا که برای گذشتن از چهار گردنه به پو-می (پامیر) می رسند، تاخته و غارت می کنند. این مردم کوهستانی به فرامین فغفوران اعتنا ندارند، عادت دارند که در غارها (زاغه ها، شاغه ها) به سر برند."   در کتب پهلوی به هنگام سخن از رود های سیلابی(رنگها) از سرزمین شغنان/پامیر به عنوان سرچشمه رود آمودریا (جیحون) تحت نام سوراک (سرزمین غارها/سوراخها/زاغه ها) یاد شده است. نامهای عبری/عربی سیحون و جیحون نشان از سکونت این مردمان سامی در سمت بین گرگان و بلخ دارد. کثرت این مردم در عهد باستان در این نواحی کم نبوده چه آشوریان و یونانیان(بنا به گفتهً آپیان) این ناحیه را از حدود سمنان به سوی شرق کشور آریبی شرق (عربهای شرقی) نامیده اند. گروهی از ایرانشناسان منظور از آریبی را در اینجا آریائیها (یعنی عمده ساکنین این نواحی دانسته اند) که بعید است آشوریان و یونانیان هر دو یکسان در این رابطه دچار این اشتباه فاحش شده باشند. این مردم سامی یهود/عرب به تدریج در میان مردمان ایرانی به تحلیل رفته اند، همچنانکه مهاجرین عرب بعد از اسلام نیز در این مناطق دچار چنین سرنوشتی شدند. به احتمال زیاد نام ایرانی تازی (در اصل یعنی پرستنده ایزد اژدهاوش مردوک/اژیدهاک، سامیان بابلی) به آمیخته این مردم با قبیلهً پارسی چادرنشین دائی ( دادیکان ، نیاکان تاجیکان ) اطلاق گردیده است.   
 
 
ولایت شغنان
چنانچه در بالا نیز متذکر شدیم که شغنان و واخان تا اشغال اعراب ولایات مستقل بودند و توسط شاهان و امرای محلی   خودشان اداره میشدند. شغنان در جنوب کران و در شمال واخان   در دو سمت دریای پنج ( رود جیحون)   واقع میباشد .   شغنان در دوران زمامداری عبدالرحمان خان و در اثر تلاشهای خصمانه امپریالسیم انگلیس و روسیه بسال ۱٨۹۶ میلادی به دو بخش تقسیم شد , که یک بخش آن مربوط به جمهوری تاجیکستان و قسمت دیگر آن ولسوالی شغنان امروز افغانستان را تشکیل میدهد. در آینده درین باره بحث مفصلتر خواهیم داشت.
از جغرافیای تاریخی شغنان برمی آید که این منطقه در زمانهای خیلی قدیم نیز با همین نام یاد شده است. حالا ببینیم که وجه تسمیه یا معنای نام شغنان چیست .
نام شغنان از نام قدیمیترین قوم آریایی بنام سکایها یا سکایا که چند هزار سال پیش از امروز در واخان ساکن بودند گرفته شده است .
شغنانیهای امروز بقایای همان سکاییها اند که در بالا از آنها نام بردیم ولی اهالی واخان امروزی مردمانی اند که از مناطق دیگر به اینجا تاخته اند و یا مخلوطی از اقوام تازه وارد و سکاییها اند .   
برخی از دانشمندان از حمله خوش نظر پامیرزاد که درین زمینه مطالعات زیاد نموده اند باور برین اند که شغنان همان محل جغرافیایی قدیم است که در شاهنامه از آن به عنوان " خیون " ( شغنان ) یاد شده و اهالی آنرا خیونیان (شغنانیان)   گفته اند. اگر این فرفرضیه محتمل باشد، ازینجا میشود نتیجه گرفت که شغنانیها پیرو آئین زردشت نبوده اند. این نظریه خود بطلانی است بر نظریه آنهاییکه میگویند مردم شعنان نیز پیرو آئین زرئشت بوده اند. شاید شغنانیها مهرپرست و یا میترایی بوده اند، چه که بعضی از رسوم و عنعنات مهرپرستی بر آئین زرئشت تاثیر تاثیر نموده و در آن جای خود را یافتند , از جمله مقدس شمردن خورشید و آتش، بدین   لحاظ   برخیها به   اشتباها زردشتیها را آتش پرست میخوانند، در حالیکه ایشان یزدان پرست اند و فقط آتش را گرامی و مقدس میشمارند.
  نام شغنان برای نخستین بار در منابع چینی مربوط به حوادث قرون ششم و هفتم آمده است. کمال الدین اف در کتاب " جغرافیای تاریخی سغد و تخارستان" از قول سیون تسزان جهانگرد چینی مینویسد، که " شی - کی - نی" ( شغنان ) در شمال " دمو- سی - ته - دی" (واخان) اخذ موقع کرده است. جهانگرد موصوف مساحت شغنان را ۷۰ تا ۷۵ کیلومتر تخمین زده است، و میگوید که مرکز شغنان دارای ٣ - ۴ کیلومتر مساحت است. اراضی شغنان کوهستانی، و متشکل از سنگلاخها وریگستانها و دشتهای لامزرع میباشد. نت . کمف
جهانگرد دیگر چینی   بنام " خوی-چاو"   که بسال   ۷۲۹ میلادی از شغنان عبور نموده آنرا دارای ده ایالت   گفته است، هرکدام ازین ایالات دارای رهبر و ارتش جداگانه خود بوده از حکمرانان همجوار اطاعت نمیکنند. هریک در قلمرو خویش دارای استقلال کامل میباشند. نت . کمف                                          زایر چینی بنام " او- کیون" که ۲۲ سال بعد از هموطنش خوی چاو بسال ۷۵۱ از شغنان عبور میکند میگوید که "شی نی" (شغنان) متشکل از پنج ایالت میباشد. در دو دهه نقشه سیاسی شغنان دستخوش تغییرات بزرگ شده است. نت . کمف البرونی مینویسد که شاهان شغنان همواره مستقل بوده و هیچگاهی در زیر فرمان هیچ یک از همسایگان قدرتمند خود نبوده است. شاهان شغنان حتی در زمان اسلام نیز لقب خود را حفظ نموده، لقب " شغنان شاه" را داشتند. نت . کمف
در مورد مرکز شغنان اگرچه نظریات مختلف اند اما اکثریت خاورشناسان را باور این است که مرکز شغنان از دیر زمان تا کنون همان برپنجه بوده و قلعه برپنجه دارالحکومه شاهان شغنان بوده است. عده هم " راشت " قلعه مرکز شاخدره شغنان تاجیکستان را نیز به عنوان مرکز شغنان محتمل میدانند. شاید هنگامیکه شغنان به ایالات مستقل و پراگنده منقسم گشت و هر بخش آن توسط شاهی یا امیر اداره میگشت، راشت قلعه نیز مرکز یکی ازین ایلتها بوده باشد.
حالا ببینیم که مردم شغنان در کدام سال اسلام آورده اند. آقای کمال الدینوف میگوید که در سالهای ۷۹٣ تا ۷۹۶ که خراسان در زیر فرمان ابولفدل ابن یحی ابن خالد برمکی بود، اسلام در شغنان راه یافت. شغنان بدست اعراب فتح نشد ,   اینها عربها نبودند که بزور اسلام را به شغنان آورده باشند. سلام توسط آنهایی در شغنان نفوذ نمود که خود عرب نبودند , بلکه خود سربازان خراسانی بودند و تازه به اسلام گرویدند. فتح کامل شغنان بدست مسلمانان مربوط میشود بسالهای اوائل قرن نهم میلادی در زمان حکومت ابولفدل ابن سهل مشهور به ذوالریاستین در خراسان. نت . کمف
باج و خراجیکه شغنان به مسلمانان میپرداخت در سال ۲۱۱ - ۲۱۲ / ٨۲۶ - ٨۲۷ میلادی بالغ بر چهل هزار درهم بود. نت . کمف
ظاهر شغنان در قرن نهم بدست مسلمانان فتح گردید ولی مردم آن تا قرن دهم اسلام را نپذیرفته، بلکه بر همان دیانت نیاکان حود باقی ماندند. از دیانت پیش از اسلام مردم شغنان در تواریخ چیزی نه آمده است، همینقدر میدانیم که آنها آتش و یا خورشید را مقدس مشمردند، ولی معلوم نیست که آنها زردشتی بوده اند و یا مهر پرست و یا کدام دیانت دیگر قدیمی آریایی را داشته اند. از گفته های جهانگردان چینی ( تسزان و جوی چاو) بر می آید که دین بودا در شغنان دارای کر و فری نبوده است .
در سال ۶۶۵ / ۱۲۶۶ میلادی شخصی بنام شاه خاموش از ایران امروزی به شغنان رفته تا مردم را به اسلام دعوت نماید. بالاخره این شحص در شغنان وفات نمود و چنانچه در جای دیگر نیز گفتیم شاهان متاخر شغنان خود را نوادگان شاه خاموش میدانند. نت . کمف
 
 
غرض آگاهی بیشتر به عرض خوانندگان محترم میرسانم در جاییکه این ( نت. کمف) را ببینند، اینگونه بخوانند، انترنیت، کمال الدینف.