آیا جنگ جهانی دیگری در راه است؟


کوروش گلنام


• آیا جنگ جهانی دیگری در راه است؟ این پرسشی است که این روزها می تواند در برابر هر انسان آزادی خواه، صلح خواه و بیزار از جنگ و خشونت و خونریزی قرار گرفته و او را فرا خواند که برای پیش گیری از بروز چنین رویداد هراسناک ویرانگری، همه کوشش خود را بکار گیرد ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
سه‌شنبه  ۵ شهريور ۱٣٨۷ -  ۲۶ اوت ۲۰۰٨


آنچه پیش آمد
رویدادهای این چند هفته، یک بار دیگر به خوبی نشان داد که چه غرب وچه شرق، هر یک در اندیشه سود و منفعت خود هستند و در این راه از هیچ کاری روگردان نیستند. قدرت های بزرگ، کشورهای کوچک و یا ناتوان را به ویژه اگر در دست نابخردان و خودکامگان گرفتار باشند، به سادگی بازیچه هدف ها و سیاست های خود می کنند. تنها نگاهی به شرط تازه روسیه برای پذیرش تحریم های تازه علیه حکومت ایران که آن را بسته به نگاه، سیاست و روش آمریکا در برابر آنچه روسیه در گرجستان انجام داد، کرده است، به خوبی نشان می دهد که ملایان چگونه به وسیله ای ارزان در دست روس ها مبدل گشته و ایران چگونه با حاکمیت مشتی نادان واپس گرا بر آن، دچار چنین سرنوشت شومی شده است. از سویی آمریکایی ها کوشش دارند که هر چه بیشتر در کشورهای پیشین بلوک شرق نفوذ کنند و پایگاه های نظامی به وجود آورند و از سویی دیگر روسیه نیز هراسان از این سیاست و با در خطر دیدن میدان نفوذ و قدرت خود، دست به واکنش زده است و اکنون هم به گرجستان که خواستار عضویت در ناتو ونزدیکی بیشتر به غرب است، یورش برده؛ هم پس از نشان دادن این زور بازو، آشکارا به تهدید دیگر کشورهای هم پیمان بیشین خود پرداخته و هم با استفاده از کوشش پنهان ملایان برای دست یافتن به بمب اتم و بازیچه قرار دادن آنان و استفاده از نادانی آنها در راه سیاست های خود، به آمریکا و اروپا چنگ و دندان نشان می دهد. در این زمینه، نمی توان دیدار و گفتگوی تازه و ناگهانی مقام های روسیه و سوریه را نیز بی اهمیت دانست.

پنجه روس ها بر گلوی گرجستان
یورش نظامی روسیه به کشور کوچک گرجستان به بهانه پشتیبانی از اوستیای جنوبی، با انزجار جهانیان روبرو شد. این قلدری و لشگر کشی روسیه که سبب خون ریزی، ویرانی بخش هایی از گرجستان و آوارگی مردم آن بخش ها شد، از سوی جهانیان به شدت محکوم شد. کوشش های سازمان ملل، دولت مردان و سیاست مدارانی از کشورهای گوناگون و از آن میان و بیش از همه رئیس جمهور فرانسه، نیکولای سرکوزی و برنامه صلح ۶ ماده ای او برای پایان دادن نهایی به این درگیری خونین و بیرون رفتن نیروهای روسی از خاک گرجستان، با وجود پذیرش و امضای آن از هر دو سو و تعهد رهبری روس به انجام آن، همچنان پا بر جا مانده و روسیه پس از کش و قوس های این چند هفته و وعده های دروغین ترک خاک گرجستان، اینک نه تنها به روشنی از نگاه داشتن نیروهای خود در بخشی از خاک گرجستان برای زمانی دراز و ناروشن سخن می گوید که امروز در رفتاری شگفت آمیز، با تصویب لایحه ای در پارلمان روسیه، استقلال دو بخش از سرزمین گرجستان یعنی اوستیای جنوبی و آبخازیا را رسمن اعلام نمود! کاری که بی گمان واکنش های سخت رقیبان غربی روس ها را به دنبال داشته و میزان تنش ها را بازهم افزایش خواهد داد. این رفتار و این قلدری پیش درآمد گام نهادن در راهی است که روس ها خیال آن را دارند. رویای بازگشت به جایگاه گذشته از دست رفته خود! آنها می خواهند آهسته آهسته با تکیه بر زور و تهدید و تجاوز، زمین خواری و گرفتن سرزمین های دیگر کشورها (تصرف کشورهای دیگر و یا بهره وری از ذخیره های طبیعی وزیر زمینی آنان همآنند آنچه که در گذشته با ابران با تحمیل ۲ پیمان گلستان و ترکمانچای و یا تصرف سرزمین فنلاند کردند و یا آنچه پس از فروپاشی امپراتوری روس انجام داده و این بار در لباس پشتیبانی از "کارگران و زحمتکشان" بخشی از اروپا را که بنام"بلوک شرق" نامیده شد، زیر مهمیز خود کشیده، در راه تحمیل خط و مشی، سیاست و بر سر کار آوردن دست نشاندگان خود، به مجارستان، چکسلواکی وافغانستان لشکر کشیدند. روس ها امروز و پس از فروپاشی "اتحاد شوروی"، قلدرمآبانه تقریبن چچن ها را نابود کرده اند، دیگر کشورهای شوروی پیشین و جدا شده همجوار خود را تهدید کرده و گرجستان را که سرپیچی می کند، تنبیه و بخشی از آن را در اختیار گرفته و به بهانه دلسوزی برای مردمان ساکن این ۲ بخش گرجستان امروز و پشتیبانی از استقلال خواهی آنان، می خواهند این بخش ها را به خود وابسته و شاید پیوسته نمایند. در برخورد با کشور ما نیز در این سه دهه، همآن گونه که همه شاهد هستیم، روس ها با بهره وری از نادانی و سستی و یاوه گویی ملایان، هم آنها را آلت دست خود نموده و سیاست ها ی منطقه ای و جهانی خود را به گونه ای وسیله آنها پیش می برند، هم حق ایران در آبهای خزر را پایمال نموده و بخش بزرگی از سهم ایران در این آبهارا ازآن خود نموده و هم با دودوزه بازی و زیرکی در کار به پایان رساندن و راه اندازی نیروگاه بوشهر، کلاه گشادی بر سر ملایان زیاده گوی بی هنر نهاده و میلیاردها تومان از ثروت ملی ما را میل فرموده اند. حتا امروز نیز هنوز سرنوشت این پروژه روشن نیست! پنجه نهادن بر گلوی گرجستان نو پای امروز، یک بار دیگر چهره حقیقی "روسیه پوتین زده" را نمایان ساخته و این می تواند تنها آغاز ماجرای تلخ و هراسناک دیگری در جهان باشد.

مرده ای که دوباره جان می گیرد
فروپاشی شوروی پیشین، بزرگترین دگرگونی سیاسی / جغرافیایی تاریخ کنونی است. همه بیاد دارند که شوروی متلاشی شده آن روز، ورشکسته و خرد شده، دست به دامان همآن غربی ها و امپریالیست های دیروز شد (که در نما و نمایش در "جنگی طبقاتی" و برای پشتیبانی از کارگران و زحمتکشان جهان تشنه به خون آنان بود) تا با یاری های مالی/سیاسی آنها بتواند از نابودی کامل رهایی یافته و دوباره بر پای خود بایستد. روس هاکه با یاری همین غربی های امپریالیست و با بهره وری هوشمندانه از وجود یک رژیم اسلامی نابخرد با داشتن رهبرانی واپس گرا و ضدتمدن و پیشرفت انسانی که دارای نگرشی بسیار ابتدایی و کودکانه به جهان زمینی و رویدادهای آن هستند در همسایگی خود، و تکیه بر دست آوردهای سیاست های ویرانگر این حکومت در ایران و در منطقه که بهترین امکان را برای زدو بندهای سیاسی و بازی با کارت این رژیم بنیاد گرا برای گرفتن امتیاز از غرب در اختیارشان قرار داده است، آن دوران فروپاشی، ورشکستگی، خواری و زاری را از سر گذرانده اند، اینک خیال بازگشت به دوران امپراتوری وقدرت گذشته تزارهای روس را داشته و این مرده دیروز جان دوباره یافته است. در گزارشی تلویزیونی و مستند در باره این نگرش و چشم بر گذشته تزاری در روسیه پوتین زده، کوشش برای ایجاد زیربنا و پاگیری آن به روشنی نشان داده و بیان می شد. شعارهای نژاد پرستانه مافیاهای قدرتمند روس، ضددولت ها و مردمان به ویژه ساکن در کشورهای غربی (آمریکا و اروپا)، این بار نه زیر نام پشتیبانی از "کارگران وزحمتکشان و پیشبرد سوسیالیسم" که به روشنی از دیدگاه برتری نژاد روس و قدرت و بزرگی دوران روسیه تزاری، انچام می گیرد. به وجود آوردن گروه ها ی ویژه شستشوی مغزی جوانان، هم چون ایران امروز زیر فرمانروایی ملایان، برای ایجاد دوباره "روسیه بزرگ"زیر پوشش ها و نام های فریب دهنده، (مثلن سازمان تربیت دوباره جوانان بزه کار در مراکزی دور افتاده و ویژه) که نمونه ای از ایجاد سازمان های پیچیده و هراسناک مافیایی است که بی گمان زیر فرمان شخص پوتین و همکاران او سازماندهی و کارایی دارند (هر کسی می تواند با اندک دقتی در رفتار و گفتار تاکنونی این پدر خوانده قلدر، از غرق شدن آن زیر دریایی روسی و رفتاری که با کارکنان آن انجام داد و در حالیکه خود توان و تکنیک نجات گرفتار شدگان در زیر دریایی غرق شده را نداشت، با نپذیرفتن یاری دیگر کشورها که از چنین توانی برخوردار بوده و می توانستند آن کارکنان گرفتار را از چنگال مرگ را برهانند که کوششی بود برای جلوگیری از دسترسی کشورهای دیگر به آگاهی هایی در باره ساخت و پرداخت و چگونگی کار زیر دریایی ها و نیروی دریایی روس و پایانش این شد که در حقیقت همه آنها را در برابر چشم جهانیان با سنگدلی به قتل رساند، تا سیاست نابودی و از میان برداشتن چچن ها، تا قتل مخالفان خود از آن میان قتل چند خبرنگار و روزنامه نگار برجسته، بازی بر سر مسئله انرژی هسته ای ایران، لشگر کشی به گرجستان و..)، نشان های نگران کننده و هشدار دهنده ای است که بوی آتش وخون دارد.

آیا جنگ جهانی دیگری در راه است؟
با درگیری و خونریزی تازه در گرجستان که بیش از همه قدرت نمایی روسیه در برابر زیاده روی های آمریکا و نفوذ و حضور هر روز بیشتر آمریکایی ها در منطقه و حوزه های پیشین قدرت روسیه است که اینک به تصویب شتاب زده، سر خود، یک جانبه و زورگویانه و غیرقانونی ولی رسمی جدایی اوستیای جنوبی و آبخازیا در پارلمان روسیه انجامیده است، امضای قرداد سیستم دفاع موشکی در لهستان بین آمریکا و لهستان (درست پس از تصرف بخش هایی از گرجستان وسیله روس ها)، بالا رفتن بی سابقه تنش بین روسیه، لهستان و اوکرائین و تهدید آشکار روس ها به یورش نظامی همچنین به این کشورها، سوء استفاده روسیه از گره کور هسته ای حکومت اسلامی و اینک کوشش بیشتر برای ژرف تر کردن آن، وجود نیروهای امریکایی در عراق و افغانستان و درگیری ها در این دو کشور، وضع انفجاری در خاورمیانه با نیرو گرفتن بنیاد گرایی اسلامی در منطقه و تحریک و تشویق به ترور و آدمکشی وسیله حکومت ملایان با هزینه کردن از هستی ایرانیان و بر باد دادن سرمایه های مردم ایران، تهدید هر روز اسرائیل به نابودی از سوی آنان و کوشش های اسرائیل که تهدید را کاملن جدی دیده و در برابر آن، که مسئله مرگ و زندگیش در میان است، بی گمان بیکار ننشسته و دست روی دست نگذاشته است، مسئله سوریه (که با پیش آمدها و تنش ها و تحریک های تازه روسیه و حکومت اسلامی، برنامه صلح او با اسرائیل دچار وقفه شده است و آینده این روند روشن نیست)، نیروهای مسلح حزب الله در لبنان و فلسطین که خطر درگیری نظامی در خاورمیانه را افزایش داده است، بحران اقتصادی در جهان و... همه دست به دست هم داده است تا پیش بینی رفتن به سوی یک جنگ جهانی ویرانگر را ترسیم کند. آیا جنگ جهانی دیگری در راه است؟ این پرسشی است که این روزها می تواند در برابر هر انسان آزادی خواه، صلح خواه و بیزار از جنگ و خشونت و خونریزی قرار گرفته و او را فرا خواند که برای پیش گیری از بروز چنین رویداد هراسناک ویرانگری، همه کوشش خود را بکار گیرد. آگر جهان سازمان مللی داشت که می توانست اجازه پیدایش خودکامگان و قلدری های زورمندان و زورگویان را نداده و آنها را بر جای خود می نشاند، جهان کنونی شاهد چنین در گیری ها، خونریزی ها و خطر ها نبود.