هفت روز شهریور


سارا خوزی


• من نمُردم
مرگ را آشکار کردم
دری بودم بسته بر فتوای فرشتگان
چنین است که خفته ام به باغ دشت خاوران. ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
پنج‌شنبه  ۷ شهريور ۱٣٨۷ -  ۲٨ اوت ۲۰۰٨


 
 
 
۱
آری یا نه؟
هیبت خدا بود مرگ
تنهائی نام مشترک ما.
 
۲
بترس مرگ!
من شهریورم
مرا
مرگ تو زیبا می کند.
 
٣
ای دل دست بدار
و مرگ را
به سوی آنان پرتاب کن
آنگاه که دار
دروازهء هستی را می گشاید.
 
۴
افسوس
باغی که دیروز
میوه اش از هجای من رنگ می گرفت
امروز
چشم به انزوای ارغوانی ابری دارد
که واژگانش سینهء دشت را نمی کاوند.
 
۵
ای خاک ستمگر
فردا آوازهایم از دهان تو شنیده خواهند شد
کاهنان آلوده حروف
دخمه ‌ های آسمان را می کاوند
تا مرا
که هزاران سال زنده ام
شصت و هفت روز بمیرانند.
 
۶
ای دهه
دار
دادآر
جنایت آشکار
مرا به یاد آر!
 
۷
من نمُردم
مرگ را آشکار کردم
دری بودم بسته بر فتوای فرشتگان
چنین است که خفته ام به باغ دشت خاوران.
 
شهریور ۱٣٨۷