غزه همین جاست، خود ما هستیم!
گفتگو و گزارش درباره ی کارگران نیشکر هفت تپه


شیرین فامیلی


• اگر فلسطینی ها را در غزه با تیر و تفنگ می کشند، اینها هم با چنین شرایطی ما را می کشند. وقتی ۱۷۰هزار تومان نداری که بچه ات را ثبت نام کنی و اشک در چشمانش حلقه می زند یا حتی یک کتاب هزار تومانی را نمی توانیم برای او بخریم و چشم پر اشک او را می بینیم، نمی دانید چه حالی به ما دست می دهد ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
چهارشنبه  ۲۵ دی ۱٣٨۷ -  ۱۴ ژانويه ۲۰۰۹


تهیه - شیرین فامیلی: گفتگوی من با پروانه اسانلو، همسر منصور اسانلو، رئیس سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، گرچه کوتاه بود، اما در گفته های ساده و پر ازدرد او، نکاتی بود که من را به فکر فرو برد. از جمله اینکه او برای تامین زندگی خانواده ناچار است دوشیفت کار کند و از سلامتی خود مایه بگذارد، و این کار را هم با تمام سختی هایش از جمله به خاطر عشق به شوهر و فرزندانش انجام می دهد. اما بر همسران فعالان کارگری دیگر که کار نمی کنند و خانه دار هستند و زندگی آنها فقط از طریق در آمد مرد خانواده تامین می شود، چه می گذرد؟ آنها در غیاب شوهران خود که در زندان هستند و یا در زمانی که حقوق آنها ماه ها عقب می افتد، چه می کنند؟
با این سوال و سوال های مشابه دیگر، به سراغ یکی از فعالان کارگری کارخانه نیشکر هفت تپه رفتم. به او زنگ زدم و گفتم می خواهم با همسرتان صحبت کنم. به گرمی استقبال کرد. شهلا وقتی گوشی را گرفت، با لهجه شیرین خوزستانی گفت: من سخنور نیستم و نمی توانم خوب حرف بزنم. گفتم سخنوری را به آنها که قادرند، می سپاریم. من می خواهم حرف دل شما را بشنوم و صحبت های ساده شما که از هرسخنی شنیدنی تر است. خندید و من پرسیدم:

در باره فعالیت های کارگری همسرتان چه نظری دارید؟
همیشه هر اتفاقی بیفتد، ما با هم هستیم. من همیشه با شوهرم همراه بوده ام، حتی وقتی اطلاعات زنگ می زند و او را احضار می کند، من دم در می ایستم تا برگردد. در تظاهرات یا اعتصابات هم با او همراه بوده ام. هنگام دادگاه هم بدون آن که بتوانند جلوی مرا بگیرند، داخل دادگاه شدم و با قاضی صحبت کردم. من تا آنجایی که بتوانم با او همراهی کرده و در هماهنگ کردن کارهایش به او کمک کرده ام. طی این دو سال در تمام کارها و مثل یک مرد پا به پای شوهرم بوده ام.

یعنی شما از فعالیت های او حمایت میکنید با همه مشکلات وعواقبی که دارد؟
خوب وقتی مرد خانه نیست، تمام مسئولیت ها به عهده زن می افتد. در این یکی دو سال که حقوق ها را دیر می پرداختند و مشکلات زیادی وجود داشت، تمام مشکلات بر دوش (من) زن خانه می افتاد. وقتی وضع مالی خانواده بد است، باید هر جور شده مایحتاج زندگی را تهیه کرد، چون نمی شود بچه ها گرسنه و بدون لباس بمانند. این زن است که باید برای تهیه مایحتاج تلاش کند و فشار بر روی زن ها بیشتر است تا مردها.

اگر قرار بود شما الان با یکی از مسئولان کشوری درباره وصع خودتان صحبت کنید به او چه می گفتید؟
من اگر با یکی از مسئولان کشور رو به رو شوم، فقط این را می پرسم: اگر فقط یک ماه حقوق نگیری، زندگی ات چگونه می گذرد؟ با این فشار اقتصادی که روی کارگرها است، اگر هیچ مایحتاجی در خانه نباشد، چگونه حتی یک ماه بدون حقوق زندگی می کنند؟ مسئولان نمی فهمند و متوجه وضعیت ما نیستند. در حال حاضر با توجه به فقر اقتصادی در ایران و تورم و گرانی سرسام آور که به مردم فشار می آورد، حالا اگر به یک کارگر سه یا چهارماه هم حقوق ندهند، ببینید که چه فشاری است.
آقای مسئول! من که پول ندارم، وقتی به مغازه ای می روم تا خرید کنم و مغازه دار می گوید، خانم بدهی تو زیاد شده است و من نمی توانم دیگر نسیه بدهم، می دانید که من چه حالی می شوم؟
زن و بچه اینها که از این وضعیت خبر ندارند و یک کنیز یا برده دارند که همه چیز را برای آنها فراهم می کنند و آفتابه و لگن می آورند تا دست هایشان را بشویند. آنها در خانه نشسته اند، می خورند و می پاشند و از هیچ چیز خبر ندارند، از دل ما و از دل بچه های ما خبر ندارند. خانم یا آقای عزیز که مسئولی! فقط یک ماه به تو حقوق ندهند، یا یک ماه به نیروی انتظامی حقوق ندهند، زن و بچه های آنها چکار می کنند؟ مغازه دار به من می گوید، کی به تو حقوق می دهند؟ چون ما هم مغازه دار هستیم و می خواهیم خرید کنیم، اگر پول دستمان نباشد نمی توانیم خرید کنیم یا چک ما باید پاس شود. فکر می کنید من وقتی این حرف ها را می شنوم چه حالی پیدا می کنم؟

آیا این وضع یعنی اینکه بروید در مغازه بخواهیدخرید کنید و مغازه دار به شما جنس ندهد چون پول ندارید و یا طلب ها را نداده اید، برای خود شما پیش آمده؟
وقتی من نتوانسته ام حساب خود را بدهم و از من پرسیده اند، پس شرکت کی می خواهد حقوق بدهد؟ من این حرف را خودم شنیدم .این حرف برای من از فحش هم بدتر است. ما حتی نتوانستیم دخترم را در کلاس کنکور ثبت نام کنیم و نمی دانید چقدر ناراحت بودیم. راستش غزه خود ما هستیم، بچه های ما هستند. اگر فلسطینی ها را در غزه با تیر و تفنگ می کشند، اینها هم با چنین شرایطی ما را می کشند. وقتی ۱۷۰هزار تومان نداری که بچه ات را ثبت نام کنی و اشک در چشمانش حلقه می زند یا حتی یک کتاب هزار تومانی را نمی توانیم برای او بخریم و چشم پر اشک او را می بینیم، نمی دانید چه حالی به ما دست می دهد.

اولین دستاورد سندیکا؛ افزایش ۶۷ هزارتومانی مزایا برای کارگران

پس از گفتگویی که با شهلا داشتم، تصمیم گرفتم با برخی از کارگران شاغل در شرکت نیشکر هفت تپه هم صحبت کنم و ببینم پس از سال ها تلاش آنها برای راه اندازی سندیکای کارگران این شرکت، و رنج هایی که بر خانواده آنها تحمیل شده و پس از قریب به دو دهه از تعطیلی اجباری آن نتیچه چیست.
یکی از کارگرانی که با او صحبت کردم، گفت راه اندازی سندیکا مدیون پشتیبانی هزاران کارگر شرکت نیشکر هفت تپه بود. او با اشاره به اینکه نمایندگان کارگران برای روزهای متمادی زندانی شده بودند و اکنون نیز در انتظار حکم دادگاه انقلاب دزفول در مورد اتهام «تبلیغ علیه نظام» هستند، گفت اینگونه برخوردها و همچنین تهدیدهای دستگاه های امنیتی، نتیجه ای جز راسخ تر شدن کارگران در پشتیبانی از تشکل مستقل صنفی شان نداشته است. اشاره او به بازداشت چند تن از نمایندگان کارگران در پایان اعتصاب بزرگ آذر ماه سال گذشته بود.
کارگر دیگری نیز به من گفت سندیکا در مدت کوتاهی که از راه اندازی اش می گذرد، دستاوردهایی داشته که رضایت کارگران را به دنبال داشته است. به گفته این کارگر، افزایش ۶۷ هزار تومانی مزایای کارگران، مانند افزایش حق غذای کارگران از ۱۵ هزار تومان به ۴۵ هزار تومان، افزایش حق ایاب و ذهاب از ۲۵ هزار تومان به ٣۷ هزار تومان و افزایش حق همسر از دو هزار تومان به ۱۴ هزار تومان نتیجه مذاکرات نمایندگان کارگران در سندیکا با مدیریت شرکت بوده است.
در عین حال، با پیگیری های سندیکا، روند استخدام رسمی کارگران قراردادی که برخی از آنان تا ۱۵ سال سابقه کار در شرکت نیشکر هفت تپه را دارند، آغاز شده است. یکی از این کارگران گفت تاکنون استخدام رسمی ٣٨۰ نفر قطعی شده است.