سیاست خارجی جمهوری اسلامی و امیدهای واهی


سهراب مبشری


• دستگاه ولایت فقیه در جمهوری اسلامی از چنان قدرتی برخوردار است که نگذارد هیچ نهاد دیگری در ایران، مدال تنش زدایی از سیاست خارجی را به سینه خود بزند. ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
شنبه  ۲ خرداد ۱٣٨٨ -  ۲٣ می ۲۰۰۹


 
 
 
بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل این هفته در واشنگتن بود. او   کوشید پروژه هسته ای جمهوری اسلامی را به محور گفتگوهای خود با باراک اوباما تبدیل کند. اما از دیدگاه دولت آمریکا، اختلاف اسرائیل و فلسطینی ها موضوع اصلی مذاکرات با نخست وزیر جدید اسرائیل بود. درباره توافق های احتمالی دو طرف خبری منتشر نشد. پس از گفتگو با نتانیاهو، اوباما گفت شخصاً خواهد کوشید نظر مساعد رهبران عرب به بهبود روابط با اسرائیل را جلب کند. رئیس جمهور آمریکا از نتانیاهو توقف فوری ساختن شهرکهای جدید یهودی نشین در کرانه غربی رود اردن را خواستار شد و بار دیگر بر ضرورت تشکیل دولت فلسطینی در کنار اسرائیل تأکید ورزید. نتانیاهو از پذیرش این خواستهای آمریکا خودداری کرد. او در مورد آینده فلسطینی ها تنها گفت که آنها باید بتوانند در چارچوبی که امنیت اسرائیل را به خطر نیافکند امور خود را اداره کنند.
در مورد پروژه هسته ای ایران، اوباما پیش از دیدار خود با نتانیاهو گفته بود در صدد است پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران، وارد مذاکره با ایران شود. رئیس جمهور آمریکا در جریان دیدار نخست وزیر اسرائیل از واشنگتن گفت در برابر ایران هیچ گزینه ای، از جمله اقدام نظامی از نظر او منتفی نیست. این سخنان اوباما، مغایر با پیام نوروزی او بود که طی آن اوباما گفته بود باید در گفتگو تهدید به زور را کنار گذاشت.
از سوی مقامات آمریکایی برنامه های زمانی مختلفی در مورد گفتگوها با ایران مطرح شده است. از قول اوباما گفته اند رئیس جمهور آمریکا می خواهد تا پایان سال ۲۰۰۹ یعنی دی ماه ۱٣٨٨ نتایج مذاکرات با ایران را بررسی کند و آنگاه درباره اقدامات بعدی تصمیم بگیرد. برخی دیگر از مقامات آمریکایی از موعدی در سپتامبر یا اکتبر ۲۰۰۹ برای جمعبندی گفتگوها با ایران سخن گفته و افزوده اند اگر تا آن هنگام برنامه هسته ای ایران متوقف نشده باشد، «دچار مشکل خواهیم شد». تلاش دولت اسرائیل این است که واشنگتن محدودیت زمانی برای سیاست کنونی خود در قبال ایران را بپذیرد. از نظر نتانیاهو، هر چه موعد تعیین شده برای نتیجه گیری از مذاکرات با جمهوری اسلامی زودتر باشد بهتر است. دولت اسرائیل می گوید گفتگوهای طولانی با ایران تنها به جمهوری اسلامی زمان خواهد داد تا پروژه هسته ای خود را پیش ببرد. نخست وزیر جدید اسرائیل می کوشد در منطقه اتحادی میان کشورش و کشورهای عرب علیه پروژه هسته ای جمهوری اسلامی ایجاد کند. نتانیاهو در آمریکا گفت در دهه های اخیر هرگز تا حد امروز میان اعراب و اسرائیل احساس مشترک خطر نیرومند نبوده است.
آنچه نتانیاهو را امیدوار کرده است که بتواند بدون تغییر اساسی در وضعیت فلسطینی ها روابط اسرائیل با دولتهای عرب را حول نگرانی مشترک از قدرت گیری جمهوری اسلامی بهبود بخشد، تنش های اخیر در مناسبات تهران با برخی کشورهای عرب است. اخیراً دولت مصر جمهوری اسلامی را متهم به تلاش برای گسترش تشیع کرده است. در این ارتباط افرادی نیز در مصر دستگیر شده اند که در مظان اتهام به فعالیت برای حزب الله لبنان و کمک رساندن به حماس در نوار غزه از طریق مصر قرار دارند. امارات متحده عربی نیز به روال سابق هر از چندی ادعای خود بر تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی را تکرار می کند و این ادعا همواره مورد حمایت تقریباً همه اعضای اتحادیه عرب قرار می گیرد. دولت یمن مدعی حمایت جمهوری اسلامی از شورشیان یمن است. مقامات چند کشور عرب در مورد برنامه هسته ای جمهوری اسلامی ابراز نگرانی کرده اند. این همه، دولت اسرائیل را متقاعد کرده است برای کشورهای عرب، نیرومندتر شدن جمهوری اسلامی بیشتر مایه نگرانی است تا وضعیت فلسطینی ها.
دولت جرج دبلیو بوش رئیس جمهور پیشین آمریکا سالها کوشید از طریق تحریم و تهدید نظامی، پروژه هسته ای جمهوری اسلامی را متوقف کند. اما دولت بوش هر چه به پایان دوره زمامداری وی نزدیک شد، از مقابله نظامی با ایران بیشتر فاصله گرفت و به لحن آشتی جویانه تری در قبال تهران روی آورد. به عبارتی، سیاست کنونی دولت اوباما در مورد ایران، ادامه سیاست ماه های آخر ریاست جمهوری بوش است با صراحتی بیشتر. اکنون به نظر می رسد برخی مقامات آمریکایی امیدهایی به انتخابات ریاست جمهوری ایران بسته اند. اگر چنین نبود، اوباما گفتگو با ایران را موکول به زمان پس از انتخابات در جمهوری اسلامی نمی کرد.
معلوم نیست چرا رئیس جمهور آمریکا ارتباطی مستقیم میان برنامه خود برای مذاکره با جمهوری اسلامی و تعیین تکلیف ریاست جمهوری ایران می بیند. اگر تصور اوباما این باشد که در نظام سیاسی ایران و در چارچوب تناسب کنونی قوا در جمهوری اسلامی، رئیس جمهور نقش تعیین کننده در تعیین سیاست خارجی دارد، مشاوران رئیس جمهور آمریکا تصویری واقع بینانه از ایران به اوباما ارائه نکرده اند. و اگر رئیس جمهور آمریکا گمان می کند انتخاب رئیس جمهوری که مثلاً کمتر از احمدی نژاد از چشم انداز نابودی اسرائیل سخن بگوید، سیاست خارجی تهران را تغییر خواهد داد، به خطا رفته است. این خطا را دولت کلینتون نیز هنگام ریاست جمهوری خاتمی مرتکب شد. کلینتون بیهوده در راهروهای ساختمان سازمان ملل به انتظار این ایستاد که شاید فرصتی برای دست دادن با خاتمی پیش آید، غافل از آنکه قبل از سفر خاتمی به نیویورک، خامنه ای او را از هر گونه تماس با دولت آمریکا بر حذر داشته بود.
اینکه جای احمدی نژاد را کس دیگری بگیرد، چشم انداز امیدوارکننده ای برای روابط ایران و آمریکا نخواهد گشود. حتی شاید بتوان گفت از میان رقبای انتخاباتی احمدی نژاد، برای هر کس دیگر که برنده شود پاسخ مساعد دادن به دستی که اوباما به سوی ایران دراز کرده است دشوارتر خواهد بود. سیاست خارجی ایران را رهبر جمهوری اسلامی تعیین می کند. خامنه ای بارها کوشیده است موقعیت برتر خود در نظام سیاسی ایران را به رخ طرفهای خارجی بکشد اما به عللی که معلوم نیست، غرب این علائم را ندیده یا درست تفسیر نکرده است. شاید دولتهای غربی به نقش رئیس جمهور در ایران پر بها می دهند و شاید بر آنند که با خطاب قرار دادن رئیس جمهور و بی اعتنایی به مقام ولایت، نقش رئیس جمهور در ایران را تقویت کنند. در هر دو حالت، چنین برخوردی به جمهوری اسلامی بر ارزیابی درستی از تناسب قوا در جمهوری اسلامی استوار نیست. امید بستن به این که رئیس جمهوری در جمهوری اسلامی بتواند علیرغم میل رهبر و در تقابل با او، مناسبات با غرب را بهبود بخشد، امیدی واهی بیش نیست. دستگاه ولایت فقیه در جمهوری اسلامی از چنان قدرتی برخوردار است که نگذارد هیچ نهاد دیگری در ایران، مدال تنش زدایی از سیاست خارجی را به سینه خود بزند. به ویژه اگر رئیس جمهور مانند خاتمی وابسته به جناحی باشد که رهبری جمهوری اسلامی مایل به محدود نگه داشتن نفوذ آن است، این تصور که چنین رئیس جمهوری خواهد توانست بدون نظر مساعد «بیت رهبری» یا حتی علیرغم میل آن گره سی ساله مناسبات ایران و غرب را بگشاید، خطاست.
آیا این بدان معنی است که انتظار تنش زدایی در صورت پیروزی مجدد احمدی نژاد در انتخابات پیش رو واقع بینانه تر است؟ این پرسش، جای علت و معلول را عوض می کند. واقعیت این است که تعیین تکلیف ریاست جمهوری تا حدی وابسته به اراده رهبری جمهوری اسلامی برای تنش زدایی یا تنش فزایی است نه بر عکس. اگر رهبری جمهوری اسلامی بخواهد از تشنج در مناسبات با غرب بکاهد، این هدف را در انتخابات ریاست جمهوری نیز منظور خواهد داشت. بعید نیست زمانی رهبری جمهوری اسلامی بدین نتیجه برسد که باید برای پیشبرد اهداف سیاست خارجی خود، مهره ای را نامزد ریاست جمهوری کند که از نظر غرب به عنوان طرف مذاکره تا حدی پذیرفتنی باشد. شواهد، حاکی از این نیست که در حال حاضر رهبری جمهوری اسلامی مایل به فشردن دستی است که اوباما به سمت ایران دراز کرده است. به نظر می رسد رهبری جمهوری اسلامی قصد دارد به تقابل تنش آمیزی که تصور می کند ابعاد آن را تحت کنترل خواهد داشت، ادامه دهد، به ویژه آنکه این رویارویی محدود و کنترل شده در سالهای اخیر نه تنها موجودیت جمهوری اسلامی را به خطر نیافکنده، بلکه بر قدرت و نفوذ آن در منطقه افزوده و در داخل کشور امکان سرکوب هر صدای مخالف به بهانه مقابله با دشمنان خارجی را به حکومت داده است. به نظر می رسد واقع بینانه ترین انتظار، این است که رهبری جمهوری اسلامی همین سیاست را ادامه دهد و رئیس جمهور آینده را نیز وادار به تبعیت از همین سیاست کند.
البته آنچه در مورد محدود بودن و قابل کنترل بودن نتایج این سیاست خارجی گفته شد، در مورد عواقب این مشی برای حکومت صادق است. تا آنجا که به وضعیت زندگی مردم مربوط می شود، ماجراجویی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی بر ابعاد مشکلات گسترده و جانکاهی که اکثریت مردم ایران با آن مواجهند می افزاید. اکنون اقتصاد ایران هم از تأثیر بحران اقتصادی جهانی رنج می برد و هم از عواقب رویارویی جمهوری اسلامی با جهان خارج و به ویژه تحریمهای اعمال شده علیه ایران. اگر در منطقه خاورمیانه اتحادی علیه بلندپروازی های جمهوری اسلامی شکل گیرد که احتمال آن کم نیست، اقتصاد ایران روزهای باز هم سخت تری را خواهد دید.