در راه تداوم جنبش ۲۲ خرداد


احمد مرادی


• جنبش ۲۲ خرداد، در عرصه داخلی توانست قبل از همه اتحاد وسیعی از نیروهای مختلف با گرایشات و دیدگاههای گوناگون سیاسی را در گستره تمام جامعه جدا از تعلقات ملی، طبقاتی، مذهبی و جنسی آنها زیر شعارهای واحد با هدف تغییر وضعیت حاکم بر جامعه و آغاز زندگی انسانی نوین فارغ از زور و فشار و محدودیتها سامان دهد ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
دوشنبه  ۱۵ تير ۱٣٨٨ -  ۶ ژوئيه ۲۰۰۹


همانگونه که پیش بینی میشد، دولت کودتا با اتکا به نیروی زور و سرکوب و کشتار، بر دامنه دستگیریها و شکار و شکنجه آزادیخواهان کشور بویژه بدنبال « قانونیت » بخشیدن به نتیجه انتخابات و تأیید ریاست جمهوری احمدی نژاد افزوده و تلاش میورزد با نمایش شوهای تلویزیونی و آوردن چهره های سیاسی متشخص موسوم به اصلاح طلبان جامعه و واداشتن آنان به « اعترافات » ، مشروعیت از دست رفته خود را بازگرداند. رژیم جمهوری اسلامی با این اقدامات غیر انسانی خود قبل از همه تلاش میورزد که فضای رعب و وحشت را بر جامعه حاکم گردانده ، میان رهبری جنبش و توده مردم شکاف انداخته و با حمله به اماکن و منازل مردم و حتی تخریب وسایل شخصی آنان قدرت مطلقه خود را به مردم نشان دهد.
قدر مسلم آنکه، مجموعه این اقدامات چیزی جز عجز و درماندگی و ضعف رژیم در قبال اراده میلیونی توده مردمی که خواهان جامعه ای مدنی، دمکراتیک و غیر ولایت فقیهی هستند نمی باشد. مجموعه عملکرد نظام در طی این مدت با هیچ عرف و قواعد انسانی و مدنی و حتی با همان تفاسیر نیکشان از مذهب اسلام و روایتهای مربوط به عملکرد امامان و فرهیختگان دین اسلام قرابتی نداشته و در این بین، بر خلاف تمامی ترفندها و تبلیغات و عوامفریبی های رژیم، این توده مردم هستند که پیروز و سربلند وقایع هفته های گذشته هستند. این جنبش بر خلاف تصویر ظاهری که رژیم تلاش میورزد از آن بعنوان قدرتمداری هر چه بیشتر خود بهره جوید، حاوی درسها و دستاوردهای بس ارزشمندی بویژه برای توده مردم بود.
جنبش ۲۲ خرداد، در عرصه داخلی توانست قبل از همه اتحاد وسیعی از نیروهای مختلف با گرایشات و دیدگاههای گوناگون سیاسی را در گستره تمام جامعه جدا از تعلقات ملی، طبقاتی، مذهبی و جنسی آنها زیر شعارهای واحد با هدف تغییر وضعیت حاکم بر جامعه و آغاز زندگی انسانی نوین فارغ از زور و فشار و محدودیتها سامان دهد. اعتراضات وسیع توده مردم که دولتمردان جمهوری اسلامی و حتی آقایان موسوی و کروبی نیز انتظار آنرا نداشتند، در روند خود از سویی رادیکالیزه شدن کاندیداهای اصلاح طلب را موجب گردید و از سویی دیگر شکاف عمیقی را در ساخت حکومت و ارگانهای وابسته به آن، از روحانیون گرفته تا سپاه و بسیج و غیره بوجود آورد.
این جنبش توانست با حضور مسالمت آمیز خود در صحنه سیاسی کشور، نهایت درایت و روشن بینی و سطح رشد فکری نسل نوین جامعه را به نمایش گذارده و با افشا نمودن چهره کریه و ریاکارانه حکام جمهوری اسلامی و در رآس آنان سید علی خامنه ای ، ناسازگاری خود را با چنین نظامی آشکارا بیان نماید. رژیم جمهوری اسلامی با انتخاب گزینه ایستادگی در مقابل اراده میلیونی توده مردم ، همان اندک مشروعیت و اعتبار خود را نیز در ابعاد کل جامعه از دست داد، و اگر تا دیروز مجموعه اعتراضات عمدتا در چارچوب نظام جمهوری اسلامی صورت میگرفت، باید یقین داشت که حرکتهای بعدی قطعا متوجه کل نظام خواهد بود. رژیم جمهوری اسلامی با انتخاب این گزینه و گسترش دامنه بگیر و به بندها و کشتارها، نه تنها نمیتواند بر اراده قاطع توده مردم فائق آید، بلکه رفته رفته و عملا نیروهای هر چه بیشتری را از خود رانده و به جبهه براندازان نظام سوق میدهد.
در عرصه بین المللی، جنبش ۲۲ خرداد قبل از همه در نگرش جهانیان نسبت به ایرانیان که با موضعگیریهای نابخردانه و سخنرانیهای شرم آور برخی مقامات رژیم همچون احمدی نژاد خدشه دار شده بود، تحولی ایجاد نموده و آنان را به تعمل واداشت. این جنبش در جبهه نیروهای سیاسی ایران و فعالین جنبشهای مدنی و حقوق بشری خارج از کشورحرکت نوینی را دمیده و تحت تأثیر مبارزات میلیونی توده مردم چنان اتحاد گسترده ای در طی این دو هفته میان جریانات و گرایشات مختلف سیاسی صورت گرفت که در طی سی سال اخیر بی نظیر بود. با تظاهرات اعتراضی هزاران تن از نیروهای ملی و سیاسی خارج از کشور، رژیم جمهوری اسلامی در انظار جهانی بیش از پیش به انزوا کشیده شده و حمایتهای مستقیم و ضمنی بسیاری از دولتها و مردم این کشورها را با مردم ایران بهمراه داشت. در تظاهرات اعتراضی نیروهای خارج از کشور، بسیاری از شهروندان این کشورها به نشانه همبستگی با مبارزات مردم ایران علیه جهل و خرافات و استبداد یا در این تظاهرات شرکت نمودند و یا بنحوی حمایت خود را از مبارزه انسانی و عدالتجویانه آنان اعلام نمودند. بیاد ندا و دیگر قربانیان وقایع هفته های گذشته آهنگها سروده شد، شعرها گفته شد و با دیدن صحنه دلخراش مرگ او، هزاران تن در کشورهای دیگر گریستند.
امروز با اینکه جنبش حق طلبانه توده مردم بدنبال گسترش سرکوبی و ضرب و شتم و دستگیری و کشتار هزاران تن از رزمندگان راه آزادی و عدالت اجتماعی در حالت رکود قرار داشته و رژیم بزعم خود توانسته است روحیه سرخوردگی و شکست و درماندگی را برای یک مقطع کوتاه در میان مردم حاکم گرداند، اما باید یقین داشت که هیچ نیرویی توان جلوداری از اراده توده مردم و عزم آنان برای تعیین سرنوشت خود نداشته و هرگز قادر به حذف و نفی آرمانهای این جنبش نخواهد بود و همانطور که تجربه مبارزاتی تاریخ انسانها آموخته است، هر مبارزه ای الزاما با افت و خیزها و پیشرویها و پسرویهایی همراه است و تاریخ مبارزاتی همه خلقهای جهان نشان داده است که طرد استبداد و کسب پیروزی نهایی لاجرم با پرداخت گاها هزینه های سنگینی همراه است. خوشبختانه امروز در این راه مردم ایران تنها نیستند و آنان در مبارزه حق طلبانه خویش علاوه بر هزاران ایرانی آزادیخواه مقیم کشورهای دیگر، در عین حال از پشتیبانی بسیاری از دولتها و میلیونها انسان آزاده و دمکرات دیگر کشورها برخوردار هستند.
اما این جنبش برای تداوم موفقیت آمیز خود نیازمند بازبینی مجدد از شکل و مضمون تاکتیکها و تجزیه و تحلیل نقاط ضعف و قوت خود است. مشخصه اصلی این جنبش سیالیت آن بود و نقطه ضعف عمده آن همانگونه که مشاهده گردید از آن عبارت بود که در رأس اعتراضات توده مردم حزب مشخص و فراگیری که بتواند با رهنمودهای خود توده مردم را رهبری کرده و به خیابانها بکشاند وجود نداشته و در سایه فقدان چنین تشکل و یا تشکلهایی بود که عناصری چون موسوی و کروبی این نقش را ایفا نموده و عملا در رأس جنبش و بعنوان نیروی راهبری توده ها قرار گرفتند. لذا مسئله تشکل توده ها و چگونگی آن از موضوعات محوری است که فراروی فعالین سیاسی درون کشور قرار دارد.
نکته قابل توجه دیگر در این رابطه، پیوند میان جنبش و رهبری است و واقعیت اینست که اگر تا دیروز میان مطالبات توده مردم و نیروی رهبری کننده هماهنگی وجود داشت، اما امروز جنبش مطالباتی مردم وارد فاز رادیکالتری گردیده است و اگر تا دیروز سطح خواسته ها و اعتراضات عمدتا در چارچوب نظام جمهوری مطرح میگردید، امروز سطح این مطالبات به میزان زیاد و تعین کننده ای از چارچوب حفظ نظام و یا مشروعیت بخشیدن بدان خارج گردیده است. این مضمون مطالبات قاعدتا رهبری متناسب خود را نیز می طلبد و در این بین، رهبری جنبش لاجرم باید تکلیف خود را روشن کند، یا آن همگام با درجه رشد سطح شعارها و خواسته های مردم خود را ارتقا خواهد داد و یا اینکه جنبش آتی رهبران دیگری را برای خود خواهد گزید، امری که آتیه آنرا نشان خواهد داد.