توهم آفرینی به سود کیست؟


مسعود نقره کار


• ادعا وتبلیغ شکست کودتا و کودتا گران غیرواقعی و زیانبار است. جایگزین کردن واقعیت, شناخت و شفافیت با توهم و توهم آفرینی و مصادره های به مطلوب در نهایت به سود حکومت اسلامی خواهد شد. اگر پنداربافانه حریف را شکست خورده بپنداریم تداوم شکست خویش را طولانی تر خواهیم کرد ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
سه‌شنبه  ۲٣ تير ۱٣٨٨ -  ۱۴ ژوئيه ۲۰۰۹


خیزش آزادیخواهانه بخشی از مردم میهنمان سرکوب شد. سرکوبی وحشیانه و خونین, جز این هم از حکومت اسلامی انتظار نمی رفت. سوءسابقه ی سی ساله دارد این جنایتکار سنگدل.
تقلب در انتخابات ریاست جمهوری حکومت اسلامی بهانه ی این خیزش مدنی و خشونت ستیز شد. بخشی از جان به لب رسیدگان از ستمگری های حکومت اسلامی از این فرصت مناسب بدرستی بهره برده و خواست های سرکوب شده شان را فریاد کرده اند. اینان دادخواه بیدادی شده اند که سی سال بر مردم میهنمان روا داشته شده است. ذات دادخواهی این بیداد شعارها و خواست های "رای من کجاست؟" و "ابطال انتخابات" را به "مرگ بر دیکتاتوری" که بیان نفی حکومت اسلامی ست, فرا رویاند.
در نگاه بسیاری از دوستان اصلاح طلب در خارج کشور- که مخاطب این نوشتار هستند- شعارهای به موقع و درست "رای من کجاست؟" و "ابطال انتخابات" باران رحمتی شکوفه آفرین پنداشته شده اند, اما شعار "مرگ بر دیکتاتوری" و شعارهایی ناظر بر نفی حکومت اسلامی سیلی ویرانگر, که حتی ممکن است "جنبش سبز" را هم با خود ببرد. این شعار, و شعارهایی که به ویژه در ۱٨ تیر حکومت اسلامی را نشانه گرفته اند عده ای از دوستان اصلاح طلب در خارج کشور- به ویژه آن بخش را که به گفته ی خودشان در پی بر اندازی رژیم جمهوری اسلامی نیستند و فقط به اصلاح قانونی آن دل بسته اند- به وحشت انداخته است. نشانه گرفتن کلیت نظام اسلامی از سوی تظاهر کنندگان, که از همان فردای مطرح شدن "تقلب در انتخابات" آغاز شد, نشان از این دارد که در داخل ایران گوشی برای شنیدن اندرزهای این دست از دوستان اصلاح طلب در خارج از کشور وجود ندارد والا می بایست آزادیخواهان میهنمان به اندرزهای بی خطر اینان گوش می کردند. از میان انبوهی از این نوع اندرزها به نمونه ای از رهنمودهای آقای فرخ نگهدار و همفکران شان اشاره می کنم:
"... جنبش دموکراتیک ایران باید تنها "راه حل های ممکن" در کادر جمهوری اسلامی ایران را در دستور خود قرار دهد و از آن فراتر نرود. بر این اساس هر نوع حرکت سیاسی باید لزوما خصلت مطالباتی خود را حفظ کند و در کادر قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران طراحی شود."
"زیاده خواهی، به چالش کشیدن تمام قدرت رهبری نظام... اشتباه بزرگی است" و "مردم باید از زیاده خواهی پرهیز کنند و در حد شعار رای من کجاست و ابطال انتخابات باقی بمانند". و...
شگفت اینکه آقای مهندس موسوی که خود به دنبال شعارهای مردم کشیده شده است از این دست دوستان "چپ" و اصلاح طلب در خارج کشور واقع بین تر شده است, آقای موسوی در بیانیه شماره ۹ خود گفته است: "در ابتدا هدف همه ما از شرکت در انتخابات آن بود که عقلانیت دینی به فضای مدیریت کشور بازگردد، لیکن در میانه مسیر به اهدافی بسیار بلندتر هدایت شدیم." او در واقع می خواهد بگوید, و گفته است, که مردم او را بدل به نماینده سطحی دیگر از مطالبات شان کرده اند و جنبش مطالباتی مردم رادیکال تر شده است و سطح خواسته ها و اعتراضات به میزان چشمگیری از چارچوب حفظ نظام اسلامی و ولایت مطلقه فقیه و مشروعیت بخشیدن به این نظام خارج شده است. واقعیتی که متاسفانه هنوز مورد توجه برخی از اصلاح طلبان هیجان زده در خارج کشور قرار نگرفته است.

توهم شکست کودتا

تلخ و دردناک اما واقعیت است, کودتاگران در گام نخست خیزش ناباورانه و غافلگیر کننده مردم را سرکوب کردند. دلیل پیروزی موقت کودتاگران هم نه طرح شعارهای رادیکال از سوی مردم, که کارایی سرکوب ددمنشانه حکومت, بی پشتوانه گی جنبش خیابانی از سوی کارگران و زحمتکشان و کارکنان دوایر و نهادهای دولتی و خصوصی, و بازاریان و کسبه, فقدان یک تشکل فراگیر غیرحکومتی و... هستند.
فروکش کردن این خیزش آزادیخواهانه اما درس ها دارد که برای پیروزی در گام های بعدی کمک کننده خواهند بود. یکی ازدرس ها این است که دست از توهم آفرینی و قلب واقعیت به میل خود, و مصادره به مطلوب از رخدادها بر داریم. جایگزین کردن واقعیت, شناخت و شفافیت با توهم و توهم آفرینی, مصادره های به مطلوب و در نهایت به سود حکومت اسلامی خواهد بود.
زمینه های بحث توهم و توهم آفرینی ناظر بر کدام شواهد و مستندات هستند:
۱- اصلاح طلبان داخل و خارج از کشور اصلاح پذیری حکومت اسلامی را, مستقیم و غیرمستقیم, تبلیغ و ترویج می کنند. اینان با استناد به مقاله ها و رهنمودهای شان هم امروز حتی به دنبال اصلاح حکومت اسلامی اند, و هنوزدر خارج از کشور نیز به مانند آقایان موسوی و کروبی خود را حافظ نظام اسلامی- فقاهتی می پندارند. برخی از این دوستان خوشبحتانه پس از سخنرانی خامنه ای در نماز جمعه و تایید انتخابات و احمدی نژاد, انتقاد از شخص خامنه ای را شروع کرده اند, با این حال شوربختانه هنوز اصلاح پذیری حکومت را نیز تبلیغ می کنند.
۲- اصلاح طلبان با ام الفساد وانمود کردن احمدی نژاد و برجسته کردن غیرواقعی نقش او, تدارکاتچی نظام را قدرت اصلی جلوه می دهند نه خود نظام و رهبر واقعی اش را.
٣- اصلاح طلبان داخل و خارج کشور حضور گسترده مردم را مانع از بروز تقلب های انتخاباتی می پنداشتند و چشم انتظار "بزیر کشیدن احمدی نژاد در پای صندوق رای" بودند. پس از رو شدن تقلب های انتخاباتی این خوشبینی به سوی آیت الله خامنه ای قد کشید: "آقای خامنه ای در نماز جمعه فردا حاضر می شود، بهتر است قبل از آن که دیر شود، فریاد دادخواهی مردم و همه دلسوزان این کشور را بشنود و رسما به کودتای انتخاباتی نقطه پایان بگذارد".
۴- اصلاح طلبان, به ویژه دوستان اصلاح طلب در خارج از کشور از رخدادها مصادره به مطلوب کرده, و می کنند. اینان به درستی به تقلب در شمارش آرای آقایان موسوی و کروبی اشاره می کنند اما ادعای رژیم و ولی فقیه اش مبنی بر مشارکت بیش از هشتاد و پنج درصدی مردم, یعنی شرکت حدود ۴۰ میلیون در این انتخابات را صحیح می دانند, و باور دارند که هیچ تقلبی در این رابطه صورت نگرفته است. و یا ادعا می کنند که: "تقلب در سی میلیون رای ملت چه نامی جز خیانت بزرگ خواهد داشت". این ادعاهای غیرمستند و بی پایه در بهترین حالت مصادره به مطلوب از رخدادها, و روشی توهم زاست که تحلیل ها و ارزیابی ها را مغرضانه و غیرواقعی جلوه خواهد داد.

********
پس ازگذشت چند روز از کودتای انتخاباتی, برخی از دوستان اصلاح طلب در خارج از کشور شاخصه ی دیگری از توهم آفرینی های شان را به نمایش گذاشته اند, و آن ادعا و تبلیغ درباره شکست کودتا و شکست خامنه ای و احمدی نژاد, و پیروزی مردم است.
کافی ست به تارنماهای ایران امروز, گویا, اتحاد جمهوریخواهان, عصر نو, پیک نت و روزآنلاین مراجعه کنید تا با تعداد قابل ملاحظه ای مقاله با عناوین و ارزیابی هایی که مبلغ و مروج شکست کودتا و برخوردهای غلوآمیز دیگری هستند, مواجه شوید. این ها چند نمونه اند:
"عقب نشینی آیت الله خامنه ای آغاز شد. او که در روز کودتا، مغرور از فتح صندوق های رای، حاضر نبود حتی با کاندیداهای معترض دیدار کند، به محض شروع اعتراضات گسترده خیابانی، هم با مهندس موسوی ملاقات کرد هم نمایندگان کاندیداهای اصلاح طلب را به بیت رهبری دعوت کرد. وی در سخنانش تلاش داشت سبوی شکسته را بازسازی کند.", "واقعیت این است که عوامل دولت نهم که یک "کودتای مخملی" را به خیال خود برنامه‌ریزی کرده بودند شکست خوردند", "اولین, اصلی ترین و مهمترین بازندهء انتخابات ریاست جمهوری خرداد ۸۸، شخص سیدعلی خامنه ای، مقام رهبری و ولی فقیه است", "شبحی در حال تسخیر خیابان هاست, که همانا شبح مردم است", "مردم یگانه پیروز این کارزارند", "حاکمیت و اپوزیسیون سی میلیونی", "احدی به این رژیم و این دستگاه تبلیغاتی دیگر اعتمادی ندارد.", "این نخستین باری است که دستگاه هیولایی- تبلیغاتی رژیم استبدادی در جنگ و دشمنی با حرکت حق طلبانه ملّت ایران چنین درمانده می‌شود و همه جانبه شکست می‌خورد.", "کودتاگران به رهبری خامنه‌ای و احمدی نژاد هرگز شانس رهبری دراز مدت کشور و مردم را ندارند", "در نظام حاکم نیز نارضایتی علیه خامنه ای در حال بالاگرفتن است،... و دیر یا زود شرایط عقب نشینی و حتی کنار گذاشتن وی فراهم می شود", "خامنه ای آخرین سلطان از سلسله ولایت است و مباد آن روز که در سایه غفلت سیاسیون، چکمه پوشان جانشین او شوند", "در واقع امر برای اولین بار حکومتیان به دو جناح کامل تقسیم شده و در مقابل هم صف آرایی کرده اند", "کودتا گران با گذشت هر روز به تنگنای سیاسی و روانی بیشتری دچار می‌شوند.", "آن ها شکست خوردند", "کودتاگران اگرچه با زور و سرکوب، ارعاب و کشتار مردم هم چنان قصد دارند که مترسک خود را بر مسند ریاست جمهوری بنشانند و این جلوس بی شوکت را جشن بگیرند، اما خود بهتر از همه می دانند که شکست خورده اند."و...
و معلوم نیست اگر کودتا شکست خورده است و مردم پیروز شده اند دیگر چرا برخی از اصلاح طلبان حکومتی به مردم رهنمود می دهند که "ترس سلاح کودتاچیان است, نترسیم, آن ها را خلع سلاح کنیم"! و یا از اروپا و امریکا فرمان صادر می کنند که: "مردم نترسید, به خیابانها بریزید, ما با شما هستیم"!
و در میان انبوهه ای از این دست توهم آفرینی ها و اندرزهای غیرمسولانه گاه به ارزیابی هایی حیرت انگیزتر نیز برخورد می کنیم, که کار این "شور حسینی" را به جایی رسانده است که "سایت ایران امروز" تظاهراتی در بروکسل را "سرنوشت ساز" اعلام می کند. و این "سرنوشت سازی" به تظاهراتی در خارج از کشور نسبت داده می شود که ده ها نمونه ی مشابه اش در سراسر جهان برگزار شده است.

برخی از پیامدهای خیزش:

خیزش دلاورانه ی بخشی از مردم میهمان برای همه ی ما - اپوزیسیون حکومت اسلامی در داخل و خارج کشور- غافلگیر کننده و ناباورانه بود. واکنش بخش چشمگیری از مردم خامنه‌ای و مافیای حاکم, و موسوی و کروبی را نیز غافلگیر کرد. حکومت اسلامی اما این خیزش آزادیخواهانه و صلح آمیز را به خاک و خون کشید و سرکوب کرد. دستاورد های این خیزش اما سرکوب شدنی و از میان رفتنی به نظر نمی رسند:
۱- گسترش و تعمیق مبارزه ضددیکتاتوری (ضد ولایت فقیه) با نشانه گرفتن کلیت نظام بعنوان یکی از موانع اصلی دستیابی به دموکراسی در ایران.
۲- نزدیکی و اتحاد عمل نیروهای مختلف با گرایش ها و دیدگاه های گوناگون فکری و سیاسی در داخل کشور.
٣- گسترش و تعمیق اختلاف های جناحی و "دعواهای خانوادگی" در حکومت اسلامی
۴- ایجاد شور و هیجان در خارج از کشور و نزدیکی افراد و نیروهای مختلف با گرایش های گوناگون
۵- بهبود نگاه جهانیان به ایرانیان, به ویژه نسبت به زنان آزادیخواه ایرانی.
اما سرکوب خونین این خیزش عوارضی گذرا نیز خواهد داشت:
۱- بروز و گسترش نومیدی, سرخوردگی و انفعال ناشی از فروکش کردن خیزش.
۲- گسترش فضا و فشار امنیتی – پلیسی در کشور
٣- کشته و زندانی شدن معترضان, کادرها و فعالین جنبش آزادیخواهانه میهنمان
۴- رو آوردن جوانان به مبارزه خشونت آمیز

درس های این خیزش
خیزش بخشی از مردم میهنمان و فروکش کردن موقتی آن, درس های ارزشمندی برای همه ی ما اهالی اپوزیسیون حکومت اسلامی در خارج کشور به همراه آورده است, درس هایی که سرآغازی برای دفتر گشوده شده ی پیروزی مردم میهنمان هستند:
۱- تبلیغ و ترویج اصلاح پذیری نظام اسلامی – فقاهتی و مافیای شکل دهنده اش توهم آفرینی ست.
۲- خواست استعفای دولت کودتا, خواستی به جا و درست است اما غیرواقعی جلوه دادن نقش احمدی نژاد و جدا کردن حساب دولت از نظام ولایی, ولایت مطلقه ی فقیه و نظام جمهوری اسلامی را از زیر ضرب خارج می کند. این روش مردم ایران و جهان را به اشتباه خواهد انداخت, و در نهایت نیز اعتماد آنان را نسبت به اپوزیسیون حکومت اسلامی سلب خواهد کرد.
٣- اعتماد کردن به حکومت اسلامی در برگزاری انتخاباتی آزاد و دموکراتیک, و دیگر شاخصه های مردم سالاری ساده اندیشی و خوشبینی غیرواقع بینانه است. نظام ولایت و اسلامیت با جمهوریت و مردم سالاری تفاوت های ماهوی و سرشتی دارند.
۴- برای زنده نگه داشتن روح مبارزه و اعتراض, و تداوم حضور موفقیت آمیز در حاشیه ی خیزش آزادیخواهانه مردم میهنمان نیازمند بازبینی و بازخوانی مداوم تحلیل ها و ارزیابی ها, ضعف ها, لغزش ها و نقاط قوت خویش, به دور از پنداربافی های زیانبار هستیم.   
ارزیابی واقعی از شرایط و موقعیت مبارزه در داخل کشور و شناخت واقعی و درست از توانایی ها و ظرفیت های نیروهای درگیر در اتخاذ شعارها, خواست ها, راهکارها, تاکتیک ها و هدف های کوتاه مدت و بلندمدت ما در خارج کشور کمک کننده خواهند بود. اگر به نادرستی حریف را شکست خورده بپنداریم تداوم شکست خویش را طولانی تر خواهیم کرد. اگر پندارها و آرزوهای خود را به جای شناخت دقیق و واقعی ضعف ها و قوت های حریف بنشانیم, مردم میهنمان را ضربه پذیرتر کرده ایم. توهم آفرینی هیچگونه سنخییتی با بررسی, تحقیق, مطالعه و ارزیابی واقعی و تاثیرگذار از گفتار و کردار خود و دشمنانمان ندارد, و به وجهه ی اخلاقی و سیاسی اپوزیسیون حکومت اسلامی در خارج از کشور لطمه های بیشتری خواهد زد.