نظرات رنگین کمان اپوزیسیون در مورد خیزش خرداد ۸۸


م. چشمه


• بیشک جوهره جنبش کنونی در جهت نفی نظام ولایت فقیه حرکت میکند، اما همانند یکی از صاحب نظران فوق معتقدم که در حال حاضر میبایست خواستهائی را مطرح کرد که در عین داشتن حقانیت آزادیخواهانه بیشترین حمایت توده ای را داشته باشند. حفظ وحدت (با حفظ اصول و خط کشی های لازم) این رنگین کمان و یا این ائتلاف نانوشته کلید موفقیت جنبش بحساب خواهد آمد ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
چهارشنبه  ٣۱ تير ۱٣٨٨ -  ۲۲ ژوئيه ۲۰۰۹


بررسی جایگاه تاریخی خیزش خرداد ٨٨ مردم ایران و ارزیابی از ماهیت، دستاوردها، نقاط قوت و ضعف این جنبش کماکان در دستور کار آزادیخواهان و تحلیل گران مسائل ایران قرار دارد. امید بر آنست که کماکان این بررسی ها بصورت عاجلانه ادامه یابند.
جنبشی که در ابتدا بر زمینه تقلب رژیم در انتخابات درخواست "ابطال" آنرا پیش کشیده بود، بنظر میرسد علیرغم سرکوب خونین آن در همان روزهای اول توسط نیروهای امنیتی- نظامی رژیم از حرکت نایستاده، گامی بسمت رادیکالیسم برداشته و با فریادهای فراگیر "مرگ بر دیکتاتور" در واقع قلب حاکمیت یعنی ولی فقیه را هدف قرار داده است. از آنجا که بگفته آقای مخملباف و بسیاری دیگر از تحلیلگران رهبری این جنبش بصورت موردی، یعنی گاهی با آقای موسوی و گاهی با مردم (لابد مردم تظاهرکننده و نظرات مطرح شده در اینترنت و رسانه ها) است، بوضوح دیده میشود که از یک سو مردم و از سوی دیگر شخصیتهای روشنفکری این جنبش هر یک ساز خود را میزنند. گرچه در مورد هدف نهائی جنبش یعنی استقرار دمکراسی در ایران اکنون در میان بسیاری از روشنفکران، چه اصلاح طلب و چه تحول طلب نوعی اجماع حاصل شده است، اما در مورد مضمون، اهداف و خواستهای مرحله ای (حداقلی) چنین چیزی مشاهده نمیشود. در اکثر موارد معلوم نیست خواستهای مطرح شده حداقلی اند و یا حداکثری! بد نیست در اینجا به شمه ای از خواستها و اهداف مطرح شده توسط پاره ای از شخصیتهای اپوزیسیون اشاره کنیم:

۱. شمه ای از نظرات مطرح شده
آقای میر حسین موسوی که کماکان جایگاه مهمی در خیزش اخیر مردم داراست خواست این مرحله را اعلام غیرمشروع بودن دولت احمدی نژاد توسط حاکمیت، آزادی زندانیان سیاسی، و خواست نهائی خود را بازگشت به ارزشهای دوران اول انقلاب تبلیغ کرده است. دیروز اما در اخبار آمده بود که آقای خاتمی همراه با مجمع روحانیون مبارز خواست کنونی را برگزاری رفراندوم در مورد سلامت انتخابات و مشروعیت دولت احمدی نژاد پیشنهاد کرده اند. گرچه معلوم نیست که آیا آقای موسوی این درخواست را تاکنون تأیید کرده است یا نه. آقای مخملباف یکی از اصلاح طلبان و سخنگویان جنبش سبز در خارج کشور در مصاحبه با صدای آمریکا بتاریخ ۱۶ ژوئیه ۲۰۰۹ مطالبات مردم را "سرنگونی دولت کودتا"، "آزادی زندانیان سیاسی"، و در نهایت "سرنگونی استبداد دینی و غیردینی" قلمداد میکند. خانم شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل در گفتگوی خود با رسانه های آلمانی میگوید: "جنبش اعتراضی مردم تنها یک هدف را دنبال میکند و آن برقراری دمکراسی در ایران است."(۱) آقای بابک داد یکی دیگر از اصلاح طلبان و ژورنالیستهای ایران که ظاهراً خود و خانواده اکنون در خفا بسر میبرند، در ارزیابی از وضعیت کنونی حکومت را "کاملاً اصلاح ناپذیر"، "نامشروع و غیر مردمی" توصیف کرده و مینویسد که مردم در اکثریت مطلق خود "خواهان برکناری حاکمیت «مطلقه» یک اقلیت ناعادل، زورگو و فریبکار از مسند حکومت و «تغییر اساسی» در ساز و کار زندگی خود هستند."(۲) آقای علی میرفطروس که متعلق به اردوگاه تحول طلبی است معتقد است که جنبش کنونی تغییر رژیم را در چشم انداز خود دارد. وی مینویسد: "جوهر جوان، پویا و مدرن این رستاخیز چنان است که ساختار نظام اسلامی را می شکند و نفی و تغییر تمامیت رژیم را در چشم انداز خود دارد."(٣). در این زمینه آقای دکتر مصطفی قهرمانی در ارزیابی خود از جنبش کنونی مینویسد: "انقلاب چه مسالمت آمیز و چه قهرآمیز دیگر شروع شده است و کودتاچیان این را بدانند‌ که این آنها بودند که با جهالت و زیاده خواهی‌ حتی به نظام جمهوری اسلامی که در آن بایستی «میزان رأی ملت باشد» نیز قانع نبودند."(۴)
در این میان هستند دیگر کسانی که مضمون و اهداف جنبش اخیر را (حد اقل در این مرحله) نسبتاً محدود تر ارزیابی میکنند. آقای عباس عبدی بنوعی در مورد رادیکال تر شدن (تیزتر شدن) شعارها و خواستهای جنبش هشدار داده مینویسد: "در اوضاع کنونی هم خواست های حد اقلی تقریباً روشن است. خواسته هایی که بیشترین حمایت ها را خواهد داشت و هر گونه گذر کردن از آن در نهایت زیان آور است."(۵) آقای دکتر حسین باقرزاده در مورد جنبش سبز و الزامات کنونی آن مینویسد: "این جنبش نه بر اساس عقاید و مواضع سیاسی افراد و فعالان آن شکل گرفته و بلکه فقط با یک خواست و هدف مشخص تعریف شده است: ابطال انتخابات ۲۲ خرداد گذشته و برگزاری انتخاباتی آزاد، عادلانه و سالم."(۶) وی همانند سازمان ادوار تحکیم وحدت خواهان تشکیل یک جبهه سیاسی وسیع که در برگیرنده کلیه نیروهای فعال در جنبش باشد، گردیده است.
در طیف راست سیاسی نظرات محافظه کارانه تری نیز ابراز شده اند. آقای داریوش همایون در ارزیابی از جنبش کنونی چنین مینویسد: "در یک ارزیابی واقعگرایانه به نظر نمی‌رسد که هیچ دگرگونی معنی داری در نظام جمهوری اسلامی جز با مصالحه‌ها از سوی همه دست درکاران ــ از جنبش جامعه شهروندی گرفته تا محافظه‌کار‌ترین رهبران مذهبی، و گونه‌هائی از همرائی امکان پذیرد." (۷) آقای محسن حیدریان که شاید نماینده راست ترین نظرات درون طیف اپوزیسیون است، در مقاله ای مکرراً اعلام میکند که "آنچه در ایران میگذرد یک پروژه انقلابی نیست."(٨) وی علناً با ادامه تظاهرات خیابانی مخالفت کرده، مینویسد: "مردم ایران هم در انتخابات و هم با حضور میلیونی، رای، سخن و خواست خود را گفتند. اینک این سیاست ورزان‌ اند که باید در یک فضای آرام در جستجوی راه حلهای سیاسی بر آیند. سرنوشت یک ملت را نمی‌شود در خیابان‌ها رقم زد."(همانجا) آقای حیدریان با تأیید طرح رفراندوم آقای خاتمی نقش آقای هاشمی رفسنجانی را بعنوان یک "سیاست ورز" در صحنه شطرنج سیاسی ایران بسیار بااهمیت تلقی میکند.

۲. جمعبندی
به روایتی قدرت جنبش و از منظری دیگر ضعف جنبش در حال حاضر در اینست که در شرایط فقدان یک سازمان (یا جبهه آزادیبخش) آزموده رهبری کننده و در شرایطی که رژیم هیچ گونه تمایلی برای انعطاف و یا عقب نشینی از خود بروز نداده است، درخواستها و شعارهای متنوعی از هر گوشه شنیده میشوند، (نشان از رنگین کمانی جنبش) که تفکیک درخواستهای مرحله ای را از خواستهای حداکثری، نهائی و یا استراتژیک مشگل میکنند. اما این یک اصل بدیهی است که در یک مبارزه مرگ و زندگی با رژیمی چنین بهیمی و درنده، هم صدائی و هم سوئی اپوزیسیون بسیار کاراتر خواهد بود. در این مرحله رهبری مجازی سیاسی با تکیه بر خرد جمعی از طریق فضای سایبر (اینترنت) گرچه بسیار مهم، اما دیگر کافی بنظر نمیرسد. علاوه بر لزوم ایجاد تشکیلات جبهه ای در برگیرنده رنگین کمان جنبش، اپوزیسیون دمکرات و سکولار در صورت عدم موفقیت در سازماندهی صفوف خود مطمئناً دوباره به دنبال روی بخشهای دیگر بسنده خواهد کرد.
با تشدید سرکوب رژیم هیچ بعید نیست که در آینده نزدیک بخشهائی از جنبش خود سرانه دست به شیوه های خشونت آمیز بزنند، کاری که مطمئناً با ریزش سریع نیروها روبرو شده، و مطمئناً با استقبال رژیم روبرو خواهد شد. باید در نظر داشت که در حال حاضر اسلحه و نیروهای مسلح تماماً در اختیار رژیم اند. مطمئناً پیکار اصلی مردم کماکان در عرصه سیاسی با استمرار تظاهرات خیابانی و سایر اشکال مسالمت آمیز مبارزه، بویژه شعاردهی شبانگاهی است. مردم ایران فقط با عادلانه بودن و حقانیت داشتن شعارهای خود و با شهامت بی نظیر و از جمله مظلومیت خود توانسته اند حمایت بینظیری را در عرصه جهانی کسب کنند. به باور من بیشک جوهره جنبش کنونی در جهت نفی نظام ولایت فقیه حرکت میکند، اما همانند یکی از صاحب نظران فوق معتقدم که در حال حاضر میبایست خواستهائی را مطرح کرد که در عین داشتن حقانیت آزادیخواهانه بیشترین حمایت توده ای را داشته باشند. حفظ وحدت (با حفظ اصول و خط کشی های لازم) این رنگین کمان و یا این ائتلاف نانوشته کلید موفقیت جنبش بحساب خواهد آمد. بنظر می آید که خیزش ٨٨ مردم در یک نبرد فرسایشی با رژیم درگیر شده است. در جبهه مردمی، کوشش در سازماندهی در زمینه های مختلف، افشاگری و رساندن پیام خیزش مردمی به لایه های ناآگاه تر جامعه و بویژه زحمتکشان و تشویق آنان بشرکت در اشکال دیگر مبارزه از جمله اعتصاب، استمرار در مبارزه با رعایت اصل غافلگیر کردن رژیم در صحنه های نبرد، حفظ و تقویت هر روزه روحیه مردم و اجتناب از درگیریهای حساب نشده و بیمورد، و بالاخره گسترش جنبش به سرتاسر ایران، بدون شک فرسایش رژیم را در زمینه های روحی- روانی، پایگاه اجتماعی- سیاسی، و نیروهای مسلح در بر خواهد داشت. ایرانیان خارج کشور نیز سهم بزرگی در حمایت جنبش مردم در داخل و کوشش در جهت جلوگیری از برسمیت شناخته شدن دولت احمدی نژاد توسط دول غربی خواهند داشت.

م. چشمه، ٣۰ تیر ٨٨


زیر نویس:
۱. "شیرین عبادی: هدف برقراری دمکراسی است، گزارش مجید روشن زاده..."، گویا نیوز،۲۷ تیر ٨٨.
۲. " آری! به اتفاق جهان میتوان گرفت!" بابک داد، گویا نیوز، ۲۶ تیر ٨٨.
٣. "رستاخیز ملی، ضعف ها و ضرورت ها، بخش پایانی"، علی میر فطروس، ۲٣ تیر ٨٨
۴. "چرا فقط انقلاب!!!"، مصطفی قهرمانی، ایران امروز، ۱۹ ژوئیه ۲۰۰۹.
۵. " خطر ترکیب ذهن خلاق و ضمیر ساده لوح"، عبای عبدی، گویا نیوز، ۲۹ تیر ٨٨
۶. "تشکیل جبهه و جنبش سبز"، حسین باقرزاده، ایران امروز، ۲٣ تیر ٨٨.
۷. "هنر «ممکن» و قدرت موهوم"، داریوش همایون، اخبار روز، ۲۴ تیر ٨٨.
٨. "راه برون رفت از بن بست کودتا"، محسن حیدریان، ایران امروز، ۲۱ ژوئیه ۲۰۰۹