حقوق ایران و حقوق مردم ایران


سعید رضوی فقیه


• آنچه مهم است حقوق مردم ایران است که باید در همه انواع آن چه ذاتی و چه عرضی، چه فردی و چه جمعی، به شرحی که در قانون اساسی و قوانین عادی آمده استیفا شود. در غیر این صورت واقعا چه تفاوتی دارد که حق مردم توسط دولتی بیگانه نقض شود یا توسط دولت خودی؟ ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
چهارشنبه  ۷ مرداد ۱٣٨٨ -  ۲۹ ژوئيه ۲۰۰۹


در ادبیات سیاسی رسمی در کشور ما اصطلاح «حق ایران» اصطلاح آشنا، رایج و پربسامدی است. دفاع از تمامیت سرزمینی حق ایران است. ملی کردن صنعت نفت نیز حق ایران بوده همچنانکه امروز هم برخورداری از فناوری هسته‌ای حق ایران است. ایران به عنوان یک کشور و به عبارت دقیق‌تر یک دولت- ملت واحد حقوقی- سیاسی مستقر و شناخته شده‌ای در نظام معاصر بین‌المللی است و در کنار دیگر واحدها حقوق و وظایفی دارد. بالطبع پاسداری از حقوق ایران برعهده حکومت و نظام سیاسی مستقر در کشور است و اساسا مهم‌ترین وظیفه و مسوولیت حکومت دفاع از این حقوق حقه است. این نکته از ابتدائیات مطالعات نظری سیاسی و حقوق بین‌الملل است.
اما از آنجا که ثبوت هر حقی مبنا و اساسی دارد جا دارد بپرسیم مبنای ثبوت حقوق ایران چیست و چرا ایران حق غنی‌سازی اورانیوم را در خاک خود دارد یا چرا هیچ کشوری حق دخالت در مسائل داخلی ایران را ندارد و به عبارت دیگر حق استقلال و اعمال حاکمیت در درون مرزهای ملی باید به تمام و کمال از سوی همه کشورها شناخته شود و چرا ایران حق مقابله به مثل در برابر دیگر کشورها دارد و بسیاری چراهای دیگر.
در توضیح پرسش فوق باید گفت هر حقی یا طبیعی و الهی و به اصطلاح خودبنیاد است یا غیر آن. حقوق دسته اول ابتدا به ساکن یا اولا و بالذات ثابت هستند مثل حق حیات در حالی که حقوق دسته دوم ثانیا و بالعرض یا مع‌الواسطه عارض می‌شوند مثل حق تصرف در یک ملک مفروض که از طریق وراثت، معامله، بخشش، وکالت و امثال آنها ثبوت و تحقق می‌یابد.
کمی دقت و تامل در موضوع معلوم می‌کند همه حقوقی که برای ایران به عنوان یک کشور یا یک دولت- ملت ثابت است در اصل ناشی از حقوق مردم ایران است. در واقع تک‌تک شهروندان ایرانی حقوق ذاتی یا عرضی خاصی دارند و از آنجا که بعضی از این حقوق به همه آنها به مثابه یک ملت مربوط می‌شود از آنها به حق ایران تعبیر می‌گیرد. استقلال، تمامیت ارضی، امنیت و رفاه همگی از حقوق مردم ایران هستند که پاسداری از آنها وکالتا به نهاد حکومت و ارکان کشوری و لشکری آن تفویض شده است. بنابراین اگر مقامات حکومتی در مواجهه با همتایان و رقبای خارجی با غیرت و حمیت از حقوق ایران سخن می‌گویند در واقع از حقوق جمعی مردم ایران سخن گفته‌اند و به وکالت از طرف ایشان مدعی دفاع از این حقوق شده‌اند.
بی‌تردید ایران در مفهوم حقوقی- سیاسی‌اش امری انتزاعی است و آنچه که به نحو عینی و انضمامی در عالم واقع وجود خارجی دارد علاوه بر سرزمین، در درجه نخست آحاد مردمند و در درجه دوم حکومت و نهادهای حکومتی. وقتی حکومت و حاکمان در برابر مداخلات بیگانگان موضع گرفته و به نقض حاکمیت ملی ایران اعتراض می‌کنند در واقع براساس حق تعیین سرنوشت که برای تک‌تک شهروندان ثابت است چنین می‌کند وگرنه حاکمیت ملی فارغ از حق تعیین سرنوشت برای آحاد مردم فاقد یک معنای محصل و مشخص عینی خواهد بود. لازمه منطقی این اعتراض حکومت به مداخلات بیگانگان، به رسمیت شناختن حق تعیین سرنوشت مردم و احترام به آن است. به سخن دیگر آنچه واقعا ثابت است حقوق مردم ایران است و حکومت نیز بالوکاله مکلف و متعهد به احقاق این حقوق است و در صورت تخلف خود به خود از وکالت عزل خواهد شد. فرقی هم نمی‌کند که این حقوق توسط بیگانگان تضییع شود و حاکمان در انجام وظایف محوله کوتاهی کنند یا از عهده آن برنیایند یا آنکه این حقوق رأسا از سوی خود حکومت و حاکمان نقض شود. در هر صورت آنچه مهم است حقوق مردم ایران است که باید در همه انواع آن چه ذاتی و چه عرضی، چه فردی و چه جمعی، به شرحی که در قانون اساسی و قوانین عادی آمده استیفا شود. در غیر این صورت واقعا چه تفاوتی دارد که حق مردم توسط دولتی بیگانه نقض شود یا توسط دولت خودی؟