نگاهی به مطبوعات همجنسگرایان ایران
و لزوم پاسخ به یک نیاز اجتماعی تازه


جهانگیر شیرازی


• نکته برجسته در مطبوعات همجنسگرایان ایران حاکم بودن روحیه و جو غیر مذهبی، روحیه سکولاریسم در آنها و در کنار آن توجه به حقوق بشر و اهمیت دادن به منافع و درخواستهای دیگر گروههای اجتماعی بخصوص مسائل زنان می باشد ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
دوشنبه  ۴ ارديبهشت ۱٣٨۵ -  ۲۴ آوريل ۲۰۰۶


یکسال و نیم پیش که پرشین بلاگ بطور ناگهانی و بی مقدمه و اطلاع پانزده وبلاگ همجنسگرایان را بهمراه تعداد دیگری از سایتها مسدود کرد هیچکس باور نمی کرد که   تنها چند ماه بعد از آن همجنسگرایان ایران بتوانند با درایت و هوشمندی، وسایل ارتباط جمعی بهتر و موثر تری را برای خود بوجود آورند؛   حدود دو ماه از مسدود شدن وبلاگها نگذشته بود که مجله " ماها" شروع به انتشار کرد و بعد از آن نشریه " چراغ " و بدنبال آن رادیوی اینترنتی " رها" و سپس مجله " دلکده " و آخرین نشریه هم " بیداری" است که یک نشریه سیاسی فرهنگی و خبری برای همجنسگرایان است. با این حساب امروز همجنسگرایان کشور دارای چهار نشریه و یک رادیوی اینترنتی هستند و تعداد وبلاگها و سایتهای همجنسگرایان که یک سال و نیم پیش به حدود ٣۰ وبلاگ می رسیدند، تعداد آنها امروز نزدیک به صد وبلاگ و سایت می رسد.
همه اینها دال بر آن دارند که در بطن جامعه، اراده ای قوی برای مبارزه در راه   برابری جنسی و دستیابی به حقوق اجتماعی و مدنی همجنسگرایان وجود دارد و بهمین دلیل موضوع برابری جنسی و اعتراف به حقوق همجنسگرایان   نباید از دید عاقلان غافل بماند.
نکته برجسته در مطبوعات همجنسگرایان ایران حاکم بودن روحیه و جو غیر مذهبی، روحیه سکولاریسم در آنها و در کنار آن توجه به   حقوق بشر و اهمیت دادن به منافع و درخواستهای دیگر گروههای اجتماعی بخصوص مسائل زنان می باشد. مسلمآ همه همجنسگرایان در سراسر کشور به چنین دیدگاههای باز و مدرنی نرسیده اند اما همین که مطبوعات آنها به چنین دیدگاهی رسیده و در جا انداختن آن تلاش می کنند خود نشانگر این است که پیشروترین قشر همجنسگرایان ایران از سطح سواد و دانش قابل توجهی نسبت به تحولات سیاسی و اجتماعی کشور خود برخوردار بوده و سعی می کنند وظایف خود را بخوبی انجام دهند و نسبت به تحولات کشور بی تفاوت نیستند.
انتشار مطبوعات "زیر زمینی" همجنسگرایان باعث شده که بسیاری از افراد این گروه اجتماعی موفق شده اند آثار مخرب تبلیغات مذهبی جمهوری اسلامی را از ذهن خود بشویند و در پذیرش هویت جنسی هنجار شکنانه خود قدمهای موثری بردارند. این دستاورد کمی نیست و اصحاب مطبوعات همجنسگرایان باید از این دستاورد بر خود ببالند.
موضوع جالب دیگر که اخیرآ بشکلی در مطبوعات همجنسگرایان نمود یافته، تلاش برای پیوند زدن مبارزات خود با تلاشها و مبارزات دیگر گروههای اجتماعی است. انعکاس اخبار حرکت ها به مناسبتهای مختلف، انتشار بیانیه های حمایتی از حرکات اعتراضی اقشار دیگر و دعوت از مخاطبان خود برای شرکت در آنها از این نمونه اند.
مطبوعات همجنسگرایان با نوعی تقسیم کار (غیر برنامه ریزی شده) توانسته اند طیفهای مختلفی را تحت پوشش قرار داده و به خواسته های متنوع همجنسگرایان در لایه های مختلف اجتماعی و سنین مختلف پاسخ گویند و از این طریق موفق شده اند دایره مخاطبان خود را هر چه گسترده   تر کنند. (تا آنجا که نگارنده اطلاع دارد تعداد مشترکین بعضی از این نشریات به دو هزار نفر می رسد و مسلمآ دایره خوانندگان آنها چند برابر تعداد مشترکین   است.)، و این   در شرایط سانسور و مخفی کاریهای شدید بنا به وضعیت فرهنگی و سیاسی، کار کمی نیست.
هر چند که دو نشریه چراغ و بیداری و رایو رها در خارج از کشور منتشر می شوند اما عمدتآ برای مخاطبان داخل کشور و با توجه به سطح ذهنی آنان تنظیم و از طریق ایمیل به داخل کشور ارسال می شوند و توانسته اند ارتباط خوبی با مخاطبان داخلی خود برقرار کنند.
برقراری نوعی ارتباط بین همجنسگرایان داخل با گروههای فعال همجنسگرایان در کشورهای دیگر جنبه دیگر فعالیت این نشریات   می باشد. تلاش برای ایجاد نزدیکی و ارتباط بین همجنسگرایان ایرانی داخل و خارج کشور و تبادل تجربه را هم باید به آن اضافه کرد.
اما مطبوعات همجنسگرایان عیب و نقص های خود را هم دارند.
مجله "ماها" دارای کیفیتی مناسب و در چارچوب خاصی کار می کند که   اهدافی همچون کادرسازی برای جنبش همجنسگرایان، زدودن باورهای مذهبی سنتی از اذهان خوانندگان خود و مساعدت به شکل گیری گروهها و دسته های حمایتی مختلف همجنسگرایان، تشویق به ایجاد تشکیلات پوششی و دست زدن به ابتکارات را میتوان از خلال نوشته ها و مقالات آن مشاهده کرد. انتشار تاریخ تجارب مبارزات همجنسگرایان کشورهای آزاد، انجام مصاحبه های مختلف،   توجه به نکات بازدارنده ذهنی (مذهبی و سنتی) مخاطبان و تلاش برای گشودن آنها و   انتشار ویژه نامه های متنوع در همین رابطه است و از جنبه های بسیار موفق مجله ماها می باشد. مجله ماها علاقه و کنجکاوی غیر همجنسگرایان را هم بخود جلب کرده و این به فرهنگ سازی و تغییر ذهنیت جامعه نسبت به همجنسگرایی بدون تاثیر نیست. با اینهمه انتشار نشریه در قالب پی دی اف محدودیتهای خود را دارد و باید کاری کرد که مطالب و نوشته های ماها در دسترس طیف وسیعتری قرار بگیرد. باز چاپ مطالب ماها در سایتها و مطبوعات دیگر تا حدودی میتواند این کمبود را جبران کند.
 
چارچوب کار "چراغ"   تا حدود زیادی بر خواننده نامعلوم است. این نشریه همچنین از کمبود قلم زنان خوب رنج می برد و گاهی احساس می شود که نوعی کیش شخصیت هم در آنها اعمال می گردد. درست است که این نشریه ارگان یک سازمان (سازمان همجنسگرایان ایران) می باشد و تبلیغ و ترویج اهداف سازمان هم جزئی از کار آن می باشد اما موضوع کیش شخصیت که تا حدودی در سازمان خود را بروز می دهد در "چراغ" هم تبلور می یابد. شاید یکی از دلایل عدم استقبال همجنسگرایان خارج کشور به این سازمان همین مسئله باشد. سازمان همجنسگرایان ایران و نشریه آن "چراغ" علیرغم همه کمبودها اما   موفق به ارتباط گیری با تعداد وسیعی از همجنسگرایان داخل کشور بخصوص قشر جوان همجنسگرا شده و توانسته اند تعدادی هر چند محدود را به همکاری با خود جلب کنند. ولی "شلوغ کاری" و ارائه برنامه های حساب نشده، عجولانه و بدون همفکری با دیگران   باعث می شود که خیلی ها به گفته های سازمان و نشریه توجه چندانی نشان ندهند و یا آنها را جدی نگیرند. این مسئله میتواند به   اعتبار سازمان همجنسگرایان ایران و نشریه آن (چراغ) در اذهان مخاطبان خلل وارد کند و باید برای آن فکری کرد. بهبود سبک نگارش و ویرایش مطالب نشریه چراغ موضوع دیگری است که مسئولان نشریه می بایست با اهتمام بیشتری به آن بپردازند.
 
پخش برنامه رادیویی "رها" توسط سازمان تاثیر بسیار زیادی بر همجنسگرایان در داخل کشور گذاشته است. نفس این مسئله که بنشینی و به یک برنامه رادیویی همجنسگرایان که گوینده / گویندگان آن همجنسگرا هستند [گوش بدهی] بر افراد داخل کشور تاثیر مثبت بی بدیلی داشته است و مسئولان سازمان همجنسگرایان ایران که این رادیو را راه انداخته اند و همینطور گردانندگان و دست اندرکاران رادیو "رها" باید بخاطر این دستاورد بزرگ بر خود ببالند.   ولی رادیو "رها" و مسئولان آن باید مسئله کیفیت برنامه ها را خیلی جدی بگیرند و در بهتر شدن کیفیت آنها و گستردگی و تنوع برنامه های رادیو بکوشند و گرنه این خطر وجود دارد که با ریزش شنونده مواجه شوند. انتشار منظم و هفتگی رادیوی اینترنتی، انتشار نشریه و اداره سایت به نیروی انسانی و هزینه مالی نیاز دارد. همجنسگرایان ایرانی در کشورهای مختلف خارجی میتوانند در تهیه برنامه و گسترده کردن موضوعات برنامه های رادیو رها کمک زیادی بکنند و در تماس مستقیم تری با بچه های داخل کشور قرار گرفته، تجارب و آموخته های خود را با آنان قسمت کنند. همچنین با ارائه کمک مالی میتوان ادامه کاری این فعالیتها را تضمین کرد که این خود در تقویت روحیه فعالان فعلی اهمیت خواهد داشت.
.
نشریه جدید الانتشار "بیداری" بعنوان یک نشریه سیاسی و فرهنگی با انعکاس مقالات و مطالب نیروهای عمدتآ مخالف جمهوری اسلامی در تعمیق آگاهی سیاسی و فرهنگی همجنسگرایان می کوشد و سعی می کند به   مخاطبان خود   در شناخت ماهیت حکومت کمک و از این طریق نه تنها به ریزش نیروها از جمهوری اسلامی خدمت می کند بلکه در تقویت عنصر مبارزاتی در بین همجنسگرایان نیز یاری می رساند. اما اکتفا کردن به مقالات و نوشته های غیر همجنسگرایان جایز نیست. بهرحال بخشی از همجنسگرایان مانند هر قشر دیگری، اهل سیاست هستند و بدون شک توانایی نگارش مقالات سیاسی و تحلیل مسائل را دارند. با این حساب اگر نشریه بیداری بتواند از حمایت همجنسگرایان اهل سیاست برخوردار شود و جایگاهی برای انتشار مقالات و دیدگاههای آنان گردد بدون شک توجه بسیاری از غیرهمجنسگرایان را هم بخود جلب خواهد کرد و این نه تنها در انعکاس مسائل همجنسگرایان در بین فعالان فرهنگی و گروههای سیاسی کشور تآثیر زیادی خواهد داشت بلکه در کسب اعتماد به نفس خود همجنسگرایان و تسهیل ورود آنان به عرصه سیاست هم موثر خواهد بود. موضوع مهم دیگر این است که   همجنسگرایان نباید تنها مصرف کننده افکار و دیدگاههای دیگران باقی بمانند بلکه خود به تولید فکر و اندیشه هم پرداخته و به دیگران معرفی کنند.بهرحال غیر همجنسگرایان هم کنجکاوند و میخواهند بدانند که همجنسگرایان سیاسی چگونه به سیاست و موضوعات آن برخورد می کنند و چه راه کارهایی را برای برون رفت از شرایط حاکم پیشنهاد می دهند.
 
ماهنامه "دلکده" بعنوان یک مجله ادبی و اجتماعی در آشنایی همجنسگرایان با ادبیات و تاریخ ایران گام نهاده و با چاپ داستانها   و مقالات ادبی در شکوفا شدن استعدادهای نهفته در جامعه همجنسگرایان کشور کمک زیادی می کند. اینطور به نظر می رسد که این نشریه بدون سر و صدا توانسته نظر همجنسگرایان اهل ذوق ادبی و اجتماعی را بخود جلب کند. نکته جالب توجه دیگر در دلکده این است که این مجله خود را محدود به همجنسگرایان نمی داند و   با باز نگه داشتن فضای خود راه همکاری غیر همجنسگرایان را هم هموار کرده است. چنین به نظر می رسد که "دلکده" نیز همچنان از کمبود قلم زنان ماهر رنج می برد و لزوم ترفیع کیفیت این مجله بشدت احساس می شود. نکته ی قابل تآمل در دلکده   این است که ظاهرآ این نشریه بر خلاف دیگر نشریات، مخاطبان خود را به واکنش   اجتماعی فعال فرا نمی خواند و حالت اطلاع دهی صرف را دارد. هرچند این میتواند به طبع بعضی ها خوش بیاید اما معلوم نسیت گردانندگان دلکده را به اهداف اشان برساند. همینجا لازم است از همجنسگرایان اهل ذوق ادبی و هنری تقاضا شود که   قدر این مجله را بدانند و بیاری   دلکده   بشتابند و در رفع کمبودها و اشکالات آن کمک بکوشند.
 
وبلاگ یک دفترچه یادداشت روزانه نویسنده آن است. مقایسه ساده مطالب و موضوعات وبلاگ های دیروز و امروز همجنسگرایان نشانگر آن است که وبلاگ نویسان همجنسگرا به سطح بالاتری از شناخت و بلوغ رسیده و در طرح مسائل خود شهامت بیشتری به خرج می دهند. اگر دیروز نویسندگان اغلب وبلاگها تنها از غم و گریه و تنهایی خود می نالیدند، اما امروز پرداختن به موضوعاتی همچون هویت یابی، مسائل و مشکلات پیش رو، تاکید بر گرایش جنسی خود و معرفی همجنسگرایی را هم به نوشته های خود افزوده اند.
 
همجنسگرایان تنها مذکر نیستند بلکه زنان و دختران همجنسگرا   هم وجود دارند. از چهار نشریه همجنسگرایان تنها در مجله ماها، چراغ و رادیو رها تک و توک لزبین هایی فعالیت دارند اما سطح این فعالیتها با تعداد لزبین های آگاه و فعال ایرانی در داخل و خارج هیچ مناسبتی ندارد. نگارنده شکی در این ندارد که این کمبود   بدلیل "مردسالار" بودن این انتشارات   نیست بلکه بیشتر به پنهان سازی خود لزبین ها بر می گردد و اگر لزبین ها به همکاری با هر کدام از این نشریات روی آورند بدون شک از آنها استقبال خواهد شد. پس رفع این کمبود به خواسته و علاقه خود لزبین ها بستگی دارد که تا چه اندازه حاضرند سهم خود را در این تلاشها ادا کنند.
بجرات میتوان گفت که مطبوعات همجنسگرایان ایران در این یکسال و اندی انتشار خود، در شکل گیری یک خرده فرهنگ سکولار و مدرن در بین همجنسگرایان کشور و بالا بردن سطح شناخت آنان نقش بسیار مثبت و پیش برنده ای را ایفا کرده اند.
وجود تعداد زیادی از گروههای دوستی، برگزاری پارتی های مختلف در شهرهای بزرگ و آشنایی همجنسگرایان با هم،   دیگر پارک دانشجو و   نمونه آن در شهرهای دیگر را بعنوان پاتوق همجنسگرایان   از رونق انداخته است. امروز حتی تک و توک کافه های محل تجمع همجنسگرایان در روزهای خاصی در بعضی از شهرها شکل گرفته اند که یادآور بارهای همجنسگرایان غربی است.  
از برکت همین انتشارات است که طیف وسیعی از همجنسگرایان کشور مشکل ذهنی از ناحیه گرایش جنسی خود را حل کرده اند. هر چند تک و توک جفتهای همجنسگرا در داخل کشور که با هم زندگی مشنرکی دارند پدیده نسبتآ تازه ای است ولی به نظر می آید که این پدیده رو به گسترش است.
و بسیاری از همجنسگرایان تنها حاکمیت و فرهنگ خانواده ها را مانع بروز علنی خود می دانند و اگر حکومت فضا را برای همجنسگرایان باز نکند و از   از زاویه عدالتی،   انسانی و فرهنگی به حل بی حقوقی آنها بها ندهد، این احتمال وجود دارد که همجنسگرایان دیر یا زود   به موضع گیری صریح تر بر علیه حاکمیت کشانده شوند. اما روحیه حاکم بر همجنسگرایان همچون روحیه حاکم بر دیگر گروههای اجتماعی است یعنی هر چند به شرکت در یک جنبش مدنی و همینطور فرهنگ سازی ابراز علاقه می کنند ولی از دخالت فعال در سیاست می پرهیزند. مطبوعات همجنسگرایان میتوانند و باید به امر   همکاری گروههای مختلف اجتماعی با هم، دفاع فعال از خواسته های همدیگر و شکل گیری یک جنبش مدنی سهم مهمی ایفا کنند و باید به این مسئله بیشتر بها دهند.
 
زمانی گفته می شد که همجنسگرایی یک پدیده غربی و خارجی است اما چنین تفکری هر چه بیشتر هواداران خود را از دست می دهد. وقتی که چین، ویتنام، تایلند، کره جنوبی، ترکیه، لبنان و حتی رهبر بودائیان جهان همجنسگرایی و حقوق همجنسگرایان را پذیرفته اند، جمهوری اسلامی نباید همچنان عنادورزانه چشمان خود را بر واقعیتها ببندد.   همجنسگرایان در جامعه ما غربی نیستند و خواهان برسمیت شناخته شدن حقوق اجتماعی و مدنی خود می باشند.
مطبوعات همجنسگرایان توانسته اند در هویت یابی یک گروه حاشیه ای در جامعه نقش بی بدیلی ایفا کنند. نیروها و گروههای مختلف اجتماعی تحول طلب و مدرن جامعه نباید در محاسبات خود این نیروی تازه به میدان آمده را فراموش کنند و بهتر است که به مطالبات و سطح ذهنی آن توجه بیشتری بکنند.
 
برخورد جوانان، دانشجویان، روشنفکران و فعالان اجتماعی داخل کشور با مسئله همجنسگرایی دچار تحول چشمگیری شده است و این تحول مثبت در برخورد با همجنسگرایان بخصوص در شهرهای بزرگ بسیار نمایان است. همچنین کنجکاوی برای کسب شناخت علمی در باره موضوع همجنسگرایی در جامعه هر روز بیشتر می شود.
زمانی بود که بعضی ها می گفتند ابتدا بایستی خود همجنسگرایان شروع به مبارزه برای حقوق خود بکنند تا سپس بقیه از آنها حمایت کنند. یا عده ای عنوان می کردند که حقوق همجنسگرایان موضوع امروز جامعه ما نیست. مدتها است که همجنسگرایان شروع کرده اند و نیاز اجتماعی به آموختن در باره همجنسگرایی در بطن جامعه زاده شده است.   حالا نوبت حمایت علنی دیگران و کمک به اصلاح فرهنگ جنسی است. چنین کاری تنها در خدمت منافع و خواسته های همجنسگرایان نخواهد بود بلکه   به یک نیاز اجتماعی سر برآورده   نیز پاسخ می دهد و علاوه بر آن راه را برای شرکت فعالتر یک گروه اجتماعی در حیات فرهنگی و مدنی جامعه هموار می کند.