گفت و گو


سیمین بهبهانی


• گفتی که: می بوسم تو را
گفتم: تمنا می کنم
گفتی که: گر بیند کسی؟
گفتم که: حاشا می کنم ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
پنج‌شنبه  ۲۴ تير ۱٣٨۹ -  ۱۵ ژوئيه ۲۰۱۰


  
گفتی که : می بوسم تو را
گفتم: تمنا می کنم

گفتی که : گر بیند کسی ؟
گفتم که : حاشا می کنم

گفتی: ز بخت بد اگر ، ناگه رقیب آید ز در ؟
گفتم که : با افسونگری ، او را ز سر وا می کنم

گفتی که : تلخی های من گر ناگوار افتد مرا
گفتم که: با نوش لبم ،آنرا گوارا می کنم

گفتی : چه می بینی بگو در چشم چون آیینه ام ؟
گفتم که : من خود را در او عریان تماشا می کنم

گفتی که : از بی طاقتی ،دل قصد یغما می کند
گفتم که : با یغماگران ، باری مدارا می کنم

گفتی که : پیوند تو را با نقد هستی می خرم
گفتم که : ارزان تر از این من با تو سودا می کنم

گفتی : اگر از کوی خود ، روزی تو را گویم برو؟
گفتم که: صد سال دگر امروز و فردا میکنم

گفتی : اگر از پای خود، زنجیر عشقت وا کنم
گفتم : ز تو دیوانه تر ، دانی که پیدا می کنم