میدان جنگ، ژنرال ها در مقابل سیاستمداران


اردشیر زارعی قنواتی


• در طول یک سال اخیر اظهارنظرهای صریع و شفافی از سوی پلندپایگان نظامی ارتش های عضو پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) در انتقاد از استراتژی های ناکارآمد غرب در مبارزه با طالبان و تثبیت امنیت در افغانستان، بیان شده است. این اظهارات بعضا سیاسی و خارج از حیطه مسئولیت های نظامی ژنرال های ستادی و میدانی مرتبط با جنگ فرسایشی کنونی، هر چند که در نوع خود بی نظیر و تا حدودی دخالت در حوزه سیاسی تلقی شده است ولی نشانه های روشنی از یک گسست سیاسی – نظامی در وضعیت تعمیق بحران می باشد ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
يکشنبه  ۲۷ تير ۱٣٨۹ -  ۱٨ ژوئيه ۲۰۱۰


در طول یک سال اخیر اظهارنظرهای صریع و شفافی از سوی پلندپایگان نظامی ارتش های عضو پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) در انتقاد از استراتژی های ناکارآمد غرب در مبارزه با طالبان و تثبیت امنیت در افغانستان، بیان شده است. این اظهارات بعضا سیاسی و خارج از حیطه مسئولیت های نظامی ژنرال های ستادی و میدانی مرتبط با جنگ فرسایشی کنونی، هر چند که در نوع خود بی نظیر و تا حدودی دخالت در حوزه سیاسی تلقی شده است ولی نشانه های روشنی از یک گسست سیاسی – نظامی در وضعیت تعمیق بحران می باشد. یک اصل خدشه ناپذیر در نظام دمکراتیک وجود دارد که اجازه نمی دهد نظامیان در امور سیاسی دخالت کنند و به همین دلیل حساسیت نسبت به نقض این موضوع به شدت برانگیخته می شود. معمولا در شرایط ثبات و موقعیت بهنجار چنین اصلی هرگز مورد تردید قرار نمی گیرد ولی در شرایط تعمیق بحران و سلب مسئولیت از پذیرش تبعات یک شکست متصور، نرم معمول و قاعده کلی به هم می ریزد. اینکه در هفته های اخیر ژنرال "استنلی مک کریستال" در مصاحبه با مجله رولینگ استون با لحنی گزنده سیاست و استراتژی دولت "باراک اوباما" رئیس جمهوری آمریکا در افغانستان را به زیر سوال می برد، دقیقا زاییده چنین شرایطی بوده است. چند روز بعد از مصاحبه مک کریستال که به برکناری وی نیز منجر گردید، در آنسوی آب های آتلانتیک هم ژنرال "دپورت" رئیس کالج دفاعی فرانسه در مصاحبه با روزنامه لوموند، هم چون همتای آمریکایی خود ضمن انتقاد از استراتژی واشینگتن در جنگ افغانستان، مدعی شد "به نظر نمی رسد که این استراتژی کارآیی لازم را داشته باشد". هر چند که سرنوشت ژنرال فرانسوی تاکنون چون همتای آمریکایی خود رقم نخورده است ولی فرمانده ستاد کل ارتش فرانسه ضمن غیرمسئولانه خواندن این اظهارات، وی را برای پاره یی توضیحات به وزارت دفاع فراخوانده است. قبلا نیز ژنرال "دیوید ریچاردز" فرمانده ارتش بریتانیا ضمن انتقاد تلویحی از نادیده گرفته شدن راه حل سیاسی در بحران افغانستان به سیاستمداران توصیه کرده بود که زمان آن رسیده است که گفت و گو و مذاکره با طالبان در اسرع وقت آغاز شود. سیر تحولات در جنگ افغانستان و عرصه میدانی این نبرد نشان می دهد که ژنرال های نظامی از ناکامی های فزاینده در عرصه این جنگ و تعمیق بحران به شدت آشفته شده و اعتماد خود را به تصمیم گیری های سیاستمداران از دست داده اند.                                                                           
نارضایتی و دخالت بلندپایگان نظامی عضو ناتو که در عرصه ستادی و میدانی جنگ افغانستان حضور دارند گویای یک واقعیت دو وجهی می باشد که بر گسست های اجتناب ناپذیر ایجاد شده در یک بحران تعمیق یافته شکل گرفته است. از یک طرف بر طبق استراتژی سنتی پیمان ناتو دخالت نظامی سازمان یافته این ساخت نظامی بر طبق عکس العمل نسبت به تهدیدات دشمن در حوزه جغرافیایی کشورهای عضو، بنیاد نهاده شده است در صورتی که هم اکنون ناتو در خارج از مرزهای تعریف شده خویش ایفای نقش می کند. هر چند که در توجیه این اقدام گفته می شود که حمله به یکی از اعضای پیمان ( حوادث تروریستی یازدهم سپتامبر) حتی در منطقه بیرونی (افغانستان به عنوان مسبب حمله) نیز مسئولیت اقدام متقابل و هماهنگ پیمان جمعی را ایجاب می کند. از آنجا که ماهیت پیمان نظامی ناتو و اصولا ساختار نیروهای مسلح کشورهای غربی بر اساس عکس العمل واکنش سریع و دستیابی به نتیجه در کمترین زمان ممکن بنا شده است، فرسایشی شدن جنگ و عدم نتیجه گیریی مطلوب در جنگ افغانستان، جدا از سر ریز شدن هزینه های تصاعدی، اتوماتیک وار میزان آسیب پذیری و خلاء انگیزه را موجب شده است. در چنین وضعیتی به طورکلی اولین نیروهایی که دچار فروپاشی یا ضعف ناشی از تردید می شوند، صفوف مقدم در میدان منازعه می باشند که به جهت اشراف بر موقعیت میدانی و پرداخت هزینه مستقیم تر، خود را بیش از دیگران محق به اظهارنظر یا دخالت در موضوع می دانند. از طرف دیگر با پایان دوران حاکمیت های فردی و تمرکزگرا، در یک جامعه باز زمانی که جنگ یا منازعه نظامی – امنیتی (نقض وضعیت دمکراتیک) در اولویت قرار می گیرد لاجرم تبعات جانبی این شرایط نامتعارف تاثیر منفی خود را بر ساخت و بافت دمکراتیک نیز خواهد گذاشت. این وضعیت خود موجب یک تناقض عینی می شود که هم اکنون خود را به خوبی نشان داده است تا جایی که مقامات سیاسی چاره را در کنترل بیشتر بر نظامیانی تشخیص داده اند که می بایست در بدترین جا و شرایط ممکن، بیشترین جانفشانی ها را برای پیروزی به عمل آورند. طبق دستورالعمل جدید پنتاگون به ارتش این کشور، مقامات نظامی از این پس می بایست از مصاحبه و اظهارنظر در خصوص استراتژی و تصمیم گیری های سیاسی – نظامی در جنگ افغانستان اجتناب کرده و حتی وبلاگ های شخصی سربازان این کشور هم مشمول محدودیت های تازه یی شده است. این کنش و واکنش دوجانبه از سوی نظامیان و سیاسیون به همان میزان که در حوزه عینی و ذهنی نظم دمکراتیک ناقض حق حاکمیت سیاسی تلقی می شود اما در حوزه نظامی و میدان جنگ نتیجه ی ناخشنودی و ایجاد بن بست در روند اجرایی امور صف مقدم خواهد بود. این شکاف و گسست در حیطه وظایف سیاستمداران و نظامیان در وضعیت تعمیق بحران بیش از آنچه دلیل یک نافرمانی فردی باشد می تواند ماحصل یک وضعیت پارادوکسیکال به حساب آید که به موازات تشدید موقعیت بحران نه تنها قابل کنترل نبوده که در سیر حرکتی خود ابعاد فزون تری نیز پیدا می کند. تجربه بعد از حوادث تروریستی یازدهم سپتامبر و وقایع متعاقب آن اثبات کرده است که رویکرد به گرایش نظامی در ساخت سیاسی به مرور و در ورای مرزهای میدان جنگ، طنین فرمان "طبل راست زیر پای چپ" را حتی در پایتخت های جوامع امروزی نیز به گوش می رساند.                                                                        


اردشیر زارعی قنواتی      
۱٣/۴/٨۹