سخنی با بعضی ازهموطنان آذری


آرسن نظریان



اخبار روز: www.iran-chabar.de
شنبه  ٣۰ مرداد ۱٣٨۹ -  ۲۱ اوت ۲۰۱۰


درپی انتشار نوشته ام تحت عنوان "یادداشتهایی ازسفری کوتاه به ارمنستان" * پاره ای ازهموطنان آذری به مقاله ام ایرادهایی گرفتند که خوانندگان دیگری پاسخ آنها را دادند . انگیزه من ازاین توضیح مختصر صرفا پرداختن به اتهامی است که دوستان آذری به من وارد کردند مبنی براینکه "کینه دیرینه" و "عناد جدی با ترکان " دارم .   

من ، البته نسبت به دولت ترکیه ، که کماکان به انکار جنایتی که سلفش انجام داده ادامه می دهد و همچنین نسبت به دولت باکو (یا آذربایجان) به دلیل سیاست رسمی القاء نفرت قومی علیه ارامنه و ایرانیان ، نمی توانم نظرمثبتی داشته باشم. از افشای نیرنگها و دسیسه هایشان هم ابایی ندارم. اما، اینکه به این دلیل متهم به عناد و کینه ورزی نسبت به ترکها و یا آذربایجانیان شوم، اتهامی است که به هیچ محملی بند نیست. زیرا، اولا نفرت وکینه ورزی نسبت به انسانهای دیگربه دلیل قومیت، ملیت، مذهب یا روش زندگی را عملی مذموم و محکوم کردنی می دانم. ثانیا ، مگر کم هستند افراد وعناصر ترک یا آذری که با قبول خطرات جانی صدای اعتراضشان را علیه سیاست دروغ وانکاروتقلب آشکار دولتشان بلند می کنند و شمار زیادی ازآنان هم اکنون درزندانها وسیاهچالهای کشورشان به سرمی برند؟ مگراینها جزو ملت ترک یا آذربایجان نیستند واگرهستند من چرا باید نسبت به آنها عناد ورزم؟ بگذریم ازاینکه درمقطع شخصی آذربایجانیان ارجمندی درشمار بهترین دوستان من هستند .
به هرصورت، هنگامی که صحبت از "پان ترکیسم" می شود، نباید آنرا با ملت ترک یا آذربایجان مخلوط کرد.

ایراد شما اینست که چرا به جای نام رسمی کشور آذربایجان توصیف "جمهوری باکو" را به کارمی برم. اولا، تعدادی از خوانندگان به قدرکافی توضیح دادند که چرا نام "جمهوری آذربایجان" نامی بی مسما وفاقد پایگاه تاریخی برای این کشور است، هرچند که به عنوان نام رسمی آنکشور قبول شده وبه کارمی رود. ثانیا، در مقالات و نوشته های سیاسی خیلی غیرمعمول نیست که کشورها را به نامهای غیررسمی و مثلا با اشاره به پایتخت آنها بنامند، مثل: "واشنگتن" به جای دولت امریکا یا "تهران" به جای دولت ایران وغیره.
لکن ، به نظر نمی رسد که مشکل شما فقط این باشد که چرا اتیکت رسمی سازمان ملل برای کشور موردنظر شما به طور کامل رعایت نشده. زیرا اگر شما نسبت به یک چنین امر عادی درمورد یک کشور خارجی اینقدروسواس ونگرانی ازخودتان نشان می دهید، لطفا به این سوال من جواب دهید: آیا هنگامی که همین "جمهوری آذربایجان" نداهای سخیف الحاق "آذربایجان جنوبی" به "آذربایجان شمالی" را سرمی دهد ویا در روز جشن ملی بابک خرم دین پرچم ترکیه برافراشته می شود، به همین نحو صدای اعتراضتان بلند می شود و غیرتتان به جوش می آید؟

وبالاخره ، درمحدوده ودرمجموعه ایران من نه اینکه هیچگونه عنادی با شما هموطنان آذری (یا ترک زبان – هرکدام که خودتان می خواهید) ندارم، بلکه دلیلی هم برای چنین عنادی نمی بینم . حتی می گویم، من غیرفارس که مایل به حفظ هویت قومی وزبان وفرهنگم در مجموعه کلی فرهنگ ایران زمین هستم و شما که خواستهای بحق مشابهی دارید، راهی مشترک درپیش داریم که با هم باید طی کنیم. شما ومن و آن هموطن کرد و بلوچ وعرب و زنان ستمدیده و کارگران ستمکش و نیز بخشهای دیگری از هم میهنانمان که به دلیل معتقداتشا ن حتی ازحق حیات محرومند، همه سرنشینان یک کشتی هستیم که سرنوشت مشترکی داریم. استیفا وتحقق حقوق ما برمحور حق آزادی بیان وحقوق برابر شهروندی فارغ از قومیت، مذهب، جنسیت واعتقاد سیاسی، امری است جمعی و همگانی که همه ما درآن متساویا ذینفع هستیم .

قدری به گذشته بنگریم واز سنتهای خوب پیشینیانمان درهمین مرزوبوم سرمشق بگیریم . آیا تاریخ مشروطیت را خوانده اید ؟ اگرخوانده اید ، حتما اطلاع دارید که همگامی وهمرزمی ستارخان وباقرخان آذری ویپرم خان ارمنی بود که درواقع حماسه مشروطیت را آفرید . آنها ضمن اینکه به هویت قومی خود سخت پایبند بودند ، نفع ومصلحت عمومی را مد نظرقراردادند ونهایتا هم مجاهدتهای مشترکشان نهضت مشروطه را به پیروزی رساند . اینکه بعدا سیرحوادث رویدادهای ناگواری را درپی داشت ، بحث فعلی ما نیست ، اما آنها مایه افتخار قوم وملت خود ، افتخار ایران و جامعه بشری به شمار می روند .
دراین برهه پرتلاطم ازتاریخ میهنمان ، که شبح شوم جنگ برآن سایه افکنده ، ادامه راه آنها ست که می تواند امکان وشانسی برای برون رفت از بحران خطرناک کنونی به وجود آورد .

آرسن نظریان
29 مرداد 1389 برابر با 20 اوت 2010
______________________________________________________________
www.akhbar-rooz.com *


( اگر ایراد شما فقط ناظر به کاربرد توصیف "جمهوری باکو" درنوشته ام است ، توضیح بدهم که (برای رضای خاطرشما من حاضرم درنوشته های بعدی ام نام رسمی ، یعنی "جمهوری آذربایجان" را به کار ببرم . ازاین لحاظ مشکلی ندارم . به هر صورت ، با اینکه این نام پایگاه تاریخی ندارد ، اما مثل خیلی نامهای بیوجه دیگر به عنوان نام رسمی به کاربرده می شود و تحت همین نام هم عضو سازمان ملل شناخته شده است) . اگرمشکل شما همین است مشکل قابل حل است . اما، می خواهم از شما بپرسم ، آیا هنگامی که نداهای سخیف " آذربایجان جنوبی و شمالی" سرداده می شود ویا درروز جشن ملی بابک خرمدین پرچم ترکیه برافراشته می شود ، به همین ترتیب صدای اعتراضتان را بلند می کنید و غیرتتان به جوش می آید ؟

فراموش نکنیم ، هنگامی که هموطنان معترضمان درداخل مورد حمله نیروهای سرکوبگر قرار می گیرند ، ازآنها پرسیده نمی شد که آذری هستند یا فارس یا مسلمان یا مسیحی . احتمالا ، اکثریتشان هم از قومیت فارس و ارمذهب شیعه هستند . اما این موضوع اصلا، نه برای معترضین ونه سرکوبگران ، مطرح نیست . زیرا یکطرف خواهان حقوق و حیثیت انسانی پایمال شده خود و طرف دیگر درپی حفظ قدرت به هر قیمت و هر وسیله ای است .