جمهوری اسلامی خانواده ام را قتل عام کرد! - گلاویژ حیدری

نظرات دیگران
  
    از : شافعه وتری

عنوان : دادخواهی مظلومان
آیا جنایات آشکاری که جمهوری اسلامی در مقابله با جنبش ۸۸ مرتکب شده ومیشود، ندای دادخواهی مظلومان تحت شکنجه و جنایات فجیع سه دهه حکومت جمهوری اسلامی را نیز منعکس میکند؟
چند روز پیش ۲۰ شهریور در سایت جرس از قول خانم زهرا رهنورد آمده بود که، "حتی اگر جنبش سبز در ابتدا پیروز هم می شد آنچه امروز شاهد هستیم هر گز رخ نمی داد. در گذشته نسبت به این ظلم های پنهان، تا این حد اطلاع رسانی نشده بود. اما شدت سانسورها، سرکوب ها، دخالت آشکار در حریم خصوصی شهروندان، دستگیری ها و کشتارهای بی رحمانه، روی دیگر حکومت را به مردم نشان داد... طوریکه بخش هایی از جامعه که طرفدار دولت فعلی بود هم با چشم های خود دید که چگونه با ظلم و خشونت در صدد سرکوب یک جنبش اصلاحی بر آمدند. لذا ریزش طرفداران این تفکر استبداد زده، بی شک خود یک موفقیت برای جنبش محسوب می شود. "

آیا واقعاً میتوان امیدوار بود که هرچه بیشتر شاهد ریزش طرفداران تفکّرات استبداد زده باشیم؟ واقعیت این است که لازمه ی یک ریزش پایدار آنست که مروجین ومبلّغین تفکّرات استبدادی جمهوری اسلامی افشا شوند و تناقضات بین حرفها و عملکردهایشان طی این سی سال بر مردم آشکار شود. در پی این افشاگری در بخش "نظرات " در مقاله ی (سلطه توحش بر دانشگاه یا انقلاب فرهنگی دوم- نوشته ی آقای فرید راستگو که در ۲۵ شهریور در اخبار روز چاپ شد، به نقش ایدئولوگهای خمینی در بازسازی استبداد ، به عنوان نمونه حجّت الاسلام قرائتی که تحت عنوان درسهائی از قرآن سی سال پیش از آیات و احادیث سفسطه بافی میکرد و مردم را مجاب میکرد که مسلمانی یعنی طرفدار ی بی قید و شرط ازخمینی و سرکوب با شدّت وحدّت آزادی خواهان! در این نظر آدرس سایت زیر آمده بود :
http://www.gharaati.ir/show.php?page=darsha&id=۱۶۹۱)
امّا درست پس از انتشار نظر، دیگر قابل دسترسی نیست!
٣۰٨۴۲ - تاریخ انتشار : ٣۰ شهريور ۱٣٨۹       

    از : شهرام شهرامیان

عنوان : جنایت علیه بشریت
خانم حیدری عزیز ،
زبان از بیان این همه جنایت به شما و خانواده عزیزتان ناتوان است .
شما توانایی افشای این جنایت هولناک را بصورت یک کتاب و یا مجموع مقالات دارید .
این کار را به خاطر خودتان ، به خاطر عزیزان از دست رفته تان و به خاطر افشای جنایت علیه بشریت بکنید.

پیروز باشید.
٣۰٨٣۱ - تاریخ انتشار : ٣۰ شهريور ۱٣٨۹       

    از : یک دوست

عنوان : شما تنها نیستید
خانم گلاویژ حیدری عزیز:
دورد به جان باختگان خانواده عزیز و خوب شما. آرزو داشتم شاخه گلی بر مزار این عزیزان می توانستم بگذارم. از دور دستهای شما عزیز را می بوسم که این همه ستم را تحمل کردید اما بدانید که شما تنها نیستید و در قلب من و دوستداران دیگرتان همیشه جایگاه گرمی دارید. خاطره جانباختگان خلق کرد بخصوص عزیزان کومله جاودانه باد. باور کنید که شما دوستان زیادی دارید و روزی در آینده یاد عزیزان خانواده شما را جشن خواهیم گرفت. زنده و سلامت باشید.
٣۰٨۲۵ - تاریخ انتشار : ٣۰ شهريور ۱٣٨۹       

    از : لیثی حبیبی - م. تلنگر

عنوان : شکوه رنج تو ای زن، صبوری می کُشد در من؛ به واژه آتش افروزی، درون جان من خرمن
سال ها پیش برای مادران کرد، برای مادران حلبچه، برای مادران رنج، برای مادران بیداد دیده، نوشته بودم:
هرای
هوزه ری
زهار
هاوارم، هاوار!
.............
منظومه ای بود هفت صفحه ای

و اینک واژه هایم را افشرده پای رنج ۱ شما می ریزم:


در گرگ و میش گنگ لحظات
می رباید بیرحم
داس واژه هایت
سبز جان مرا
چون به خود می آیم
می بینم
خیس چشمان خود گشته ام
رود انسانم
خون می دود در بستر جانم
وحشت زده
وقتی پناه می گیرم
می بینم
در دل شعله ها پنهانم
با کودک ات
به زمین می افتم
موج گرفتگان را می مانم
هنوز گیچ ِ صدای سر و سیمانم


۱ - بعد از آن روز های خون و مرگ، آن روز های بهاری بی بار و برگ، برای مادر سهراب هم نوشتم:

رنج تو و دل من

دل من
از رنج تو
پاره پاره
می شود
صورتم را می شورم
دلم را جمع می کنم
پاره پاره
دو باره
می شود!
٣۰٨۲۴ - تاریخ انتشار : ٣۰ شهريور ۱٣٨۹