در باب شکست خوردن زندگی در جامعه چندفرهنگی


کاوه دارالشفاء


• سوال اینجاست که خانم مرکل خیلی ساده و با لحنی کاملاً حق بجانبانه و در دفاع از حق به ناحق ستانده ملتش از سوی کارگران (!) می گوید: "برای مدتها همه خود را فریب می دادند که کارگران خارجی در آلمان نخواهند ماند، اما واقعیت چنین نبود" ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
يکشنبه  ۲۵ مهر ۱٣٨۹ -  ۱۷ اکتبر ۲۰۱۰


سخنان اخیر صدراعظم آلمان، آنگلا مرکل، فرصتی دوباره شد تا بعد از مدتها قلم خشکیده ام موضوعی برای نوشتن بیابد و کاغذ را اریکه ای برای جولان... .
قصه از اونجا شروع شد که در دهه شصت، با شکوفایی اقتصاد آلمان و نیاز مبرم به استخدام نیروی کارگر خارجی، سیلی از بیکاران و کارگران از کشورهایی چون یوگسلاوی و ترکیه به آن کشور سرازیر شد و علت آنهم کاملاً مشهود و مشخص بود: استفاده از نیروی کار ارزان قیمت با توان و انرژی بالا و استهلاک کم!!! رسیدگی به امور رفاهی و اجتماعی کارگران ترک به عهده بخش اجتماعی و رفاهی حزب سوسیال دموکرات این کشور و جنبش کارگری گذاشته شد و به منظور جلوگیری از پیدایش بازار سیاه ارز، نرخ ثابت و معینی برای تبدیل پول آلمان به ترکیه در شهرهای صنعتی آلمان دایر شد و دولت آلمان رفته رفته با افتتاح کنسولگریهای ترکیه در شهرهای صنعتی آلمان موافقت کرد و اولین شبکه رادیویی به زبان ترکی نیز برای این کارگران آغاز به کار کرد.
اولین بحران در سال شصت و هفت بود که دولت با بحران اقتصادی روبرو شد و در نیمه سال، بیش از ۷۰ هزار کارگر ترک بیکار شدند، اما برخلاف پیش بینی های انجام گرفته، اکثریت آنان حاضر به مراجعت به ترکیه نشدند! بحران اقتصادی فوق و بیکاری کارگران خارجی در مجموع، سیاست استخدام کارگر خارجی آلمان را به زیر سوال برد و دولت مجبور شد در سال ۱۹۷٣، قوانین جدیدی در خصوص مهاجرت وضع نماید. بر اساس قوانین جدید، کارفرمایان آلمانی می بایست برای کارگران و کارکنان مهاجر خود، امکانات اولیه رفاهی، از قبیل خانه و بهداشت و بیمه همگانی، فراهم آورند. آنها همچنین مجبور به پرداخت مالیات بیشتری برای جبران کمبودهای آموزشی کارگران و کارکنان مهاجر خود شدند.
از سال ۱۹٨۵ به بعد، تغییر عمده ای در بافت مهاجرت به آلمان به وجود آمد، گروه جدید مهاجران غالبا خواستار کار نبودند و بلکه از پناهندگان سیاسی کشورهایی چون ترکیه و برخی کشورهای عرب بودند. پناهندگان سیاسی جدید، ابتدا وارد برلن شرقی شده و سپس توسط مقامات آن کشور، تحویل مقامات برلن غربی می شدند، در سال ۱۹٨۶، به دلیل بالا رفتن میزان پناهندگی سیاسی، بین دو آلمان قراردادی منعقد شد و بدین وسیله، یکی از راههای ورود پناهندگان به این کشور مسدود گردید.
سوال اینجاست که خانم مرکل خیلی ساده و با لحنی کاملاً حق بجانبانه و در دفاع از حق به ناحق ستانده ملتش از سوی کارگران (!) می گوید: "برای مدتها همه خود را فریب می دادند که کارگران خارجی در آلمان نخواهند ماند، اما واقعیت چنین نبود" !!! یکی نیست بهش بگه: "یواشتر، مام برسیم خب!" پس قرار بود بچه ها بیان و آباد کنن و بترکونن و بعدشم دمشون رو بذار رو کولشون و بای بای؟! با آدم آهنیم که سر و کار داشته باشی، باید حق نون و نمک رو که بجا آورد! کارگر بیاد توی مملکت، اونم به درخواست خودت، کار کنه، جیک نزنه، سودت رو روز بروز زیاد کنه، بعد چپاول بشه، بیکار بشه، دیپورت بشه، هزارتا بلا سرش بیاد، بعد یه حق ساده تشکیل خانواده و اقامت رو نداشته باشه؟! بابا ای ول داره به مولا!
اشاره فرمودن که همه خودشون رو مدتها فریب می دادن که اینها نمیمونن! یعنی همون نژادپرستی اصیل آلمانی که یه مدت مام خودمون رو فریب میدادیم که نیست و همش مال نازیهاست!!! اونایی که خودشون رو فریب میدادن آیا هیچ ارزشی، هیچ احترامی به عنوان انسان برای کارگران خارجی قائل بودند؟ آیا به اونها به چشم یه حمال که از صدقه سر شما اومده اونجا تا یه لقمه نون گیرش بیاد نگاه میکردند یا به چشم یه آدم که از حقوق اولیه ای برخورداره و برای کمک به صنعت و شکوفایی آلمان به اونجا اومده؟ اونایی که خودشون رو فریب میدادن دنبال چه واقعیتیی (!!!) بودند؟ آلمانِ خالی از کله سیاها؟ آلمانِ بدون کارگران خارجی؟ آلمانِ شکوفا شده نه به دست کارگران خارجی، به لطف و همت و مغز اقتصاددانان و مخترعان و مهندسان؟ آلمانِ در اوج قدرت بدون نیاز و کمک از سوی هیچ بیگانه ای؟ واقعیت آلمان چیه؟
و بالاخره گل صحبتهای مرکل اینه که: "و البته این رویکرد ساخت یک جامعه چند فرهنگی و زندگی در کنار یکدیگر و لذت بردن از یکدیگر... شکست خورده است، کاملا شکست خورده است." نفرمودید در آلمان یا در جهان، نگفتید جامعه چندفرهنگی چیه، آیا منظور همنشینیهای دوستانه و گره خورده ایه که از ازدواج کارگران خارجی با شهروندان آلمانی بوجود اومده یا منظور تلفیق فرهنگی مزخرف و پست کارگران خارجی با فرهنگ اصیل و والای آلمانیه که نسلی رو در آلمان بوجود آورده که ماییه شرمساری و ننگ جامعه آلمانه؟! خیلی سخت و دردناک و خجالت آوره که یه کارگر خارجی و یه شهروند آلمانی از زندگی با هم لذت ببرند؟!! وای!!!!!!!!!!! و البته به گفته شما و کف مرتب تماشاگرهاتون این تجربه کاملا شکست خورده است! آری همنشینی و زندگی در کنار مردمی که خود را والاترینها می دانند و حاضر به فرود آمدن از برج عاج خویش نیستند و دورتر از نوک دماغشان را نمیبینند و به زمین و زمینیان افتخار می دهند که پای خود را بر آن و اریکه ی آنان متبرک سازند، کاملاً ننگین و شکست خورده و غیرقابل تداوم است. من هم هم صدا با شما به تمام کارگران خارجی و خانواده هایشان پیغام می دهم که "آلمان را به حال خود بگذارید و هرچه سریعتر این فرهنگ خارجیتان را بردارید برید بیرون! تا که آلمان، باز آلمان شود و از وجود ترکها و عربها و کردها و کرواتهای تنبلی که بلد نیستند آلمانی و فرهنگ آلمانی را یاد بگیرند و این در ذاتشان نهفته است پاک و منزه شود! تا ببینیم چند نفر اصیل آلمانی در این کشور خواهند ماند!"
کاش دنیا جای گشادتری برای زندگی داشت تا که امثال مرکلها با خیال راحت و بدور از هرگونه وحشت از تهاجم فرهنگی راحت زندگیشان را با لذت می کردند!