حجم بی‌هوا


یوسف صدیق (گیلراد)


• درختان
برگ‌هاشان را می‌‌بارند؛
بی‌آنکه پاییز کفش‌هایش را پوشیده باشد. ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
دوشنبه  ٣ آبان ۱٣٨۹ -  ۲۵ اکتبر ۲۰۱۰


 
شب از بوسه‌ها و نوازش‌ها تهی‌ست.
شب از خواب رنگین کمان ،
شب از سو سوی ستارگان ،
شب از شباهنگان تهی‌ست.
نه‌گلویی در آوایی .
نه‌گامی‌در راهی .
درختان
برگ‌هاشان را می‌‌بارند؛
بی‌آنکه پاییز کفش‌هایش را پوشیده باشد.
*    *    *
ببین چگونه
تمساحان اشک‌آلودند (!) و
مرگ
رفتن‌های بی‌بدرود را تدارک می‌‌بیند.
ببین چگونه
در تراکم اندوه
سهمی از بیداری برده‌ایم؛
                   خیره‌بر خاکی نمناک.
آه از این شب.
شب بیگانه‌ای
که شناسنامه‌اش را
به زبانی مرده نوشته‌اند.
چه بگویم
از ساعت‌های گنگ این حجم بی‌هوا ؟
چه بنویسم
از سلول‌های مسلول،
از خیابان‌هایی‌ که بوی تیر می‌‌دهند؛
از کوچه‌هایی‌ که در تب تعقیب می‌‌سوزند ؟
من در کجای جهان ایستاده‌ام که زمستانم ؟
من در کجای زمان به نکبت این شب رسیده‌ام ؟
*    *    *
بر پیشانی‌ام بنویس:
گاهی‌سکوت گزینه‌ی تاریکی‌ست.