برای آ نکه از ابدیتی دشوار می آید
تا نام نامی پرواز راهی نمانده است


محمود معتقدی


• شاعران
دروازه های آسمان را
برهنه تراز کوچه های باد
بادست های چالاک خویش
به نظاره می آیند ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
چهارشنبه  ۱۰ خرداد ۱٣٨۵ -  ٣۱ می ۲۰۰۶


شاعران
دروازه های آسمان را
برهنه تر از کوچه های باد
با دست های چالاک خویش
به نظاره می آیند
هنگامی که ریشه های عشق
به کار و
زاری دیگر
به ایوان های خانه
می آیند
مرثیه ای خاموش
سکوت واژه های دیوانه را
در سایه روشنی نزدیک
به شانه های آفتاب
بازمی رساند
گویی
روح زنی سبز
هوای بامدادی را
به طنین یادها و
پنجره هایی بسته
به رویای گلسرخی کوچک
اینگونه
پرتاپ می کند
اکنون
جهان رفته
به زخم روزهای تو
پا می نهد
نگاه طپشی آشفته
یا چنین
گمشده ای سرخ
میان باغ های معلق
شاید که
پرنده ای به خواب های تو
می جوید
تصویر ابدیتی دشوار
پاره هایت را
به قعر دوزخی مدام
به پیش می تازد
باری
بر پیشانی این جنگل
سرنوشت آبی ات
به حس افسونی
دارد
سقوط می کند
این تمام دست های توبود
عریان تر از باران و
پرده هایی از افق
با
ران
عصرهای دلم را
به زیستن چشم های تو
می سپارم
تا نام نامی پرواز
راهی نمانده است


محمود معتقدی
دهم خرداد٨۵