مصر به کدام سمت خواهد رفت، سکولاریسم یا اسلام؟


عباس رحمتی


• در مصر امروز دیگر به حرفهای گروه های اسلامی وقعی نمی گذارند. تنها گروهی که بطور فعال در صحنه حضور دارد "گروه ۶ آوریل" است که اجازه نمی دهد کسی موج سواری را مانند انقلاب ۵۷ ایران انجام دهد، آنها وضعیت ایران و سیاست های انزواطلبانه ایران را در پیش رو دارند. آنها از تجربیات دیگر کشورها خصوصا ایران و جمهوری اسلامی اش کمال استفاده را خواهند کرد ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
آدينه  ۱۵ بهمن ۱٣٨۹ -  ۴ فوريه ۲۰۱۱


سر انجام بعد از سی سال حکومت سرکوب و کشتار رژیم " حسنی مبارک "   آتشفشان زیر خاکستر در مصر فوران کرد و بحران گریز ناپذیری سراسر کشور را فرا گرفت ولی هنوز 40 درصد مردم مصر پا به میدان نگذاشته اند. درست است که ازسه سال پیش نا آرامی ها توسط "گروه شش آوریل" سازمان دهی شده است ولی بعضی ها هم می گویند جریانات تونس باعث شدت گرفتن این نارآمی ها شده است. جریان نارآمی ها در مصر از چهار ماه پیش بعد از انتخابات مجلس شدت گرفته و تاثیرات زیادی در رابطه با بحران اخیر مصر داشته است. دو طبقه در این جریانات پا در میدان مبارزه با حسنی مبارک و رژیمش گذاشته اند که به وضوح دیده می شوند 1- طبقه متوسط سکولار 2- طبقه فقیر اسلامی که اکثریت تظاهرکنندگان را تشکیل می دهد. صداهای مختلفی هم شنیده می شود که بتدریج به خیل عظیم مردم می پیوندند. شهر قاهره حدود 20 میلیون جمعیت دارد که تا امروز بیش از 40 در صد آنها هنوز وارد میدان مبارزه نشده و در تظاهرات شرکت نکرده اند.
سازمان و یا "گروه 6 آوریل" که از 25 ژانویه 2011 تظاهرات ها را سازمان دهی کرده است، از اولین گروهایی است که ابتداء از طریق اینترنت، مردم را برای تظاهرات ها سازماندهی کرده و مردم را به خیابانها کشانده اند یکی از اعضای این گروه به "بی بی سی" گفته است فقط از طریق اینترنت نبوده است که به مردم پیام فرستاده ایم. در حال حاضر "اخوان المسلمین" و سایر گروه های اسلامی سعی دارند که وارد بازی قدرت شوند. از طرفی "محمد البرادعی" رئیس سابق سازمان و آژانس بین المللی (انرژی هسته ای) قصد دارد با سازمان اسلامی اخوان المسلمین ائتلاف کند که این همان اشتباهی است که ملی مذهبی های ایران در اوایل انقلاب کردند، درصورتیکه مردم با این ائتلاف موافق نیستند. از طرفی "البرادعی" پایگاهی که در خارج دارد در داخل مصر ندارد، حال باید دید این ائتلاف در صورت شکل گیری اش تا چه اندازه می تواند برای مردم کاری انجام دهد و چقدر مورد قبول مردم واقع شود؟ از طرفی سیاست های آمریکا تا چه اندازه می تواند روی این ائتلاف حساب باز کند، گروه های دیگر اسلامی هم قصد آن را دارند که با جریانات مردمی موج سواری کنند و برای گرفتن قدرت خود را به مردم نزدیک می کنند ولی وجه قالب مردم از آنها طرفداری نمی کنند. در مصر امروز دیگر به حرفهای گروه های اسلامی وقعی نمی گذارند. تنها گروهی که بطور فعال در صحنه حضور دارد "گروه 6 آوریل" است که اجازه نمی دهد کسی موج سواری را مانند انقلاب 57 ایران انجام دهد، آنها وضعیت ایران و سیاست های انزواطلبانه ایران را در پیش رو دارند. آنها از تجربیات دیگر کشورها خصوصا ایران و جمهوری اسلامی اش کمال استفاده را خواهند کرد.
ارتش پرقدرت مصر فعلا در وضعیتی قرار گرفته است که نمی تواند کاملا در خدمت مردم باشد ولی ادامه تظاهرات مردم ارتش را به یک موضع روشن تری وا می دارد کما اینکه در شهر اسکندریه مواضع خود را رها کرده تا مدتی کنترل شهر بدست مردم قرار گیرد درست همین کار را در قاهره به شکل دیگری انجام داد! در واقع ارتش تنها رابط بین مردم و مبارک است از یک طرف مبارک "عمر سلیمان" را به عنوان معاون خود انتخاب کرده است (پستی که در طول این سی سال وجود نداشته است) تا فشارها را از سر خود کمتر کند در واقع سپر بلایی برای خود ساخته است، وعده هایی که مبارک از طریق "عمر سلیمان" به مردم داده است هیچ کدام مردم را راضی نکرده است، آنها خواهان برکنارگیری حسنی مبارک هستند و چشم اندازها نشان می دهد که مردم تا برکناری مبارک هیچ گونه مذاکره ای با "عمر سلیمان" و یا "مبارک" نخواهند داشت. "البرادعی" اخطار داده است که "مبارک" تا جمعه آینده فرصت دارد تا برکناری خود را اعلام کند (جمعه وداع نام نهاده شده است). "اوباما" هم ظاهرا می خواهد که انتقال قدرت سریع تر (همین الان) صورت گیرد. اگر کاخ ریاست جمهوری را مردم تسخیر کنند کار "مبارک" سخت تر این که هست خواهد شد که بعید به نظر میرسد که مبارک به مردم اجازه این کار را بدهد چون امروز (چهارشنبه) مبارک چماقداران خود را با شتر و اسب و چماق و سنگ به میدان تحریر آورده است [1] (به گفته یک عرب مصری، چماقداران اکثرا از امنیتی ها و پلیس مصر بودند) تا تظاهرات آرام مردم را با آشوب و آنارشی گری بر هم زند، و این همان کاری بود که رژیم آخوندی در ایران انجام داد. رژیم ایران با رعب و وحشت کنترل کشور را در دست گرفت ولی جواب درست این نبوده و نیست که جامعه در آرامش کامل قرار گرفته است، این آتشی است که در زیر خاکستر حالت انفجاری به خود گرفته است و در مصر هم نیز چنین خواهد شد.

ارتش مصر
ارتش مصر که آرامش کشور را بعهده گرفته است در واقع تا به امروز چند برخورد متفاوت از خود نشان داده است.
1- روزهای اول در درگیری ها به همراه پلیس شهری شرکت کرد که تعداد زیادی کشته و زخمی شدند.
2- زمانی که مردم بطور گسترده تر وارد صحنه شدند ارتش حالت بی طرفی به خود گرفت و در واقع تظاهرات ها را کنترل می کرد.
3- درچهارشنبه گذشته عمل ارتش با دیگر روزها فرق داشت، هنگامی که سنگ پرانی ها شروع شد نظاره گر صحنه بود و عکس العملی نسبت به چماقداران "حسنی مبارک" نشان نداده و نقشی را به نفع مردم ایفا نکرد! اختلافات شدیدی در میان ارتش وجود دارد. یکی از ژنرال ها وارد قاهره شده است و از "مبارک" خواسته است که از قدرت کنار برود. ارتشیان در قاهره اعلام کرده اند که حاضر نیستند به روی مردم شلیک کنند. با آوردن چماقداران به میدان التحریر قصد آن را دارند که ارتش را در مقابل مردم قرار دهند. لازم به یاد آوری است که ارتش مصر سالانه یک میلیارد و سیصد هزار دلار از آمریکا دریافت می کند و مسلما دستورات را از بالا میگیرد، حال باید دید در آینده نزدیک چه دستوراتی از بالا دیکته می شود تا ارتش مصر به آن عمل کند؟ اخیرا وزیر خارجه آمریکا اعلام کرده است، موضع آمریکا حمایت از تغییر و روند دمکراسی است، او گفته است باید مراحل گذار و دموکراسی با آرامش و بدون خونریزی باشد! از طرفی بعد از گفتگوهای "اوباما" با "مبارک" موضع مشخصی را از خود بروز نداده است (اوباما) ولی بعد ازاین گفتگو بود که مبارک در تلویزیون رسمی مصر اعلام کرد: حاضر است با اپوزیسیون مذاکره کند. وی در ادامه گفت در انتخابات بعدی شرکت نخواهد کرد! شاید در تخیلاتش می خواهد پسرش "جمال" را کاندید ریاست جمهوری کند.
از آنجایی که "حسنی مبارک" مهره مهمی درمنطقه خاورمیانه و در همسایگی اسرائیل است، آمریکا نمی خواهد این مهره را به هیچ وجه از دست بدهد، در این رابطه آمریکا کمکهای شایان توجه ای به مصر کرده و می کند ولی با بحرانی تر شدن اوضاع در مصر باید منتظر عکس العمل های بعدی آمریکا بود. از نظر آمریکا یک رژیم اسلامی با رنگ و لعاب دمکراتیک مثل افغانستان بهتر از یک رژیم سکولار و یا کمونسیتی است، نزدیک شدن "البرادعی" به اخوان المسلمین می تواند یک آلترناتیوی قابل قبول تر برای آمریکا باشد ولی مردم مصر و سایر گروه های دیگر اعلام کرده اند که ما به رژیم اسلامی از نوع جمهوری اسلامی ایران تن نخواهیم داد، اگر آلترناتیو یادشده مورد قبول آمریکایی ها واقع شود فاجعه ای دیگر در منطقه رخ خواهد داد و رژیم ایران هم از چنین آلترنایتوی بدش نمی آید که موی دماغ اسرائیل شود. بهر صورت آمریکا و شرکایش بر سر دو راهی قرار گرفته اند و باید یکی را انتخاب کنند. یا یک حکومت سکولار متوسط و یا یک حکومت اسلامی از نوع جمهوری اسلامی ایران یا ا فغانستان و یا عراق و اگر "مبارک" بتواند همچون رژیم فاشیستی ایران در سرکوب پیشی بگیرد یک رفرم صوری در مصر صورت خواهد گرفت. اسرائیل در این روزها موضعی از خود نگرفته است و سریعا اعلام کرده است که ما در قبال مصر موضعی اتخاذ نمی کنیم! در واقع موضع اسرائیلی ها همان موضع سیاسی آمریکاست.

موضع رژیم جمهوری اسلامی
رژیم جمهوری اسلامی سعی بر آن دارد که قیام مردم مصر را ملاخور کند و مرتب در نماز جمعه ها و در سخنرانی ها احمدی نژاد و دیگر افراد ریز و درشتش از یک انقلاب اسلامی نام می برند و می خواهند نشان دهند این جمهوری اسلامی ایران است، که در مصر هم تاثیر گذاشته است تا به حساب خودش مردم علیه "مبارک" و حکومتش بیشتر به خیابانها بیایند. این را بارها دولت کودتاگر ایران نعره کشیده است و بعید نیست بخواهد از طریق "اخوان المسلمین" و حتا "البرادعی" در شعارها و مواضع اپوزیسیون مصر تاثیرگذاری کند. همانطوری که محمد البرادعی در مسائل هسته ای رژیم بارها گزارشات غلط ارائه داد و جامعه بین المللی را هم سالها سر کار گذاشت بعدها این مسئله، از طرق مختلف به بیرون درز پیدا کرد. باید گفت تلاشهای رژیم فاشیستی ایران بی ثمر خواهد بود. این قیام یک قیام خودجوش نبوده و همانطور که گفتیم یک قیامی است که متشکل از تمام رنگ ها و عقاید با خواسته های مشترکند. آنچه که واضح است این قیام یک مشخصه ویژه دارد و آن سکولار بودن این قیام است، مردم برای آزادی و یک زندگی بهتر به خیابانها آمده اند. یک کشور با حکومتی سکولار با آزادی های سیاسی / اجتماعی احزاب و شراکت گروههای مختلف می تواند جوابگوی خواسته های مردم مصر باشد. با چنین خواسته هایی رژیم ایران آب در هاون می کوبد و نتیجه ای جز مفتضح شدن ندارد.

سخن آخر   
در هر صورت اوضاع مصر به هر طرف که بچرخد دیگر وضعیت همچون گذشته نخواهد ماند، تا همین جایش هم مردم برنده این قیامند. بحران در مصر ادامه خواهد یافت و براحتی نمی توانند آنرا مهار کنند. در روزهای آینده باید منتظر ماند و دید آیا این جمعه، جمعه ی وداع خواهد بود و یا به روزهای دیگر باید چشم دوخت؟ آیا سرنگونی رژیم "مبارک" به واقعیت خواهد پیوست و یا با وارد کردن حزب خودش میدان را برای مبارزات انتخاباتی بازتر خواهد کرد؟ آیا مردم به رفرم های "مبارک" تن در خواهند داد؟ رژیم "حسنی مبارک" رفتنی است و این کوچکترین خواست یک ملت دربند است و مسلما تاثیرات خود را در تمام کشورهای منطقه خواهد گذاشت آنچنان که همچون بازی دومینو تمامی کشور های دیکتاتوری دیگر را در بر می گیرد.
   
   [1]   www.voanews.com