چهارشنبه سوری را بشناسیم


دکتر کاوه احمدی علی آبادی


• آیین های نوروزی با «جشن سوری» که امروزه در میان مردم کوچه و بازار به چهارشنبه سوری معروف است، آغاز می شود و با آیین سیزده بدر، آئین های نوروزی به سر انجام می رسند. بنابراین، چهارشنبه سوری هویتی مجزا از جشن های نوروزی ندارد و بخشی از آن است ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
شنبه  ۲۱ اسفند ۱٣٨۹ -  ۱۲ مارس ۲۰۱۱


متأسفانه در سال های پس از انقلاب، کسانی در مورد چهارشنبه سوری و سایر مراسم و آئین های باستانی اظهارنظر کرده اند که هیچ تخصصی در این زمینه نداشتند و تنها با توسل به اظهارنظرهای عامیانه درباره این آئین ها، فتواهای فقهی و شرعی نازل کردند؛ تو گویی که تنها رشته فقه است که نیاز به متخصص دارد و سایر حوزه و علوم و ادیان بی نیاز از متخصص اند و می توان به راحتی در موردشان فتوا داد.
در این میان، در حالی که جشن نوروز چند سالی در وضعیت کج دار و مریض قرار داشت تا تصمیم گرفته شد که با متداول شدن دعای تحویل سال به زبان عربی و حضور در اماکن مذهبی در زمان تحویل سال، عید نوروز مجاز شناخته شود، اما سایر آئین های باستانی و به ویژه چهارشنبه سوری از این شانس برخوردار نبودند و هر کسی نیز که تریبونی یافته و منبری به او داده اند، یک اعمال نظری کرده است! البته این بدشانسی اتفاقی نبود و نماد آتش در چهارشنبه سوری کافی بود تا برچسب آتش پرستی بدان زده شود! کسانی که چنین ادعایی داشتند، نشان می دادند که نه تنها درباره فرهنگ و آئین ها و تفاوت جشن های ملی با مذهبی تخصص ندارند، که حتی از دین زرتشتی نیز کوچکترین آگاهی ندارند. پیروان دین زرتشتی هرگز آتش پرست نبوده و نیستند و مناسک شان نیز به همین سبب آتش پرستی نیست و این اظهارنظرها از آن کسانی است که یک خط مطلب مستند درباره دین و آئین های زرتشتی نخوانده اند و اصطلاحاً عامی خوانده می شوند. اگر استفاده از آتش در مراسم و آتشگاه های زرتشتی به معنی آتش پرستی است، پس استفاده از شمع در امام زاده ها نیز به معنی این است که شیعیان شمع پرست یا آتش پرست اند! همانگونه که شمع در امام زاده جدای از روشنایی، نماد شعله درونی انسان و حاکی از کشش عاطفی وجود اوست، آتش در نزد زرتشتیان نیز به معنای مشابه ای است و از این روی مقدّس است. اما اگر ادعا شود که تقدّس آتش، خود دلیلی بر شرک است، باید پرسید که پس تقدّس قرآن و کعبه نیز حکایت از شرک دارد!
نکته مهم تر این که، چهارشنبه سوری جشنی مذهبی نیست و همچون نوروز جشنی ملی است و جشن ها و آئین های ملی اساساً در عرض آئین ها و مناسک دینی و مذهبی نیستند تا با آن ها منافاتی داشته باشند؛ همچون مراسم ۲۲ بهمن که منافاتی با اعیاد و مناسک اسلامی و شیعی ندارند و آن انقلاب نیز چنان که رهبران اش نیز همچو مردم اذعان کردند، به همه مردم از همه ادیان و مذاهب تعلق داشته و تنها به شیعیان مربوط نمی شده است. حال ضروری است تا به جشن چهارشنبه سوری از منظر تاریخی و آئینی بپردازیم.
ایران باستان سراسر جشن و آئین بود، به طوری که هر روزی برای خود هویتی مستقل داشت که به وقایع اساطیری و حماسی یا تاریخی عطف می کرد. اینک بیشتر «جشن نوروز»، «جشن مهرگان» و «جشن سده» را می شناسند، اما پیرامون جشن های فراموش شده می توان از «آذرگان» در نهم آذر ماه و «شهریورگان» یا «آذر جشن» نام برد. آتش برای ایرانیان نماد روشنی، پاکی، طراوت، سازندگی، زندگی و تندرستی بود، چنان که در نزد بسیاری از نحله های عرفانی گوناگون در سراسر جهان چنین است. آتش نزد ایرانیان جدای از معنای نمادین و تعبیرهای عرفانی، دارای کارکردی بسیار حیاتی و تأثیرگذار نیز بود. چون آریایی ها چنان که در اوستا آمده در ایرانویچ می زیستند؛ سرزمین نخستین آریایی ها که در آن ده ماه از سال زمستان بود و تنها در دو ماه از سال آفتاب می تابید. در وندیداد سرزمین آریایی ها به نام «ائیریه» و در فارسی باستان «اریه» و در سانسکریت «آریه» آمده اند. «ایر» هم نام قومی (ایرانی) است و هم به معنای نجیب زاده و شریف و فردی با اصالت و با نژاد نیک است. در روایت اساطیری دیگری بیان شده فریدون پادشاهی آریایی بوده است که سرزمین خویش را میان سه پسر خود تقسیم کرد و آن که به فرزندش ایرج رسید، ایران یا ایرانویج نامیده شد. بنابراین، آتش هدیه ای بود که در تاریکی ها، هم اجاقه خیمه ها و هم ایران شهر را روشنی و گرما می بخشید و یاد آن اساساً برای ایرانیان، چون به خاطرآوری دوران کهن ایران زمین و مردمانش بود.
آیین های نوروزی با «جشن سوری» که امروزه در میان مردم کوچه و بازار به چهارشنبه سوری معروف است، آغاز می شود و با آیین سیزده بدر، آئین های نوروزی به سر انجام می رسند. بنابراین، چهارشنبه سوری هویتی مجزا از جشن های نوروزی ندارد و بخشی از آن است. بر پایه پژوهش های انجام شده، زمان باستانی «جشن سوری» را می توان در این سه زمان بازجست:
۱. شب بیست و ششم از ماه اسفند، یعنی در نخستین شب از پنجه کوچک.
۲. اولین شب پنجه بزرگ که بدان «پنجه وه» نیز می گویند و پنج روز کبیسه است و نخستین شب و روز «جشن همسپهمدیم».
۳. شب پایانی سال است که ارجمندترین روز«جشن همسپهمدیم» یعنی جشن آفرینش انسان بود.
واژه «سوری» در پارسی به معنی «سرخ» رفته و چنان که پیداست، به آتش اشاره دارد. البته در فارسی «سور» به مفهوم «میهمانی» هم به کار رفته است. بر پا داشتن آتش در این روز نیز گونه ای گرم کردن جهان و زدودن سرما و پژمردگی و بدی از تن بوده است و چون آتش مظهر پاکی و زدودن پلیدی ها بوده، پریدن از روی آتش هم می توانسته با فلسفه پاک کردن نفس صورت گرفته باشد. برای این که به انواع رسوم و آدابی بپردازیم که در چهارشنبه سوری توسط ایرانیان برگزار می شده، ابتدا می بایست به طور کلی، تفاوت دین و مذهب با آئین ها را به شکلی حرفه ای تر بیاموزیم. انواع رسوم و آدابی که برای آئین ها برگزار می شوند، تنها در مقطعی از زمان تعیین نمی گردند، بلکه به فراخور دوران زیست یک ملت، تغییر می کنند و مدام چیزهایی بدان افزوده یا از آن کسر می شود و نسبت به این تغییرات، آئین ها برخلاف ادیان و مذاهب، بسیار قابل انعطاف اند و گرچه تغییرات در مراسم دینی و مذهبی نیز وجود دارد، اما اصل بر حفظ اصالت رسوم است و از بدعت ها استقبال نمی شود، در حالی که در آئین ها، نوآوری ها بسیار مورد استقبال قرار می گیرند. چهارشنبه سوری نیز از این قاعده مستثنی نبوده است و علاوه بر قدمتی به اندازه آریاشهر باستان، در طول تاریخ اسلام و به خصوص وقایع مهم تاریخ شیعی نیز مناسبت هایی بدان افزوده شده است. آتش افروزی و شادمانی شب چهارشنبه آخر سال به قیام مختار ثقفی نیز که به خونخواهی حسین و فرزندانش قیام کرده بود، مربوط بود و چنان که در روایات تاریخ رفته است: «مختار وقتی از زندان خلاصی یافت و به خونخواهی کشتگان کربلا قیام کرد، برای این که موافق و مخالف را از هم تمیز دهد و بر کفار بتازد، دستور داد که شیعیان بر بام خانه خود، آتش روشن کنند و این شب مصادف با چهارشنبه آخر سال بود و از آن به بعد مرسوم شد». اهمیت این نکته زمانی مشخص می شود که بدانیم، اساساً در ایران باستان هر روز با نامی که به زبان پهلوی کهن می بود، شناخته می شد، اما لفظ چهارشنبه، عربی است و از این روی، تغییر زمان جشن چهارشنبه سوری، بنا بر زمان قیام مختار که به خونخواهی امام حسین بوده از آن پس تاکنون مرسوم گشته است.
علاوه بر این همه، در چهارشنبه سوری، رسم پریدن آتش تنها یکی از رسوم است و رسوم بسیاری دارد که هیچ گونه منافاتی حتی با کج فهمی هایی که درخصوص آن صورت می گیرد، ندارند. آب پاشی و آب بازی، فالگوش نشینی، قاشق زنی، کوزه شکنی، فال کوزه، آش چهارشنبه سوری، آجیل مشگل گشا، شال اندازی و شیر سنگی و بسیاری آداب دیگر. همچنین در جاهایی همچون شیراز، کردستان و آذربایگان (آذرباییجان)، برای چهارشنبه سوری آداب و آیین های محلی با آمیختگی فرهنگی افزون تری وجود دارد. برای نمونه، سفره حضرت خضر (ع) و یا آب پاشی در سعدیه که ویژه شیرازی هاست و همین طور سفره های رنگینی از خوراکی های متنوع محلی که در کردستان و آذرباییجان برای ضیافت بر پا می کنند و باید بدان ها افزود، آیین های مختلف شادمانی همگانی مردم.