وقتی ما نبودیم جهان در حرکت بود


اردشیر زارعی قنواتی


• بی توجه به عدم حضور این یا آن بر طبق قوانین بشری و طبیعی خود هم چنان به حرکت ادامه داده و همگان را دعوت می کند که صدای پای تحولات اجتناب ناپذیر و بهترین راه برای زیست بهتر انسانی را شنیده و الزامات آن را در زیست حیاتی پذیرا باشند ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
آدينه  ۱۹ فروردين ۱٣۹۰ -  ٨ آوريل ۲۰۱۱


سیر وقایع بین المللی در طی دو هفته تعطیلی روزنامه ها در ایران هم چنان به رشد شتابان خود ادامه داده و به یک مفهوم "زندگی در جریان بود". موج تغییر و تحولات در کشورهای عربی روند چندوجهی خود را هم چنان طی می کرد، ژاپن بعد از سه هفته از زلزله بزرگ قرن و سونامی در حالی اجساد قربانیان را دفن می کرد که وحشت از فاجعه هسته یی نیروگاه "فوکوشیما" هر لحظه ابعاد تازه تری به خود می گیرد و در اروپا موج سبز حاصل از سونامی هسته یی، کشتی صدراعظم را در انتخابات ایالتی به گل نشاند. تمام نشانه ها حاکی از این واقعیت است که در منطقه عربی و خاورمیانه موجی به حرکت در آمده که هر دیکتاتور و زمامداری را در خود غرق کرده یا حداقل اندازه های او را به سطح انسان زمینی تقلیل می دهد. در سرزمین آفتاب تابان اما این خشم طبیعت بود که گریبان ملتی را گرفت و قربانی و وحشت به ارمغان آورد تا آنجا که خاموشان زلزله و سونامی در "حاشیه" قرار گرفته و فاجعه هسته یی به "متن" تبدیل شد. اما حکایت در اروپای متحد از مسیر دیگری به تعبیر در آمد چنانچه در آلمان سبزها و سوسیال دمکرات ها در انتخابات ایالتی "بادن ورتمبرگ" و "راین لند فالتس" ائتلاف راست "آنگلا مرکل" را به زیر کشیدند و از طرف دیگر غرب به رهبری فرانسه، بریتانیا و آمریکا با هجوم هوایی به لیبی بهار سرهنگ "معمر قذافی" دیکتاتور این کشور را به خزان مبدل کردند. هر یک از اضلاع مثلث این رخدادها خود به تنهایی می تواند وضعیت ملی، منطقه یی و بین المللی را تحت تاثیر قرار دهد ولی به عنوان یک پکیچ جهانی نیز قادر است نسبت "ذهنیت تحلیل" را به "واقعیت رخداد" تا حدودی دگرگون کند. آنچه در هر یک از این تحولات نقطه ی مشترک بوده است تحمیل واقعیت تحولات تاریخی، واقعیت کنش – واکنش علمی و هم چنین واقعیت تاثیرپذیری مثبت افکارعمومی برای انتخاب راه در محیط دمکراتیک می باشد. تحولات دو هفته ی اخیر را می توان به سه شاخه یی به تعریف درآورد که در اولی اتصال الکتریسیته به برق گرفتگی منجر شده، در دومی به جهت اخلال در جعبه فیوز وسایلی سوخت و لامپ ها خاموش گردید و در سومی این اتصال هر چند که شوک قدرتمندی را برای بعضی به همراه داشت اما بالاخره برای محیط تاریک و دیگرانی روشنایی لامپ را به همراه داشت.               
شاخه عربی : قیام ها در کشورهای عربی از شاخ آفریقا تا خاورمیانه در حالی به سیر حرکتی خود ادامه می دهد که مورد لیبی با دخالت ائتلاف غرب و پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) جهت برقراری منطقه پرواز ممنوع و در هم شکستن قدرت لجستیکی ارتش حامی قذافی راه را برای تغییر معادلات در میدان نبرد دگرگون کرده است. البته برداشت از پلان لیبی توسط قدرت های جهانی و منطقه یی در یک تعریف مشترک نمی گنجد و بحث ها حول رعایت قطعنامه شورای امنیت در این خصوص هم چنان ادامه دارد. روسیه و چین عملیات ائتلاف نظامی غرب را نقض قطعنامه دانسته و از این اقدام به عنوان دخالت جهت تغییر رژیم سیاسی لیبی یاد می کنند و آلمان نیز به عنوان یکی از قدرت های غربی پیرو رای ممتنع خود سعی می کند پای خویش را از این جنگ کنار کشیده و تنها به روح و مفاد قطعنامه ی شورای امنیت بسنده کند. آنچه هم اکنون در لیبی می گذرد چندان شباهتی به موج قیام های اصلاحی و حتی انقلابی کنونی نداشته و بیشتر به سمت یک جنگ داخلی در حال حرکت است که ظاهرا نظام دیکتاتوری حاکم و قدرت های غربی برای آرایش این میدان نبرد تا حدودی منافع مشترک دارند. در یمن نیز کشاکش بین مردم معترض با "علی عبدالله صالح" رئیس جمهوری مادام العمر این کشور هم چنان ادامه دارد و سیاست یک گام به پس دو گام به پیش دو جناح، حیات سیاسی تحولات را در نظم آنارشیک موجود حفظ کرده است. مسیر رویدادها در این کشور بیشتر تابع معادلات تاثیر گرفته از قدرت خیابان در مقابل قدرت حاکم بوده است و وعده برای کناره گیری از قدرت در پایان سال ۲۰۱۱ توسط صالح در یک تناقض آشکار روز بعد جای خود را به این توهم می دهد که وی ادعا کند که ۹۵ درصد مردم از او حمایت می کنند و ۵ درصد بقیه چون اقلیتی مخل امنیت کشور می باشند باید که "آنان بروند". پرونده سوریه که بسیار دیرتر از دیگر کشورهای عربی بر روی میز قرار گرفت به نظر می رسد که تحولات کنونی را در مسیر تازه یی قرار داده است. موقعیت ژئوپلتیک این کشور و در هم تنیدگی سرنوشت آن با لبنان، فلسطین و جبهه رادیکال خاورمیانه یی می تواند جنبش های عربی را به مسیر دلبخواه غرب هدایت کرده و مدیریت بحران را به میزان زیادی در دست آنان متمرکز کند. وعده نظام حاکم سوریه برای تغییر و اصلاحات از جمله آزادی زندانیان سیاسی و احتمال لغو شرایط فوق العاده به نظر می رسد که تاکنون معترضان را راضی نکرده است و شاید لازم است که "بشار اسد" رئیس جمهوری این کشور برای اجتناب از وقایع غیرقابل پیش بینی دست به اصلاحات ساختاری بزند. در بحرین از همان ابتدای خیزش اعتراضی مردم این کشور، تحولات در چنبره معادلات ژئوپلتیک و بحث اکثریت شیعه و اقلیت سنی که ظاهرا رسیدگی به خواست مردم را در تناقض با امنیت برای نظم حاکم ملی، منطقه یی و بین المللی به حساب می آورد با دخالت نیروی خارجی برای سرکوب جنبش اعتراضی روبرو گردید. وضعیت این امیرنشین هر چند که تا به امروز هم چنان بحرانی تلقی می شود اما مدیریت پشت پرده ی سیاست ائتلاف عربی – غربی به همراه عدم پوشش مطلوب جهت مشروعیت بخشی به خواست اکثریت مردم تا حدود زیادی عامدانه توانسته است مطالبات معترضان را در حاشیه قرار دهد. موج اعتراضات مردمی در اردن، مراکش، الجزایر و عربستان سعودی هر چند که در حیات سیاسی – اجتماعی این کشورها به بقای خود ادامه می دهد اما به نظر می رسد که بعد از سپری شدن شوک اولیه در تونس و مصر دیگر فاقد توان تغییرات بزرگ در کوتاه مدت باشند. در عرصه خیزش های عربی سیر وقایع هم چنان در مسیر گفتمان "تکلیفی" حرکت کرده و هنوز راه درازی تا رسیدن به موقعیت "انتخابی" باقی است که به همین دلیل پیش بینی آینده تحولات از هم اکنون چندان عقلانی نخواهد بود.                                                                                       
شاخه ژاپنی : زلزله ویرانگر در مقیاس ۹/٨ درجه ریشتر و سونامی متعاقب آن که تاکنون منجر به کشته شدن حدود ۱۲ هزار نفر و مفقود شدن ۱۷ هزار تن گردیده است، توسط کارشناسان ژئوفیزیک به عنوان بزرگترین زلزله قرن به حساب آمده است. میلیون ها آواره و بی خانمان در کنار این همه قربانی با توجه به فاجعه هسته یی در نیروگاه فوکوشیما که هر روز ابعاد خطرناک تری به خود می گیرد، حاشیه یی بر یک متن محسوب می شود که زیست انسانی، طبیعی، سیاسی و اقتصادی این کشور را در چنبره ی خود گرفتار کرده است. برآوردهای اولیه حاکی از این می باشد که حداقل ٣۰۰ میلیارد دلار بر اقتصاد ژاپن خسارت مستقیم وارد گردیده و یکی از بزرگترین و صنعتی ترین اقتصادهای جهان را با بحران روبرو کرده است. ابعاد فاجعه فوکوشیما به مراتب گسترده تر از ویرانی های ناشی از زلزله در مناطق آسیب دیده و سواحل سونامی زده می باشد. گزارشات لحظه به لحظه در خصوص این نیروگاه هسته یی نشان می دهد زمانی که تکنولوژی مقهور قهر طبیعت می شود از چرخه ی این واژگونگی فاجعه یی زاده شود که ذات کنش های علمی آن می تواند فائق بر واکنش های مبتنی بر دستاوردهای تکنولوژیک معاصر تلقی شود. تاکنون از این جهت به تکنولوژی هسته یی به عنوان یک شمشیر دو لبه یاد می شد که استفاده صلح آمیز از انرژی هسته یی را در مقابل استفاده نظامی از این تکنولوژی مورد سنجش قرار می دادند. اینکه آتش سوزی، تخریب، نشت مواد رادیواکتیو و گداخت میله های سوخت راکتور در یک نیروگاه برق هسته یی زیست انسانی و طبیعی در آن محدوده را به مرز هشدار رساند و سپس یافتن تاثیر مخرب تششعات آن حتی در کره جنوبی، چین و آمریکا نیز یافت گردید، به یک باره جهان با صورت مساله ی تازه یی روبرو گردید و آن اینکه در ذات این تکنولوژی "صلح" یک "جنگ" نهفته است که می تواند وقتی همه در خوابند چون یک دیو از چراغ جادو بیرون بجهد. هر چند که دولت ژاپن و جامعه جهانی تمام سعی خود را برای مهار فاجعه هسته یی فوکوشیما به کار گرفته اند اما سوال بزرگ هم چنان بدون جواب مانده است. از طرف دیگر شرکت برق خصوصی ژاپنی در این رخداد نشان داد که عدم اطلاع رسانی شفاف و اقدامات لازم بنا بر نگاه سودمندگرایانه به موضوع می تواند زنگ خطری برای نظام های سیاسی – اجتماعی معاصر باشد که مصالح و منافع راهبردی ملی را به راحتی نمی توان به یک بنگاه اقتصادی که حساب سود و زیان در آن فاعل هر کنشی است، سپرد. بدون شک ژاپن از این مهلکه با پرداخت هر هزینه یی دوباره سر برآورده و شرایط طبیعی خود را پیدا می کند ولی این واقعیت را در جهان رقابت های میلیمتری نمی توان نادیده گرفت که ژاپن بعد از زلزله تحت هیچ شرایطی به موقعیت ژاپن قبل از زلزله باز نخواهد گشت.                                                                                                      
شاخه اروپایی: در قاره سبز وقایع این دو هفته هر چند نه قیام بود و نه فاجعه اما موج های عربی قیام های عربی، ٨ سال پس از جنگ عراق بار دیگر جنگنده های آنان را به پرواز در آورد و موج های ناشی از سونامی هسته یی ژاپن وحشت قاره نشینان را از نیروگاه های بی شمار هسته یی تا به آنجا در بر گرفت که حداقل سواحل قلمروی دمکرات مسیحی های آلمان را در پای سبزهای این کشور ویران کرد. ائتلاف غربی – عربی به رهبری فرانسه، بریتانیا و آمریکا بلافاصله بعد از صدور قطعنامه شورای امنیت در محکومیت حکومت قذافی دیکتاتور لیبی با جنگنده ها و موشک های کروز تاسیسات نظامی این کشور را آماج حملات خود قرار داده و منطقه پرواز ممنوع را بر فراز لیبی به اجرا گذاشتند. حملات هوایی ائتلاف بعد از دو روز به سمت پوشش هوایی شورشیان برای پیشروی به سوی طرابلس گسترش یافت و اولین نشانه های شکاف در جامعه جهانی به خصوص از طرف روسیه، چین و آلمان به بهانه عدول از ذات قطعنامه خود را بروز داد. کشمکش ها حول این موضوع وقتی ابعاد وسیعی تری به خود گرفت که "باراک اوباما" رئیس جمهوری آمریکا همسو با "دیوید کامرون" و "نیکلای سارکوزی" رهبران بریتانیا و فرانسه بحث تسلیح نظامی شورشیان را نیز مطرح کردند. این موضوع بار دیگر بحث قدیمی دخالت نظامی برای تغییر حاکمیت ملی دیگر کشورها را به صدر مناقشات در نظام بین المللی ارتقا داده و حقوق بین المللی تحت مصوبات شورای امنیت را به تفسیرهای سیاسی خاص از این کنش ها به واکنش های متقابل جهت داد. پذیرش رهبری عملیات توسط ناتو و برگزاری اجلاس لندن در خصوص آینده لیبی نیز نه تنها از دامنه مناقشات سیاسی – حقوقی نکاست که حتی در درون ناتو و ائتلاف نیز چند دستگی ایجاد کرد. وقتی موج های سونامی هسته یی ژاپن به سواحل اروپایی رسید در اولین بزنگاه آنچه قربانی شد حزبی بود که پیش قراولی آن را دختر کشیشی به عهده داشت که در هیبت صدراعظم صنعتی ترین کشور اروپایی همواره از تکنولوژی هسته یی در مقابل حامیان سبز محیط زیست دفاع کرده بود. سبزهایی که در انتخابات ایالتی بادن ورتمبرگ و راین لند فالتس به پیروزی خیره کننده یی دست یافته و بعد از نیم قرن توانستند کرسی صدارت ایالتی را از زیر پای حزب دمکرات مسیحی بیرون بکشند از درون این تراژدی محیط زیستی برای اولین بار موفق شدند رویای سبز خود را تعبیر یافته ببینند. در فرانسه نیز دور دوم انتخابات شوراهای محلی هم چون دور اول برای سارکوزی فاجعه بار بوده چرا که از یک سو جناح مخالف به رهبری سوسیالیست ها را پیروز میدان دید و از سوی دیگر خانواده راست خود را در پیش پای حزب راست افراطی "جبهه ملی" خانه خراب می دید. در بریتانیا نیز جنگ بین دولت کامرون با دانشجویان و سندیکاهای کارگری بر سر سیاست های اقتصاد ریاضتی و چند برابر شدن شهریه های موسسات آموزشی، ده ها هزار تن از معترضان را به خیابان های لندن کشاند. سیاست های نئولیبرالیستی اقتصادی در ساخت اروپایی در طول چند سال گذشته به مرز هشدار رسیده است و طبقات نابرخوردار به شدت وضعیت اعتراضی به خود گرفته اند و به نظر می رسد این مقاومت نرم در طی ماه های آینده با توجه به رکود اقتصادی در این قاره ابعاد گسترده تری به خود بگیرد. پرتقال نیز در این مدت به واسطه ی بحران اقتصادی وضعیت چندان مطلوبی نداشته و بعد از رای عدم اعتماد پارلمان این کشور نسبت به برنامه بودجه ریاضتی دولت، "خوزه سوکراتس" نخست وزیر این کشور مجبور به استعفاء گردید. مشکل پرتقال بار دیگر بحث فروپاشی واحد پول اروپایی "یورو" را به سطح اول اخبار اقتصادی این اتحادیه آورد و زنگ خطر را برای دیگر اعضای یورو به صدا در آورد. اما در مجموع اوضاع در اروپا بیشتر در عرصه انتخاب و مدیریت بحران دور می زند و هر جه بگذرد خارج از این قاعده دمکراتیک نخواهد بود. به هر حال جهان بی توجه به عدم حضور این یا آن بر طبق قوانین بشری و طبیعی خود هم چنان به حرکت ادامه داده و همگان را دعوت می کند که صدای پای تحولات اجتناب ناپذیر و بهترین راه برای زیست بهتر انسانی را شنیده و الزامات آن را در زیست حیاتی پذیرا باشند.