اعتیاد، تبلیغات و تخریب تجربه ی انسانی


مزدک دانشور


• تمام آنچه ذکر شد اگر چه پدیدارهایی از جامعه ای است با اعتماد به نفس پایین و سرمایه زده که روشنفکرانش از درد و دغدغه ی عمومی روز به روز دور شده اند و توان و یا میل حلاجی سیل تبلیغات را ندارند، اما آنچه در این کانالهای ماهواره ای در رابطه با اعتیاد طرح می شود فاجعه ای است که با موسیقی ای شاد جار زده می شود ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
شنبه  ۴ تير ۱٣۹۰ -  ۲۵ ژوئن ۲۰۱۱


شاید سخن گفتن از تبلیغات ماهواره ای در جامعه ای که قوانین، دسترسی به ماهواره را ممنوع کرده است، چندان آسان نباشد اما پدیده های اجتماعی از ورای پدیدار آن قابل لمس می شوند. مثلن وقتی می شنویم که مانورهای نیروی انتظامی برای برداشتن آنتنهای ماهواره ای در حال اجراست و یا سخن از کانال فارسی وان و علت اقبال عمومی به آن در رسانه های عمومی به بحثی داغ بدل می شود و یا حتی در محافل و گردهم آییهای دوستانه برنامه ی "بفرمایید شام" الگو قرار می گیرد و عین به عین اجرا می شود، باید زنگها را به صدا درآورد و لمس پدیدارها را به رسمیت شناخت. الگوبرداریها از مجاری غیررسمی و در حالیکه هیچ برنامه ای برای مقابله و یا تبیین آن وجود ندارد مختص جوامعی است که مجاری رسمی مسایل مبتلا به جامعه ی خود را به درستی بیان نمی کنند و یا توان پرداختن به این مشکلات را ندارند و یا حتی از آن خبر ندارند. با توجه به آنچه ذکر شد آیا سکوت و بی تفاوتی و عدم نقد آنچه از مجرای ماهواره در جامعه توزیع می شود قابل دفاع است؟
یکی از مسایلی که در تبلیغات کانالهای ماهواره ای فارسی زبان بسیار به آن پرداخته می شود، موضوعات مربوط به پزشکی است. هر یک از این کانالها زمان بسیار زیادی از فاصله ی بین فیلمها، موزیک ویدئوهای ایرانی و خارجی و یا سریالهای آبکی soap opera را اختصاص به تبلیغ تجهیزات ورزشی ای می دهند که به سرعت و در چند روز و به آسانی البته! فرد را لاغر می کند و هیکل او را به قهرمانان پرورش اندام بدل می نماید. در سریالی دیگر و به طور مکرر قرصهای لاغری تجویز می شوند که فورا و بدون عوارض جانبی و در هر وزنی که فرد استفاده کننده قرار داشته باشد او را لاغر کرده و بدل به عروسکهای باربی Barbie dolls می کنند که مانکنهایی شایسته ی خرامیدن بر فرشهای سرخ هالیوود هستند همراه با برخورداری از تمامی عناصر زیبایی شناسی غربی که مفاهیم notion مورد قبول نه تنها زنان که مردان جامعه ی ما نیز هست. در کانالی دیگر پس از آنکه خطابه ای در مذمت کوتاهی قد گفته می شود، ناگهان معجزه از جیب پزشکی مجهول الهویه برای صاحبنظران و معروف و شناخته شده برای آن کمپانی داروسازی Pharmaceutical در می آید که دوای "درد" کوتاهی قد و جبران کننده ی تحقیر اجتماعی است و همه ی مصرف کننده ها با لبخندی که بر لب دارند از تجربه ی خود پس از مصرف موفقیت آمیز این دارو به سخن پردازیهای نغز می پردازند. پوست و مو نیز تکه ای دیگر از این پازل پرطمطراق است. کرمهایی با فرمولهای جدید و یا برخوردار از مبنایی گیاهی به صورتی معجزه گونه و یا به سخن بهتر شعبده بازانه هرگونه لک و پیس را از پوست پاک می کنند و نه تنها پوست را سپیدتر کرده، بلکه جوانی و تازگی را نیز برای فرد استفاده کننده به ارمغان می آورند. اگر پوست برای خانمها مبنایی خوب برای تبلیغات به حساب می آید مو نیز برای آقایان دغدغه ای همیشگی است که می توان از این نگرانی پول ساخت. محلولهایی تبلیغ می شوند که گویی اکسیر جوانی را در خود دارند، رشد موها را تضمین کرده، عوارض جانبی ندارند و در نهایت خود تصویر رودلف والنتینیو را تداعی می کنند. تمام آنچه ذکر شد اگر چه پدیدارهایی از جامعه ای است با اعتماد به نفس پایین و سرمایه زده که روشنفکرانش از درد و دغدغه ی عمومی روز به روز دور شده اند و توان و یا میل حلاجی سیل تبلیغات را ندارند، اما آنچه در این کانالهای ماهواره ای در رابطه با اعتیاد طرح می شود فاجعه ای است که با موسیقی ای شاد جار زده می شود.
معتادان به مواد مخدر را چه در چهارچوب آمارهای رسمی یک میلیون و دویست هزار نفر بدانیم و چه با تخمین های آمارگران مستقل آن را تا ده برابر این مقدار فرض کنیم، باید – اما – اعتیاد را معضلی اجتماعی دانست که تمامی عرصه های عمومی و خصوصی را از خانواده تا محل کار، از دانشگاه تا خیابان و از زندان تا حاشیه های داغ و پرالتهاب، تحت تاثیر خود گرفته است. میزان گردش مالی اعتیاد را البته فقط نمی توان به مواد مخدر و قاچاق آن فروکاست بلکه مساله ی درمان را نیز باید به این تجارت متاسفانه سودآور اضافه کرد. اگر پزشکان و درمانگاههای ترک اعتیاد را بخش آشکار این اقتصاد بدانیم داروهای رنگارنگی که در تبلیغات ماهواره ای بر روی آن تاکید می شود مابقی کوه یخ را می سازد. داروهایی که در تبلیغات این ماهواره ها راه حل نهایی، آسان و سازگار با بدن فرد مبتلا معرفی می شوند، داروهایی صد در صد گیاهی و در نتیجه امن و قابل اتکا. داروهایی که با چند ده هزارتومان قابل تملکند و فرد معتاد را از دام اعتیاد می رهانند،رنگ و رویش را بازمی گردانند، توان جنسی اش را احیا می کنند و در یک کلام نفس مسیحایند.
این حد از بازاری شدن commedification پزشکی در کنار خطراتی که برای نظام درمان دارد و روند واقعی درمان را مخدوش می کند و بیماران مبتلا به مواد مخدر را از مجاری درست و منطقی درمان اعتیادشان دور می کند، باعث تخریب تجربه ی انسانی نیز می شود. تجربه ای به قدمت تاریخ انسانی که به ما می گوید انسان برای به دست آوردن هرچیز باید زحمت بکشد و هیچ راه حل جادویی برای حل درست مسایل وجود ندارد و آسانسوری نیست که ما را به قله ی خوشبختی و سلامت برساند. شاید در این مورد باید با آریل دورفمان همراه بود که باور داشت:
صدای سرمایه داری متاخر، پیامهایی است که دستگاه رویاپردازی حاکم می پردازد، به خصوص پیامهایی که از طریق رسانه های جمعی به ما بارها و بارها اطمینان می دهد که راهی آسان و سهل و راحت برای همه ی مشکلات وجود دارد. چنین استراتژی مبتنی بر زیبایی شناسی ای، به نظر من تحریف و خوار شمردن تجربه انسانی است (۱۹۹٨:۱۴۷)

این مساله باید در برابر چنین تبلیغاتی علم شود که همانگونه که برای لاغر ماندن باید مداوم تحرک داشت و مدام میزان کالری دریافتی را کنترل کرد، برای ترک عادتهایی که گریبانگیر انسان می شود نیز راه حلهای شعبده بازانه وجود ندارد. از طرف آگاهیگران این جامعه باید گفته شود که درمان بیولوژیک به معنای دستیابی به سلامت نیست و سم زدایی معادل ترک اعتیاد فرض نمی شود و همانگونه که عوامل همبسته ی فرهنگی-اجتماعی-اقتصادی-سیاسی در ایجاد اعتیاد موثر است در ترک آن نیز می تواند تاثیرگذار باشد و نگاه تک عاملی و بیولوژیک به اعتیاد نگاهی ناکافی و حتی مخرب است که فقط تداوم سودبخشی این کمپانیها را تامین می کند. اما چنین بیانی در همهمه ی تبلیغات تلویزیونی که انسانهایی بیمار و زجردیده را به راه حلی آسان و سراب گونه می خوانند، آیا نیوشا خواهد بود؟

Dorfman, A. ۱۹۹٨ The Resistance Trilogy: Widows, Death and The Maiden, Reader. London: Nick Hern Books.