شورش جوانان لندنی ریشه اقتصادی دارد


اردشیر زارعی قنواتی


• گستردگی دامنه خشونت ها، آتش سوزی های مهیب و غارتگری وسیع از تاتنهام به شمال، جنوب و شرق لندن، نشاندهنده ظهور یک جنبش کور و بدون سازمان است که موتور محرکه آن نه تشکل های سیاسی که جوانان بیکار، افراد فاقد امنیت شغلی و قشری از له شدگان زیر فشار برنامه های ریاضتی بوده اند ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
پنج‌شنبه  ۲۰ مرداد ۱٣۹۰ -  ۱۱ اوت ۲۰۱۱


شورش های خیابانی در طی چند روز اخیر در مناطقی از لندن و بعضی دیگر از شهرهای بریتانیا تاکنون موجب خسارت های بسیاری شده و تعطیلات تابستانی دولت "دیوید کامرون" نخست وزیر این کشور را تبدیل به پر کارترین روزهای کابینه کرده است. خشونت ها در لندن در پی کشته شدن "مارک دوگان" جوان ۲۹ ساله در منطقه تاتنهام توسط پلیس آغاز شد و اعتراض آرام روز بعد نسبت به اقدام پلیس، در شب همان روز به کابوسی مبدل شد که ادامه آن در شب های بعد آرامش را از بریتانیا ربود. بنا بر اظهارات پلیس تاکنون صدها تن در طی خشونت های سه شب گذشته بازداشت شده اند که برای ۴۵ نفر از آنان پرونده اتهامی تشکیل شده است. درگیری هایی که ابتدا از مناطق فقیرنشین تاتنهام آغاز گردید سپس و خیلی زود به مناطق "انفیلد، والتامستو، والتام فارست در شمال و بریکستون در جنوب لندن" کشیده شد.

اعتراض به قتل یک جوان به دست پلیس هر چند که نطفه آغاز ناآرامی و خشونت های اخیر بوده است اما "آنارشی" حاکم بر فضای کنونی شهر لندن و تا حدودی بریتانیا بسیار فراتر از این بهانه می باشد. گستردگی دامنه خشونت ها، آتش سوزی های مهیب و غارتگری وسیع از تاتنهام به شمال، جنوب و شرق لندن، نشاندهنده ظهور یک جنبش کور و بدون سازمان است که موتور محرکه آن نه تشکل های سیاسی که جوانان بیکار، افراد فاقد امنیت شغلی و قشری از له شدگان زیر فشار برنامه های ریاضتی بوده اند. دمکراسی اجتماعی اروپا چند وقتی است که تحت الشعاع بحران اقتصادی و عدم امنیت نسبت به آینده قرار گرفته و توجه یا تمرکز بیرونی سیاستمداران به مولفه های بیرونی امنیت، این روند را تشدید کرده است. شورش های لندن نیز دنباله همان جنبش های اعتراضی می باشد که هم اکنون خیابان های یونان، پرتقال، اسپانیا و ایتالیا را در نوردیده است با این تفاوت که در اینجا رویه ی کور این روند خود را بروز می دهد. این یک زنجیر به هم پیوسته از بازخوردهای "زشت و زیبا" است که در یک محیط در قالب جنبش های آگاهانه سیاسی – اجتماعی بروز می کند و در محیط دیگر در قالب حوادث تاسفبار نروژ و بریتانیا خود را به جامعه تحمیل می کند. نقطه مشترک در تمام این وقایع بحران اقتصادی، مخدوش شدن هویت در محیط دمکراتیک، اخلال در امنیت درونی به واسطه "آلترناتیوسازی" امنیت از منظر بیرونی، رشد بیکاری، حذف امتیازات حداقلی معیشتی طبقات نابرخوردار و شکاف اجتماعی دولت – ملت در وضعیت جدید خواهد بود. اروپا قبلا نیز با حوادث آنارشیک در مقاطع مختلف روبرو بوده است اما تفاوت وقایع اخیر به جهت گستردگی جغرافیایی و عدم اعتماد فزاینده ی اقشار جوان به سیاستمداران و مدیریت سیاسی – اقتصادی موجود، گویای شکل گیری یک موج اعتراضی در اشکال متفاوت است.                           

بعد از جنگ جهانی دوم برای اولین بار قاره اروپا به صورت گسترده مواجه با یک سیکل معیوب و بحران های مزمن و دامنه دار در یک گستره ی محیطی وسیع شده است. این سیکل اخلالگرایانه به جهت همپوشانی حوزه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و امنیتی در تقابل با وضع موجود، هم اینکه عمق بحران را نشان می دهد و هم اینکه پتانسیل مدیریتی برای کنترل بحران را تضعیف کرده است. وقایع متفاوت یونان، پرتقال، اسپانیا، ایتالیا، نروژ و هم اکنون لندن این موضع را اثبات می کند که یک دهه یورتمه رفتن در میدان انتقال بحران و تمرکز بر حوزه بیرونی با موانعی روبرو شده است که پریدن از آن دیگر به راحتی گذشته مقدور نخواهد بود. نهادینه شدن مولفه هایی در حوزه سیاست، اقتصاد و امنیت در جوامع اروپایی که در بطن خود واجد تناقض و گسست های ذاتی می باشند، هم اکنون در مسیرهای متفاوتی نقش آنارشیک و ساختارشکنانه خود را بروز می دهند. اکثر نظرسنجی هایی که در طی چند سال گذشته توسط موسسات معتبر نظرسنجی انجام گرفته است، نشان می دهد که اعتماد عمومی به ساخت سیاسی و مدیریت اجتماعی – اقتصادی به شدت در حوزه اروپایی دچار سقوط آزاد شده است. ظاهرا غرب به جای صدور دمکراسی به شرق خود دچار یک نوع افراط گرایی از نوع شرقی شده است که مستقیم و غیرمستقیم حیات جامعه دمکراتیک آن را مورد تهدید قرار می دهد. شورش های خیابانی لندن هر چند که فاقد سازمان و مولفه های مبارزات دمکراتیک می باشد اما اینکه آن را غیرقابل پیش بینی و بدون پیش زمینه دانست از اساس می تواند گمراه کننده به حساب آید. حتی اگر جنبش های اعتراضی یونان، پرتقال، اسپانیا و ایتالیا را "حاشیه" بحران اقتصادی و برنامه های ریاضتی دانست، حوادث تروریستی نروژ را "حاشیه" افراط گرای راست و بنیادگرایی مسیحی به شمار آورد و امروز نیز وقایع تاسفبار لندن را "حاشیه" عدم امنیت اجتماعی و سرخوردگی جوانان از آینده به حساب آورد، اما تجمیع این حوادث در گستره محیطی آن بیانگر یک "متن" مخدوش شده در وضع موجود بوده است. لندن نیز بر اساس تجارب تاریخی بعد از چند روز دیگر تا حدودی آرام می گیرد و مدیریت شهری به همراه کارگران شهرداری و آتش نشانی لندن ویرانی ها و نازیبایی های رفته بر شهر را پاک می کنند ولی نشنیدن صدای زنگ خطری که نواخته شده است می تواند بارها در دیگر کشورهای اروپایی تکرار شده و هر رویایی را به کابوس تبدیل کند.

اردشیر زارعی قنواتی