از نبرد بیرونی تا اعتراضات درونی


اردشیر زارعی قنواتی


• روند افراط گرایی سیاسی در پیوند با بنیادگرایی یهودی در اسرائیل که هم اکنون به بهترین وجه ممکن در ساخت سیاسی آن و دولت راستگرای "بنیامین نتانیاهو" تبلور یافته است، فراتر از کنش های بیرونی آن در درون این جامعه نیز بازخوردهای واپسگرایانه و محافظه کارانه خود را بروز می دهد ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
چهارشنبه  ۲ شهريور ۱٣۹۰ -  ۲۴ اوت ۲۰۱۱


افکار عمومی جهانی و به تبع آن تحلیلگران بین المللی در طول سال های اخیر تحت تاثیر مناقشه فلسطینی – اسرائیلی همواره عادت کرده اند که مسائل جامعه اسرائیل را تنها از جنبه بیرونی مورد ارزیابی قرار دهند. این واقعیت هر چند که ریشه در هویت نامتجانس و غیر حقوق بشری رژیم اسرائیل در برخورد با موجودیت فلسطینی و ساخت سیاسی منطقه یی دارد، اما بازگو کننده تمام حقیقت نخواهد بود. موقعیت "زشت مطلق" ساخت بیرونی رژیم تل آویو که اصول اولیه حق تعیین سرنوشت برای ملت فلسطینی را به طور عینی تا به امروز انکار کرده است موجب شده تا تحولات "زشت و زیبای" درونی آن همواره تحت الشعاع قرار بگیرد. روند افراط گرایی سیاسی در پیوند با بنیادگرایی یهودی در اسرائیل که هم اکنون به بهترین وجه ممکن در ساخت سیاسی آن و دولت راستگرای "بنیامین نتانیاهو" تبلور یافته است، فراتر از کنش های بیرونی آن در درون این جامعه نیز بازخوردهای واپسگرایانه و محافظه کارانه خود را بروز می دهد. دولت ائتلافی نتانیاهو هم اکنون ملغمه یی از راستگرایان حزب "لیکود"، افراط گرایان ناسیونالیست حزب "اسرائیل خانه ما" و بنیادگرایان حزب مذهبی "شاس" است که به موازات سرسختی و یکجانبه نگری در عرصه بیرونی در بطن درونی جامعه اسرائیلی نیز حامل ستیز، راست روی و تحمیل ایدئولوژی دولت یهودی بر ساخت سیاسی – اجتماعی می باشد. حتی همپیمانی حزب کارگر با دولت نتانیاهو نیز حاصل تفوق جناح راست این حزب به رهبری "ایهود باراک" وزیر دفاع فعلی بر جناح چپ حزب بوده است که این خود نشاندهنده سیر تاریخی جناح راست در همزیستی سیاسی – اجتماعی در درون ساخت قدرت می باشد. در این مجموعه به موازات سخت تر شدن مواضع این رژیم در مقابل صلح خاورمیانه و عدم تعلیق شهرک سازی های یهودی نشین در اراضی اشغالی، بافت درونی جامعه هم دستخوش فعل و انفعالات راست روانه و سیاست های اقتصادی انقباضی در چارچوب حذف امتیازات رفاهی و فشار بر طبقات زیرین شده است. به همین دلیل به همان نسبت که در حوزه بیرونی دولت نتانیاهو هم اکنون با فشار افکارعمومی بین المللی روبرو و در جامعه جهانی به نوعی در انزوا قرار گرفته است، در حوزه درونی نیز صلح طلبان، طبقات فرودست و جوانان بیکار در تقابل با ساخت حاکم یک جنبش قدرتمند اعتراضی را شکل داده اند. شنبه های اعتراضی جوانان اسرائیلی تحت تاثیر جنبش های عربی و اعتراضات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در کشورهای اروپایی می رود تا یک موج داخلی را علیه دولت راستگرای نتانیاهو تعمیق بخشد. این موج اعتراضی قدرتمند با توجه به تداوم آن در طی هفته های اخیر موجب شده است تا برای اولین بار ساکنان یهودی و عرب ساکن در اسرائیل فراتر از تحولات حوزه بیرونی، تمرکز خود را بر فروپاشی سیستم رفاه اجتماعی و سخت تر شدن زندگی زیر بار فشارهای اقتصادی و برنامه های ریاضتی دولت حاکم معطوف کنند. اگر در جمعه های عربی در مخالفت با دیکتاتوری های موروثی مردم شعار "الشعب یرید اسقاط النظام" سر می دادند هم اکنون شنبه های اسرائیلی با طنین شعار "الشعب یرید اسقاط الغلاء" همراه است.
در طول چهار هفته گذشته و به خصوص پس از ٣۰ ژوئیه که بیش از ۱۰۰ هزار نفر در سراسر اسرائیل در اعتراض به سیاست های اقتصادی دولت که منجر به رشد سرسام آور کرایه مسکن گردید، به خیابان ها آمدند تا به امروز این جنبش اعتراضی عرصه را بر نخست وزیر سخت کرده است. در حمایت از این اعتراضات در اول ماه اوت نیز بیش از ۱۵۰ هزار تن از کارمندان دولت دست از کار کشیدند و یک اعتصاب ۲۴ ساعته را سازمان دادند. در حالی که بسیاری از خبرگزاری ها و تحلیلگران از تظاهرات ۱۰۰ هزار نفری در اسرائیل به عنوان یک اعتراض بی سابقه تاریخی یاد می کردند سیر تحولات به سمتی می رفت که خبر از روزهای سخت تر دولت ائتلافی می داد. روز شنبه ۶ اوت این اعتراضات به اوج خود رسید و با سرازیر شدن بیش از ۲۷۰ هزار تن به خیابان های تل آویو در اعتراض به افزایش کرایه مسکن و گرانی مواد غذایی، نشانه های روشنی از حیات دامنه دار یک جنبش مدنی اعتراضی پدیدار گشت. بنا به گزارش پلیس اسرائیل در این روز حدود ٣۰۰ هزار نفر در اعتراضات سراسری شرکت کرده و مخالفت خود را با سیاست های اقتصادی دولت حاکم ابراز کردند. در روز شنبه ۱٣ ماه اوت نیز ده ها هزار تن در شهرهای "تل آویو، حیفا، نقب و بئرالسبع" در اعتراض به وضع نابسامان اقتصادی به خیابان ها آمده و در بعضی از میدان های اصلی شهر کمپ های چادری خود را برقرار ساختند. در بحبوحه این اعتراضات که عمدتا توسط جوانان سکولار سازمان داده شده بود، بعضا دسته های کوچکی از بنیادگرایان یهودی نیز با حضور در حاشیه تجمات اعتراضی خواهان گسترش شهرک سازی های یهودی نشین در شرق بیت المقدس شدند که با عکس العمل بسیار منفی معترضان روبرو شدند. معترضان به صراحت حضور این دسته های فرصت طلب در بین خود را محکوم کرده و اعلام نمودند که راه حل مشکل مسکن در گسترش شهرک سازی های یهودی نشین نخواهد بود. اینکه هم زمان با تداوم این جنبش اعتراضی دولت نتانیاهو با تصویب یک طرح ضربتی که توسط "الی بیشای" وزیر کشور از حزب شاس نهایی گردید، دستور احداث ۹٣۰ واحد مسکونی جدید در منطقه اشغالی "هرخوما" در شرق بیت المقدس را صادر کرد، قبل از آنکه پاسخگویی به جنبش اعتراضی تلقی شود در راستای سواستفاده و فرافکنی از موقعیت کنونی است. کابینه رژیم تل آویو چند روز بعد نیز مجوز ساخت ۱۶۰۰ واحد مسکونی دیگر در شرق بیت المقدس را به تصویب رساند که نه تنها از موج اعتراضات نکاست که حتی خود موجبی برای ابراز انزجار جهانی نسبت به رویه حاکم گردید. دولت نتانیاهو ضمن تاکید بر شنیدن خواست معترضان در جلسه ی کابینه با رد سیستم اعتبارات سوبسیدی در نظام اقتصادی، هشدار می دهد که اسرائیل می بایست برای عدم فروغلتیدن در بحران اقتصادی اقدامات پیشگیرانه را دنبال کند. تاکید نتانیاهو بر اقدامات پیشگیرانه دقیقا همان سیاسیت "ریاضت اقتصادی" است که هم اکنون در بعضی کشورهای بحران زده ی اروپایی در حال انجام بوده و موجب تشدید اعتراضات مردمی در این مناطق شده است. پیوند زدن بحران اقتصادی درونی با سیاست های نابخردانه بیرونی در کنار نسخه درمانی برای برون رفت از این بحران دولت حاکم را به صورت هم زمان در منگنه دو سنگ آسیاب قرار داده است که در صورت ادامه می تواند موجب له شدن دولت راستگرای افراطی موجود شود. تجربه نشان داده است اعتراضات مدنی در مخالفت با سیاست های راست روانه اقتصادی در درون جامعه هیچگاه با راه حل های تحمیلی و راست افراطی در حوزه بیرونی قابل مهار نخواهد بود. این جنبش اعتراضی که هم اکنون در اسرائیل بروز و ظهور یافته است ادامه همان جنبش هایی است که هم اینک در پرتقال، یونان، اسپانیا و ایتالیا جریان داشته و ماهیت اجتماعی - طبقاتی دارد که به همین دلیل نسخه های راست روانه ریاضتی و انتقال فشار به حوزه بیرونی هرگز نسخه مناسبی برای درمان آن نخواهد بود. زمان نگاه از درون، حداقل برای بخش مهمی از جامعه اسرائیلی فرارسیده است و ساخت سیاسی حاکم دیگر به راحتی گذشته قادر نخواهد بود تا بحران های درونی خود را تحت تاثیر مناقشات بیرونی توجیه کرده و افکارعمومی را فریب دهد.